

دیروز دشمنان قسم خورده مردم ما می خواستند، یکبار دیگر مردم ما را به سوگ بنشانند، که خوشبختانه به هدف شان نرسیدند، اما با تاسف خونخواری آنها جان چند تن از مسافران غیر هزاره را گرفت. قرار گزارش رسانه های پاکستانی، تروریستان خون آشام یک ماین کنار جاده ای را در یک موتر سایکل جابجا نموده و موتر سایکل را در کنار سرک ساحه مستونگ ایستاد کرده بودند، که در زمان عبور اتوبوس های حامل زایران و کارگرانی که ایران می روند، آنرا انفجار دهند. قرار گزارش ها، تروریستان خوشبختانه به هدف شانر نرسیدند، بخاطری که آنها نتوانستند ماین را به موقع منفجر نمایند. یعنی ماین آنها دقایقی بعد از عبور دو اتوبوس حامل زایران انفجار کرد، که در نتیجه به زایران و کارگران مردم ما هیچ آسیب نرسید، اما متاسفانه یک اتوبوس دیگر را که حامل مسافران غیر هزاره بود، آسیب شدید رساند. از جمله مسافران آسیب دیده اتوبوس، شش تن آنها کشته و در حدود پنجاه تن شان زخمی شدند.
قابل یادآوریست که در این آواخر این چندمین حمله تروریستان است که خوشبختانه عامل ضربه زدن به مردم ما شده نمیتواند. چندی قبل سخنگوی لشکر جهنگوی با یکتن از دوستان اش توسط پولیس ازبین برده شدند، سپس شخص انتحاری را که آنها فرستاده بودند، پولیس و اهالی وی را از بین برد...

انجمن خوشنویسان معاصر کویته در سلسله ی فعالیتهای فرهنگی و هنری خویش، طی محفل با شکوهی روز یکشنبه 10/6/2012م، با حضور عده ای کثیری از مردم خصوصا فرهنگیان، مدیران مکاتب، استادان و دانش آموزان مکاتب مختلف شهر کویته کتاب "بازتاب اندیشه های رهبر شهید (رح) در هنر" را رونمایی نموده و همچنان از شصت و پنجمین سالروز ولادت رهبر شهید استاد عبدالعلی مزاری، تجلیل به عمل آورد. مهمان خصوصی محفل محترم حسین رضایت مسؤول عمومی فدراسیون سراسری هزاره های استرالیا بود.
محفل با تلاوت قرآن کریم حوال ساعت چهار بعد از ظهر توسط فریدون سعیدی آغاز شد. سپس انانسر محفل برادر جلیل تجلیل، سه تن از مهمانان گرامی را در جایگاه فراخواندند. بعد آقای جاوید حسین رضایت، آقای احمد علی کهزاد جنرال سکرتری حزب هزاره دمکراتیک و استاد عبدالغفور ربانی با قطع نوار از کتاب بازتاب اندیشه های رهبر شهید در هنر رونمایی کردند. در سلسله محفل سه قطعه شعر در رسای رهبر شهید به خوانش گرفته شد و نیز سخنرانان هر کدام به نوبه خویش نقطه نظرات شانرا در مورد کتاب و رهبر شهید استاد عبدالعلی مزاری بیان کردند.
آقای عصمت الله سعیدی، مسوول انجمن خوشنویسان معاصر شهر کویته اولین سخنرانی بود که با قرار گرفتن در جایگاه، از تشریف آوری مهمانان اظهار سپاس نموده و در ضمن تبریگ گفتن سالگشت تولد رهبر شهید، در مورد کتاب بازتاب اندیشه های رهبر شهید و مراحل تکمیل آن معلومات کافی برای حاضرین در محفل ارایه دادند. همچنان ایشان از کسانی که در راستای نشر این کتاب، خصوصا محمد همدم و محمد مهدی یاوری که مبلغ یک لک کلدار را برای چاپ این کتاب پرداخته بودند، تشکر کرد. دومین سخنران آقای رضایی بود، که ایشان در هنر، جایگاه هنر و مسوولیت جوانان در قبال اندیشه های رهبر شهید و مردم خویش سخنانی ارزشمندی را ارایه کردند.
آقای حسین رضایت مسؤول عمومی فدراسیون سراسری هزاره های استرالیا، سخنران بعدی محفل بود. ایشان در ضمن تبریک سالروز تولد رهبر شهید و رونمایی کتاب بازتاب اندیشه های رهبر شهید در هنر به مردم، پیام تمنیات نیک، همدردی، همبستگی و پشتبانی همه جانبه هزاره های استرالیا را از هزاره های کویته به سمع مردم رساندند. سپس ایشان در سلسله سخنانشان، کار انجمن خوشنویسان را تقدیر نموده و آنرا الگوی ارزشمند برای دیگران دانستند. آقای حسین رضایت یاد آور شدند، آن ملتی که اسطوره نداشته باشد و اسطوره ساخته نتواند، به مرور زمان خود بخود حذف میشود و از بین می رود. همچنان وی همبستگی ملی هزارهای جهان را یک نیاز اساسی برای آینده مردم خاطر نشان ساختند. ایشان یاد آور شدند که زمانی حذف هزاره ها گذشته است، دیگر دوره عبدالرحمان را کسی تکرار نمی تواند، اما به شرطی که ما یکی باشم، متحد باشیم، از یکدیگر با خبر باشیم و در همه موارد در کنار یکدیگر ایستاد شویم و با درایت و اندیشه مشکل خویش را حل کنیم و نگذاریم کسانی ما را از پشت خنجر بزنند...
آقای کهزاد آخرین سخنران محفل بود، ایشان نیز در ضمن تبریک باد سالروز تولد رهبر شهید و رونمایی کتاب بازتاب اندیشه های رهبر شهید در هنر، سخنانی ارزشمندی را در مورد هنر، وظیفه هنرمند و وضعیت فعلی هزاره های کویته ارایه نمودند. بعد از آقای کهزاد، هنرمند محبوب مردم ما، اسد سرخوش با نواختن دمبوره صدای دل مردم خویش را فریاد کشیدند. سرخوش مورد تشویق زیاد حاضران در محفل قرار گرفت. در ختم محفل انجمن خوشنویسان معاصر کویته به پاس زحمات و همکاری دوستانی که به هر نحوی با انجمن خوشنویسان معاصر کویته همکاری نموده بودند، به آنها تقدیر نامه تقدیم نمود.

استاد سعیدی در حال سخنرانی

آقای رضایی در حال سخنرانی

آقای رضایت در حال سخنرانی

آقای کهزاد در حال سخنرانی

نمایی از حاضرین در مراسم

انجمن خوشنویسان معاصر کویته در سلسله ی فعالیتهای فرهنگی و هنری خویش، برای رونمایی کتاب "بازتاب اندیشه های رهبر شهید (رح) در هنر" و تجلیل از شصت و پنجمین سالروز ولادت رهبر شهید استاد عبدالعلی مزاری، محفل با شکوهی را تدارک داده است.
اعضای انجمن خوشنویسان معاصر کویته، از عموم رهروانان صدیق رهبر شهید چشم انتظار شرکت در این محفل را دارند.
مکان: ملت شادی هال – جنرال موسی خان هزاره رود - هزاره تاون کویته
زمان: روز یکشنبه 10/6/2012 میلادی، راس ساعت 3 بعد از ظهر
حملات تروریستان بر هزاره های کویته متوقف نشده است و همچنان ادامه دارد. به تاریخ 24/5/2012م، تروریستان در اثر حمله بر یک تن از هزاره ها به نام امیر محمد در ساحه سریاب رود وی را به شهادت رساندند. به تاریخ 30/5/2012 میلادی تروریستان مسلح سوار بر موترسایکل در اثر حمله بر شخصی به نام علی محمد در زمانی که وی از کارش به طرف خانه بر می گشت در ساحه جواینت رود حوالی ساعت هفت شب، وی را به شهادت رساندند.
به تاریخ 1/6/2012م، تعدادی از ساکنان هزاره تاون بخاطر شرکت در جلسه کویته یک جهتی کونسل، در حینیکه از اسپنی رود عبور می کردند، با یک موتر مشکوک بر خورده بودند. موتر مشکوک در زمان عبور قافله هزاره تاون، با سرعت زیاد خود را با یکی از موترهای قافله زده بود، در همین اثنا دو تن از جوانان هزاره شامل جلوس که مسلح بودند و موتر سایکل سوار، بدون درنک بر سرنشینان موتر مشکوک شلیک کرده بودند، که در نتیجه موتروان کشته و همراهش توسط پولیس دستبند زده شده و دستگیر گردید بود. بعد از تحقیات پولیس معلوم شد که فردی که کشته شده است، پسر مولوی عطا الله یکی از وزرای اسبق بلوچستان مربوط به جمعیت علمای اسلام بوده است. پولیس در تحقیقات بعدی اش راپور اش را طوری نشر کد، که از موتر وزیر اسبق، کدام اسلحه و یا شی مشکوکی را به دست آورده نتوانسته است، لهذا پولیس دو نفر از جوانان هزاره ها را به نام تروریست متهم نموده و دستگیر نمود. روز بعد از حادثه مولوی های اهل تسنن به خاطر اعتراض به کشته شدن مولوی امداد الله پسر وزیر اسبق در نقاط مختلف شهر تظاهرات نموده و در ضمن از طریق رسانه ها مسوول حمله بر پسر وزیر اسبق را همان دو تن از جوانان هزاره ها نامزد کردند. تحقیقات پولیس در این مورد ادامه دارد، تا دیده شود که مساله به کجا خواهد رسید...
به تاریخ 2/۶/2012م، زمانی که یک تن از هزاره های کویته از کراچی برگشته و از ترمینال "صدا بهار" واقع دبل رود به طرف منزلش بر می گشت مورد حمله تروریستان قرار گرفته و به شهادت رسید. قابل یادآوریست که در این حادثه برادر شهید اندکی زخمی گردیده بود و نیز موتروان حامل شان که ازبک بود، نیز به خاطر همخوانی قیافه اش با هزاره ها به شهادت رسید.
امروز 3/۶/2012م، روز یک شنبه، در حالی که وزیر اعظیم پاکستان آقای گیلانی در بلوچستان است و روی مسایل بلوچستان و امنیت این ایالت صحبت می کند، نیز تروریستانی موتر سایکل سوار بر دوکانی ولدنگ کاری که واقع در سرکی رود است و مربوط به شیعیان قندهاری حمله کردند و در نتیجه چهار تن از شیعیان قندهاری، یک تن از کارگران پشتون و یک پشتون دیگری که از آن ساحه عبور می کرد و یک پولیس را که در همان نزدیکی در حال اجرای وظیفه اش بود، به شهادت رساندند.
به اطلاع دانش آموزان و خصوصا فارغان صنوف دوازدهم رسانده میشود، اینکه کشور ترکیه در سال جاری، بورسیه های تحصیلی اش را برای دانش آموزان افغانستانی و پاکستانی از طریق آنلاین (انترنیتی) ارایه میدارد. آنعده از دوستانی که خصوصا شهادتنامه های شانرا در دست دارند و مایل اند تا بورسیه تحصیلی ترکیه را حاصل نمایند، لطفا الی تاریخ 1/6/2012م، فورمه درخواست شانرا با استفاده از سایت بورسیه کشور ترکیه "سایت اسکالرشیپ ترکیه" تکمیل نمایند. قابل یاد آوریست که دانش آموزان بعد از باز کردن این سایت، از قسمت بالایی سمت راست آن جهت آسانی کار زبان انگلیسی را انتخاب کنند و بعد جهت اخذ معلومات بیشتر در مورد بورسیه از قسمت سمت پایینی سمت چپ، اول روی لینک Anatolian Scholarship کلیک نموده و بعد از به خوانش گرفتن آن و کسب معلومات، حالا برای شان اکاونت از قسمت بالایی سمت راست، درست نموده و بعد فورمه نه صفحه ای را خانه پری نمایند.
بورسیه های ترکیه نه تنها برای فارغان صنف دوازدهم، بلکه برای کسانی که لیسانس دارند و یا ماسترا گرفته اند، نیز می باشد. آنها نیز می توانند از طریق همین سایت فورمه ها را خانه پری نموده و درخواست کسب بورسیه برای ادامه تحصیل شان نمایند.
دوستان می توانند، برای اخذ معلومات بیشتر در این مورد از طریق سایت ایچ دی پی نیز کمک بگیرند و نیز با استفاده از آدرس ها و شماره های افراد زیر خواهان همکاری شوند:

فیلم کوتاه انیمیشن مهدی بختیاری به نام "نجات"، در جشنواره فیلم های کوتاه پولیسی افغانستان که توسط وزارت داخله و موسسه "یو این دی پی" برگزار شده بود، مقام نخست را از آن خود کرد. قابل یادآوریست که در جشنواره مجموعا پانزده قطعه فیلم کوتاه مستند، داستانی و انیمیشن از فیلم سازان افغانستانی راه یافته بودند، که با موضوع های: نمایش قهرمانی، شهامت، از خود گذری و پایمردی نیروهای پولیس ملی کشور در رویارویی با چالش های گوناگون، به منظور تغییر نگرش مردم نسبت به نقش و عملکرد نیروهای پولیس به رقابت پرداختند.
جشنواره به تاریخ بیست و هفتم ثور 1391ه ش، با برگزاری یک مراسم ویژه از سوی وزارت امور داخله ی جمهوری اسلامی افغانستان به همکاری برنامه ی انکشافی سازمان ملل متحد، در هوتل کابل سرینا گشایش یافته بود و سپس پانزده فیلم کوتاهی که در مورد نیروهای پولیس ملی افغانستان، ساخته شده بودند، درنقاط مختلف شهر کابل، از طریق سینما، شبکه های تلویزیونی و لوحه های تبلیغاتی چهار راه ها به مدت پنج روز نمایش داده شده بودند و در نهایت مراسم ویژه ی اختتامیه ی جشنواره فیلم های کوتاه پولیس، شام یکشبنه در باغ بابر شهر کابل، با حضور شمار زیادی از مقام های دولتی به شمول لوی پاسوال غلام علی وحدت معین تامیناتی وزارت امور داخله، مل پاسوال عبدالواسیع روفی سرپرست معینیت پالیسی و استراتیژی و برخی دیگر رییسان و جنرالان این وزارت، نمایندگان مردم در شورای ملی، اعضای جامعه مدنی، رسانه ها و فیلم سازان، برگزار گردیده بود، که در آن ضمن سپاسگذاری از فیلم سازان و سینماگران، فیلم های نمایش داده شده، مورد بررسی قرار گرفته و از میان آنان در بخش انیمشن، فیلم کوتاه نجات انیمیشنی ساخته مهدی بختیاری به عنوان فیلم برتر، مقام اول جشنواره را به دست آورد.
مهدی بختیاری متولد سال ۱۹۸۸م، است. وی دیپلوم در گرافیک دارد و نیز محصل سال دوم رشته علوم سیاسی است. مهدی بختیاری زمینه کاری اش شامل انیمیشن٬ گرافیک دیزاین٬ کارگردانی٬ طراحی کرکتر٬ کامیک استریپ٬ استوری بورد و کارتون است. وی فعالیت حرفه ای خود را از سال ۲۰۰۵م، بعنوان تصویربردار و ادیتور آغاز و فعلا در حیطه فعالیتهای هنری شخصی و همکاری با تعدادی از نهادهای فرهنگی بسر می برد. انیمیشن نجات نخستین تجربه انیمیشن دوبعدی جدی او بود که خوشبختانه با ارسال به اولین جشنواره٬ این فلم مقام اول را آن خود کرد.
مسوولین وبلاگ کویته، کسب مقام اول را برای مهدی بختیاری، خانواده و دوستان وی تبریک گفته و از بارگاه متعال برایش آرزوی موفقیت های مزید در راستای کارهای هنری می کند.
نبشته: ع. ر
این نبشته نه مقاله تحقیقی است و نه هم حماسی، بلکه یاد داشت کوتاه به قسم محصول از تجریه ایست، که در جریان حوادث اخیر کویته کسب شده است و بازگو کردن آن وظیفه وجدانی در قبال سرنوشت جمعی مردم ماست. چنانچه از عنوان نبشته معلوم است، در قالب چند سطری کوشیده می شود، تا حاصل بزرگ نمایی های بیش از حد عده ای را بازگو کنم، که دشمن جان جوانان ما شده است.
به تاریخ ۲۳/۴/۲۰۱۲م، صبح، زمانی که یک موتر پولیس در حال گذر از سرک "بای پاس" بود، متوجه یک موتر مشکوک سفید رنگ از نوع "تو دی" شده بود. پولیس ها با اشاره به این موتر، امر توقف آنرا داده بودند، اما سرنشینان موتر سفید که دو تن بوده اند، بدون اعتنا به موتر پولیس به راهشان ادامه داده بودند. این بی اعتنایی را پولیس ها پذیرفته نتوانسته و به تعقیب موتر پرداخته بودند، اما بازهم سرنشینان موتر سفید حاضر به ایستاد کردن موتر شان نشده بودند، تا اینکه بعد از چند دقیقه تعقیب و گریز، سرنشینان موتر سفید رنگ، بر پولیس ها شلیک کردن را شروع نموده بودند. پولیس ها چون صحنه را اینگونه دیده بودند، موضوع را فورا به مراجع بالاتر شان اطلاع داده بودند، پولیس ها بعد از کسب امر از مقامات بالا، تعقیب شانرا همچنان ادامه می دهند. دقایقی بعد زمانی که صحنه بر موتر سفید رنگ تنگ میشود، سرنشینان آن از سرک پای باس به طرف پایین یعنی ساحه کرانی به راه شان ادامه می دهند. در همین قسمت موتر های کمکی پولیس، ایف سی و ای تی ایف به صحنه می رسند. موتر سفید رنگ زمانی که می بیند، تعقیب شان جدی است و راه فرار توسط موتر نیز مسدود شده است، از موتر شان پیاده شده و در ضمن شلیک کردن بر پولیس ها به فرار شان با پای پیاده ادامه می دهند. در جریان شلیک سرنشینان موتر سفید رنگ، یک مرمی به دست یکی از پولیس ها اصابت می کند. در همین اثنا نیروهای انتظامی ایف سی، ای تی ایف و پولیس هر سه شان بر دو نفر فراری شدیداً شلیک نموده و در نتیجه آنها را جابجا می کشند.
بعد از کشته شدن هر دو تن سرنشینان موتر سفید، پولیس هویت آنها را به نام "دو تن از تروریستان نامعلوم" نشر کردند. بعد از ظهر همان روز یکی از روسای ساحوی پولیس نیز طی کنفرانس مطبوعاتی اش، در حالی که از کشته شدن دو تن تروریست اظهار خرسندی می کرد، هویت تروریستان برایش مجهول بود. در این میان، عده ای از مسوولان صفحات فیسبوکی مردم ما، نیز آگاهانه یا ناآگاهانه کشته شدن دو تن از تروریستان را یک دست آورد بسیار بزرگ دانسته و کسی را که این دو تروریست را کشته بودند، یکتن از پولیس های هزاره به نام محمد حسین معرفی کردند. در حالیکه بدون شک در جریان آنقدر شلیک توسط سه نیرو، نمیتوان مشخصا گفت، که توسط شلیک های کی دو تروریست کشته شده است. از طرف دیگر طبق قانون خود نیروهای انتظامی برای به خطر نیافتاندن زندگی نیروهای شان، آنها هیچگاه نام کسی را که با شلیک کردنش مجرمین کشته میشوند، افشا نمی کنند، اما مسوولان بعضی صفحات مردم ما تا حتی با دیزاین نمودن بعضی پوستر ها بیش از حد به بزرگ نمایی پرداخته و به فکر اینکه دشمنان مردم ما همه شان نابوده شده اند، یکتن از پولیس های مردم ما را که در جریان تعقیب کردن تروریستان، توسط موتر پولیس شامل سرنشینان موتر پولیس بود، معرفی کردند.
تا حتی روزنامه های رسمی پاکستان نیز از هویت آنها آگاهی نداشتند و در گزارش های شان نوشته بودند، که در جریان زد و خورد با پولیس، دو تن تروریست کشته شده اند. قرار گزارشها، فردای آنروز حوالی ساعت یازده بجه قبل از ظهر بالآخره رییس پولیس شهر کویته از طریق برادران هر یک از آنها که در پولیس اند، آگاهی یافت، که افراد کشته شده، یک تن اش سخنگوی لشکر جهنگوی بلوچستان با نام مستعار "علی شیر خدا حیدری" که تحت تعقیب پولیس قرار داشت و جایره ازبین بردنش یک ملیون کلدار بود و دیگرش مسوول عملیات بلوچستان لشکر جهنگوی به نام "نصیر احمد ریسانی" که وی نیز تحت تعقیب پولیس قرار داشت و جایره ازبین بردنش یک ملیون کلدار بود، می باشند.
پس فردای کشته شدن علی شیر حیدری با نصیر احمد ریسانی، سخنگوی جدید لشکر جهنگوی اینبار با نام مستعار ابوبکر صدیق از طریق تلفون با مرکز رسانه های شهر کویته تماس گرفته و در ضمن تایید کشته شدن دو نفر از دوستانشان، شدیداً اخطار دادند که انتقام خون دوستان شانرا از پولیس ها خواهند گرفت. در این میان کسی را که ما خود با بزرگ نمایی بیجا و غیر مسوولانه خویش به حیث مسوول کشتار آنها معرفی کرده بودیم، مسلما در راس هدف آنها قرار داشته است.
بعد از چند حمله بر پولیس ها، به تاریخ 17/5/2012م، صبح اعضای لشکر جهنگوی بر موتری مربوط به پولیس که محمد حسین نیز در آن بود، حمله کردند. در اثر این حمله دو تن پولیس کشته و سه تن دیگر زخمی شدند. در میان زخمی شدگان محمد حسین نیز قرار دارد، اگرچه در اثر این حمله تروریستان، محمد حسین شهید نشد، ولی سخنگوی لشکر جهنگوی در بیانیه دیروز 18/5/2012م، اش از طریق رسانه ها چاپی کویته همچون دنیا، مشرق و غیره اعلان داشته است، که انتقام خون دوستان شانرا از پولیس های باقی مانده نیز خواهند گرفت.
حادثه بالا و بزرگ نمایی های بیجای مردم ما نمایانگر اینست که ما تا هنوز شرایط زمانی و جغرافیایی خویش را دقیق درک نکرده ایم. هر زمان و مکان بدون شک شرایط لازمه خودش را می خواهد. در این وضعیت که ما قرار داریم و می دانیم که بر نزدیک ترین دوستان خود اعتبار نمیتوانیم، پس چه لازم است که با بزرگ نمایی های بیجای خویش، انگیزه حمله دشمن را هرچه بیشتر بر جوانان خویش با بیرف ساختن شان مبذول نمایم. دیگران می کشند، ولی منکر می شوند. ما نا کشته، مسوولیت می پذیریم. شاید عده ای از دوستان ادعا کنند، که مطرح کردن اینگونه موضع به منظور روحیه دادن به هزاره های شهر کویته است، ولی دوستان گرامی نباید فراموش کرد، که تا حتی در صفحات فیسبوک دشمنان ما حضور پر رنگ دارند و بدون شک سو استفاده می کنند. از جمله کاربران فیسوک و صفحات الکترونیکی و خصوصا مسوولین صفحات اجتماعی خواهشمندم، بعد از سنجیدن عواقب نوشته ها و عکسها گرفته توسط شان، به نشر مطالب بپردازند، تا بتوانند گره ای از مشکلات مردم ما باز نکنند، نه آنکه خدا ناخواسته بر مشکلات مردم ما نا آگاهانه بیشتر افزایند. تجربه ای که از بزرگ نمایی و تحریک انگیزه دشمن در مورد جواد ضحاک کسب کردیم و در نهایت سبب شهادت ضحاک شد و همچنان تجربه ایکه سبب به خطر افتادن زندگی محمد حسین شده است، بس است. نباید در این وضعیت حساس با نشر عکس و یا نام های کسانی که طوری در دفاع از مردم ما در راس اند، عامل به خطر افتادن زندگی و آینده آنها و فامیل های شان گردیم...
منابع:
1. روزنامه های مشرق، جنگ و دنیا
2. سایت پولیس بلوچستان
3. یاد داشت های نگارنده
بعد از امنیت نسبی چند روزه متاسفانه امروز سه شنبه، 2012/05/15م، بازهم تروریستان، هزاره های شهر کویته را به سوگ نشاندند. ساعتی قبل در جاینت رود نزدیک دفتر پاسپورت دو تن دیگر، از هزاره های کویته که در انتظار باز شدن دفتر پاسپورت بودند، مورد حمله تروریستان سوار بر موتر سایکل قرار گرفتند، که در نتیجه آن هردوی شان جابجا شهید شدند و نیز یکتن دیگر به شدت زخمی گردیده است. شهدای حادثه هم اینک به امام بارگاه نچاری انتقال داده شده است و مردم سوگوار در امام بارگاه نچاری جمع اند. قرار بعضی گزارش ها هر دوشهید، با هم برادر اند.
تروریستان مثل تمام حوادث قبلی بعد از انجام عمل زشت و بزدلانه شان از صحنه فرار کرده اند و نیروهای انتظامی نیز مثل گذشته بعد از حادثه به صحنه رسیده و تلاش شانرا برای دستگیری عاملان حادثه شروع کرده اند، تلاشی که هیچ وقت نتیجه نداده است و تا هنوز توسط نیروهای انتظامی عاملان هیچ یک از حادثه ها دستگیر نشده اند.

روز جمعه 4/5/2012م، حزب دموکراتیک هزاره، در سلسله تظاهرات بین المللی اش بخاطر دفاع از حقوق انسانی هزاره ها و خصوصا محکوم کردن نسل کشی هزاره ها در کویته، جلسه ای بزرگ مردمی را در هزاره تاون راه اندازی نموده بودند. در جلسه عده ای کثیری از مردم کویته شرکت کرده بودند. جلسه تقریبا حوالی ساعت پنج بعد از ظهر به وقت کویته، با تلاوت کلام الله مجید شروع شد. سپس آقای سردار ساحل اولین کسی بود که به سخنرانی پرداخته و روی علت کشتار هزاره های کویته روشنی انداختند.
آقای زمان دهقان زاده دومین سخنران جلسه بودند، ایشان در سلسله سخنانشان یکی از عوامل عمده مساله کویته را در فعالیت های گسترده سازمان های استخباراتی کشور به خاطر کسب بعضی منفعت های شان دانستند. به گفته وی سازمانهای استخباراتی می خواهند با نسل کشی هزاره ها به چندین هدف شان برسند. اولا آنها می خواهند مردم را از دموکراسی متنفر نموده و زمینه به قدرت رسیدن دوباره ارتش را مساعد سازند. دوما آنها می خواهند با بد نام کردن مبارزان ملی، گرایش مردم را به طرف جنگ های مذهبی بیشتر نمایند و سوما می خواهند با راه اندازی جنگ های فرقه گرایانه، پاسخ کشتار ها را به نام فرقه گرایی و متهم کردن هردو طرف، به گردن یکدیگر شان بیندازند. وی یاد آور شدند که ما باید مبارزه نموده و در قسمت آگاهی و بیداری اجتماعی و سیاسی مردم خویش هرچه بیشتر تلاش کنیم، تا چوب سوخت جنگ های منفعتی دیگران نشوم.
بعد از وی محترم حسن رضا سکرتری اطلاعات حزب به سخنرانی پرداختند. ایشان جمله شان را با سخنی از بابه مزاری "در افغانستان شعار ها مذهبی و جنگ های نژادی است" شروع کردند. ایشان یاد آور شدند که راه ما راه بابه است و مبارزه ما ملی و برای هزاره ها است. آقای حسن رضا در ضمن یادآوری از سابقه جنگ های فرقه گرایانه در پاکستان، در مورد کارکردهای حزب دموکراتیک هزاره گفتند، که ما تلاش ما بر این بوده است، که روابط بین مذاهب و اقوام مختلف در شهر کویته را دوستانه سازیم و جنگ را تا اندازه زیاد کنترول نموده و نگذاریم که دشمن به هدف شان رسیده و جنگ قومی و مذهبی را شروع کنند. به گفته ایشان کسانی در تلاش اند، که با شدت بخشیدن به جنگ های مذهبی، ما را در بین اقوام شهر کویته تنها کنند، ولی ما همیشه تلاش کرده ایم، که جلو آنرا بگیریم...
آقای میرزا حسین هزاره، سخنران بعدی بودند، ایشان در ضمن سخنان دیگر، بر مبارزه آگاهانه تاکید کرده و یاد آور شدند که ما زمانی حقوق خویش را گرفته میتوانیم که صدای خود را بلند کنیم و صدا مردم ما را فقط یک حزب منظم سیاسی می تواند در سطح ملی و بین المللی بلند کند. ایشان از مردم درخواست کردند که از یگانه حزب سیاسی شان حمایت کنند و با کمک به حزب شان در اخذ حقوق مردم تلاش نمایند.
آخرین سخنران جلسه آقای عبدالخالق هزاره، رییس حزب دموکراتیک هزاره بودند، آقای عبدالخالق هزاره، اولا از حضور گسترده مردم قدردانی کردند و دوما تشکر و سپاس از هزاره های جهان به عمل آوردند که در قبال نسل کشی هزاره های کویته خاموش ننشستند و صدای اعتراض شانرا از اکثر نقاط جهان بر ضد نسل کشی هزاره های کویته به گوش جهانیان رساندند. ایشان اظهار خرسندی کردند که جای شکر است که امروز صدای مردم ما جهانی شده است و رسانه ها مجبور شده اند که از ما صحبت کنند و سازمانهای حقوق بشری نیز به رییس جمهور پاکستان نامه های اعتراضی بنویسند. آقای هزاره در سلسله سخنانشان در باره علت کشتار هزاره های شهر کویته یاد آور شدند که متاسفانه در کویته فقط هزاره ها نسل کشی میشوند و دلیل اش را اینطور بیان کردند که مبدا جنگ فرقه ای پنجاب بود، جایی که شیعه و سنی بر یکدیگر می تاختند، ولی اینک در آنجا جنگی نیست، ولی به نام فرقه گرایی، در کویته اینک فقط هزاره ها به شدت نسل کشی میشوند. آقای هزاره مشکل اصلی ساحه بلوچستان را مبارزه بلوچها دانست، که از آن آمریکا نیز حمایت کرده است. به نظر وی بعد از آن که آمریکا از آزادی خواهان بلوچ حمایت کرد، دولت پاکستان بیش از همه حساس شد، زیرا جای پا یافتن آمریکا در افغانستان و بلوچستان برای پاکستان و ایران هردو زنگ خطر جدی است. آقای هزاره در سلسله سخنانشان یاد آور شدند که بعد از انکه پاکستان تا اندازه ای در مساله افغانستان بعضی از چیز ها را از دست داده است، اینک از تاکتیک های استفاده می کند، تا مقامش را دوباره احیا کند و یکی از این تاکتیک ها رشد دادن هرچه بیشتر فرقه گرایی و استفاده ابزاری از آن خاصتا در کویته است. پاکستان با راه اندازی جنگ های فرقه گرایی به دنیا می خواهد بفهماند که در بلوچستان تلاش آزادی طللبانه وجود ندارد، آنچه است فقط جنگ های فرقه گرایی است. آقای هزاره با تاکید یاد آوری کردند که دشمن می خواهد ما را استفاده ابزاری نموده و به نام جنگ فرقه گرایی به طرف خانه جنگی ببرد، اما ما نباید نا آگاهانه قربانی توطیه شویم و فریب بخوریم. همچنان ایشان یاد آور شدند که مساله بلوچستان یک مساله پیچیده است و جریانهای مختلف در آن دخیل اند، لهذا ما باید از فریب و نیرنگ های خاین های داخلی نیز هوشیار باشیم، ما باید روی محور منفعت ملی هزاره ها اتحاد نمایم و اصل برای ما منفعت ملی مردم ما باشد... به گفته آقای هزاره در صورت وخیم شدن اوضاع ممکن جنگ های بزرگ خونین بین پشتونها و بلوچها و یا هم جریان های دیگر پس مانده باشد، لهذا ما باید بی طرف و اعتبار خویش را حفظ کنیم، تا در آینده با اعتبار سهم خویش را در امنیت این منطقه بازی بتوانیم. امروز دشمن، ما را بزدلانه هدف قرار داده و فرار می کند، ولی اگر ما ناخواسته داخل جنگ فرقه گرایی شدیم، در آن صورت ما تنها یک طرف و تمام اقوام دیگر در مقابل ما قرار خواهند گرفت و در آن صورت ما متحمل خسارات آن شده نمیتوانیم.
--------------------------------------------------------------------------------------------
یادآوری: دوستان گرامی با معذرت از اینکه بخاطر بعضی مشکلات نتوانستیم این گزارش را به موقع نشر کنیم.



با تاسف امروز یک شنبه 6/5/2012م، حوالی ظهر در ساحه مستونگ محمد علی به شهادت رسید. شهید محمد علی که صاحب یک دوکان تایر موتر فروشی است، در ساحه دشت، که مربوط به ساحه مستونگ می شود، زمانی که در نزدیکی یک پترول پمپ قرار داشت، مورد شلیک گلوله تروریستان قرار گرفته و جابجا به شهادت رسید.
به شهادت رسیدن محمد علی نمایانگر اینست که تروریستان از ریختاندن خون هزاره های شهر کویته راضی نمیشوند و هر فرصتی که بدست شان برسد، از آن استفاده نموده و جان هزاره ها را می گیرند. اگرچه داخل شهر کویته این روزها به شدت توسط نیروهای انتظامی امنیت تامین است، ولی با آنهم مردم اعتبار شانرا بر نیروهای انتظامی از دست داده اند. روزی قبل قاضی القضات پاکستان، محترم افتخار چوهدری نیز ایف سی بلوچستان را مورد انتقاد شدید قرار داده و گفت، که مردم قبل از این نام ایف سی را با احترام یاد می کردند، ولی اینک مردم ایف سی را به حیث متهم می شناسند و این نمایانگر اینست، که ایف سی حیثیت اش را از دست داده و اعتبار مردم بر آن ساقط شده است.
انجمن محصلین هزاره (شعبه استانبول) نسبت به رسالت فرهنگی و علمی خویش در صدد است تا با حضور جمعی از روشن اندیشان و اهالی نظر با تاکید بر کشتار سیستماتیک هزاره ها در کویته پاکستان، نشست علمی تحت عنوان " آسیب شناسی جامعه هزاره و راهکارهای برون رفت" به تاریخ 13 می 2012 در شهر استانبول- ترکیه برگزار نماید.
نشست اول
1- عبدالخالق هزاره ( رئیس حزب هزاره دموکراتیک )
تاثیر حزب هزاره دموکراتیک پارتی در کنترل اوضاع و واکنش دولت پاکستان به مسئله هزاره ها
2- دکتر حمزه واعظی ( نویسنده و تحلیلگر)
ریشه های اجتماعی- سیاسی و مذهبی بحران در پاکستان
3- محمد اسحاق فیاض ( نویسنده و تحلیلگر)
تاریخ هزاره ها و روابط هزاره ها با سایر اقوام در پاکستان
4- حیدر محقق ( مسئول امور مهاجرین در سفارت جمهوری اسلامی افغانستان در ایران)
ریشه یابی عوامل مهاجرت هزاره ها به پاکستان و ایران و پیامد های آن
پرسش و پاسخ
11:50 صرف طعام
نشست دوم
1- احمد بهزاد ( نماینده مردم هرات در مجلس نمایندگان افغانستان )
عوامل آسیب شناختی جامعه هزاره در افغانستان، پاکستان و ایران
2- دکتر عبدالله محمدی ( عضو هیئت علمی دانشگاه آردهان- ترکیه)
بحران کوچی ها در افغانستان و روابط هزاره ها با کوچی ها
3- محمد عزیز صادق زاده ( نماینده آیت الله محقق کابلی در اروپا)
سنت ها و چالش های دوران جدید
3- دکتر عالیه یلماز ( نویسند و تحلیلگر)
مشکلات اجتماعی – سیاسی و تحصیلی زنان در افغانستان
4- رضا کاتب ( نویسنده و تحلیلگر)
افغانستان پس از 2014
پرسش و پاسخ
15:30 وقفه چای و شیرینی
جمع بندی موضوعات ارائه شده و ارائه اعلامیه نهایی
16:15 سخنرانی اختتامیه
تماس:
+905073143631
: مکان AVRASYA BİR VAKFI
(Avrupa Asya Birliği Türk Ekonomik, Sosyal ve Kültürel Araştırmalar Vakfı)
Fatih Mah. Dalyan Sok. Dalyan Apt. No:19 K.Çekmece/İST
قوماي سربلند حزب دموكراتيك هزاره (Hazara Democratic Party) و شبكه ي سراسري مردم هزاره،
ما ضمن ارج نهادن به فراخوان انسان دوستانه و قوم گرايانه ي شما مبني بر برپايي راهپيمايي هزاره هاي سراسر دنيا در مدت زمان تعيين شده (ده روز)، بايد به اطلاع شما رسانيده شود كه به تأخير افتادن چنين «اكسيوني» در كابل كه حكم مركزيت را براي تمامي هزاره هاي دنيا (چه به لحاظ تراكم نفوس و چه موقعيت سياسي ـ اجتماعي) دارا مي باشد، هرگز ناشي از بي مبالاتي و يا سهل انگاري نبوده و هم اكنون نيز تمامي امكانات و تداركات آن آماده ومهيا مي باشد.
تنها مشكل عمده اي كه باعث عقب افتادن راهپيمايي از روز جمعه ي گذشته (27 اپريل) به جمعه ي آينده گرديد، عدم صدور جواز راهپيمايي در روز جمعه ي گذشته به دليل وضعيت بي ثبات امنيت در پايتخت پس از رشته عمليات هاي نظامي اخير طالبان و نيز همزماني روز راهپيمايي ما با 8 ثور بود كه طي آن تمامي نيروهاي امنيتي كشور به خاطر اقدامات تروريستي سال هاي گذشته در چنين روزي، به حالت آماده باش كامل (احضارات نمبر يك) قرار دارند.
گرچه امكان صدور محوز براي روزهاي بعدي (وسط هفته) ممكن بود، اما بنابه درخواست مكرر دانشجويان و نيز كساني كه در ادارات دولتي و يا موسسات خارجي مشغول كار هستند، ما برپايي آن را در وسط هفته به اين علت كه عده ي زيادي از قوماي ما از شركت در آن باز مي ماندند، صلاح نديديم.
بنابراين و با اطمينان كامل به شما قول مي دهيم كه راهپيمايي همبستگي جهاني هزاره ها كه به منظور اعلام همدردي و پشتيباني از هزاره هاي قرباني تروريزم در كويته ي پاكستان همه روزه در نقاط مختلف جهان صورت مي گيرند، در كابل نيز در روز جمعه 15 ثور 1391 مصادف با 4 مي 2012 برپا خواهند خواهد شد.
با پوزش از تأخيري كه صورت گرفته و تمامي مشتاقان آن را در كابل با سرگرداني مواجه ساخت.
نهاد برگزاري
راهپيمايي مردم هزاره ي كابل
شنبه 9 ثور 1391
بسم الله الرحمن الرحیم
اطلاعیه
برادران وخواهران گرامی!
مدتی است که هزاره های کویته مورد آماج حملات سیستماتیک تروریستی قرار گرفته است. صد ها نفر تا کنون جان خود را از دست داده است و صدها نفر در غم از دست دادن عزیزان خود به ماتم نشته است. کویته یک پارچه اضطراب، وحشت و به گورستان مردم بی گناه هزاره مبدل شده است.
حملات هدفمندانه و بزدلانه ای تروریستان تحت حمایت برخی دولت مردان پاکستان موج اعتراضات جهانی را برانگیخته، هزاران هم سرنوشت فریاد عدالت خواهانه ی خویش را در سراسر جهان بلند می کنند. تا کنون هیچ دولت و یا سازمان بین المللی حتی سازمان های به اصطلاح طرف دار حقوق بشر این جنایت ضد بشری را محکوم نکرده است.
بنابر این ازهمه ی شما برادران وخواهران گرامی صمیمانه تقاضا مینمایم تا درتظاهرات بزرگ سراسری در کنار هم صدای اعتراض خویش را در پیوند با کشتارمظلومانه مردم بی دفاع ما در کویته پاکستان به گوش جهانیان رسانیده وخواهان پایان جدی این کشتار بی رحمانه گردیم.
زمان: دوشنبه 30.04.2012 ساعت 2 الی 4 .
مکان: مقابل وزارت خارجه دانمارک
Ministry of foreingn affairs of Denmark
Asiatisk plads 2 1448 K.B .K
نبشته: محمد عارف خراسانی_دانشجوی علوم سیاسی
جبر زمان و سردی زمستان سخت هزارستان را می رنجاند. مردم در تنگنایی وضعیت اجتماعی و نابسامانی روزگار قرار داشتند. برای هزارستانی ها گذر از کوههای دشوار گذر و راه های مواصلاتی خطرآفرین، در اوج سرمای زمستان دشواری ها را چند برابر می کرد. از سوی دیگر مالیات بی حد و حصر حکومت های خودکامه و جابر مردم را بیشتر به فقر و فلاکت می کشاند و دامنه فقر و تنگ دستی هر روز گسترش و شدت می یافت. مردم در مناطق غیر قابل زرع، مجبور به پرداخت مالیات هنگفت برای حکومت مستبد بود. همچنان قروض کوچی ها و سود چند برابر آن، دیگر حتی لقمه نانی را در خانواده های هزاره ها به سختی می توان یافت کرد. خانواده ی فقیر و بی بضاعت، بنام خانه آته کلو در یکی از قریه جات هزارستان می زیست. آته کلو در جنگ های مقاومت و آزادی خواهانه سه ساله هزارها کشته شده بود. از او همسر، دو بچه و یک دختر کوچک به جای ماند. بعد از مرگ آته کلو این خانواده ی بی سرپرست را، ناداری و ناچاری بیشتر رنج می داد. پسر بزرگترش تازه جوان و تمام مشکلات خانوادگی را عهده دار شد. سردی هوا و برف باری های پی هم اقلیم هزارستان همه جا را زیر پوشش قرار داده بود. از طرف دیگر مدتی شده بود، که چیزی برای خوردن در خانه اش باقی نمانده بود. او که از شدت گرسنگی به تنگ آمده بود، از مادرش خواست اگر کمی نان خشک در خانه هست برایش بیاورد. از مادرش لقمه نانی خواست: آبَی! آبَی!!! اَگَ اَگُو کورمَک نان اَستَ بَیرُو، بِخِی از گُشنَگِی دل مه غَرق موشَه، چند روز شُدَ که اِد نان نخوردُم.
مادر بچه ها مقدار آردی را در میان کمبوچه (خورجین) در عقب بسترهای خواب از دید بچه ها پنهان کرده بود. او که سختی های زندگی، بویژه ناداری را با تمام جسم و جان لمس کرده بود. برای احتیاط از خطر مرگ بچه های کوچکش در فصل سرمای زمستان آن را ذخیره کرده بود.
مادر پیرش با تمام دلهره به پسر تازه جوانش جواب نمانده داد... گفت: بَچَی نَمندَه، دِگَه خَیرَ که اِی زَووستو اِمسال سولچِی نَکنَه. دَ روی قورخ اِد خاک خدا نَمندَه. اِمسال مُو کَی آرد کِدِی، چیزی که بود کوچی ووجِ قرضِی خو بُرد، کَمَک روغون زَرد که اِشتَه دُم بَیلَه مالیهَ حُکومت شُد. خاک دَ روی مه شونهَ اَزِی باد چیز خاک خدا رَ بُوخرِی؟؟؟
پسر تازه جوان که خود را سرپرست خانواده اش بعد از پدرش احساس می کرد، با آه سردی، خود را به دیوار خانه تکیه داد. او که از شدت گرسنگی رنج می کشید، لحظه ی با شکم خالی در فکر عمیق فرو رفت. با خود می اندیشید، پدرم برای دفاع آزادی ما و مردم ما، خود را قربانی کرد. اکنون من باید خود را برای خانواده ام قربانی نمایم. مادر پیرم که نمی تواند، برای من و خواهر و برادر کوچک ام چیزی تهیه کند؛ خود باید کمر همت را ببندم. او بدون در نظر داشت سرمای زمستان و کوه های دشوار گذر و مملو از برف پوشیده در اوج سرمای زمستان راهی سفر شد، تا بتواند لقمه نانی برای خانواده اش تهیه کند.
در تقسیم بندی فصول سال و دوازده ماه، هزاره ها همانند سایر مردم دنیا برای هر ماه واژه خاص بکار می برند. به طور نمونه ماه اول بهار را، ایرانیها "فروردین"، در تقویم فرنگی "آوریل" (دهه دوم و سوم "حمل" و دهه اول "ثور") و تقویم افغانستان که برگرفته از عربی است، به آن "حمل"، و هزاره ها به آن "اِید" می گویند. ماه دوم زمستان در تقویم هزارگی بنام ماه سیابار( دلو) یاد می شود. ماه سیابار اوج سردی و خنک در فصل زمستان است. موقعیت جغرافیایی هزارستان باعث شده که چهار فصل در آن به خوبی پدیدار شود و راه های موصلاتی هزارستان به مدت 5_6 ماه بر روی رهگذران آن مسدود می ماند. شدت سردی در ماه "سیابار" (دلو) به حدی زیاد می شود، که هزاره ها به آن واژه هولناک یعنی "سیاقار" می گویند. در طول زمستان و به ویژه در این ماه تمام مناطق هزارستان با مناطق همجوار اش از شدت بارندگی و راه بندان برف مسدود است. سفر در طول این مدت غیر ممکن است. هر کسی که در این مدت زمان سفری را به خارج و مناطق دور دست هزارستان پیش گیرد، به منزل رسیدن شان ناممکن می شود. پسر تازه جوان آمد پیش مادرش، تا از او اجازه خواسته و خداحافظی نماید. وقتی پیش مادرش آمد گفت: آبَی! ما مورُم کار کَدُ، زَووستو هوش تو باشهَ اَمِی یارَ از آغِیل بَلدِ شِی اَگو کورمَک نان پیدا کو بِیدِی، تا سُولچِ نَکنَ خو، ما مورُم کار کَدُ. آبَی! آر وقت که پول سامو کَدُم، بَخیر از رای خو آرد خَریدَ پَس مَیوم؛ آبَی! تو دووا کَنو خو، فِکر خو سون اَمزِی زَووستو کَلو بِیگر. آبَی جان! راستی مورُم خوب کار نوم، تا که خوب غَدر پَیسَ سامو کَنوم؛ وَقتِ که اَمادُم بخیر از رای خو آرد خَریدَ و آرچِ پَیسَ که مَند، اَووردَ دَ دِست تو مِیدُم خو؛ آبَی مَذَبشِ آو بوبرَ تو اَم بَلدِ مه یک خاتو کَنو خو. ازو باد که بَلدِ مه خاتو کَدِی، دِگَ تو اِد کار نَکو، تمام کارا رَ خاتون مه مونَ خو آبَی. تو دِگَ قرار دَ بَلِ سُرخِ چارقَد شیشتَ سنگ خو بِرشُو، دِگَ دِست خو دَ اِد کار خانه نَزو خو!. دِگَ نه نان پوختَ کو، نه آو بَیرو و نه آلاف شِو کو، اَمِی بلای خو ام نَگِی خو. تمام کارا رَ بِرِی تو سامو مونَ.
مادرش که در دل هزاران درد بی کسی و ناداری را چشیده بود به آرزوهای پسرش گوش می داد. مادرش به طرف پسر تازه جوانش خیره خیره نگاه می کرد و با دل پر از خون و لبان تبسم آمیز به پسرش گفت: خو! آبَی بَلَی بور تو شُونَ، شُمو دو چِیم آتِ خو اَستید. آر دُختر رَ که تو ناخو اِشتی، اَمورَ بَلدِ تو مِگرُم.
او نمی خواست، پسرش را از خود دور کند، اما از راه ناچاری به او اجازه سفر را داد و پسرش را در آغوش گرفت. این لحظه جدایی برای مادر و پسر بسیار مشکل تمام می شد، نمی دانم چگونه مادرش این پسرش را در این فصل خطرناک و سرمای بیش از حد اجازه سفر را داد؟؟؟
مادر خطاب به پسرش کرد و گفت: بَچَی! آبِی بَلابور، نادِر تو شونَ، هوش تو طرف خود تو باشَ، توخ که اِیلَ اِیلَ اَلدینگ اَلدینگ نَشنِ خو. اَزِی زیاد دِگَ خود تو مُفامِی یالِ شُکر خدا رَ هوشیار شُدِ جای آتِ خو تو مَندِ. چار طرف بِخِی سِیال و اودورزادِ تو اَستَ. اونُنَ قَرضِی کوچی باز مَندَ، یک سِیرَ که دوسِیرَ سَنگ خاتون کوچی ام نارِشتَ مَندَ ما بَیلَ اَمورَ مِرشُوم تا تو پَسکِی مَیی. دَ خانه ام یَک کورمَک نان بَلدِ دوایی پیدا نَموشَ چیز خاک دَ سَرخو باد کَنی اَزِی باد...
پسر بعد از خداحافظی با مادر و خواهر و برادر با دل ناخواسته قریه اش را ترک کرد. او که نه خرچی و توشه ی داشت و نه شکم سیر و نه تجربه مسافرت، خود را در عمق اقیانوس کوهای سر به فلک کشیده بابا و برفهای فراوان انداخت. از سرنوشت این تازه جوان و غمدیده ی روزگار کسی احوالی نداشت، که سرانجام چی خواهد شد. وقتی خود را در میان دنیایی از برف و سردی دید، دیگر نمی دانست سرنوشت اش به کجا خواهد انجامید؟؟؟ هر لحظه خطر مرگ بیشتر می شد و غیر از برف و خنک زمستانی اقلیم سرد هزارستان چیزی را نمی دید. هوا کم کم تاریک شد و سرما و برودت همچنان شدت می گرفت. کار به جای رسید که دیگر توان حرکت در وجودش باقی نماند و خود را بالای دنیای از برف انداخت و برای همیشه در خواب رفت... بعد از چند روزی خبر مرگ این پسر تازه جوان به گوش مادر، خانواده و قریه اش رسید. مادر دیگر نمی داند در کدام دنیایی قرار دارد، اما با زمزمه این شعر جواب همه ی پرسش ها و دلداری های مردم اهالی، دوستان و فرزندانش را می داد. او با خود زمزمه می کرد:
سیابار سیاقار کَمبوچَ پاس بار بَچَی رَفتَ نار آبَی بُوخرَ زار

به گزارش تلویزیون آج، امشب 22/4/2012م، دقایقی قبل حوالی ساعت یازده شب، سه تن از تروریستان که دو تن شان مربوط تحریک طالبان و یکتن شان مربوط به لشکر جهنگوی است از ساحه قبرستان هزاره تاون بعد از تبادل آتش با نیروهای انتظامی، توسط ایف سی دستگیر شدند. قرار گزارش تلویزیون اسم های تروریستان دوست محمد محسود، امداد کرد و لوهار عالم محسود است. اینک ایف سی تروریستان را بعد از دستگیر نمودن به جای نامعلومی انتقال داده است.
بعد از به شهادت رساندن دو تن از برادران، که دیروز توسط تروریستان صورت گرفت، توسط جوانان و نیروهای انتظامی سه تن از تروریستان بعد از تعقیب با اسلحه های شان دستگیر شدند. همچنان شب گذشته بعد از نشاندهی آن سه تن، دوازده تن دیگر نیز توسط پولیس دستگیر شده بودند. دستگیری سه تن از تروریستان امشب، از قبرستان هزاره تاون، که به گفته شبکه آج از کراچی برای به انجام رساندن عمل تروریستانه بزرگ شان به کویته آمده بودند، خبری خوبی برای مردم ماست. دستگیری این تروریستان سبب شده است، که هزاره تاون از یک حادثه بزرگ تروریستی در امان بماند و از طرف دیگر مردم را امیدوار بسازد که تلاش و فشار همه جانبه شان بر حکومت و نیروهای انتظامی، آنها را مجبور کرده است، تا در مقابل تروریستان اقدام نمایند و در تامین امنیت مردم ما هر چه بیشتر کوشا باشند.
شهدای دیروز 21/4/2012م، هر دو برادران، هر یک بوستانعلی و حسین علی که هر دو از کارگران کان کوله بودند، حوالی ساعت سه بعد از ظهر دیروز با حضور عده ای کثیری از مردم در حالی که بارش به شدت می بارید، در میان اشک و افسوس مردم به خاک سپرده شدند. این دو برادر که از کوه بخاطر رخصتی به خانه آمده بود، در حالی توسط تروریستان به شهادت رسیدند که با موترسایکل شان از ساحه هزاره تاون بالا، به طرفی روان بودند.
ترویستان بعد از اینکه این دو برادر را مورد شلیک قرار داده بودند، به فکر اینکه هر دو شهید شده اند، از محل حادثه با فکر آرام در حال فرار بودند، که دفعتا با حضور عده ای از جوانان زمینه فرار شان سلب می شود. با نشاندهی یکی از برادران که به شدت زخمی بوده و دیگر شاهدان، تروریستان تعقیب شان جدی میشود. ترویستان ناگزیر موتر سایکل شانرا رها نموده و پیاده فرار کردن را شروع می کنند، که مورد تعقیب جدی تر جوانان قرار می گیرند. ترویستان که عرصه را بر خودشان تنگ می یابند، خود شانرا داخل یکی از کوچه ها می کنند، اما جوانان تعقیب آنها را رها نمی نمایند. در همین وقت پولیس و ایف سی نیز به محل حادثه می رسند، که بعد از آن جوانان با پولیس و ایف سی به صورت مشترک داخل کوچه شده و خانه به خانه به تعقیب تارگیت کیلر ها می پردازند، تا در نهایت آنها را با اسلحه های شان دستگیر می کنند. پولیس، تروریستان را که توسط شاهدان شناخته می شود، با خود به طرف نامعلومی انتقال می دهد. بعد از تحقیقاتی که پولیس از آنها انجام می دهد، تروریستان یک نفر دیگر از دوستان دیگرش را نیز افشا می کنند، که پولیس حوالی ساعت سه بعد از ظهر آن دوست وی را نیز دستگیر کردند. سخنگوی ایف سی نیز به صورت رسمی دستگیری سه تن را تایید نموده است.
قرار گزارش تلویزیون ای آر وای، پولیس و ایف سی بعد از نشاندهی این سه تروریست، شب هنگام بر ساحه های مختلف عملیات انجام داده و در نهایت دوازده تن دیگر را نیز دستگیر کرده اند. اگرچه نام های سه تن از تروریستان اولی در روزنامه های امروز آمده است، ولی در مورد هویت دوازده نفر دیگر تا هنوز نیرو های انتظامی چیزی نگفته اند.
از دیرباز تاکنون و در بحبوحۀ بیش از یک قرن استبداد وحاکمیت زور، فرهنگ وملیت هزاره تحریف وانکار شد؛ به تکرار زیر تیغ نسل کشی های جلادان قرار گرفته و دردناکترین ضربات برخاسته از ضمیر تاریک وسیاه تعصب وتحجر را بر پیکرۀ هویت اتنیکی خود متحمل شد. از نابود سازی مستقیم وهدفمند کتب وآثار تاریخی ، تحریف واژه ها واصطلاحات قومی تا کشتار هزاره های بخون تپیده کویته پاکستان اعم از زن ومرد ، پیر وجوان و خرد وکلان، خود دلیل بارز موجودیت سیاستمردانی زبون است که چنین کشتار ددمنشانه وسیستماتیک را راهبری می کنند؟! غافل از آنکه پایان شب سیه سپید است ومردم غیور وصبور هزارستان هر چند که درد ورنج غربت را با قطره قطره خونشان احساس نموده و تن رنجورشان از زخمه صد نیرنگ بازیگران زر و زور جریحه دار بی مهری دایه های مهربانتر از مادر شده است، چشم به دستان مهربان هم نوعانشان دوخته اند تا مرگ ظلمت و طلوع روشنایی را جشن بگیرند چرا که:
بنی آدم اعضای یکدیگــرند که در آفرینش زیک گوهرند
چو عضوی بدرد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قـــرار
برادر وخواهر هم سرنوشت!
کویته به حیث یکی از سه نقطه ی اساسی در سرنوشت سیاسی_فرهنگی هزاره ها اهمیت مکانی_تاریخی دارد: بامیان مهد تمدن کهن ومعرف مردم ما از لحاظ تاریخی، غرب کابل نقطه عطف تاریخ معاصر هزاره و جبهه احیای هویت ملی و کویته صدای رسا مردم ما در دوران کنونی است. کویته در سوگ بلخ و بامیان تا یکه ولنگ و بهسود همانند من وتو سر به زانوی غم گذاشته و غم شریک دردهای ما بوده و خواهد بود. اما خواهر، برادر، پدر و مادر همدرد و هم آواز! هزاره امروز در کویته درگذار سختترین وضعیت تاریخی اش قرار دارد، کشتار هدفمندانه وزنجیره ی هزاره ها در کویته در سال 2004 با کشته شدن 11 سرباز هزاره آغاز، و در سال 2009 به اوج خود رسید،اما به طور مقطعی وبا فشار ناشی از تظاهرات جهانی هزاره ها بر حکومت پاکستان به مدت کوتاهی متوقف شد. لیکن آنانیکه پایبند به هیچگونه قانون و باوری نیستند در سال2011 کشتار هزاره های کویته را، بار دیگر پر رنگ تر از پیش از سر گرفتند که متاسفانه در طول اندک زمانی بیش از هفتصد نفر شهید و صدها تن زخمی به جای گذاشت.
اینک دستان زر و زور، بازی دیگری آغاز نموده و با شروع دو باره این فاجعه بشری در کویته برما و شماست که با سردادن ندای عدالتخواهی، همدردی خویش را با هزاره های مظلوم و خونین سینه کویته پاکستان اعلام داشته و دَین انسانی خود را ادا نماییم .
برادران و خواهران هم سرنوشت و محروم بامیانی!
بیایید در اعتراض به این کشتار وحشیانه در یک راهپیمایی حق خواهانه با مردم بی دفاع کویته همصدا شویم و به گوش جهان و جهانیان برسانیم که مردم ما هیچ گاه خواهان جنگ و بی ثباتی نیست و نمیباشد. امروز کودکان یتیم و بازماندگان شهدای کویته چشم انتظار من و تو است؛ هزاره های کویته نه تنها زنده وار زندگی کرده بودند، بلکه در طول تاریخ برای ما پشتوانه محکمی نیز بوده اند....
وعدۀ ما: روز سه شنبه پنج ثور/ 24 اپریل/ از ساعت 9:30 الی ختم راه پیمایی.
مسیر حرکت: از مسجد رهبر شید بابه مزاری(ره) الی مقابل دفتر کمیسیون مستقل حقوق بشر و یونما.
ستاد برگزاری مراسم راهپیمایی

پیام هزاره دموکراتیک پارتی به هزاره های جهان، برای برگزاری تظاهرات های بین المللی در عکس العمل به نسل کشی هزاره های کویته
هزاره های کویته پاکستان، کسانی اند که از زیر ظلم، استبداد، کشتار و نسل کشی عبدالرحمان در حوالی سال های 1890م، از هزارستان به سوی پاکستان به شکل کتلوی جهت یافتن پناگاهی امن سرازیر شده اند. قابل یادآوریست که توسط عبدالرحمان، به نوشته مورخان 62% از هزاره های که در آن دوره اکثریت را در افغانستان تشکیل می دادند، نسل کشی شدند و عده ای از باقی مانده های شان جهت نجات حیات شان به سوی آسیای میانه، ایران و پاکستان فرار کردند.
هزاره ها از 1890م، بدینسو در کویته – بلوچستان و نقاط دیگر پاکستان ساکن اند. هزاره ها از نگاه برخورد فرهنگی شان با دیگران، نظافت و پاکی، لیاقت و شایستگی، مردانگی و ایثار، صداقت و ایمانداری شان نه تنها در پاکستان بلکه در تمام نقاط جهان زبانزد و الگو برای همگان است. در جمله صفات برجسته هزاره ها در طول تاریخ زندگی شان در پاکستان، نقش داشتن شان در حوزه های مختلف، خصوصا در حوزه علمی و برخورد برادرانه و انسانی شان با اقوام دیگر ساکن بلوچستان و مسالک مختلف است. هزاره ها همیشه با دیدگاه احترامانه به تمام مذاهب و اقوام دیگر ساکن بلوچستان نگرسته است و همیشه به آن ارج گذاشته است.
هزاره های که همیشه به اقوام و پیروان مذاهب مختلف احترام داشته است، با تاسف تقریبا از ده سال بدینسو است که به خاطر اهداف سیاسی جریانهای مختلف داخلی و بین المللی با ابزار افراط گرایی مذهبی مورد نسل کشی قرار گرفته اند. ما بر این باوریم که دشمنان هزاره ها در مقابل داشته های ارزشمند هزاره ها و دست آورد های شان تنگ نظرانه برخورد می کنند و با دو دیدگاه به طرف هزاره ها می بینند:
1. جریانهای مختلفی که در پی مقاصد سیاسی شان اند، هزاره های ساکن شهر کویته را در راه رسیدن به مقصود شان مزاحم می پندارند.
2. جریانهای می خواهند، از هزاره ها به حیث یکی از مناسب ترین ابزار برای رسیدن به هدف های مختلف سیاسی شان استفاده کنند.
دشمنان هزاره با دیدگاه ها بالا، بدون هراس و بازخواست، به شکل بی رحمانه به جان هزاره ها افتاده اند و اینک به کشتار زنجیره ای شدید می خواهند، هزاره ها را نسل کشی کنند.
حکومت فعلی، که فاسد، نا اهل و غیر موثر است، در قبال نسل کشی هزاره ها نه تنها سکوت نموده است، که بعضی اوقات در ضمن به تمسخر گرفتن نسل کشی هزاره ها، هزاره ها را برعکس موازین اسلامی، اخلاقی، حقوقی و انسانی مسوول حوادث دانسته و بجای دفاع از هزاره ها، خود شانرا متهم می کند. حکومت نا اهل تا هم اینک تا حتی یک تن از افراطیونی را که مسوول کشتار بیشتر از 600 تن از هزاره های کویته است، را دستگیر نتوانسته و یا دستگیر نکرده است.
نسل کشی هزاره ها در روزهای اخیر با شدت هرچه تمام تر ادامه پیدا کرده است و این در حالیست که بعد از هر حادثه سخنگوی لشکر جهنگوی (ابزاری که جهت کشتن هزاره ها استفاده میشود)، در ضمن قبول مسوولیت کشتار هزاره ها، تهدید به کشتار بعدی را با ذکر جایگاه اش اعلان می کند. در آخرین گفت و گویی علی شیر حیدری، سخنگوی لشکر جهنگوی با مرکز رسانه های کویته، که در روزنامه مشرق 14/4/2012م، به نشر رسیده است، تهدید کرده است، که تا اواخر سال 2012م، کویته را به قتلگاه مردم ما مبدل خواهد کرد.
با در نظرداشت گذشته، اینک هزاره های کویته به این باور رسیده اند که سکوت و عمل نکردن حکومت فعلی به وظیفه اش و در مقابل تروریستان افراطی، آنها را به آن حدی جرات بخشیده است، که در این شهر جنگل، بعید به نظر نمی رسد که هزاره ها شاهد فاجعه های شدید تر باشند. سکوت و باور ما از قراین و شواهد مبنی بر اینست که چون بعضی ها از داخل این حکومت نا اهل در هماهنگی با تروریستان قرار دارند، لهذا اعتبار ما را نسبت به این حکومت ساقط کرده است و ما نگزیریم خود با کوشش هر چه بیشتر و استفاده از هر منبع و وسیله ای مفید جهت نجات مردم خویش تلاش کنیم و مانع چوب سوخت شدن هزاره های کویته جهت به هدف رسیدن دیگران گردیم.
هزاره دموکراتیک پارتی، اینک بر این باور است، که یکی از راه ها مناسب در وضعیت فوق اضطراری فعلی اتکا به توان و قدرت ملی و بین المللی خود هزاره ها جهت انسداد کشتار هزاره های کویته می باشد، لهذا همانطوری که تظاهرات بین المللی اول اکتوبر هزاره های جهان تاثیر به سزایی بر دولتمردان پاکستان داشت و آنها را مجبور کرد، تا از تمام قدرت و توانشان جهت جلوگیری از نسل کشی هزاره ها اقدام کنند و برای مدتی مانع کشتار مردم ما شوند، اینک نیز هزاره ها می توانند با برگزاری تظاهرات های بین المللی شان، البته با استفاده از تجارت گذشته و رفع نواقص تظاهرات های قبلی، فشار های شدید تری را بر دولتمردان پاکستان وارد کنند، تا آنها به وظیفه شان در قبال هزاره های که به این کشور مالیه می پردازند و حق زندگی در یک فضای امن را دارند، عمل نموده و مانع نسل کشی هزاره ها شوند. ما پیشنهاد می کنیم، که تظاهرات ها در ضمن مقابل سفارت های پاکستان، در مقابل دفاتر رسانه های مهم و دفاتر سازمانهای حقوق بشری نیز صورت بگیرد. در ضمن اگر تظاهرات کنندگان بتوانند، با تهیه آمار کشتار هزاره ها و عکس های حوادث، آنها را نیز به آدرس های وزرای خارجه، مراکز رسانه ها و سازمانهای حقوق بشری برسانند، تاثیر تظاهرات شان بیشتر خواهد شد. همچنان اگر در جریان تظاهرات ها بر شعار ها بیشتر دقت شود و پلاکارت ها دارای شعار های متناسب با اهداف تظاهرات کنندگان باشد، بهتر است. به حیث پیشنهاد ما می خواهیم تقاضا کنیم، که در بعضی از پلاکارت ها و بعضی ماده های قطعنامه ها، اگر از افتخار چوهدری، قاضی القضات پاکستان جهت رسیدگی به مساله هزاره ها نیز درخواست صورت بگیرد، ارزشمند است.
با کمال تأسف ما در اين اواخر شاهد وقوع قتل عام هاي خونين افراد بي گناه مردم هزاره در شهر کويته بلوچستان هستيم که طي آن صدها نفر جان باخته و يا زخمي گرديده اند.
ما اين نوع حملات وحشيانه دهشت افگنان و آدمکشان جنايت پيشه به جان افراد بيگناه را به شدت تقبيح و محکوم نموده و با خانواده هاي داغدار شهدا، مردم شريف و سربلند کويته و حزب دموکراتيک هزاره پاکستان ابراز همدردي مينماييم.
حمله به جان مردم و افراد بي گناه، جز نسل کشي سيستماتيک و دامن زدن به تعصبات نژادي و فرقه اي و در نتيجه ناامن ساختن منطقه و گسترش بحران در سطح بين المللي چيزي ديگري بوده نمي تواند. آنچه در کويته پاکستان اتفاق ميافتد بدون شک يکي از نمونههاي عيني جنوسايد ميباشد.
ما از وقوع اين گونه کشتارها به شدت متأثر هستيم و از حکومت جمهوري اسلامي پاکستان مي خواهيم که دست دهشت افگنان را از يک چنين اعمال وحشيانه کوتاه نموده و عاملان آن را دستگير نموده و به محاکمه بکشانند.
ما از مجامع بين المللي و سازمان ها و نهادهاي دفاع از حقوق بشر مي خواهيم که به فرياد قربانيان چنين رويدادهاي خشونت بار گوش فرا داده و اقدامات لازم عملي را در جهت تأمين امنيت آنان و توقف کامل جنايات عليه مردم روي دست گيرند.
بارديگر وقوع اين رويداد را به همه مصيبت ديدگان تسليت گفته و از مردم عزتمند و سرافراز هزارة کويته اخصاً حزب دموکراتيک هزاره پاکستان مي خواهيم که از دست زدن به هر نوع اقدامات خشونت آميز پرهيز نموده، براي بيرون رفت از وضعيت اسفبار کنوني از شيوههاي معقول مدني استفاده نمايند.
حزب وحدت اسلامي افغانستان
کابل - 27 حمل 1390 هجري خورشيدي
در تازه ترین حملات تروریستان بر هزاره های کویته، امروز دو شنبه ۱۶/۴/۲۰۱۲م، حوالی ساعت چهار بعد از ظهر بر دوکانی در کواری رود، یک تن شهید و یک تن دیگر به شدت زخمی شد. تروریستان توانستند از صحنه فرار کنند و پولیس مثل همیشه منطقه را محاصر کرده است، تا تروریستان را به دام اندازند، ولی تا هنوز یک تن از قاتل های بیشتر از ۶۰۰ نفر را دستگیر نتوانسته است.
همچنان امروز در حمله دیگری، بر موتر تاکسی مربوط به هزاره ها حینکه از علمدار رود به طرف هزاره تاون در حرکت بود، در قسمت اسپنی رود - نزدیک پل بینظر حمله صورت گرفت، اما خوشبختانه تروریستان نتوانستند به هدف شوم شان برسند. تاکسی با فرار از صحنه بدون کدام زخمی و یا شهید دادن به هزاره تاون رسید.

مردم هزاره در سراسر جهان!
در اعتراض به کشتار وحشیانه و سیستماتیک مردم هزاره در پاکستان و ادامه تبعیض و حملات وحشیانه کوچی ها به جان و مال مردم هزاره و غصب زمین های شان در افغانستان، حزب دموکراتیک مردم هزاره و شبکه سراسری مردم هزاره بصورت مشترک از تمام اقشار جامعه هزاره در سراسر جهان می خواهد تا با برپایی تظاهرات گسترده و فراگیر، نسبت به این جنایات سیستماتیک اعتراض کنند.
ما از همه اقشار جامعه هزاره، زن و مرد، پیر و جوان می خواهیم با اتحاد و همبستگی صدای مردم هزاره را به گوش جهانیان رسانده و فشار سیاسی لازم را بر حکومت های پاکستان و افغانستان برای پایان جنایات سیستماتیک وارد کنند.
تظاهرات جهانی مردم هزاره می تواند مقابل دفاتر سازمان ملل و سازمان های بین المللی حقوق بشر و یا با توجه به شرایط مقابل دفاتر رسانه های بزرگ ملی و بین المللی برگزار شود.
جامعه هزاره در سراسر جهان می تواند مانند بازوی دیپلماتیک نیرومند برای دستیابی به حقوق انسانی هزاره ها عمل کند.
بنابراین ما از تظاهرات کنندگان در سراسر جهان می خواهیم، به پوشش خبری تظاهرات اهمیت خاص دهند. به این منظور از هماهنگ کنندگان و برگزار کنندگان تظاهرات می خواهیم با رسانه های ملی، منطقه ای و بین المللی در کشوری که زندگی می کنند، در تماس باشند.
طرح فرستادن ده ها هزار نامه به وزرای امور خارجه کشورهایی که در آن تظاهرات برگزار می شود!
ما بزودی نامه ای همگانی را روی وب سایت های رسمی شبکه سراسری مردم هزاره و حزب دموکراتیک مردم هزاره منتشر خواهیم کرد. از تمام تظاهرات کنندگان می خواهیم در جریان این تظاهرات جهانی، این نامه اعتراضی را بصورت جداگانه امضا نموده و آن را همراه با دو تایم لاین (Timeline) از جنایات سیستماتیک علیه هزاره ها در پاکستان و افغانستان، در پاکت جداگانه قرار داده و در پایان تظاهرات به وزیر امور خارجه کشوری که در آن تظاهرات برگزار می شود ارایه کنند.
در این نامه ما از وزرای امور خارجه کشورها می خواهیم با احضار سفرای پاکستان و افغانستان، خواستار توقف کامل جنایات علیه مردم هزاره شده و برای جبران خسارت کوشش کنند. با این روش ما در کنار تظاهرات جهانی، ده ها هزار نامه اعتراضی را به امضای اقشار مختلف مردم هزاره به آدرس وزارت امور خارجه کشورهای مختلف ارسال خواهیم کرد.
شرکت کنندگان در تظاهرات جهانی مردم هزاره می توانند این نامه را دو بار امضا کنند تا یک نسخه آن به بخش حقوق بشر سازمان ملل متحد نیز ارسال شود.
بیاد داشته باشیم که هر کدام از ما در هر کشوری که زندگی می کنیم، مانند سفیر مردم هزاره در همان کشور می باشیم.
حضور پر شور و گسترده مردم هزاره در سراسر جهان در اعتراضات هماهنگ، می تواند علاوه بر عمیق کردن اتحاد و همبستگی بین المللی ما، افکار عمومی جهان را نیز بصورت جدی متوجه وضعیت مردم هزاره در پاکستان و افغانستان کند.
شبکه سراسری مردم هزاره
www.HazaraPeople.com
حزب دموکراتیک مردم هزاره (پاکستان)
www.hdp.org.pk

در عکس العمل به حادثه دیروز، که طی آن نه تن از هزاره های کویته توسط تروریستان به شهادت رسیدند، حزب هزاره دموکراتیک درخواست "منع آمد و رفت وسایل نقلیه" را برای امروز ۱۵/۵/۲۰۱۲م، در شهر کویته و شاهراه های بین المللی که از کویته می گذرد کرده بود. همچنان تحریک نفاذ فقه جعفریه نیز خواهان هرتال برای امروز شده بود.
۱. امروز "منع آمد و رفت وسایل نقلیه" در شهر حاکم است و از طرف دیگر دوکانهای و بازار نیز بسته می باشد. تا هم اینک کدام حادثه شدید دلخراش شنیده نشده است، اما در اوایل صبح عده ای از دوکانداران در بازار می خواستند از این درخواست هزاره ها را، مد نظر نگرفته و دوکانهای شانرا باز کنند، که مورد عکس العمل شدید هزاره ها قرار گرفتند و دوباره دوکانهای شانرا بستند. همچنان به گزارش تلویزیونها تظاهرات کنندگان در مقابل شفاخانه عمومی شهر نیز دست به شلیک نمودن های شدید هوایی زدند.
۲. امروز وزیر اعلی بلوچستان اسلم ریسانی، یک جلسه فوق العاده ای را برای بررسی وضعیت کویته و کشتار هزاره ها برگزار کرده بود و از طریق سکرتری داخله اش از هزاره ها نیز دعوت کرد بود، که در جلسه شرکت نمایند، ولی هزار ها درخواست وی را نپذیرفته و اظهار داشتند، که ما بر وزیر اعلی بلوچستان اعتماد نداریم و وزیر اعلی را مسوول کشتار مردم خویش می دانیم، آنها تاکید کردند، که خواهان استعفی فوری وزیر اعلی می باشند. اگر وزیر اعلی استعفی نداده و یا به صورت جدی دست به عمل موثر نشود، هزاره ها حق دارند، که پلان آینده شانرا اعلان نمایند. عبدالخالق هزاره یاد آور شدند، که خواست ما روشن و مشخص است و ما دیگر گفتگویی با وزیر اعلی نداریم. حکومت باید فورا بر ضد تروریستان عملیات هدفمند و موثر انجام دهد و هسته های آنها را از بین ببرد.
۳. دیشب لشکری ریسانی، برادر ارشد وزیر اعلی فعلی بلوچستان که ریس اسبق حزب مردم پاکستان در بلوچستان بود، از برادرش اسلم ریسانی خواست، که از جایگاه اش استعفی بدهد، زیرا حکومت وی ناکام شده است.
۴. از طرف دیگر دختران و خانم ها نیز امروز تظاهرات بزرگی را راه انداخته بودند، تا در مقابل پوسته پولیس بروری رفته و فریاد و خشم شانرا به نیروهای انتظامی و جهانیان برسانند، ولی بخاطر وضعیت نامناسبت امنیتی اجازه رفتن در مقابل پوسته پولیس بروری را نیافتند، لهذا آنها بر سرک های هزاره تاون حرکت نموده و با حضور رسانه ها اعتراض شانرا به گوش جهانیان رساندند.
فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان کشتارهای سازمان یافتۀ هزاره ها را در کویته بلوچستان پاکستان بشدت تقبیح می نماید
فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان تکرارکشتارهای دسته جمعی هزاره هارا در کویته بلوچستان محکوم، وضمن ابراز همبستگی وغم شریکی عمیق وهمه جانبه بابرادران هزاره درهر جاییکه باشند، این مصیبت بزرگ را غم ومصیبت مشترک تمامی خلق های محکوم منطقه، خصوصاً تورکان مقیم درکشورهای افغانستان، ایران وپاکستان اعم از هزاره، ازبیک، تورکمن وغیره قلمداد نموده، با ابرازتسلیت عمیق به همه برادران هزاره،ارواح آن شهدای مظلوم را در نزد پروردگاررستگار، واتحاد آگاهانۀ جمیع خلق های محکوم را در راستای خنثی سازی اینگونه اعمال جنایتباراستدعا مینماید.
امید برآن داریم که این عملکردهای دشمنان صلح وآرامش مردم بیگناه هزاره در بلوچستان بی پاسخ باقی نمانده، ودرسی باشد برای بیداری واتحاد واقعی وآگاهانۀ تمامی خلق های تحت ستم درسراسر منطقه ، وایجاد سنگر های مطمئن مبارزاتی در هر گوشۀ جهان.
پس بیایید همه باهم، در هر کجایی که قرارداشته باشیم، صدای اعتراض خودرا برعلیه این فجایع وعاملین آن بلند نموده، در راه متحد سازی اقوام وملیت محکوم، صادقانه ودرعمل تلاش نماییم، تا بتوانیم مانع از گسترش بیشتردامنۀ این فجایع، دربرابرمردم هزاره ودیگران شویم.
هیچ جنایت پیشه ای در جهان بخودی خود دست از جنایت بر نمیدارد، مگر اینکه سنگر ضد جنایت وبیداد گری را در برابر خود نیرومند وبر پا احساس نکند .
ما همیشه نیازمند چنین اتحادی در جهت برهم ریزی بنیاد بیداد وجنایت بودیم وهستیم، وبا همه توان خود در کنار بردران هزارۀ خود قرارداریم وخواهیم داشت.
هیئت رهبری فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان
اروپا پانزدهم ماه فیبروری 2012 میلادی

بسم الله الرحمن الرحیم
خواهران وبرداران عزادار و مردم خداجوی هزاره در سراسر جهان!
حوادث تلخ واندوه بار کشتار زنجیره ای و هدفمند مردم بی گناه هزاره در شهر کویته پاکستان تراژیدی انسانی و غم انگیزی است که باعث آزار وجدان هر انسان منصف و آزاده است. کشتار بی رحمانه مردم ملکی هزاره در روز های جمعه و شنبه با کمال تاسف نشان دهنده تداوم فاجعه انسانی گسترده در این شهر است. من این کشتار کور و بی رحمانه و عملیاتهای نفرت انگیز تروریستی را بار دیگر محکوم کرده و توجه دولت جمهوری اسلامی پاکستان را به حفظ جان شهروندان بی گناه هزاره در شهر کویته جلب می نمایم. تروریزم و نفرت نژادی پدیده های شوم روزگار ماست و با کمال تاسف شهروندان بی دفاع هزاره در کویته یکی از اصلی ترین قربانیان این پدیده شوم و ضد بشری می باشد. امیدوارم که دولت پاکستان با اتخاذ تدابیر مناسب به این خشونت و قساوت نفرت انگیز، که مایه آزار وجدان بشری است پایان دهد. به خانواده های قربانیان از صمیم قلب تسلیت می گویم و برای شهدای مظلوم این حادثه فردوس برین و غفران و رحمت الهی را تمنا می کنم.
ومن الله توفیق
حاجی محمد محقق
شنبه 26.1.1391
کابل
شهادت انسان های مظلوم طی روزهای اخیر را در کویته پاکستان برای خانواده های شهداء تسلیت عرض نموده، از خداوند منان برای همه آنان اجر جزیل مسئلت می نماییم. درضمن کشتار و قتل عام جاری در کویته پاکستان را بشدت محکوم نموده و از مقامات پاکستانی میخواهیم جهت توقف این نسل کشی و کشاندن عاملان آن به پای میز محاکمه سریعاَ اقدام کنند. همینطور انجمن هزاره های هالند منحیث یکی از نهاد های پرنفوذی مردمی و فعال در امور فرهنگی و اجتماعی “هالندی” از مقامات در وزارت خارجه هالند تقاضا مندیم تا موضوع کشتار و نسل کشی هزاره ها را در پاکستان و همچنین تعبیض کشنده نژادی علیه هزاره ها را در افغانستان از مجرای دیپلوماتیک با سفارت های پاکستان و افغانستان در شهر لاهه درجریان گذاشته و جهت رفع چالش های مرکبار علیه هزاره ها در هر دو کشور موضوع را جداَ پیگیری نمایند.
حکومت های مستبد و گرو های تروریستی در طول تاریخ و از آغاز تاسیس افغانستان دست به تبعیض کشنده نژادی علیه هزاره ها زده، جنگ های متعدد را تحمیل کرده و تعداد زیادی از هزاره های بیگناه را به شهادت رسانده و خیال خام و واهی نابودی فزیکی هزاره ها را در سر می پروراندند، این در حالی است که هزاره ها، امروز آگاه تر از همیشه و محدوده های سکونت جغرافیائی شان در خارج از افغانستان پردامنه تر شده و آوازه های تابناکی از صلحدوستی، عقلانیت و مدنیت پذیری خود را در سراسر جهان گسترانیده است.
امروز نیز حکومت نژادگرای حاکم بر افغانستان و گروه های تروریستی و جنایت پیشه در افغانستان و پاکستان در برابر هزاره های صلحدوست و انسانیت گرا صف آرایی کرده و مصیبت های هولناک را پدید آورده است.
همین گروهی های تروریستی و آدم کش طی کمتر از یک سال گذشته در کویته پاکستان دست به قتلعام ده ها انسان مظلوم هزاره زده، فامیل های بیشماری را عزا دار، آسایش و امنیت مردم را در آن شهر برهم زده است و اکنون نیز قتل و کشتار هزاره ها در کویته پاکستان بشدت جریان دارد. حکومت و مقامات امنیتی پاکستانی نیز هیچگونه اقدامی برای جلوگیری از نسل کشی جاری هزاره ها انجام نمی دهند.
بنا به تظاهرات و اعتراضات هزاره ها در سالی که گذشت. در افغانستان پاکستان و بیشتر از پنجاه شهر، درکشور های مختلف جهان، چهرهي خونخوار گرگهاي آدم کش از پشت پرده بيرون آمده و خطری حضور و جنایات بیشتر اين جنایت کاران تروریست را در نقاط امن افغانستان و پاکستان، به غافلان و مسامحهكاران جهانی دخیل در مبارزه علیه تروریزم گوشزد كردند. اما متاسفانه غفلت و مسامحهكاری جامعه جهانی و همچنین عدم تحرک کافی شخصیت های مطرح سیاسی هزاره تبار، امروز یکبار دیگر شاهد کشتار و ترور های زنجیرئی انسان های مظلوم در کویته پاکستان هستیم.
تروریستان و نژادگرایان آدم کش که روزی در عرصه مقاومت غرب کابل پدر معنوی هزاره ها “استادعبدالعلی مزاری” و یاران دلاورش را به شهادت رساندند، بنابر معتبرترین اسنادی پذیرفته شده تاریخی، در دوران حکومت امیرعبدالرحمن جابر بیشتر از چهارصدهزار میهن دوست ترین خانواده و عزیز ترین فرزندان افغانستانی را بخاطر تبار هزاره گی شان شهید کردند… و امروز نیز با تجهیزات و امکانات سازمان های اسخباراتی و شعار های اسلامی، مسلمانان صلحدوست و فداکار به وطن و جغرافیای مسکونی را به خاک و خون می کشند، بدانند و آگاه باشند استقامت و مدنیت جزو فرهنگ و افتخار ماست و ایثارگری، فداکاری و جانفشانی در راه میهن و انسانیت از اصول اصلی فرهنگ هزاره، میراث نیکان و خواست پدر معنوی آنان “شهید مزاری” است.
گروه های تروریستی به سرکرده گی طالبان و حامیان کشوری و بین المللی شان این نکته را آویزه گوش خود کنند که به رغم همه این جنایت های وقیحانه، عزت و شرف انسانی در افغانستان و منطقه همچنان پایدار و استوار خواهد ماند و به زودی با قلم، اندیشه، خردورزی و اعتراضات مدنی، میهن پرستان و انسان گرایان واقعی، سنگر های کلیدی افکار جهانی یکی پس از دیگری فتح و حاکمیت نژادگرا و تروریست پرور در افغانستان و منطقه بیشتر از بیش رسوا و منزوی خواهد شد.
بی تردید تاریخ سئوال سختی را از حاکمان کنونی افغانستان و پاکستان و حامیان آنان که این گونه در برای قتل عام و کشتاری هم مسلکان، هموطنان و هم نوعان خود دم فرو بسته اند، خواهد پرسید و روسیاهی و ننگ این سکوت تاسف بار برای همیشه بر پیشانی آنها حک خواهد شد.
ما همراه و هم صدا با مردم شریف و مظلوم در کویته پاکستان و افغانستان ضمن همدردی و همراهی کامل، اعلام می داریم که لبیک گویان، گوش به صدای ضعیف و نحیف شما بوده و آماده ایم تا صدای باشیم درکنار صدای شما و آماده گی کامل برای ایجاد امواجی از اعتراضات مدنی و تظاهرات را در نقاط مختلف کشور هالند داریم.
اداره انجمن هزاره های هالند
امستردام- 13 اپريل

شهدای حادثه امروز ۱۴/۴/۲۰۱۲م، حوالی ساعت چهار و نیم بعد از ظهر با حضور عده ای کثیری از برادران و خواهران در قبرستان هزاره تاون در میان اشک، اندوه عظیم و شعارهای ضد تروریستان، رییس جمهور پاکستان، وزیر اعظم پاکستان، وزیر اعلی بلوچستان و حکومت نا اهل و ناکام حاکم بر پاکستان و بلوچستان به خاک سپرده شدند. حادثه تاسف بار امروز که در نتیجه آن نه تن به شهادت رسیدند و عده ای زخمی شدند، در حالی به وقوع پیوست که از تعهد و وعده گورنر بلوچستان همراه با تحصن کنندگان دیروز در مقابل ساختمان گورنر و وزیر اعلی بلوچستان به نمایندگی ایچ دی پی، هجده ساعت نگذشته بود. دیروز سکرتری وزارت داخله وعده سپرده بود، که پلان امنیتی جدیدی را ترتیب نموده و به اجرا گذاشته است، اما پلان جدید امنیتی نیز نتوانست مانع کشتار مردم بی دفاع و دست خالی کویته شود.
حادثه امروز، مثل گذشته توسط اکثر از احزاب فعال سیاسی پاکستان، مثل حزب نواز شریف، متحده قومی مومنت و احزاب دیگر ملی و مذهبی داخل بلوچستان و پاکستان به شدت محکوم شد. از جمله وزیر اعلی بلوچستان خودش نیز آنرا محکوم کرد. وزیر اعلی بلوچستان در سخنانی یاد آور شد، که حوادث کشتار هزاره ها در کویته بیانگر ناکامی نیروی انتظامی است. وی نیز مثل گذشته دستور داد که از تمام نیرو برای دستگیری عاملان حادثه باید استفاده شود.
از طرف دیگر در عکس العمل به حادثه امروز، جوانان خشمگین در ضمن مسدود کردن راه ها، یک موتر دولتی را در داخل هسپتال به آتش کشیدند و قرار گزارش تلویزیونها شلیک های خیلی زیاد توسط جوانان در مقابل هسپتال و در مرکز شهر نیز صورت گرفت. همچنان تظاهرات کنندگان امروز در مقابل تهانه بروری نیز تحصن نموده و نیروهای انتظامی را به خاطر نا اهلی شان با شعار های تند محکوم نمودند. در نتیجه این وضعیت آشفته و بحرانی مکاتب و دانشگاه ها بعد از حادثه فورا تعطیل شدند و مراکز تجارتی نیز مسدود گردید. همچنان به گفته سکرتری داخله آقای نصیب الله بازی برای کنترول وضعیت نیروهای اضافی ایف سی طلب شده است.
تحفظ عزاداری کونسل در ضمن محکوم کردن شدید این حادثه، در عکس العمل به آن هفت روز را عزای عمومی اعلان کرده است. همچنان بلوچستان شیعه کانفرانس نیز چهل روز را عزای عمومی اعلان نموده است. بر علاوه محترم سردار سعادت علی هزاره خواهان نفاذ فوری حکومت نظامی در بلوچستان برای جلوگیری از حادثه کشتار هزاره ها و شیعیان شهر کویته شده است. به گزارش تلویزیون وش محترم قیوم نظر چنگیزی نیز تاکیده کرده است، که شانه های مردم ما از برداشتن جنازه ها خسته شده است، مسوولیت این نا اهلی حکومت به دوش خودش خواهد بود و ما دیگر گفتگویی با نمایندگان حکومت نخواهیم داشت.
هزاره دموکراتیک پارتی نیز در ضمن محکوم کردن شدید این حادثه، حکومت وقت و نیروهای انتظامی را متهم به دست داشتن به این حوادث کرده و بیان داشته است که می خواهند در کویته جنگ داخلی را راه اندازند. ایچ دی پی، مسوولیت عواقب این کشتار را به عهده حکومت وقت انداخت. همچنان این حزب، فردا ۱۵/۴/۲۰۱۲م را پهیه جام هرتال "منع رفت و آمد وسایل نقلیه" در شهر کویته و شاهراه های بین المللی که از کویته می گذرد، اعلان کرد.


در سلسله کشتار شدید هزاره های کویته، امروز شنبه ۱۴/۴/۲۰۱۲م، دقایقی قبل حوالی ساعت نه و نیم صبح، نه تن دیگر در یک کشار زنجیره ای به شهادت رسیدند. کشتار هزاره های کویته در هفته اخیر به شدت اضافه شده است و هر روز هزاره به شکل وحشیانه کشتار می شوند.
حادثه غمبار امروز از شلیک نمودن بر موتر تاکسی هزاره ها بر بروری رود شروع شد. قرار گزارش های اولیه در این شلیک هفته تن شهید و یک تن به شدت زخمی شد. سپس به گفته پولیس شلیک کنندگان در مسیر حرکت شان به طرف بازار، در سبزل رود باز هم دو تن دیگر را مورد شلیک قرار داده و هردو را قرار گزارش های اولیه به شهادت رساندند و در سلسله این حادثه یک تن دیگر را که گفته میشود، پولیس می باشد در ساحه شالگوت به شهادت رساندند.
این حوادث در حالیست که دیروز حزب هزاره دموکراتیک تحصن بزرگی را در مقابل ساختمان گورنر و وزیر اعلی بلوچستان انجام داد و در گفتگویی با اعضای ایچ دی پی گورنر بلوچستان در ضمن تذکر ناکامی حکومت وقت، وعده سپرد که با قدرت تمام و با به حرکت آوردن نیروهای مختلف از کشتار هزاره ها جلوگیری خواهد کرد. در غیر آنصورت حکوت را ساقط نموده و ارتش را به میدان خواهد آورد.
اما به گزارش خبرنگاران تلویزیون ها در دستگاه های امنیتی و تاکتیک های شان کدام تغییری قابل ملاحظه دیده نمی شود و دستگاه های امنیتی فقط با اندکی اضافه نمودن به اعضای شان در همان موقعیت های قبلی قرار دارند و تماشاگر کشتار هزاره ها می باشند.
شهدا و زخمی ها به شفاخانه عمومی شهر انتقال داده شده بود، که بازماندگان شهدا و زخمی ها به علاوه تعداد کثیری از مردم خشمگین خود را فورا به شفاخانه رساندند. زخمی حادثه که وضعیت صحی اش بسیار وخیم می باشد، به شفاخانه نظامی "سی ایم ایچ" انتقال داده شده و شهدا حادثه را مردم در حال انتقال دادن به امام بارگاه پنجتن، ابوطالب و امام بارگاه بروری بالا می باشند.
از طرف دیگر به گزارش تلویزیون ها هم اینک در مقابل شفاخانه بولان شلیک های شدید به گوش می رسد و از طرف دیگر در ساحه بولان و سرک روبروی آن عده ای از موتر ها سوختانده شده است و مردم به شدت خشمگین اند. پولیس از ترس شدت خشم مردم و از شرم نا اهلی اش، در ساحه دیده نمی شود...
قابل یادآوریست که دیروز ۱۳/۴/۲۰۱۲م، نیز در حینیکه تحصن هزاره ها در مقابل ساختمان گورنر بلوچستان ادامه داشت، یکتن در عبدالستار رود، که چوکیدار بایسکل (سایکل استند) بود، به ضرب گلوله شهید شد.

حزب هزاره دموکراتیک، مطابق به تقسیم اوقات اعلان شده اش، امروز 13/4/2012م، با به حرکت آوردن هزاره های کویته بزرگترین راهپیمایی و تحصن را در تاریخ زندگی هزاره های کویته، بر ضد کشتار هزاره های شهر کویته در مقابل ساختمان گورنر و وزیر اعلی ایالت بلوچستان انجام داد.
جهت شرکت در راهپیمایی و تحصن امروز، از هزاره تاون حوالی ساعت نه و نیم صبح، مردم حرکت شانرا با موترسایکل ها و موتر های شان شروع کردند. در مسیر راه دوکانها تماماً توسط نیروهای انتظامی بسته شده بودند و امنیت راه را نیروهای مختلف انتظامی به عهده گرفته بودند. با آنکه بخاطر نبود وسایل نقلیه تعداد زیادی از مردم در هزاره تاون ماندند، اما عده ای کثیری که وسایل نقلیه داشتند، حوالی ساعت ده صبح به علمدار رود رسیدند.
در علمدار رود، که راهپیمایان مهرآباد در انتظار رسیدن مظاهره کنندگان هزاره تاون بودند، به مجرد رسیدن راهپیمایان هزاره تاون، حرکت شانرا به طرف گورنر هاوس و وزیر اعلی هاوس که در مرکز شهر رو به روی هم واقع است، شروع کردند. در طول راه امنیت را نیروهای انتظامی و گروپ انظباط حزب هزاره دموکراتیک به عهده گرفته بودند. با آنکه به خاطر شرکت عده ای کثیری از مردم احتمال بی نظمی می رفت، ولی با مدیریت سالم گروپ انظباط حزب، راهپیمایان بدون کدام مشکلات و یا خشونت راه شانرا به طرف هدف شان پیمودند. در طول راه به خاطر موجودیت تعداد عظیم از مردم، بر سه موتر جهت شعار دادن لاسپیکر ها آنها نصب شده بود، اما باز هم بخاطر نرسیدن صدا در اکثر قسمت ها اعضای حزب بدون لاسپیکر شعار می دادند و مردم پاسخ. شعار ها عموما بخاطر اینکه پاکستانی ها آنرا بفهمند به زبان اردو داده می شد. اکثر شعار ها قرار ذیل بودند:
1. نا اهل حکومت مرده باد.
2. نیروهای انتظامی ایالتی مرده باد.
3. حکومت، سرپرستی تروریستان را ترک کن.
4. این خون، خونی کیست، حکومت عیاش جواب بده.
5. امنیت امنیت، خواست مردم ما
6. تارگیت کیلنک هزاره را متوقف کن.
7. نسل کشی هزاره ها را متوقف کن.
8. سرپرستی ترویستان را ترک کنید، ترک کنید.
9. مرگ بر افراطیون.
10. فرقه واریت مرده باد.
11. دهشت گردی مرده باد.
12. سرپرستی فرقه گرایی را ترک کنید، ترک کنید.
13. امنیت و آرامش، خواست هر انسان است، خواست هر انسان است.
14. تروریسم یک علاج دارد، عملیات بر ضد شان.
اهلیان اکثر از رسانه های داخلی، در طول راه با گرفتن تصاویر و ثبت نمودن این راهپیمایی، آنرا به صورت مستقیم نشر می کردند. راهپیمایان که در راس شان، آقای عبدالخالق هزاره و دیگر اعضای مرکزی حزب هزاره دموکراتیک قرار داشتند، حوالی ساعت یازده و چند دقیقه به مقصد شان رسیدند و در آنجا همه جابجا نشسته و بدون کدام شعار دادن به صورت ساکت تحصن شان را جهت ابراز خشم و تنفر شان از حکومت وقت و تروریسم شروع کردند. در همین زمان اکثر از رسانه ها مصاحبه های شانرا با اعضای حزب هزاره دموکراتیک انجام داده و آنرا برای بینندگان شبکه های شان نشر می کردند.
حوالی ساعت یک ظهر، گورنر بلوچستان، نماینده گانی را فرستادند و از آقای عبدالخالق هزاره دعوت نمودند، تا داخل ساختمان رفته و با وی صحبت کنند، ولی دوستان حزب رفتن آقای عبدالخالق را مناسب ندانسته و رد کردند. بجای وی اعضای دیگر حزب به نمایندگی جنرل سکرتری حزب محترم آقای احمد علی کهزاد رفته و با گورنر صحبت کردند.
گورنر بلوچستان محترم آقای مگسی، در ضمن اظهار همدلی و همدردی با هزاره ها، یاد آور شدند که تامین امنیت وظیفه کابینه ایالتی است، که متاسفانه ناکام است و به وظیفه اش رسیدگی نمی تواند. وی اظهار داشتند که از اختیارات خودش استفاده نموده و در ضمن هدایت دادن جدی به وزیر اعلی، سازمانهای ایالتی را نیز موظف می کنند، که از آخرین قدرت شان در قسمت حفاظت هزاره ها، اقدام فوری نمایند. همچنان آقای مگسی در صحبتی با تلویزیون "آج" یاد آور شدند، که حکومت ایالتی ناکام شده است و وی شدیداً نگران است، که این کشتار هدفمند، که حتی یک نفر از عاملین اش دستگیر نمیشود، در نهایت به جنگ داخلی و کشتار منتهی نشود. همچنان گفتند، که وزرا با گرفتن رای به حکومت می رسند، ولی بعد از رسیدن به حکومت مردم از یاد شان می رود. وزیر اعلی باید به صورت فوری کریک داون (عملیات هدفمند) بر ضد تروریستان را شروع کند. وی علاوه کردند، که ارتش کماکان مجبور می شود که در مساله دخالت کند، ولی یک چیز را بیاد داشته باشیم، که دخالت ارتش برای حکومت مردمی سنگین خواهد بود.
حوالی ساعت یک و ده دقیقه محترم حجت الاسلام آقای اسدی و قیوم نظر چنگیزی صدر هزاره قومی جرگه نیز در تحصن شرکت نموده و در کنار دیگر تحصن کنندگان پهلوی آقای عبدالخالق هزاره و دیگر اعضای مرکزی حزب نشستند. قابل یادآوریست که از هیچ حزب دیگر پاکستانی در تحصن، برای همدلی با هزاره ها شرکت نکردند.
حوالی ساعت 1:40 دقیقه، آقای کهزاد با دیگر اعضای مرکزی حزب از ملاقات برگشته و مستقیما با مردم مخاطب شدند. آقای کهزاد در سخنانش در ضمن تشکر از تشریف آوری آقای اسدی و چنگیزی، از شرکت عظیم مردم در این وضعیت حساس و بحرانی و رعایت نزاکت های تظاهرات مدنی توسط مردم، تقدیر به عمل آوردند. وی در سلسله سخنانش گفتند، که حزب وظیفه اش رساندن صدای مردم به جهانیان است و یک حزب زمانی موفق است، که مثل امروز مردم به صورت بسیار گسترده در صحنه حضور یابند...
سپس، آقای سردار ساحل قطعنامه تحصن را به خوانش گرفتند که با صدای بلند توسط مردم پذیرفته شد. قطعنامه دارای پنج ماده، قرار ذیل بود:
1. تروریستان به سرپرستی حکومت وقت مردم ما را کشتار می کنند، ما آنرا محکوم می کنیم.
2. ما با تمام شهدا و فامیل های شان اظهار همدردی نموده و می خواهیم با آنها به صورت جدی کمک شود.
3. ما می خواهیم که کمبودات پولیس بر طرف شده و بر تعداد شان جهت حفاظت مردم ما علاوه گردد.
4. از داخل نیروهای انتظامی کسانی که مشکوت و آلوده اند، برطرف شده و جای شان به افسران با ایمان سپرده شود.
5. از تمام سازمانهای داخلی و بین المللی، دادگاه عالی کشور و رسانه ها خواهشمندیم تا سکوت ننموده وظیفه شانرا در قبال مردم بی گناه ما انجام دهند.
در دقایق آخر تحصن، آقای عبدالخالق هزاره به سخنرانی شروع کردند. وی به زبان اردو کوتاه اما جدی سخنرانی نموده و گفتند که تحصن امروز ما بر ضد حکومت ایالتی و تمام نیروهای انتظامی است، که به وظیفه شان درست عمل نمی کنند. تحصن امروز بر ضد وزرای است که از تروریستان و اختطاف گران حمایت می کنند و ما توسط تحصن امروز نفرت خود را از آنها اظهار می داریم. تحصن امروز نشان می دهد، که مردم ما به صورت پی در پی قربانی فرقه واریت می شوند و این مساله نشان می دهد، که سیاست خارجی کشور ناکام است. تحصن امروز نفرت مردم ما را از برادری کشی و پالیسی های غلط حکومت که عامل دست به گریبان شدن اقوام با هم برادر و پیروان مسلک های مختلف میشود، نشان می دهد. تحصن امروز ما بر ضد حکومت سود خور و رشوت خور است، که تا سود ببرد، مردم قربانی میشود. تحصن امروز ما سیلی محکم بر صورت حکومت وقت است، که در روز روشن مردم ما کشته میشوند، ولی آنها کاری نمی توانند. تحصن امروز سوالی از حکومت است، که آیا باز هم می خواهید حکومت کنید؟ آیا شرم نمی خورید؟ تحصن امروز ما پیامی برای وزیر اعلی است که در سن شصت سالگی موتر سایکل چهل لک روپیه ای خریده و بدون شرم خوردن در اسلام آباد رانندگی می کند، ولی از بلوچستان خبر ندارد. تحصن امروز ما نمایانگر این است، که ما برادری با اقوام مختلف می خواهیم و آنها نیز بیایند و در کنار ما و در جلوگیری از این کشتار وظیفه شانرا انجام دهند. تحصن امروز ما بیانگر این است که ما کویته را با خون و عرق خود آباد کردیم، اینک نمی خواهیم آنرا خراب کنیم. تحصن امروز ما پیامش اینست که ما کویته را رها نمی کنیم و حضور گسترده مردم در تحصن امروز بیانگر اینست که ما نمی ترسیم و انگیزه ما را کسی خورد نمی تواند. تحصن ما برای اینست که اگر حکمران های نا اهل کاری نکنند، تاریخ آنها را ملامت و شرمنده خواهد کرد. تحصن ما برای اینست که بر ضد تروریستان عملیات مشخص انجام داده شود و شهر به گهواره امن، چیزی که همه می خواهند تبدل شود. تحصن ما بیانگر اینست که ما مسوول کشتار کسی نیستم، نه ما قاتل بوده ایم و نه ما قتل می کنیم. ما قوم متمدن و پر امن هستیم، کسانی که می خواهند با پلان، مسوولیت خون کسانی را به گردن ما اندازند، ناگام خواهند شد... در آخر سخنانش وی تذکر دادند، که از رسانه ها، اقوام دیگر در داخل بلوچستان، نهادهای مدنی، سازمانهای حقوق بشری و دادگاه عالی کشور جداً خواهشمندم تا وظیفه وجدانی و انسانی شانرا در قبال هزاره های انجام دهند...
بعد از سخنان آقای عبدالخالق هزاره، اختتام تحصن اعلام شد و سپس مردم باز هم راهپیمایی کنان از مقابل پارلمان بلوچستان و ساختمان دادگاه عالی بلوچستان گذشته و راهپیمایی شانرا در مقابل دفتر حزب هزاره دموکراتیک، ساعت سه بعد از ظهر به اختتام رساندند.






در حادثه امشب۱۲/۴/۲۰۱۲م، که دقایقی قبل اتفاق افتاد، متاسفانه یکی از زخمی های حادثه که در شفاخانه سی ایم ایچ انتقال داده شده بود، نیز به شهادت رسید و به این صورت تعداد شهدای امشب قندهاری بازار و لیاقت رود به سه تن رسید. متاسفانه گزارشهای های حادثه باز هم حاکیست که تعداد زخمی ها بیشتر است. هم اینک جنازه های شهدا به امام بارگاه نچاری انتقال داده است.
کشتار هزاره های کویته که در این اواخر به شدت چندین برابر ادامه پیدا کرده است، در این اواخر عموما حوالی ساعت هفت و هفت و نیم شب دوکانداران هزاره را در داخل شهر کویته، قربانی اش ساخته است. در آخرین حادثه شش تن از دوکاندارن در پرنس رود به تاریخ ۹/۴/۲۰۱۲م، مورد کشتار قرار گرفتند. همچنان به تاریخ ۳/۴/۲۰۱۲م، نیز حوالی ساعت هفت و نیم شب سه تن در قسمت های میکانیکی رود مورد حمله تروریستان قرار گرفته و به شهادت رسیدند.
قرار است حزب هزاره دموکراتیک در سلسله اعتراضات زنجیری ملی و بین الملی اش، فردا با برگزاری یک تحصن بزرگ مردمی در مقابل ساختمان گورنر و وزیر اعلی بلوچستان، اعتراض شدید مردم هزاره را در عکس العمل به کشتار شان به رخ حکومت نا اهل وقت برساند.
دقایقی قبل حوالی ساعت هفت و نیم شب پنجشنبه ۱۲/۴/۲۰۱۲م، باز هم در اثر حمله ترویستان بر یکی از دوکانداران هزاره در قندهاری بازار، یک تن شهید و یکتن دیگر به شدت زخمی شده است. قرار گزارش های اولیه تلویزیونهای خصوصی پاکستان، شهید حادثه و زخمی حادثه که وضعیت صحی اش به شدت وخیم است، به شفاخانه عمومی شهر انتقال داده شده اند. همچنان دقایقی بعد از این حادثه در حوالی لیاقت بازار، قرار گزارش های اولیه در اثر شلیک، یک تن از هزاره های دیگر نیز به شهادت رسیده است.
کشتار هزاره های کویته که در این اواخر به شدت چندین برابر ادامه پیدا کرده است، در این اواخر عموما حوالی ساعت هفت و هفت و نیم شب دوکانداران هزاره را در داخل شهر کویته، قربانی اش ساخته است. در آخرین حادثه شش تن از دوکاندارن در پرنس رود به تاریخ ۹/۴/۲۰۱۲م، مورد کشتار قرار گرفتند. همچنان به تاریخ ۳/۴/۲۰۱۲م، نیز حوالی ساعت هفت و نیم شب سه تن در قسمت های میکانیکی رود مورد حمله تروریستان قرار گرفته و به شهادت رسیدند.
قرار است حزب هزاره دموکراتیک در سلسله اعتراضات زنجیری ملی و بین الملی اش، فردا با برگزاری یک تحصن بزرگ مردمی در مقابل ساختمان گورنر و وزیر اعلی بلوچستان، اعتراض شدید مردم هزاره را در عکس العمل به کشتار شان به رخ حکومت نا اهل وقت برساند.
محترم عبدالخالق هزاره، رییس حزب هزاره دموکراتیک در اعتراض به دوباره شروع شدن کشتار سیستماتیک هزاره های کویته، به تاریخ ۱۰/۴/۲۰۱۲م، طی یک کنفرانس مطبوعاتی از عموم هزاره های جهان و ملت های عدالت خواه خواستار برگزاری تظاهرات های جهانی دوباره، جهت همبستگی شان با هزاره های کویته شدند. تقسیم اوقات تظاهرات های بین الملل را وی قرار ذیل اعلان نمودند:


گزارش های تازه حاکی از آن است که متاسفانه تعداد شهدای حادثه شش تن و زخمی ها سه تن می باشند. اگرچه در دقایق اول تلویزیون ها پاکستانی تعداد شهدا را چهار تن ذکر می کردند، ولی اینک تایید شده است که تعداد شهدا شش تن اند و سه تن دیگر زخمی شده اند.
----------------------------------
گزارش اولیه حادثه که ساعتی قبل نشر شده بود:
با تاسف زیاد یکبار دیگر در سلسله ی کشتار هزاره های کویته، باز هم امروز دو شنبه ۹/۴/۲۰۱۲م، تروریستان مسلح بر مغازه دارن هزاره دقایقی قبل حوالی ساعت ۷:۳۰ شب حمله نموده و عده ای را به شهادت رساندند.
قرار گزارش تلویزیونها در اثر این حمله ترویستان که بر دو موتر سایکل سوار بودند، بر مغازه داران هزاره که در مقابل دوکانهای شان در پرنس رود (مرکز شهر کویته) نشسته بودند، چهار تن شهید و سه تن دیگر زخمی شده اند، اما بعضی شاهدان می گویند، که ترویستان داخل دوکانهای آنها شده و با شلیک نمودن سبب شهید و زخمی شدن آنها شدند. شهدا و زخمی ها هم اینک در سول هسپتال اند.
سلسه کشتار هزاره ها در این اواخر به شدت ادامه دارد و تا هنوز هیچ حربه ای نتوانسته است که جلو ترویستان را بگیرد و مانع کشتار هزاره ها در شهر کویته شود. هم اینک نیز جوانان خشمگین در مقابل شفاخانه عمومی دست به تظاهرات شدید زده اند و خواهان گرفتاری و به سزای اعمال رساندن تروریستان اند. قابل یادآوریست که در تظاهراتی که در قبال حادثه ۲۹/۳/۲۰۱۲م، صورت گرفته بود، پولیس بر تظاهرات کنندگان حمله نموده و دو تن دیگر را آنها به شهادت رسانده بودند و در ضمن آن عده زیادی را دستگیر نموده بودند، که از جمله آنها سه تن را تا هنوز رها نکرده اند.
پولیس در مورد حادثه امروز می گوید، که این حادثه یک حادثه کشتار هدفمند است. اما سوال اینجاست، در حالیکه جاده پرنس، یکی از شلوغ ترین سرک های داخل شهر است و پولیس نیز در این روزها به حالت آماده باش است و از آن ساحه هر لحظه عبور می کند، چگونه چنین حادثه های اسفناک به وقع می پیوندد؟

نوشته: مجیب احمد، ریس دفتر آج نیوز - کویته
برگردان: عبدالله رفیعی
منبع: سچ تی وی
بعد از آنکه برای پارلمان بلوچستان تحفه چوری آمد، سکوت مطلق حکم فرما شد و آن وزرای که قبل از این، از بیانیه دادن بر ضد کشتار هدفمند خسته نمی شدند و خواهان از بین بردن دهشت افگنان بودند، طوری خاموش شدند که انگار آنها را مار گزیده باشد. به تاریخ دوم اپریل حوالی ساعت سه بعد از ظهر، زمانیکه جلسه پارلمان جاری بود و وزرا سخنرانی می کردند و در چند قدمی طرف مقابل ساختمان پارلمان، قاضی القضات پاکستان "افتخار چوهدری" در ساختمان دادگاه عالی بلوچستان مصروف بررسی پرونده های مختلف بود، دفعتاً تعدادی زیادی از خانم ها که به طرف ساختمان پارلمان و دادگاه عالی می آمدند، دیده شدند. این خانم ها اعضای اناث حزب هزاره دموکراتیک بودند، که بر ضد کشتار هدفمند به شدت اعتراض می کردند. این خانم ها در سرک بین ساختمان پارلمان و دادگاه عالی موضع گرفتند و در همین دوران تعدادی از خانم های خشمگین شروع به پرتاب کردن چوری های شان به سوی پارلمان نمودند، در حالیکه یک گروپ شان ساختمان پارلمان را گردنبدی از جنس چوری، پوشاندند. این خانم های می گفتند، که بخاطر نا اهلی این حکومت در طول یکسال بیشتر از هفتصد تن از هزاره ها کشته شده اند، ولی اینها حتی خود را تکان نداده اند. وزیر اعلی بلوچستان تا حتی گفته است، که برای ورثای حوادث، وی کاری دیگری نمیتواند، وی فقط دستمال کاغذی (Tissue Paper) فرستاده می تواند. در پاسخ به این گفته وزیر اعلی، ما امروز آمده ایم که به حکومت بلوچستان چوری تحفه بدهیم که آنرا در دست هایشان نموده و در خانه های شان آرام بنشینند. در جامعه قبیلوی بلوچستان بر روی سرک آمدن خانم یک حرف بزرگ است، در چنین حالتی تحفه دادن به حکومت قابل تامل و قابل فکر کردن است. سنت حاکم بر پارلمان بلوچستان این است، که! اگر کسی در مقابل پارلمان بلوچستان تظاهرات می کند، وزرا می آیند و حرف آنها را می شنوند و برای آنها تسلی حل کردن مشکل شانرا می دهند، ولی وزرا بعد از دیدن خشم و غضب خانم ها جرات بیرون آمدن را نکردند و فقط در داخل پارلمان در مورد چوری به گفت و گو پرداختند. اعضای پارلمان بلوچستان تمام شان وزیر یا مشاور اند، اپوزسیون اصلا وجود ندارد و زیر اعلی چهار سال است که آنرا ندیده است. حکومت در تصمیم گیری اش کاملاً آزاد است و کسی نیست که مانع اش شود، ولی بازهم امنیت نیست. دهشت گردی باشد، اختطاف و یا کشتار هدفمند، اصلا نشانی از متوقف شدنش نیست. با آنکه اعضای پارلمان به صورت مکمل از حکومت پشتبانی می کنند، ولی با آنهم حکومت در تسلط یافتن بر اوضاع ناکام است. وزیر اعلی در آخرین دوره اش، یک هفته در کویته ماند و برای برگرداندن امنیت و آرامش چندین جلسه اعلی برگزار نموده و حکم تشکیل دادن یک ماستر پلان را داد. به پولیس و دیگر نیروهای انتظامی حکم داد، تا بر ضد دهشتگردان به صورت جدی عمل کنند، بعد خودش دوباره به اسلام آباد برگشت، از جایی که مثل گذشته وی تلاش خواهد کرد تا حکومت اش را به پیش ببرد. قاضی القضات پاکستان، در دوران بررسی پرونده های بلوچستان از اتارنی جنرال و چیف سکرتری بازخواست کرد، که تسلط حکومت بر منطقه در کجاست؟ مردم بی گناه را از اتوبوس ها پیاده نموده و کشتار می کنند، حوادث اختطاف به شدت جریان دارد، ولی کسی چیزی نمی گوید. بلوچستان می سوزد، ما نمیتوانیم خاموش باشیم. اگر یک آمر امنیت را آورده و پنج سال حکومت کرده می تواند، پس چرا حکومت جمهوری چنین کاری نمیتواند؟ در نتیجه برهم شدن قاضی القضات یک مساله شفاف شده است، که از تسلط حکومت و حکومت داری خوب در بلوچستان نشانی نیست. کسانی که در رسانه های ظاهر می شوند و خود را با غم و درد بلوچستان شریک می دانند، زیاد اند، ولی هیچ کسی نیست، که برای حفظ جان و مال بلوچستانی ها اقدامی کند. وضعیت بلوچستان به مثل آن طفل معصومی است، که مادراندر وی شب و روز او را لت و کوب می کند. و زمانی که طفل به پدرش شکایت می کند، بازهم زیاد تر لت و کوب می گردد. امروز بلوچستان می سوزد. جدایی طلبی شدید تر می شود. در همچون یک حالت، حکومت مسوولیت دارد که وضعیت را درست کند و مردم را حفاظت کند. قبول داریم که یکصدو شصت ارب روپیه حکومت خرچ نموده و برای مردم آب، برق، صحت و بعضی سهولیات دیگر تامین می کند و بیشتر مصرف اضافی نمیتواند، ولی چند ارب دیگر را مصرف نموده و امنیت را آورده می تواند. حد اقل برای مردم حق زندگی کردن را داده می تواند.
کشتار هزاره ها در کویته پاکستان به شدت ادامه دارد، وضعیت اینک به اندازه ای نگران کننده است، که تروریستان بدون کدام ترس و واهمه داخل دوکانهای هزاره ها در داخل شهر شده و آنها را به شهادت می رسانند. در آخرین حمله تروریستان دیشب باز هم سه تن از مردم ما به شهادت رسیدند.
قرار گزارش ها دیشب ۳/۴/۲۰۱۲م، حوالی ساعت هفت و نیم شب، تروریستان در دوکان چپلی دوزی ایکه در نزدیک امام بارگاه کلان در پرنس رود واقع است، داخل شده و با شلیک نمودن دو تن از هزاره ها را به نام های باقر، ساکن هزاره تاون و رضا ساکن مهرآباد به شهادت رساندند. همچنان اندکی بعد در میکانکی رود، تروریستان داخل یک دواخانه شده و در آنجا نیز با شلیک نمودن اکبر علی بلتستانی را که از شیعیان منطقه گلگت بلتستان است به شهادت رساندند. بر علاوه آن دیشب اندکی بعد تر از حوادث ذکر شده در بالا، بر موتری تاکسی ایکه حامل مسافران اش از مهرآباد به طرف هزاره تاون بود نیز حمله کردند.
حمله بر موتر تاکسی زمانی صورت گرفت که موتر، از مهرآباد به طرف هزاره تاون در حرکت بود و رد شده از اسپنی رود در حوالی گنج رسیده بود. در اثر این حمله، قرار گزارش ها فقط یک نفر زخمی سطحی شده است، ولی خوشبختانه به دیگران کدام آسیب نرسیده است.
در مجموع این حملات و حملات قبلی، ترویستان عامل بعد از به انجام رساندن عمل زشت و ناجوانمردانه شان، از محل متواری شده است و تا هنوز هیچ کدام از آنها دستگیر نشده اند. در اعتراض به سکوت، بی توجهی، بی تفاوتی و نا اهلی حکومت وقت، اگرچه بخش اناث حزب هزاره دموکراتیک تا حتی چوری های شانرا به اعضای پارلمان تحفه دادند، و جا داشت که اعضای پارلمان از شرم و خجالت وظیفه های شان را ترک کنند و یا مصمم به اجرای وظیفه شان در تامین امنیت مردم گردند، ولی باز هم سکوت. نا اهلی و مرگ وجدان حکومت وقت به اندازه ای رسیده است که اینک تروریستان داخل مغازه های مردم در داخل مرکز شهر شده و آنها را به شهادت می رسانند.
در واکنش به شروع شدن دوباره کشتار سیستماتیک هزاره های کویته، امروز دو شنبه 2/4/2012م، اعضای بخش طبقه اناث حزب هزاره دموکراتیک، با برگزاری تظاهراتی اعتراضی و نمادین در مقابل پارلمان ایالتی پاکستان، در حینیکه جلسه پارلمان جریان داشت و قاضی القضات (افتخار چوهدری) پاکستان نیز در کویته آمده و در ساختمان ایالتی قوه قضاییه، روبروی ساختمان پارلمان جلسه داشت، چوری های شانرا از دست های شان کشیده و با پرتاب بر دروازه ساختمان پارلمان و بستن به آن و گفتن اینکه اگر از مردم ما حفاظت نمی توانید، این چوری های را به دست های تان نموده و در خانه های تان بنشینید، اعتراض شدید شانرا بیان کردند. آنها با فریاد و بلند کردن پلاکارت ها خشم شانرا ابراز داشتند، که تروریستان بزدل قبل از این مردان را کشتار می کردند، اما اینک کشتار زن ها را نیز، که نشان از بی غیرتی و بزدلی شان است، شروع کرده اند، ولی اعضای پارلمان باز هم خاموش اند و بجای اجرای وظیفه شان در قبال هزاره ها و تامین امنیت آنها، خاموشانه به آن نگاه می کنند...
دیروز نیز حزب هزاره دمکراتیک یک جلسه ای بزرگ تعزیتی را در علی آباد برگزار کرده بود، که در آن تعداد کثیری از مردم شرکت کرده بودند. در جلسه دیروزی سخنرانان جلسه مجموعا در ضمن محکوم نمودن عمل زشت تروریستان و نا اهلی حکومت وقت و نیروهای انتظامی، پیرامون علت های کشتار هزاره ها در کویته نظرات شانرا بیان کردند. سخنرانان تاکید کردند، که ایچ دی پی یک حزب سیاسی است و وظیفه دارد، تا شعور سیاسی مردم خویش را با آگاه کردن آنها از جریان های جاری، بلند ببرد. همچنان سخنرانان تاکید کردند، که مردم باید آگاهانه با موضوع برخورد کنند و نگذارند که کسانی از مردم ما به خاطر اهداف خاص خود شان به حیث چوب سوخت استفاده کنند و یا کسانی نا آگاهانه و بدون معرفت از وضعیت، مردم ما را در یک جنجال و مشکلات بزرگتر گرفتار کنند. بر علاوه، سخنرانان طرح شان را در مورد اتحادی که با حقایق روز، سازگاری دارد بیان کردند، آنها یاد آور شدند که اتحاد به معنی واقعی اش، باید به شکل تقسیم کار و سپردن کار به اهل کار صورت بگیرد. اگر هر کس در جای خودش وظیفه اش را به درستی انجام دهد و منافع علیای مردم را جداً در نظر بگیرد، اتحاد به شکل واقعی اش، شکل گرفته است و این راه و روش اتحاد می تواند، زمینه های بیرون رفت، مردم ما را تا اندازه ای از مشکلات کنونی مساعد سازد...
قابل یادآوریست که به اتهام، به شهادت رساندن دو تن از جوانان معترض مردم ما و زخمی کردن تعداد دیگر شان، که در روز به شهادت رسیدن شهدای 29/3/2012م، توسط پولیس به وقوع پیوست، ریس پولیس ناحیه بروری با تلاش بزرگان هزاره از کارش برکنار شده است و قرار است بر ضد وی، بخاطر اینکه چرا اجازه شلیک نمودن بر روی معترضان آرام را داده است، به شکل قانونی برخورد صورت بگیرد. از طرف دیگر تا هم اینک متاسفانه سه تن از جوانان معترض رها نشده اند.




شهدای حادثه دیروز، امروز ۳۰/۳/۲۰۱۲م، با یک روز تاخیر بخاطر رهایی دستگیر شدگان تظاهرات کنندگان دیروز، حوالی ساعت دو بجه بعد از ظهر با حضور عده ای کثیری از مردم به خاک سپرده شدند. نتیجه تاخیر تدفین اگرچه باعث رهایی عده ای از تظاهرات کنندگان شد، ولی با تاسف سه نفر را نیروهای انتظامی به بهانه اینکه بر ضد آنها "ایف آی آر" نوشته شده است، آزاد نکردند. نیرو های انتظامی وعده سپرده اند، که سه نفر باقی مانده را نیز به زود ترین فرصت رها می کنند، اما اینکه آیا این آزادی به صورت حتم خواهد بود یا نه، الله اعلم.
از طرف دیگر در پاسخ به درخواست دیروزی حزب هزاره دموکراتیک و دیگر احزاب مهم بلوچستان جهت هرتال نمودن، امروز اکثریت دوکانهای داخل شهر و تمام دوکانهای هزاره تاون و مهر آباد بسته بودند و همچنان مکاتب و کورس ها نیز به خاطر احترام به خون شهدا تعطیل کرده بودند. اعضای حزب هزاره دموکراتیک در ضمن عملی کردن درخواست هرتال شان، امروز حوالی ساعت سه بعد از ظهر در زمانی که مجلس ایالتی بلوچستان جلسه داشت، در مقابل ساختمان مجلس ایالتی بلوچستان تجمع نموده و خشونت و غصه شدید شانرا در قبال کشتار هزاره ها با شعار دادن ها، بلند کردن پوستر ها و سخنرانی ها بیان کردند. در جمله شعار ها، "مرگ بر فرقه گرایی، مرگ بر دهشت گردی، حکومت ایالتی ناکام مرده باد، نااهل نیروهای انتظامی مرده باد، مردم را محافظت کنید، تارگیت کیلنک هزاره ها را متوقف کنید و غیره" فریاد زده می شد. همچنان سخنرانان در ضمن محکوم کردن کشتار هدفمند، و کشتار مردم بی گناه، خواهان دستگیری و به پنجه قانون گرفتن هرچه زودتر قاتلان شدند...


شهدای حادثه دیروز ۲۹/۳/۲۰۱۲م، که در آن و در عکس العمل به آن هشت نفر شهید شده بودند، تا هم اینک دفن نشده اند. مردم که شب جنازه های شهدا را به قبرستان هزاره تاون برده بودند، آنها را دوباره به امام بارگاه ولیعصر برگشتاندند. مردم خواست شان این است که باید کسانی که توسط پولیس دستگیر شده اند، رها گردند و بعد از آن، آنها شهدا را تدفین خواهند کرد. قرار گزارش تا هم اینک پولیس عده کثیری از دستگیر شدگان را رها کرده اند، ولی سه نفر را پولیس و عده ای را که (ایف سی) با خود برده بود، را تا هنوز رها نکرده اند و آنها را به اتهام کشتن یک نفر پولیس جدی گرفته اند. مردم نیز به صورت جدی خواهان رهایی آن سه نفر و کسانی را که ایف سی برده است، نیز می باشند. سردار سعادت علی هزاره در حال گفتگو با مقامات ارشد نیروهای انتظامی است، تا آنها نیز رها گردد و بعد از آن عمل تدفین صورت بگیرد. هم اینک عده کثیر از مردم به شمول سران نهاد های مختلف فعال کویته، در امام بارگاه ولیعصر جمع و منتظر نتیجه گفتگو سران هزاره با پولیس اند. از طرف دیگر مردم نگران خراب شدن جنازه های شهدا در این هوای کماکان گرم شهر کویته نیز می باشند.
به درخواست ایچ دی پی و دیگر احزاب مهم بلوچستان، که از درخواست ایچ دی پی حمایت کردند، امروز شهر کویته هرتال عمومی است. دوکانهای شهر و داخل هزاره تاون بسته و از طرف دیگر بخاطر همدردی با شهدا و بازماندگان شهدا، مکاتب، کورس ها و تیویشن ها نیز تعطیل است. قرار گزارش ها در اسلام آباد و کراچی نیز در محکوم کردن عمل زشت تروریستان تظاهرات هایی صورت گرفته است.

بعد از حادثه تاسف بار امروز ۲۹/۳/۲۰۱۲م، که در نتیجه آن شش تن توسط تروریستان به شهادت رسیدند، مردم خشمگین دست به تظاهرات بسیار شدید زدند. متاسفانه تظاهرات به خشونت گرایید و در نتیجه آن دو تن دیگر شهید، عده ای زخمی و تعدادی زیادی را نیروهای انتظامی با زور با خود به حوزه پولیس بردند، که تا هم اینک آزاد نشده اند.
وابستگان شهدا و اهالی هزاره تاون، جنازه ها را تقریبا حوالی ساعت هفت و نیم شب به قبرستان هزاره تاون انتقال دادند، تا دفن کنند. البته قرار بود که اسرای مردم ما قبل از دفن شدن شهدا، آزاد گردند، ولی بعد از آنکه مردم متوجه شدند که دستگیر شدگان آزاد نشده اند، تدفین را به تعویق انداختند.
تا هم اینک که ساعت تقریبا ده و نیم شب است، شهدا تدفیق نشده اند، بخاطری که دستگیرشدگان را پولیس آزاده نکرده اند. سردار سعادت علی هزاره با تعدادی از بزرگان دیگر هزاره در حال گفتگو با پولیس اند، که دستگیر شدگان بی گناه را آزاد کنند، ولی تا هنوز موفق به رهایی آنها نشده اند. مردم نیز تصمیم بر این دارند، که تا دستگیر شدگان آزاد نشده است، شهدا را دفن نکنند.

در عکس العمل به سلسه ی کشتار های اخیر و خصوصا امروز پنجشنبه ۲۹/۳/۲۰۱۲م، که در نتیجه آن شش تن شهید شدند، تظاهرات کنندگان خشمگین به شدت بیش از حد تظاهرات می کردند، اما اینک تظاهرات شان آرام شده است و صدای شلیک به گوش نمی رسد.
قابل یاد آوریست که بعد از حادثه صبح امروز، وابستگان، نوجوانان و ساکنان هزاره تاون و مهرآباد به شدت تمام دست به تظاهرات زدند، که در ادامه تظاهرات شان به خشونت انجامید. در دورانی که تظاهرات ادامه داشت، نیروهای انتظامی با زور می خواستند که تظاهرات کنندگان را رانده و سرک ها را باز کنند، که با مقاومت تظاهرات کنندگان روبرو شدند. در نتیجه، در قسمت فیصل تاون، اول شلیک های شدید هوایی شروع شد و بعد از آن برای چند ساعت برخورد هایی صورت گرفت که حاصل آن شهادت دو تن از تظاهرات کنندگان و یک تن پولیس و زخمی شدن یک تعداد زیادی از مردم شد. همچنان در این تظاهرات لاستیک های موتر و موتر سایکل، یکدانه موتر سایکل، یکدانه رکشه و یکی از کالج ها به آتش کشیده شد، اما اینک وضع آرام است.
از طرف دیگر تظاهرات و تحصن اعضای حزب هزاره دموکراتیک در بازار نیز به اختتام رسیده است. در تظاهرات ایچ دی پی صدر تاجران رحیم کاکر نیز شرکت کرده بود و در گفتگویی حمایت همه جانبه اش را از تظاهرات کنندگان اعلان نموده و خواهان دستگیری عاملین حوادث شدند.
جنازه های شهدای حادثه صبح به علاوه دو تن از تظاهرات کنندگان اینک در امام بارگاه ولیعصر است، تا بعد از غسل دادن آماده به خاک سپردن شوند. عده ای کثیری از مردم در امام بارگاه، شفاخانه بروری جمع اند و همه شان خشم گین از عملکرد ناکام نیروهای انتظامی در گرفتاری اشراری که مردم ما را به سوک می نشانند.
آقای خالق هزاره، رهبر حزب هزاره دموکراتیک صبح در ضمن توقع به خشونت کشیده نشدن تظاهرات، اعتراض کنندگان، خواهان هرتال برای فردا "جمعه" شده بود، که اینک احزاب مهم بلوچستان همچون جمهوری وطن پارتی، پشتونخوا ملی عوامی پارتی و دیگر احزاب از آن حمایت نموده و آنها نیز خواهان هرتال برای فردا شده اند. از طرف دیگر شیعه علما کونسل نیز در ضمن محکوم نمودن شدید این حادثه، سه روز را عزای عمومی اعلان کرده است.
همچنان آقای اشرف زیدی صدر شیعه کانفرانس بلوچستان، هم اینک در پریس کانفرانسی همراه با سردار سعادت علی، صدر اتحاد تاجران بلوچستان، صدر هزاره جرگه و آقای اسدی در ضمن محکوم نمودن شدید حادثه امروز، از بی تفاوتی حکومت به شدت انتقاد نموده و گفت که با یک پلان مشخص هزاره ها در کویته کشتار می شوند و به نمایندگی از جمع از وزیر اعلی بلوچستان، آقای ریسانی خواست تا جهت حل شدن مساله باید یک جرگه بزرگ را که مشتمل بر نمایندگان اقوام و احزاب مختلف است برگزار کند. به علاوه وی از هرتال فردا حمایت کردند.

در اعتراض به حادثه صبح امروز ۲۹/۳/۲۰۱۲م، که در نتیجه آن شش نفر شهید و هفت نفر زخمی شده اند، جوانان راه ها را مسدود کرده اند و می خواهند که صدای اعتراض شانرا به رخ حکومت نا اهل ایالتی برسانند. اما متاسفانه ایف سی و پولیس بجای همدلی با تظاهرات کننده گان، بر روی مردم عادی شلیک نمودن را شروع کرده اند... صدای شدید شلیک به گوش می رسد و قرار گزارش تلویزیونها یک نفر پولیس بعد از زخمی شدن، کشته شده است، ولی از تلفات دیگر تا هنوز اطلاعی در دست نیست. اهالی هزاره تاون همه نگران جوانان دست خالی شان اند، که از یک طرف در مقابل تروریستان بزدل و نامرد قرار گرفته اند و از طرف دیگر نیروهای انتظامی بجای همدلی با آنها، بر روی شان آتش گشوده اند. وضعیت شهر کویته وخیم است و در چندین نقاط شهر هزاره ها دست به تظاهرات زده اند.
از طرف دیگر اعضای حزب هزاره دموکراتیک پارتی هم اینک در مرکز شهر (منان چوک) تجمع نموده اند و با شعار دادن و بلند کردن پلاکارت هایی صدای اعتراض شانرا بلند نموده اند. قندهاری بازار و دوکانهای ساحه منان چوک و دوکانهای هزاره تاون همه مسدود اند.
حزب هزاره دموکراتیک در ضمت محکوم نمودن شدید این حادثه و گرفتاری فوری قاتلان مردم ما، فردا را تعطیل عمومی در تمام شهر کویته اعلان کرده است، که این درخواست ایچ دی پی، توسط اکثریت احزاب سیاسی بلوچستان حمایت گردیده است.

کشتار هزاره ها در کویته یکبار دیگر با شدت بیشتر شروع شده است. در ادامه حملات روزهای اخیر که به صورت متفرقه چندین تن شهید و زخمی شده اند، امروز پنجشنه ۲۹/۳/۲۰۱۲م، حوالی ساعت هشت صبح زمانی که یک موتر سوزکی حامل مسافران از هزاره تاون به طرف مهر آباد می رفت، در اسپنی رود، نزدیکی های پوسته (ایف سی) مورد حمله تروریستان قرار گرفت، که در نتیجه آن تا هم اینک شش تن شهید و هفت تن زخمی شده اند. در بین شهدا یک زن و یک نفر دختری متعلم که از سرک در عین زمان عبور می کرد، می باشند.
شهدای حادثه، تعداد شان به سول هسپتال و یک تن شان به هسپتال بولان انتقال داده شده است. زخمی های حادثه اکثر شان به شفاخانه نظامی شهر (سی ایم ایچ) انتقال داده شده اند، که وضعیت صحی شان بسیار وخیم است و نیاز شدید به خون دارند.
جوانان خشمگین، در اعتراض به غفلت نیروهای انتظامی و کشتار قومای شان، راه بروری را بسته و شعار های ضد بی حسی و غفلت حکومت و نیروهای انتظامی می دهند. از طرف دیگر حزب هزاره دموکراتیک در ضمن به شدن محکوم نمودن این حادثه تاسف بار، امروز ساعت یازده بجه خواهان برگزاری تضاهرات در مرکز شهر (میزان چوک) شده است. از طرف دیگر این حزب از عموم شهریان کویته خواسته است، که فردا تعطیل نموده و دوکانهای شانرا در تمام شهر کویته باز ننمایند.
قابل توجه است، که در این روزها حملات بر هزاره های شهر کویته به شدت دوباره شروع شده است. در جایی به نام کلی شابو به تاریخ 18/3/2012م، پدر و پسری از اهل تشیع مورد حمله ترویستان قرار گرفت که هردو شهید شدند. به تاریخ 22/3/2012م، دو تن از پولیس ها به نام های لیاقت علی و نعمت الله در حالی که مصروف چک نمودن موترها بودند، مورد حمله ترویستان قرار گرفته و شهید شدند. به تاریخ ۲۶/۳/۲۰۱۲م، در پودگلی چوک یک تن را شهید و یک تن را زخمی کردند. دیروز ۲۸/۳/۲۰۱۲م، بر کارگران کان کوله در زمانی که به طرف منزل شان بر می گشتند، حمله صورت گرفت، که در نتیجه آن یک تن زخمی شد.

سوزکی متاثره

موتر سایکلی که در اعتراض حادثه سوختانده شده است
امروز ۲۸/۳/۲۰۱۲م، حوالی ساعت ۳ بجه بعد از ظهر، زمانی که تعدادی از کارگران کان کوله به طرف شهر کویته بر می گشتند، در نزدیکی های کویته، ساحه ای به نام دشت مورد کمین تروریستان مسلح که تعداد شان چهار نفر گزارش شده است، قرار گرفتند، که در نتیجه یک نفر شان زخمی شد.
به گفته سرنشینان موتر حامل کارگران، آنها با موتر شان که از نوع موتر های خورد "آلتو" است، از طرف کان کوله به طرف کویته بر می گشتند، که در راه مورد کمین تروریستان قرار گرفتند. به گفته سر نشینان، ترویستان که مسلح بودند، می خواستند موتر آنها را متوقف کنند، ولی چون موتروان بجای ایستاد نمودن موتر، بر سرعت آن افزود، لهذا در زمان رد شدن از کنار تروریستان آنها بر موتر شلیک نمودند، که در نتیجه چندین مرمی به موتر اصابت نمود و نیز فقط یکی از سرنشینان را زخمی کرد.
موتروان بعد از فرار از صحنه، مستقیما خودش را به شفاخانه بولان رساند، تا فرد زخمی ضایع نگردد. هم اینک فرد زخمی را به شفاخانه نظامی شهر (سی ایم ایچ) انتقال داده اند و قرار گزارش وضعیت صحی اش زیاد خراب نمی باشد.
سلسله ترور و کشتاز هزاره های کویته یکیار دیگر بعد از توقف چند هفته ای، به شدت شروع شده است. دو روز قبل نیز ترویستان یک تن را زخمی و یک تن دیگر را شهید ساخته بودند و امروز نیز تصمیم به انجام رساندن کشتار پنج تن از سرنشینان موتر دیگر را داشتند.
در اثر حمله ترویستان موتر سایکل سوار بر دوکان "ولدنگ کاری"، که در قسمت پودگلی چوک واقع است، امروز، دو شنبه 26/3/2012م، حوالی ساعت سه بعد از ظهر یک تن شهید و یک تن دیگر زخمی شد. ترویستان بعد از انجام عمل ناجوانمردانه شان از محل متواری شدند.
متاثرین حادثه بعد از انتقال به شفاخانه بولان مورد بررسی داکتران قرار گرفتند، که بعد از آن شهید حادثه به امام بارگاه ولیعصر واقع هزاره تاون بلاک نمبر یک، انتقال داده شده است، تا بعد از رسیدن اقارب نزدیک اش به خاک سپرده شود. زخمی حادثه در حالیکه وضعیت اش بسیار وخیم است، به شفاخانه نظامی شهر کویته (سی ایم ایچ) انتقال داده شده است و داکتران تلاش دارند، که وی را از مرگ نجات دهند.
قابل یادآوریست که این روزها با به وقوع پیوستن بعضی از حوادث در شهر کویته وضعیت به شدت بحرانی است. سه روز قبل بخاطر جلوگیری از کدام حادثه، حکومت برای یک روز سرویس موبایل ها را مسدود کرده بود. از قومای شریف شهر کویته خواهشمندیم، تا بیش از حد محتاط باشند.
نبشته: رهگذر
روزگار ما روزگار لامذهبی و بی دینی و بی ایمانی نیست. همه دیندار، معتقد و متعهد در دین و باور های دینی شان اند. همه خدای واحد و بی نیاز را می پرستند و از او استعانت می جویند (اِیَّاکَ نَعٌبُدُ وَاِیَّاکَ نَسٌتَعِیٌنٌ) هیچ گونه تفاوتی درعبودیت و آفرینش من(مرد) و تو (زن) وجود ندارد. اما نمی دانم چرا خدا از چشمان گروه من برای من (مرد) مهربان رحمن و رحیم و برای تو (زن) قهّار و جبّار وسرکوبگر است و قهرش همیشه دشنه ی است که بر جگر تو فرو می رود یا ترا زنده بگور می کنند و یا بنام تجدد و مدرنته مانند کالاهای تجارتی دست بدستت می کنند و یا هم با زور و فشار تو را در خانه های نمناک و شکننده زندانیّت می کنند تا گناه زن بودنت را بپردازی و در نهایت بپوسی.
خداوند همه را هدایت کرده و شعور داده است اما شعور و وجدان گروه من مجموعه از عقده ها و کینه هاست که نسبت به تو شکل می گیرد. شعور من از من اصل می سازد و از تو فرع (شورای علما افغانستان در اعلامیه خود با استناد به آیههای اول و سی و چهارم سوره نسا نوشته شده است در خلقت بشر مرد اصل و زن فرع میباشد و نیز قوامیت از آن رجال است"bbc") فضایل را بمن می بخشد و رذایل را بتو، مرا سرچشمه اخلاق و خوبی ها و ترا سرلوحه فساد و آلودگی ها قلم داد می کند؛ من استعداد قاضی شدن دارم و تو نداری، چون مادر هستی و یک مادر هیچ گاهی دوست ندارد پروردۀ شیره جان و استخوانش را جلوی چشمانش سر به نیست و تحقیر کند.
مادر و خواهر!
شعور گروه و طبقه من بیمار است با خود غریبه است و از گروه تو بیزار؛ دوست ندارد یک کلمه با تو بگوید و بشنود. زیرا اصل است و این اصلیّتش به او اهلیّت بخشیده و بتو به چشم نا اهل زل می زند. همین است که حضور ترا مایه سرافگندگی و شرمندگی دانسته و لکه پاک نشدنی و سیاه بختی در دامن تاریخ (مرد) عنوانت می کند. آری شعور من هنوز برهنه و بدوی است و در بدویت و برهنگی و فردیت، خودش را سرآمد هستی و توانا در مدیریت زمان یافته است. پس چگونه و با کدام منطق خودشکنی کنم و حقیقت هستی ترا در ذهن و روان مسموم شده ام درک کنم؟ و بدتر از همه چقدر بی شرمانه دهن کج کرده و تو را (جنس دوم) خطاب می کنم. در حالیکه میدانم تو بستر آرامش برای ذهن و روان نا آرام و پرتشویش و گندیدۀ من هستی، زیرا آفرنیش ما از جنس واحد و بی مانند است (آیة‹1› سوره نساء). و من بی تو ناقص و نا مکمل.
مادر و خواهر!
شعور من، فروشی، خریدنی، معامله گر، چاپلوس، لشم زبان، درغگو و ثناگو، التماس گر، رشوه بده، رشوه بگیر و متملّق است تا هیچ دادگاهی مرا از نا پاکی و خون خوری و حق کشی و انواع خیانت و جنایت و در زندگی و قانون گریزی باز ندارد. اما سکوت تو در برابر این همه نا برابری ها از تو آفریدۀ بی اراده و وابسته ساخته است و از گروه من خود سر و برهنه که حتا با دین تو داد و ستد می کند. دین که در بدو ظهور دست نجاتش را بسوی تو کشید و گفت که آنها را زنده بگور نکنید و روزی از این دختران سوال خواهد شد که به کدام گناهی کشته شده اند؟ (وَإِذَااٌلٌمَوٌءُدَةُ سُـإِلَتٌ‹8› بِأَیِّ ذَنٌبٍ قُتِلَتٌ‹9› سوره تکویر) دین که برتریت و رستگاری را در پرهیزگاری و تقوا جستجو می کند نه در جنسیّت و ساختارهای ظاهری و فزیکی، دین که برده و آزاده، غنی و فقیر سیاه و سفید، عرب و عجم را در زیر یک پرچم آورد و امت واحده را سر لوحۀ حرکت شان می داند و زن و مرد را تکیه گاه یکدگر. چگونه در برابر تو قرار گرفته و از تو یک مشت موجود بی مصرف و ناکار آمد تصویر می کند؟ تو که مادری! و بهشت بهترین موعود الهی در زیر پای تو قرار گرفته است، چرا از چشم انداز تیم من ناقص العقل و سیاه سر و همیشه شایستۀ تنبیه و سرزنش؟
مادر و خواهر!
گروه من، با سواد جهل طلب، دانشمند ژست پسند، روشنفکر مصرف گر، عالم و آخند و متجدد محافظه کار و مصلحت طلب، مقلّد و پادو و پوک و پوفیوز، خالی و خیالی و عصبی و خشن که از آب دهن دیگران زبان می چرخانند و از استادان شان، بلی قربان، چشم و سر تکان دادن را خوب می آموزند، و برای اینکه از چشم خدای قدرت شان نیافتند از اعتقادات تو از مذهب تو و از ازرش های انسانی و خدادادی تو نیز استفاده ابزاری می کنند. و برای میخکوب کردن و در بند کشیدن و سکوت و جمود ماندن تو، گاهی ابزار شان توجیهاتی اند که بظاهر از بطن و متن کتاب هدایت (قرآن) و سنّت پیامبر و فرهنگ محلٌی و عنعنوی می کشند. تا قبای مشروعیت بر جهل کاری ها و دغل کاری های شان بکشند. و از تو حیوان حرف شنو و خانگی و فرمان بردار و بی فکر و تهی مغز و اشباع کننده لحظه های عیش و عشرت بسازند و بس. و گاهی متعهد به سازمان ها و قانون های بین المللی دفاع از تو و حقوق تو می شوند تا اگر مورد حق کشی و بی عدالتی قرار گرفتی، داد رسی و داد خواهی کنند و تو غافل از اینکه با استفاده از همین قانون بر تو ظلم و بی انصافی روا می دارند، بازاریّت می کنند در نایت کلب ها غم و غصه ات را به شادی و سرور بدل می کنند مسابقه زیباترین ها برگزار می کنند عریان شدن و برهنگی ات را نشانۀ پیشرفت و ترقی تو می شناسند. در مارکیت ها می کشندت تا قانونی عروسک خوشگذرانی های گروه من باشی. آری این چهره های اطو شده و شسته درگذر زمان و گوناگونی مکان خوب می دانند که چگونه رنگ دیگر بگیرند. و لباس نو بربدن تا خِرخِره غرق در کثافت کاری های شان کنند. همین است که شب ها ملا عمری اند و از تاریک خانه ها فتوای در حصار زیستنت را صادر می کنند، و روزها نکتایی پوش دموکرات و فداییان سرا پا قرص آزادی و دموکراسی، چون در هر دو صورت هدف و غایت در بند کشیدن تو و گروه تو هست یا با استفاده از سازمانهای جهانی و بین المللی و یا با تکیه بر شرع بکمک فقه دانان شکم پرست و نا اهل.
عید آمد و غم از دل و از خانه تکانید
گردی بزدایید و غباری بفشانید
با خرمن گل دامن تر آمده نوروز
هشدار که او را ز در خانه مرانید
هر کوی و کناری گذر عشق هویداست
خود را به تماشای گل و سبزه رسانید
در حلقه یاران سخن از خیر و صلاح است
نیک است همی خود را در آن حلقه کشانید
هر چند نرسید قافله عمر به مقصود
اما پس از این مرکب عمر نیک دوانید
دنیا که در ان غلغله ی شادی و شور است
"پیکی بدوانید و پیامی برسانید"
پیران کهن را ز ره لطف نیکو دار
یاران جوان را عسل تازه چشانید
محمودی زدستان خدا شْکر و شکر نوش
با گوشه ی ابرو زبرش دل بستانید
محمودی 26/12/1390 کابل

گزارش از: تجلیل
عکس از: طاهر
امروز یکشنبه تاریخ 18/3/2012م، انجمن هنری ترنم موجودیتش را در میان سایر انجمن های فعال در شهر کویته طی کنسرت با شکوه فرهنگی و هنری اعلان نمود. این انجمن که تازه در کنار سایر انجمن ها آغاز به فعالیت نموده است، با استقبال گرم و پرشورمردم روبرو شد.
کنسرت توسط یکتن از فرهنگیان شناخته شده و فعال در بخشهای مختلف فرهنگی محترم نسیم جاوید گردانندگی می گردید. حضور نسیم جاوید روحیه ی عالی را به جوانان فرهنگی بخشیده بود و وی همچنان از تمام فرهنگیان خواستند که همه دست به دست هم داده و فعالیت شان را گسترده تر و منظم تر به پیش ببرند.
در افتتاح این انجمن شخصیت های مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و هنری و مدیران مکاتب و استادان شرکت ورزیده بودند که هر کدام از این فعالان عرصه های مختلف به نوبه خود حمایت و پشتبانی خود را از انجمن هنری ترنم اعلان نمودند و از مردم خواستند، که هنرمندان و جوانان شان را مورد حمایت و پشتبانی مالی و معنوی قرار بدهند تا جوانان به شکل خوبتر برنامه هایشان را به پیش ببرند.
آغاز کنسرت توسط آهنگ زیبای داود سرخوش و هنرنمایی دانش آموزان لیسه عالی رابعه بلخی شد. شور و هیجان حاضرین در تالار به جذابیت و زیبای محفل بیشتر افزوده بود. سپس سخی جهانگیر به عنوان رییس انجمن هنری ترنم در جایگاه حضور به هم رسانیده و در ضمن تبریک سال نو، حاضرین در تالار را خوش آمدید گفت و با یک نگاه کلی و گذرا راجع به پیشینه هنر در جامعه هزاره روشنی انداخته و از شاهکار های بزرگ هنری هزاره ها چون شمامه و صلصال یاد آوری نمود و افزود که این شاهکارهای هنری و تاریخی بیانگر استعداد هنری مردم ما است که توسط یکعده از کوردلان تاریخ به نابودی کشانیده شد. و همچنان از هنرمند محبوب هزاره شهید سرور سرخوش نیز یاد اوری نموده و افزود که وی کسی بود که گامش را در عرصه هنر موسیقی هزارگی برداشت و کارهای بزرگ وارزنده ای را نیز به ثمر رسانید که متاسفانه توسط یکعده از متعصبین به شهادت رسید. سرور سرخوش نه تنها که یک هنرمند بود بلکه حنجره بزرگ برای فریاد دردها بود که در طول تاریخ بر مردمش روا داشته شده ولی متاسفانه صدایش را تا ابد در گلو خاموش ساختند .
صدر تاجران بلوچستان، که به حیث مهمان ویژه دعوت شده بود، باحضورش در جایگاه انجمن هنری را با تشویقهای مادی ومعنوی شان حمایت نموده و افزود که همانطوری که یک دوکتور و معلم درجامعه لازمی و ضروری می باشد هنرمند نیز لازمی و ضروری بوده که با حمایت مردم میتواند مسوولیت را که بر عهده آنها سپرده شده به وجه احسن به پیش ببرند. همچنان افزود که دمبوره نه تنها که یک آله خوبی موسیقی هست بلکه بیانگر هویت فرهنگی و تاریخی مردم ما نیز می باشد که از مدت ها به این سو درمیان هزاره ها نواخته شده و می شود.
در ادامه احمدعلی کهزاد جنرال سکرتری حزب هزاره دموکراتیک، که به عنوان صدر مجلس در محفل دعوت شده بودند، در جایگاه حضور یافت و از انجمن هنری ترنم اعلام حمایت نموده و از مردم خواست که جوانان شان را در عرصه های مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و هنری حمایت نمایند؛ زیرا هنر جزی لاینفک زندگی بشر بوده که بیانگر دردهای و امیال انسانها می باشد که به شکلهای مختلف تبارز می کند.
بعد کنسرت توسط آهنگ زیبای که توسط طالب مظفری اجرا شد، ادامه یافت و زینب ترنم با خوانش مقاله اش راجع به هنر و دیدگاه دانشمندان درباره هنر روشنی انداخت که مورد استقبال گرم حاضرین در تالار قرار گرفت.
صفدر سروش که خود عضوی برجسته ی این انجمن می باشد با دمبوره دست داشته اش با آهنگ زیبای
"زیبا هزارستو یه او ملک آتیگویه
سرفخر ازمونویه یک راه برویم هزاره جات درد های موپک درمویه
دردهای موپک درمویه"
و آهنگ زیبای دیگری را که به پیش واز و استقبال از سال نو خورشید ی و بهار نوروزی تهیه نموده بود، خدمت حاضرین تقدیم نموده و نوروز شان را تبریک گفت و هنرمندان جوان دیگر هر یک آقایان نصرالله شریفی، رضا سرخوش، ضیا سلطانی، عارف شاداب و سخی یوسفی که هر کدام عضو انجمن فرهنگی ترنم می باشند، ادامه محفل راهمچنان گرم و پر شور نگهداشتند.
درقسمت بعدی این کنسرت فرهنگی و هنری از شاعران شناخته شده و مطرح جامعه هزاره کویته دعوت به عمل آوردند که شعرهای زیبای شان را به خوانش بگیرند. حضور عزیز فیاض وخوانش شعرهای زیبایش این محفل را زیباتر و رنگین تر ساخت و این شاعر جوان و با استعداد باخوانش شعر نوروز:
"موگیه نوروز امد نوروز کجایه
نوروز هر روز دغم خو مبتلایه
پارسال پنج ماه بود درسنگ سفید
امسال شش ماه موشه تلی سیاه یه"
مورد تشویق و تمجید بیش از حد حاضرین قرار گرفت و همچنان قادر نایل شعرهایش را که با لهجه هزارگی نوشته شده بود به خوانش گرفت و بعد از وی شاعر دیگری به نام نبی حجازی شعرهای زیباش را به لهجه هزارگی و زبان دری به خوانش گرفت که مورد استقبال گرم مردم قرار گرفت.
در قسمت بعدی محترم سخی جهانگیر در جایگاه حاضرشده و از تمام مهانان حاضر قدردانی و تشکری نموده و این احساسش را در تار وپود موسیقی گنجانیده بود که با اجرای آهنگهای زیبایش بیشتر مهمانان را پذیرایی نمود و اختتام محفل را بدست دو هنرمند مستعید وجوان که از مهاجرت برگشته اند، سپرد. موسی منجی و شبانه منجی که با حضور شان بر شکوه هر چه بیشتر این کنسرت افزوده بودند، بعد از عرض تبریک سال نو و تاسیس انجمن هنری با اجرای آهنگ های زیبای شان برنامه را اختتام بخشیدند.
کنسرت به روایت تصویر















برای دوست داران دمبوره نام صفدر سروش، یکی از آوازخوانان فولکلوریک مردم ما آشناست. محترم سروش از سالها بدینسو است که با نواختن دمبوره و آوازخوانی هایش غم و اندوه را از دل های مردم ما زدوده و انگیزه اتحاد و همبستگی را به جوانان تزریق می نماید. وبلاگ کویته مصاحبه ای را با وی انجام داده است، که اینک خدمت خوانندگان گرامی تقدیم است.
کویته بلاگفا: سروش گرامی لطفا در مورد خودتان برای خوانندگان گرامی کویته بلاگفا معلومات ارایه کنید.
صفدر سروش: اسمم صفدر سروش، متولد 1340 ه ش، در ولایت دایکندی – ولسوالی خدیر قریه سنگچلگ و سومین فرزند فامیل ام می باشم.
کویته بلاگفا: از چه زمانی به هنر رو آوردید؟
صفدر سروش: پدرم مرحومم خود دمبوره نواز بود، لهذا میتوان گفت که من با دمبوره بزرگ شده ام. اما به طور رسمی در نوجوانی به این هنر بیشتر علاقه مند شده و به تمرین آن پرداختم.
کویته بلاگفا: سروش گرامی میتوانید از خاطره های شیرین و تلخ زندگی هنری تان با ما بگویید.
صفدر سروش: در زندگی هنری ام خاطره های زیادی دارم. خاطره های تلخ من این است که من دمبوره را در یک شرایط بد و تاریک آموختم، هرگز چندین بار شکسته شدن دمبوره ام را توسط آخوند های تنگ نظر نمیتوانم فراموش کنم. اما خاطره های شیرینم این است، که در مواقع اجراات هنری ام در کنسرت ها و محافل مورد تشویق و تقدیر علاقه مندان هنر قرار می گیرم.
کویته بلاگفا: احساس تان در مورد دمبوره چیست؟
ص. سروش: دمبوره یک آله موسیقی دلنواز و با پیشنه تاریخی است، لهذا نواختن آن در ضمن علاقه به هنر، نمایانگر عشق به هنر و فرهنگ پر بار ماست. من در یک جمله دمبوره را عاشقانه دوست دارم و آنرا مینوازم.
کویته بلاگفا: سروش گرامی آیا گفته می توانید که در مدت چند وقت نواختن دمبوره را یاد گرفتید.
صفدر سروش: تقریبا در مدت پنج سال توانستم که با دمبوره کمی آشنایی پیدا کنم، اما اینک هم مطمین به درست نواختن آن نیستم. چون هنر موسیقی همچون بحر بی پایان است که انتها ندارد...
کویته بلاگفا: اولین آهنگی را که اجرا کردید، کدام آهنگ است و تا هم اینک چند البم دارید.
صفدر سروش: اولین آهنگم به نام "خالق شهید" است که در هال تنظیم نسل نو هزاره مغل اجرا کردم. و بعد از آن آهنگ های زیادی را اجرا نموده ام که در مجموع تا هم اینک سه البم هنری به نام های. 1. آواز کوهستان 2. برار مسافر 3. منجی، دارم.
کویته بلاگفا: خواندن کدام آهنگ ها را بیشتر دوست دارید.
صفدر سروش: آهنگ های هزاره گی.
کویته بلاگفا: کدام آهنگ های تان بیشتر مورد علاقه شنوندگان قرار گرفته است.
صفدر سروش: از جمله آهنگهایم "برار مسافر"، "هزاره که شدی شیعه و سنی نداره" بیشتر از دیگران اش مورد پسند علاقه مندانم قرار گرفت.
کویته بلاگفا: آیا در راستای فعالیت های هنری تان با شما کسی همکاری مالی کرده است.
صفدر سروش: بلی یک تعداد از دوستان همرایم همکاری کرده اند، که من در اینجا از آنها تشکری می کنم.
کویته بلاگفا: آیا علاقه مند به ادامه فعالیت هنری هستید.
صفدر سروش: بلی و بدون شک حدالمقدور تلاش می کنم، تا در این راستا حرکت خود را ادامه بدهم.
کویته بلاگفا: سروش گرامی آیا هنر موسیقی، از طرف مردم ما مورد تشویق قرار می گیرد.
صفدر سروش: در این مورد باید بگویم، که اولا در افغانستان تشویق هنرمندان خیلی کم است و فرهنگ تشویق نسبت به هنرمندان را ندارند. و دوما خصوصا مردم خودم در این مورد متاسفانه بیشتر بی تفاوت اند.
کویته بلاگفا: سروش گرامی بدون شک دمبوره جایگاه خاص تاریخی اش را در فرهنگ مردم ما دارد، می خواهم بپرسم که دید مردم ما در مورد حفظ و ارتقای این هنر به نظر شما چیست؟
صفدر سروش: آلات موسیقی فلکلوریک هزاره گی از قبیل دمبوره، غیچک، سرنی و چنگ بسیار سابقه طولانی تاریخی دارد. اما متاسفانه کسی در غنا بخشیدن آنها تلاش جدی به خرچ نداده است و اینک نیز بی تفاوت اند. و اگر این بی تفاوتی ادامه پیدا کند، می ترسم از آن روزی که این آلات موسیقی فقط نام شان در بعضی کتابهای تاریخ گرفته شود.
کویته بلاگفا: سروش گرامی شما یکی از هنرمندان سابقه دار مردم ما می باشید، پیام شخصی خودتان برای آنعده از دوستانی که جدیدا وارد عرصه هنر می شوند، چیست؟
صفدر سروش: پیامم اینست که جوانان عزیزی که تازه به هنر موسیقی رو می آورند، باید توجه کنند که اصالت هنر را حفظ نموده و ناپخته با خواندن آهنگ های مبتذل که سبب سر افگندگی مردم ما شوند، به میدان نیایند. بجای آن اندکی بیشتر زحمت کشیده و با دست آورد های هنری عالی و آموزنده در عرصه موسیقی پا بگذارند.
کویته بلاگفا: سروش گرامی در آخر اگر کدام گفتنی دیگری داشته باشید.
صفدر سروش: با تشکر فراوان از کویته بلاگفا که فرصت گفتگو با علاقه مندانم را برایم مساعد ساخت. امیدوارم که چنین فعالیت های ارزشمند شانرا همیشه ادامه داده و با هنرمندان دیگر نیز چنین مصاحبه های را انجام دهند، تا زمینه معرفی شدن هنرمندان هرچه بیشتر مساعد گردد.
کویته بلاگفا: سروش گرامی با تشکر فراوان از شما که وقت تانرا در اختیار ما گذاشتید.
---------------------
دوستان عزیز، آهنگهای آقای سروش و دیگر هنرمندان را می توانید
از طریق لینک زیر بشنوید
نویسنده: علی همدم
تعریف حق:حق عبارت از یک سری آزادی های معنوی و چیزهای مادی است که خداوند برای بنده گانش داده و حق پدیدۀ است از طرف خداوند و یا قدرت مافوق الطبیعت است، پس حق عبارت از یک نعمت خداوندی است که برای بنده گانش از طرف خداوند داده شده است.
در 10 سال اخیر مسألۀ حقوق زن یکی از مباحث بسیار داغ در رسانه ها، نهادهای حقوقی و اجتماعی بوده است که حقوق زن در کل دارای دو جنبه است:
1: آنکه جامعه حقوق آنها را در اختیار آنها قرار دهد.
2: آنکه زنان بتوانند حقوق خود را مالک شوند و از آن محافظت کنند.
اما مباحث امروزه روی نکتۀ اول در افغانستان متمرکز اند. اول اینکه زنان در کل در افغانستان فاقد خودباوری اند که خود باوری از کلمات "خود" و "باور" ترکیب شده اند که معانی معادل آن عبارت اند از اعتماد به نفس، عزت نفس، حرمت خود، احساس ارزش به خود و تصویر از خویشتن را گویند.
ریشه های ضعف خودباوری در زنان افغانستان:
1: برخورد مردها با زنان:بر خورد مردها با زنان در جامعۀ افغانستان یک برخورد مسالمت آمیز نمیباشد چون افغانستان یک جامعه یا یک مملکت مرد سالارمیباشد، که تا همین لحظه مرد سالاری در افغانستان رواج دارد.
در جامعۀ که مرد سالاری حاکم باشد عمومأ به زنها یک چهرۀ خدمه داده میشود و اکثر از مردها، جنس مذکر ویا اهل ذکور این طبقۀ از جامعه را خدمه فکر میکنند و میگویند که زنها خادم مردان است، قسمکه قبل از 10سال در افغانستان هر مردیکه هفتۀ یکبار زن خودرا چوبکاری نمی کرد آن مرد، مرد گفته نمیشد و در صورتیکه زنان از مردان پیروی و متابعت نمیکردند در این صورت زنان باید جزایی میشدند چون فکر میشد که زنان خادم مردان اند.
2: عدم حضور در اجتماع: زنان در افغانستان اکثرأ خانه نشین اند و در اجتماع حضور چشم گیر ندارند. زمانیکه زنان خانه نشین شدند درین صورت به آن خودباوری که نیاز دارند هیچ وقت نمیرسند و از احوالات روز و دنیا بی خبر میمانند به این خاطر دلیل دوم ضعف خودباوری در زنان افغانستان عدم حضور در اجتماع اند.
3: خشونت علیه زنان: در جامعۀ افغانستان و بعضی ممالک اسلامی وغیر اسلامی دیگر همرای زنان با خشونت رفتار میکنند و میگویند که زنان در ذات خود از مردان پایین تر و ضعیف تر آفریده شده اند، که این امر در اکثر اوقات به نفع سیاستمداران جوامع مرد سالار، خود مردها و جامعۀ مرد سالاری میباشد. این جوامع برای تحفظ منافع خود و حفظ احترام خود از طرف زنان و حفظ قدرت خود در برابر زنان کوشش میکنند تا این نظام غیر عادلانه را در جامعه حفظ و نگهداری کنند. در صورتیکه هیچ زن در نفس خود پایین تر و ضعیف تر خلق نشده اندقسمیکه گفته اند:"پس پشت هر مرد مؤفق دست یک شیر زن درتاریخ بشری بوده است" که این ادعا را تاریخ ثبوت میکند و گواهی میدهد که زنها ضعیف خلق نشده بلکه زنان در نفس خود خیلی قوی و با قدرت خلق شده اندو بازهم تاریخ شاهد است که انقلاب که در اروپا واقع شد از طرف زنان پایه گذاری شده بود و بعد از آن مردها آمدند و با زنان انقلاب را به مؤفقیت رساندند پس در این جا ما نتیجه میگیریم که زن بدون مردنامکمل است و مرد بدون زن، و در صورتیکه مرد و زن شانه به شانه حرکت کنند میتوانند جامعۀ بشری را به اوج شگوفایی برسانند، قسمیکه ما در اروپا شاهد این واقعه بودیم و این ادعا در اروپا ثابت شده است.
4: تجاوز جنسی بالای زنان: یکی از عوامل دیگر که زنان را به ضعف خودباوری دچارکرده عبارت از مسألۀتجاوز جنسی است که ما شاهد تجاوزات جنسی بیشمار در افغانستان بودیم که تا حتی برای حفظ قدرت خود در برابر زنان به دختران شش ساله نیز رحم نکردند و تجاوز نمودند که عاملین شان بعد از قید یک ماه یا دو ماه در زندانها رها شدند و آزادانه زنده گی خودرا ادامه میدهند که پس پشت این مسأله دستهای گوناگون کار میکنند. این امرخطرناکترین مسأله برای زنان در افغانستان میباشد.
هر زنی که بالایش تجاوزجنسی صورت گرفته باشد دیگر به هیچ صورت در اجتماع حضور پیدا نمیکنند مگر استثنأ که بازهم عدم حضور زنان در جامعه عدم اعتمادبه نفس را افزایش میدهد.
در اینجا برای ما یک سؤال خلق میشود که آیا زنان فقط در افغانستان به خودباوری نیاز دارند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
به نظر بنده و نظر بعضی از تحلیل گران حقوقی "نه خیر" زنان فقط در افغانستان به خود باوری نیاز ندارند بلکه در اکثر از ممالک دنیا طبقۀ زن به خود باوری لازم برای کسب و حفظ حقوق شان نیاز دارند.
در تاریخ بشر هیچ حقی بدون قربانی دادن حاصل نشده است پس زنان در تمام دنیای مرد سالاری وعلل الخصوص در افغانستان باید قربانی های بیشماری را بدهند تا به حق که میخواهند برسند.
راه حل:بنده برای حل این معضله راههای ذیل را پیشنهاد میکنم که نسبتأ معقول تر به نظر میرسد:
1: افزایش خویشتن داری مردان:یکی از عوامل که خودباوری زنان را نابود میکنند تعرض به زنان است. حالا بسا زنان شایسته در افغانستان وجود دارند اما از ترس عزت خود به میدان قدم گذاشته نمیتوانند که مبادا بالایش تجاوز شود، مبادا بالای عزت اش سایۀ سیاه افگنده شود و مبادا نام و عزتش لکه دار شود.
2: افزایش خودآگاهی فردی و اجتماعی: زمانیکه این طبقه درک کردند و آگاه شدند میتوانند فعالیتهای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و علمی کنند. این خود آگاهی به مطالعه، تحقیق، کوشش، تلاش، تحمل کردن مشکلات و دادن قربانیهای بیشمار نیازدارند.هرچه اطلاعات این طبقۀ ما زیاد شد به همان اندازه خودباوری واعتماد به نفس اش افزایش می یابد و هر قدر خود آگاهی افزایش یافت به همان اندازه به اصل هدف نزدیکتر میشوند در نتیجه به هدف خود رسیده میتوانند.
والسلام
منابع:
مجلۀ پیام یاسین شمارۀ22


به اطلاع علاقه مندان کتاب، دوستان اهل مطالعه و خاصتاً کسانی که به داستان های فولکلوریک علاقه دارند، رسانیده میشود اینکه پنجمین اثر نویسنده پر کار مردم ما استاد عبدالغفور ربانی که مجموعه ای از داستانهای فولکوریک هزاره ها می باشد به نام "سرخ کاکلتو و ماه پیشانه" به نشر رسیده است.
مشخصات کتاب:
نام کتاب: سرخ کاکلتو و ماه پیشانه
گرد آورنده: عبدالغفور ربانی
صفحه آرایی: محمد کبیر رضایی و عبدالله رفیعی
تایپ:علی رضا رضایی و فاطمه کریمی
طرح روی جلد:استاد سعیدی و شوکت علی سالار
نوبت چاپ:اول
سال انتشار:2012 میلادی
تیراژ:500
قیمت:100 روپیه
مرکز پخش: استشنری های شهر کویته
دست اندرکاران وبلاگ کویته به چاپ رسیدن پنجمین اثر گرانبهای استاد ربانی را به خودش و دوستداران کتاب تبریگ گفته و از خداوند منان برایش آرزوی توفقیات بیشتر در این راستا می کند. در ضمن مطالعه این اثر گرانبها را برای تمام دوستان اهل مطالعه سفارش می نماییم.
چه خوب بود آفتاب دهر می ماند
وکشتی درخروش بحـر می ماند
چــــراغ افروز ظلمت های دوران
فروغش درفضای شهر می ماند
خوش الحان بلبل باغ عــدالت
نوایش با صفیر و جهر می ماند
ســــــــــــــرود آبشار مهربانی
به بزم جویبار و نــهر می ماند
کهن پشمینه پوش مرد رنجور
برای مردم این شهر می ماند.
رمضان محمودی/ کابل
در تاريخ حوادث های به وقوع پيوسته اند که هر کدام شان در مقياس هاي مختلف از ارزش هاي ويژه اي برخوردار بوده اند. يکي از اين حوادث مهم ، ظهور ابرمردي به نام مزاري بود که در قلب خراسان زمین ظهور کرد مزاری از نسل آفتاب و مردان شاهان تاریخ بود که عصای موسی وقرآن خاتم النبیّن وذولفقارعلی وحلم حسن و خون حسین در رگ داشت.
او آفتاب وار تابیدن را شروع کرد درزمانی که مردم این سرزمین غرق در ظلم، دکتاتوری، استبداد، نا برابری، جاهلیت و تعصباتی مذهبی و قومی قرار داشت.
آری !
بابه مــزاری بعد از قرن ها با شعاری عدالت خواهی و برابری از بین ملیت های مظلوم و بی دفاعی برخاست، که قرنها در زیری ظلم، نابرابری، محرومیت قتل عامهای بزرگ زندگی میکرد، و سالها دکتاتوران زمان این مردم را فقط ریسمان به دوشان و بردگانی ساخته بود که در بازار های هندوستان و دیگر کشور های همسایه به فروش میرسید. و در مراکز کشور فقط برده وارانه زندگی میکرد و جوالی گیری را فقط لیاقت مردان وکالاشوی و برده گی را لیاقت زنان این مردم میدانیست. و جّباران این زمان از زمینهای پدری و اموال شخصی خود این مردم، مالیات جمع مینمود و آنقدر روحیه این مردم را با قتل عام های عظیم و تصرف های زمین هایش، سوختاندنی خانه هایش و هزاران جنایات دیگر بر این مردم شکسته بود که اکثر مردم توان حرف زدن و هیچ انگیزه ای دفاع از حق و حقوق خود نداشت به جز از چند تا شاه مردان تاریخ و دلیران بومی هزارستان که با خونی پاکش غرور پاک و بلند هزاره را زنده نگهداشتند.
شهید ملی استاد عبدالعلی مزاری بعد از سالها زندگی کردن درکنار مردمش و آشنا شدن با اکثر از نقاط هزارستان، وادار شد تا برای به وجود آوردن یک تغسیر و هویت بخشیدن هزاره ها و انگیزه دادن مردمش برای به دست گرفتن سرنویشت خود شان، افغانستان را ترک گفته به قصد فراگیری علم و دانیش بیشتر راهی دیار بیگانه شود. مزاری بعد از سالها تحقیق و مطالعه آشنای کامل با سیاست های آنروز پیدا کرده و در اوج تنش های جهادیون برگشت و جوان مردانه در کناری برادرانش به جهاد شروع کرد تا پیروزی را نصیب این سرزمین نمود.
مزاری اولین مرد در تاریخ هزارستان بود که برای یک اتحاد سرتاسری حزب وحدت را به وجود آورد و برای همه درس داد که دیگر هزاره بودن جرم نیست و مزاری میگفت: "در قبال سرنوشت تان حساس باشید نگذارید تا دیگران سرنوشت تان را انتخاب کند"
مکتب و خط مزاری عدالت و برادری بود او همیشه میگفت ما باید هم پذیر باشیم از حذف کردن همدیگر نمیتوانیم برادرانه درکناری هم زندگی کنیم
آری!
استاد شهید عبدالعلی مزاری تندیس عدالت و برادری بود او خواستار صلح و باثباتی در افغانستان بود
او همیشه میگفت: " وحدت ملی را در افغانستان من یک اصل میدانم" ای کاش رهبران آن زمان فکر و اندیشه ای این رهبر کبیر و عدالت خواه را درک کرده بود و دست از ظلم و پایمال کردن حقوق مظلومان برمیداشت و برای آزادی و برپاکردن صلح در افغانستان میجنگید.
بابه مزاری بعد از حذف شدن ملت هزاره از حکومت آنوقت نهایت کوشش کرد تا با مذاکرات این مسایل را حل کند امّا چون هزاره بودن جرم بود ، وهزاره ها حق انتخاب کردن سرنوشت شان را نداشتند و هیچ احترام هم قایل نبودن به هزاره ها و در پس کوچه های کابل هزاره های مظلوم و بی دفاع را بطوری علنی در روزی روشن میکشتند و همۀ مردم را وحشت زده کرده بودند و حتّی مردان برای نان پیدا کردن برای اهل و عیالشان برون رفته نمیتوانیستند، بابه مزاری وقتی دید دیگر کسی به هزاره ها توجه ندارد آمد در غرب کابل با یارانش جوان مردانه با ظالمان جنگید و تا آخرین لحظه در کنار مردمش بود او همیشه میگفت: "من هیچ وقت از خدا نخواسته ام که شمارا در معرکه بیگذارم و خودم نباشم بلکی من از خدا خواسته ام در کناری شما مردم باشم و خونم در کناری شما بریزد."
آری واقعا مزاری تاآخرین لحظه ای عمرش در کنار مردمش بود و به قولی که داده بود وفادار ماند و انقلاب حسینی را زنده کرد و حسین (ع) وار شهادت را بایاران با وفایش برای به وجود آوردن عدالت وگرفتن حقوق مظلو مان تاریخ پذیرفت.
امیرکاروان بار سفر بست دل پیرو جوان از ماتمش سوخت
بنازم غیرت آن پیر چالاک که عهد خویش را تا مرگ نشکست
بابه مزاری با خون سرخش در رگ رگ مردم هزاره و مظلومان تاریخ الگوی ماند که مکتبش را مکتب عدالت و آزادی باید نامید و خودش را پدری عدالت. در تاریخ افغانستان وقتی اگر نگاه داشته باشیم به تعهد و صداقت او ، به خط وحرکت او ، به تفکر و عملکرد او، به دور اندیشی و مقاومت او باید گفت مزاری رهبر کبیر ملی در افغانستان و تندیس عدالت در جهان است.
جوانان با غرور و با احساس ملت مظلوم هزاره!
اینک هفده سال (17) میشود از استاد شهید عبد العلی مزاری جدا شده ایم در این هفده سال حوادث گوناگون به وقوع پیوسته است که از هر لحاظ برای افغانستان به عنوان یک کشور جنگ زده ، و فقیر از اهمیت تاریخی برخوردار است. جامعه ء بین المللی در افغانستان حضور نیرومند سیاسی و نظامی دارد. افغانستان رخ به سوی یک تغییر خوردن دارد، که اگر این تدبیر درست باشد کشور از خواب غفلت بیدار شده است . تغییرات علمی وسیاسی و فرهنگی و اقتصادی به وجود آمده است. اما با تمام اینها ما در وضعیت خیلی حساس بسر میبریم . افغانستان روزهای سخت و دشواری سیاسی را تجربه می کند. نیروهای واپسگرا در هیئت القاعده و طالب هر روز در جنوب ، شرق و جنوب غرب کشور تقویت میابد با کمک کشورهای همسایه که هیچ وقت در افغانستان صلح را نمیخواهد. ما شاهد هستیم که در این روز ها با بهانه گرفتن آتش زدن قرآن توسط نیروهای آمریکای عملیات انتحاری و تظاهرات ها شدت یافته و ده ها قربانی را درپی داشته است. اما مناطق هزاره جات که مکان امنی به شمار میروند ، با دریغ که از لحاظ باز سازی نه تنها مورد بی مهری قرار گرفته ، بلکه اعمال تبعیض آشکارا در این مناطق مشهود است. فقط برای ثبوت این واقعیت اگر یکبار به شهر تاریخی و تمدنی بامیان نگاهی انداخته شود ، همه چیز هویدا میگردد واین خود میتواند به عنوان مشت نمونه ء خروار در سراسر هزاره جات تعمیم داده شود.
جوانان با احساس و دور اندیش!
جامعه ء ما بیش از هروقت دیگر نیاز به همآهنگی و انسجام دارد. این انسجام از هر طریق که برای ما میسر باشد ، نباید از آن جلو گرفت، زیرا زمان ما نیاز های خود را دارد و باید این سعه ء صدر در وجود هادیان و رهبران این جامعه ریشه گرفته باشد تا نسل فرهنگی وسیاسی این جامعه در کنار سایر جوامع ، بستر کاری نیرومندی را ایجاد نموده و همگام با نهادهای سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی مربوط به این جامعه فرازهای از آرمان های استاد مزاری را در ابعاد وسیع آن تبلور داده و زمینه های عملی آنرا مساعد سازد. ایجاد بستر های جدید نباید به معنای تقابل جدید تعبیر گردد. اگر به ماهیت قضیه نگاه نماییم ما به این بستر ها نیاز داریم. چون در افغانستان همه به گونه ای حرکت های شان را در ابعاد گو ناگون مسیر داده اند تا در عرصه ء سیاست به غیبت تسلسل حضور شان دچار نگردند.
نکته ء دیگر ناگفته نباید بماند که مزاری شهید بمثابه یکی از مدافعان سختکوش وآگاه ء وحدت ملی در افغانستان است و او بار ها در طی صحبت های خویش تاکید داشت که آنهای که به تفرقه قومی ، مذهبی و سمتی دامن میزنند، خاینین ملی اند. مزاری فقید منوط به همه ای ملیت ها و اقوام افغانستان است و محدود نمودن مزاری به ملیت و یا قوم خاص، جفای به راه و اندیشه ی اوست زیرا رهبران تاریخ ، رهگشایان نه یک قوم ، نه یک ملت بلکه هادیان بشریتی است که در نبرد آزادی و عدالت در جهت شکستاندن زنجیرهای استبداد و دکتاتوری کوشیده اند.
درود به روان پاک رهبرکبیر شهید استاد مزاری!
درود به همه رهروان راه ء عدالت و آزادی!
والسلام علیکم
به اطلاع علاقه مندان کتاب، دوستان اهل مطالعه و خاصتاً فعالان فعالیت های سیاسی و سازمانی هزاره ها رسانیده میشود اینکه کتاب جدید استاد عبدالغفور ربانی به نام "دفتر دوم، جریان های سیاسی – ایدولوژیک و قومی هزاره ها " به نشر رسیده است. چنانچه از عنوان کتاب مشهود است، در آن جریان های سیاسی – ایدولوژیک و جریان های قومی هزاره ها به بحث گرفته شده است. به عبارت دیگر استاد در کتابش تاریخچه تشکیل تشکل های هزاره ها را با چالش ها و دست آوردهای آنها از روز تشکیل شان تا به امروز مورد تشریح قرار داده است.
مشخصات کتاب:
نام کتاب: دفتر دوم (جریانهای سیاسی – ایدولوژیک و قومی هزاره ها)
نوشته: عبدالغفور ربانی
صفحه آرایی: عبدالله رفیعی
تایپ: عبدالله رفیعی و محمد کبیر رضایی
طرح روی جلد: شوکت علی سالار
نوبت چاپ: اول
سال انتشار: 2012 میلادی
تیراژ: 1000
قیمت:200 روپیه
تعداد صفحات: 201
مرکز پخش: هنر استشنری واقع علی آباد - کویته
دست اندرکاران وبلاگ کویته به چاپ رسیدن این اثر گرانبهای استاد ربانی را به خودش و دوستداران کتاب تبریگ گفته و از خداوند منان برایش آرزوی توفقیات بیشتر در این راستا می کند.
تقریبا دو سال قبل حاصل گفتگویم را با روح الله حسنی که در جریان یک نمایشگاه نقاشی صورت گرفته بود، از طریق وبلاگ کویته به نشر سپرده بودم. روح الله در آن گفتگو یاد آور شده بود که "ما از نسل بزرگترین هنرمندان جهانیم" لهذا باید با تلاش و جدیت راه آنها را ادامه دهیم و مردم خویش را به حیث یک ملت فرهنگ دوست، خلاق، هنرمند و صلح دوست به جهانیان معرفی کنیم.
امروز از طریق دوستان و انجمن نقاشان آگاه شدم که روح الله حسنی با قدم های استوار به طرف هدفش قدم بر می دارد، روح الله حسنی اینک برنده مسابقه جهانی سال 2012 م، (ریور آف وردس) در رده سنی خودش شده است. بعد از سر زدن به سایت و صفحه فیس بوک (ریور اف وردس) بر خرسندی ام بیش از حد افزوده شد، زیرا آنجمن (ریور آف وردس) با تلاش زیاد عکسی را از روح الله جان یافته و در ضمن یاد آور شدن از کامیابی اش، عکس وی را برای ارتباط یافتن با وی و اعطای ویزه جهت شرکت در مراسم اعطای جایزه در 23 اپریل واشنگتن نیز نشر کرده بود.

این هم عکس اثر روح الله حسنی که وی را به کامیابی رساند و از طریق صفحه (ریور اف وردس) نشر شده است.

دست اندرکاران وبلاگ کویته در ضمن تبریک گفتن این کامیابی روح الله حسنی را به خودش، فامیل گرامی اش و استادانش از خداوند بزرگ آرزوی کامیابی های بیشتر را برایش می کند. و در آخر جهت شناخت بیشتر از وی، نوشته ای را که در این وبلاگ تقریبا دو سال قبل نشر نموده بود، باز نشر می کند.
------------
روح الله حسنی، یکی از هنرمندان کم سن و سال، ولی با انگیزه است، که از 2007 میلادی بدینسو نقاشی را تمرین می کند. وی را میتوان از جمله هنرمندانی دانست، که در ضمن تلاش بر هرچه زیبا و هنر مندانه ترسیم نمودن اثرهایش، دوست دارد، که اثرهایش پیام های بزرگ نیز داشته باشند. نقاشی نمودن را عشق خودش و ترسیم نمودن آثار باستانی هزارستان را وظیفه اش می داند. اکثر از اثرهایش، نقش های درست شده توسط، اسلاف خودش است، که در گذشته خلق شده اند. نقاشی از بامیان، تندیس های بودا و چهره های مردم خودش را از همه بیشتر می پسندد.
تا هنوز روح الله حسنی اثرهایش را در چهار نمایشی، که از طرف انجمن نقاشان غلغله برگزار شده، گذاشته است. و نیز امسال ،دومین سالی است، که اثرهایش را در رقابت بین المللی نقاشان سراسر جهان "ریور آف دی ورد" فرستاده است. وی از تشویق مردمش رضایت دارد. تشویق مردمش را بهترین انگیزه برای ادامه راهش می داند.
روح الله حسنی خودش را از نسل بزرگترین هنرمندان جهان می داند. به گفته وی گذشتگان ما تندیس های عظیم بودای بامیان، شهر غلغله، شهر ضحاک و گنجینه های هنری بزرگ دیگر را در هزارستان و سراسر جهان پدید آوردند. اثر های که توسط نیاکان ما پدید آمده اند، اگرچه توسط دولت های فاشیستی چندین بار بصورت دقیق و پلان شده تخریت گردیدند، ولی با آنهم همان مقدار اندک از آنها، که باقی مانده است، جهانیان را به تعظیم وا می دارد. همانگونه که نیاکان ما با هنر زندگی شانرا زیبا و در شکل گیری تمدن گذشته و امروزی سهم گرفتند، ما نیز چون از نسل آنهایم، باید راه آنها را ادامه دهیم. ما باید بدون آنکه در انتظار کسی بنشینیم، سرزمین خود را دوباره مثل گذشته به مرکز فرهنگ و تمدن جهان مبدل سازیم.
روح الله حسنی دوست دارد، که نقاشی هایش پیام خودباوری، انگیزه دهی ویاد آوری از دست آوردهای گذشتگان خودش را داشته باشد. وی می خواهد توسط نقاشی هایش، مردمش را به جهانیان بحیث یک ملیت فرهنگ دوست، خلاق، هنرمند و صلح دوست معرفی کند.


نوشته: سلیم ایج علی و م سلیم جاوید
ترجمه: ع. تلاش
منبع: سایت نشنل جیوگرافیک
مخمصۀ فعلی نژادی و مذهبی اقلیت ها در افغانستان و پاکستان قابل یک نگرانی شدید است و برای جامعۀ جهانی لازم است که متوجه پیچیده گی های متعدد و رقابت ها در منطقه باشد. در این نوشته من با سلیم جاوید، فعال حقوق بشر از قوم هزاره ای باشنده کویته پاکستان و فارغ التحصیل رشتۀ طب از کشور چین شریک می باشم تا تاریخچۀ مختصری این جامعه ای تهدید شده را بیان نماییم و چالش های که فعلا متوجه این جامعه هست را به رشته تحریر در آوریم.
منشاء و هویت
هزاران سال است که آسیای میانه بعنوان یک جادۀ متقاطع برای اقوام مختلف بوده است. مثلا وجود زبانهای گوناگون و فرهنگ های متنوع در منطقه شاهد این حقیقت است، اما بدبختانه جهان غرب فقط در دهه گذشته و آنهم از طریق نزاع های افغانستان به این مسله پی برده است. چنانچه اگر ناتو از منطقه خارج شود مخمصۀ و مشکلات اقلیت های بومی سزاوار توجه و تحقیق بیشتر می باشد.
شاید آسیب پذیر ترین اقلیت، مردم هزاره باشند. هزاره ها ازلحاظ فیتوتایپ، مشابهت به مغول ها دارند و امکان دارد که ارتباط اتنیکی هم داشته باشند، چنانچه از ریشه یابی [Etymology] نام های مردم هزاره و لغات هزارگی ظاهر است. احتمالاً زمانیکه مغول ها قسمت های جنوب آسیای مرکزی را در قرن 12 فتح کردند، ازدواج های گسترده بین اینها و اقوام قدیم چون اولاده های امپراطور کوشانیان بودایی و بعدا فارس ها صورت گرفته باشد. ریشۀ نزدیک کلمه "هزاره" با واژه فارسی هزار می تواند نمایانگر این باشد که "هزاره" مشتق از "هزاره" ای دسته های هزار نفری در نیروی نظامی مغول ها باشد که بعد از فتوحات گسترده از میدان جنگ فراتر رفته و شکل هویت بخود گرفته باشد.
اما بعضی ها به این باورند که هزاره ها قرنها قبل از حملات مغول ها در افغانستان موجود بوده اند. یک رهنورد چینی به نام [Tauchaun] در جون 644 میلادی دربارۀ مردمی بنام(Hosalo) نوشته است که مشابه به چینی ها بوده و در هزاره جات سکونت داشته اند. چون حرف "R" در الفبای چینی وجود ندارد لذا (Hosalo) میتواند متبادل ‘Hozora’ و یا ' Hazara’ ' باشد.
حالا بیش از 5 میلیون نفر خود را هزاره می خوانند که جمعیتی عظیم شان در افغانستان زندگی می کنند که تقریباً 20 فیصد یا بیشتر از نفوس آن کشور را تشکیل میدهند و به همین ترتیب نزدیک به میلیون نفر جمعیت شان در پاکستان سکونت دارند. جمعیت قابل ملاحظۀ آنها در کشور ایران نیز میباشد اما چون با قوم خاوری آمیخته شده است آمار دقیق آنرا نمی توان تعیین کرد. بزرگترین جمعیت پراکندۀ خارجی هزاره ها در استرالیا می باشد که به مهاجرین افغانی، بنا بر اساس روابط کهنۀ شان با کارگران افغانی در مستعمرۀ انگلیس، خوش آمدید می گفت. حتی حالا به احترم این میراث یکی از مهم ترین خطوط راه آهن استرالیا بنام "The Ghan" یاد می شود.
به حاشیه رانده شدن و فتح
تبعیض علیه هزاره توسط نویسندۀ آمریکایی افغانی الاصل خالد حسینی در رمانی بنام The Kite Runner بصورت نیشدار به تصویر کشیده شده است. ریشه های شکنجه هزاره ها عموما به شکاف های بین الفرقه ای اسلام و دین اکثریت در منطقه ارتباط دارد. اگر چند آمار جامع وجود ندارد، اما منصفانه است که بگوییم اکثریت هزاره ها شیعه دوازده امامی هستند -- با اقلیت های سنی مذهب و اسماعیلی، در حالیکه اکثریت پشتون ها سنی هستند. در داخل صفوف پشتون ها گروپ های متعددی از پشتون ها نیز شیعه میباشند مخصوصاً در میان قبیلۀ اورکزیی. براساس اسنادی درکتاب ثناءهارون Frontier of Faith, دراواخر قرن نوزده و اوایل قرن بیستم صحنه های متعددی جنبشهای ضد شیعه در افغانستان درج شده است، که در این میان شخصی برجسته ای بنام ملا محمود آخوند زاده جبهه های ضد شیعی را رهبری می کرده که منجر به مقابله خونین بین او و شیعه های اورکزیی و بالآخره منتج به رانده شدن شیعه ها از منطقه در سال 1929 شد. در مقابل این زجر و شکنجه بریتانیا از اقلیت شیعه اورکزیی پشتبانی می کرد با وجودیکه سرداران قبیلوی مخصوصاً (آفریدی ها) نسبت به ارادۀ انگلیس خیلی ها مشکوک بودند و کوشش شان در آن بود تا با ترویج ساختن سیستم ملایی برای حل نزاع ها از مداخله انگلیس جلوگیری نمایند.
باشنده گان هزاره جات، قسمت های مرکزی افغانستان، تا اواخر قرن نوزدهم نیمه مستقل بودند تا اینکه امیر عبدالرحمان خان پادشاه افغانستان، به کمک ملا های سنی که حکم جهاد را علیه شیعه ها صادر کرده بودند، سرزمین هزاره ها را تصرف کرد. مطابق به تاریخ نویس افغان میر غلام محمد غبار، ارتش امیر و سربازان قبیله ای تقریباً 60% هزاره ها را قتل عام کردند، بیشترین زمین های حاصل خیز شان را مصادره و تعداد زیاد شان را به غلامی گرفت. در نتیجه تعدادی زیادی از هزاره ها به کویته پاکستان و مشهد ایران مهاجر شدند. نفوس باقیمانده شان در افغانستان از آن روز به بعد به آزار و اذیت و تبعیض اجتماعی حکمرانان افغان مواجه بوده اند.
تقریبا بعد از یک قرن، جبر و ظلم؛ نفاق و نزاع و آنهم در موجودیت نیروهای خارجی نیز صورت پذیر شده است. در ماه مارچ 1979 هزاره ها یک تهاجم قوی علیه دولت کمونیست افغانستان راه انداری نمودند و فقط در چند ماه سرزمین شان(هزاره جات) را پس گرفنتد، ولی از سال 1980 به بعد گروهک ها و احزاب مختلف هزاره برای تسلط یافتن بر هزاره جات با هم جنگیدند تا اینکه در سا ل1988 حزب وحدت را تشکیل دادند.
دهشت طلبان و عواقب آن
بعد از جنگ افغان-روسیه و متعاقبا جنگ ها داخلی ، طالبان در سال 1996 قدرت را در کابل بدست گرفت که این خودش در حقیقت نمایانگر آغاز موج تازه ای از آزار و اذیت و سرکوبی ها علیه هزاره ها بود. طالبان از سال 1998 تا 2002 هزارها مردم هزاره را در مزار شریف(1998)، بامیان(1998-1999)، یکولنگ(جنوری)2001 و جاهای دیگر قتل عام نمودند. دیده بان حقوق بشر قتل عام هزاران هزاره های شیعه بوسیلۀ طالبان را دربین این سالها را بطور مستند ثبت نموده است.
ملا منان نیازی والی مزارشریف فتویی را صادر کرده بود که " هزاره ها مسلمان نیستند و کشتن آنها گناه ندارد". . اکثریت برین باور است که سیاست رسمی طالبان این بوده که هزاره ها را به حاشیه برانند، زمین های شان را مصادره و آنها را مجبور به تبعید نمایند.
هزاره ها و همچنان اقلیت های دیگر قومی و مذهبی سقوط دولت طالبان را از صمیم قلب استقبال نمودند. زمانیکه قانون اساسی افغانستان برای اقلیت های زجر دیده، بشمول هزاره ها یک تحفظ قانونی را نوید داد اوضاع نسبت به دوران طالبان خیلی بهتر شد، اما متاسفانه نارضایتی اقلیت ها و خشونت حتی در دوران حکومتی به اصطلاح دموکراتیک حامد کرزی هم ادامه یافت. در سال 2004 طالبان 16 نفر از هزاره ها را در مناطق جنوب –مرکزی افغانستان از موتر های شان پیاده ساخته و به قتل رساندند. از سال 2007 به اینطرف صد ها نفر شان توسط کوچی های که ظاهرا متحد طالبان به شمار می آیند در بهسود قتل عام شدند. در مورد کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان یک گزارشی از حوادثات وحشتناک در منطقه تهیه نموده است.
ناتو در کدام جهت راون است؟
بعد از حضور ده ساله ناتو به رهبری آمریکا و در آستانۀ خروج شان، علایم شوم شکنجه علیه هزاره های شیعه وسیعاً به چشم می خورد. در 7 دسامبر 2011 در حملات همزمان انتحاری تقریباً 70 شیعه در کابل و مزارشریف کشته شدند که اکثریت شان هزاره بودند. لشکر جنگوی العالمی که از شاخه های طالبان پاکستانی و از نگاه روابط تاریخی متعلق به سازمان استخبارات پاکستان است و فعالیت شان تحت نظریه "عمق استراتژیک" نا آرام ساختن افغانستان برای بدست آوردن هدفهای نظامی بر ضد هندوستان میباشند این حملات را بر عهده گرفت، گرچند بعداً آنرا رد نمود.
حملات مشابهی از سال 1999 تا کنون بالای هزاره های شیعه پاکستانی صورت گرفته است که زندگی تقریباً بیشتر از 700 نفر بی گناه را گرفته و صد ها نفر زخمی و معلول بر جای گذاشته است. بدترین حملات که جهان را لرزاند زمانی بود که 29 مسافر هزاره را در 20 سپتامبر2011 در منطقۀ بنام مستونگ از بس پیاده و به صف ایستاد نموده و یکی به یکی به قتل رساندند. در 4 اکتوبر 2011 در علاقۀ بنام اختر آباد 13 نفر از هزاره ها را بعد از شناسایی به قتل رساندند. تقریباً تمام این حملات و قتل هدفمند را لشکر جهنگوی به عهده گرفته است که چند روز پیش از قتل عام شبنامه ای را به آدرس هزاره های کویته انتشار داده بود که تمام شیعه ها مستحق کشتن هستند و ما پاکستان را از وجود مردمان ناپاک ، پاک می سازیم.
گروپ حقوق اقلیت ها در لندن (MRG) هزاره را به عنوان "اقلیت که بیشتراز همه تهدید می شود" شناسایی کرده اند. هزاره ها چه در افغانستان و چه در پاکستان بخاطر مسایل مذهبی و قومی به شدت آزار و اذیت شده اند و لذاست که، بالخصوص؛ از گفتگوی صلح با طالبان با میانجیگری کشور قطر وحشت دارند. ممکن است این گفتگو ها منجر به آزاد شدن رقیق ترین و بی رحم ترین قومندانان طالبان ضد هزاره شوتد. مثلاً ملا محمد فضل که در زندان گوانتانامو بسر میبرد و فرماندار و نایب وزیر وفاع سابق رژیم طالبان بوده و بخاطر حمله بالای هزاره های شیعه ها شهرت دارد.
برای غالب آمدن صلح در افغانستان و پاکستان تامین امنیت برای اقلیت هزاره ضروری است. ایالات متحده و دیگر کشور های علاقه مند نباید دربارۀ امنیت این اقلیت که تحت آزار و اذیت بوده اند در گفتگوی صلح با طالبان سازش نمایند . هزاره ها دارنده یک فرهنگ مهم بومی است که قرن ها است باقی مانده و همیشه مورد تهدید قرار گرفته است و در عین حال همگی باید در صدد ترویج هماهنگی مذهبی و قومی باشند، اما مسؤلیت تامین حقوق بنیادین انسانی هزاره ها مربوط به کشور های افغانستان، پاکستان و متحدین آنها است که مدعی حمایت از پلورالیزم صلح آمیز است.

گزارش از: ع. تلاش
عکس از: یونس بخشی
هزاره های کویته خونبارترین و پرفاجعه ترین سال را پشت سر گذاشتند و مدتی بود که از آن ترس و لرز و فاجعۀ قتل عام های هزاره می گذشت و اوضاع امنیتی اندکی بهتر شده بود که ناگهان در آستانۀ برگزاری سومین سالروز شهادت جانگداز رهبر شهید، شهید حسین علی یوسفی که هر سال تحت قیادت حزب هزاره دموکراتیک برگزار می شود، شهادت سه تن از عزیزان دیگر ما، همه را یکبار دیگر غم آلود ساخته و در سوگ فروبرد.
روز پنج شنبه مطابق به 26/01/2012 سال جاری میلادی، بعد از تدفین پیکر شهدا در قبرستان مهر آباد که با حضور گستردۀ مردم برگزار شد و رهبر حزب هزاره دموکراتیک، معاونین و جنرل سکریتری حزب جناب احمد علی کهزاد بعد از حضور در مراسم تدفین پیکر شهدا و ادای احترام و گل پاشی بر مزار رهبر اسبق حزب هزاره دموکراتیک، شهید حسین علی یوسفی سومین سالروز ایشان را درهزاره کمیونتی هال واقع در مهری آباد برگزار نمودند. که در آن تعدادی کثیری از مردم، نخبه گان هنری، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و دانش آموزان مکاتب و دانشگاه ها و بزرگان قوم شرکت داشتند.
مراسم با تلاوت قرآن مجید شروع و با دکلمۀ شعرها دربارۀ حسین علی یوسفی ادامه و با سخنرانی های اعضا، شخصیت های حزب، جنرل سکریتری حزب جناب احمد علی کهزاد و رهبر حزب محترم جناب عبدالخالق هزاره به پایان رسید، که هر کدام به نوبت خود آرمانها، اندیشه ها و اهداف شهید حسین علی یوسفی را بیان نموده و برای تداوم و بقای آرمان های شهید و به عمل پیاده کردن آن تدابیری را گوش زد ساختند.
به ادامۀ همین جلسه روز یک شنبه مورخ 29/01/2012 م، در ماشاالله هال واقع در سرک عمومی علی آباد، اتحادیه محصلان هزاره (HSF) سیمناری را به مناسبت سومین سالگشت شهید حسین علی یوسفی برگزار نمود که در آن محترم عبدالخالق هزاره، رهبر حزب سیاسی هزاره دموکراتیک، احمد علی کهزاد جنرل سکریتری و پروفیسور غلام حسن و معلم دهقان زاده، ریس ایچ ایس ایف عصمت الله نیازی و دیگر اعضای برجسته حزب و کارکنان حزب، دانش آموزان مکاتب و دانشگاه ها، شخصیت های علمی، سیاسی و فرهنگی، بزرگان قوم و تعدادی از خانم ها در حالی که سردی هوا به شدت آزار دهنده بود، حضور پر رنگ یافته بودند.
سمینار روز دوم با تلاوت قرآن کریم شروع شد. در ادامه عصمت الله نیازی صدر(HSF) طی سخنانی اولاً سومین سالروز رهبر شهید را تسلیت گفته و از تشریف آوری مردم قدر دانی و تقدیر به عمل آورد. او از شهید حسین علی یوسفی به عنوان یک شخصیت برجسته یاد نمود که ابتکارات و خدمات وی برای قوم هزاره فراموش نا شدنی است و جوانان در آینده آرمان های وی را برای بقای این قوم ادامه خواهند داد. او با ابراز سپاس و تشکری مجدد از شرکت گستردۀ مردم به سخنان خود پایان داد. در ادامه داکتر عارض یک تن از اعضای انجمن داکتران هزاره تاون به نمایندگی از تعدادی از اعضای پارلمان افغانستان سومین سالروز شهادت حسین علی یوسفی را تسلیت گفت و در ضمن پیام تسلیت نمایندگان پارلمان هزارۀ افغانستان را به خوانش گرفت.
معلم زمان دهقان زاده یک تن از اعضای حزب هزاره دموکراتیک سخنران دوم این سیمنار بود که با عرض تسلیت شهادت حسین علی یوسفی سخنانی را در رابطه به قدامت تاریخی اقوام و اهمیت آن در زندگی امروز ایراد نمود. و از سیاست های منفی دولت مردان پاکستان و ایران در قبال حقیقت قوم هزاره شدیداً انتقاد نمود. ونیز اشاره نمود که تعدادی که نفوس شان اندک اند در سایۀ قوم هزاره از زندگی مرفع و راحتی برخوردار اند اما هرگز بزرگی و رهبریت هزاره را نمی پسندند که برای این کار آنها از طرف بیگانگان راهنمایی می شوند. او علاوه ساخت برای اینکه ریشۀ این بدبختی ها برچیده شود و مردم هزاره از نگاه شعور سیاسی و فرهنگی رشد نماید باید به تعلیم اهمیت داد. او با این جمله سخنان خود را نقطۀ پایان داد " نسل جوان آیندۀ این مردم هستند و باید با علم و تکنالوجی روز مصلح شوند."
در ادامۀ جلسه جناب پروفیسور غلام حسن یکی از اعضای دیگر (HDP) به سخنرانی پرداخت وی سخنانش را با شعری دربارۀ شهید حسین علی یوسفی آغاز کرد و با شرح یک حدیث از پیامبر اسلام حضرت محمد(ص) که فرموده است: "اصل دین و عقل صلاح آن است" سخنانش را ادامه داد. وی از بعضی رواج و رفتار های نامشروع اجتماعی عمیقاً انتقاد و آنرا خارج از چوکات وجدانی و عقلانی خواند و در جای جای سخنانش از شهید حسین علی یوسفی به عنوان یک فرد بزرگ یاد نمود . وی در نقطۀ پایانی سخنانش تاکید بر عملکرد هزاره بر مبنای عقل و هوشیاری کرد و تاکید نمود که رفتار ها و کارکردهای ما در هر عرصه ای باید مطابق به حدیث ذکر شدۀ پیامبر اسلام باشد.
جناب احمد علی کهزاد جنرل سکریتری حزب هزاره دموکراتیک چهارمین سخنران سمینار بود. وی در ابتدا به قرآت پیام تسلیت که به مناسبت شهادت حسین علی یوسفی از طرف استاد محقق رهبر حزب وحدت مردم افغانستان و عضو پارلمان افغانستان پرداخت و ضمن تشکری از استاد محقق و استاد خلیلی سومین سالروز شهادت حسین علی یوسفی را تسلیت گفت. وی در ادامه اظهار داشت که ما باید معنی چنین گردهمایی را عمیقاً درک کنیم و به پیمان که با شهید حسین علی یوسفی می بندیم در آینده پای بند باشیم. وی از عدم همکاری یک تعداد مردم انتقاد کرد و همه را به همکاری همگانی دعوت نمود. وی وضعیت فعلی هزاره های کویته را دشوار و خطرناک توصیف کرد و برای جلوگیری از آن بیداری بیشتر مردم را خواستار شد. او نفاق و کینه ورزی میان طایفه های مختلف هزاره را نقطۀ ضعف آنان دانست و آنرا غیر منطقی خواند و خاطر نشان ساخت که ما مردم هزاره در اتنخابات آیندۀ پاکستان باید حضور تاثیر گذار داشته باشیم و نباید به سیاست و وعده های دروغین بیگانگان اعتبار نمایم ، چرا که آنها در گذشته و حال امتحان خود را داده اند. وی تاکید کرد که در صورت اتحاد مردم هزاره و حمایت شان از حزب می توان در ایجاد یک موقعیت و وضعیت خوب در آینده برای هزاره ها در پاکستان موفق شد و با تشکری از شرکت مردم در سیمنار به سخنان خود پایان داد.
آخرین سخنران سمینار جناب عبدالخالق هزاره رهبر حزب هزاره دموکراتیک بود. ایشان در ابتدا سومین سالروز شهادت حسین علی یوسفی را تسلیت و از حضور پر شور مردم در سیمنار تشکر به عمل آورد. وی در ضمن آگاه ساختن مردم از اوضاع فعلی کویته نسبت به شهادت همۀ شهدا بخصوص شهدای چند روز اخیر اظهار تاسف نمود. در ادامه بیان داشت که اگر ما به خوبی راه و آرمان های شهید یوسفی را جامۀ عمل بپوشانیم دیگر این قتل عام های هزاره های کویته صورت نخواهد گرفت. وی با بیان اینکه هر فردی که در جامعه زندگی می کند مسؤل است و وظیفه دارد که مسؤلیت اش را اجرا نماید و گر نه در غیر آنصورت نا هماهنگی های در جامعه بوجود خواهد آمد که پی آمد های بدی را در بر دارد که یکی آن این است که همیشه توقع میرود تا دیگران برای ما کاری انجام دهند که نشان غلامی یک قوم را رونما می سازد. وی در سلسله سخنانش واضح نمود که بخاطر بقای هزاره باید قربانی ها داد و فداکاری ها نمود که نمونه اش رهبر شهید حسین علی یوسفی است. او هم چنان از کم کاری و کمک نکردن همه جانبۀ مردم انتقاد نمود و اظهار داشت وقتی یک حزب سیاسی به تمام معنی برای مردم خدمت را در پیش گرفته است پس مردم لازم است که از زحمات و فداکاری های شان حد اقل حمایت کنند و با همکاری بیشتر مردم باید اعضای حزب تشویق به ادامه کار شوند. از طرف دیگر از طایفه گرایی که در بین مردم ایجاد خلا می نماید شدیداً انتقاد نمود و تذکر داد که این پدیده باید از بین برود. در بخشی دیگر سخنانش بیان داشت که مردم باید در حال و آینده هوشیار باشند و نباید به نماینده گان بیگانه اجازه دهند که بار دیگر از مردم استفاده سیاسی نمایند. و باید خادم و خیانت کار تشخیص داده شوند و از همه مهمتر باید حق را از ناحق تشخیص دهند. وی با تاکید مکرر در زمینۀ همکاری مردم با حزب مردمی هزاره دموکراتیک با یادآوری این نکته که تا اتحاد، یکی شدن و اعتماد بر نیروی خودما تضمین نگردد، مشکلات ما به انجام نمی رسد، سخنانش را خاتمه دادند.



پيام استاد محمد کريم خليلي معاون رييس جمهور و رهبر حزب وحدت اسلامي افغانستان به مناسبت تجليل از سومين سالگرد شهادت شهيد حسين علي يوسفي رهبر حزب دموکراتيک هزاره در ايالت بلوچستان پاکستان
هيأت محترم رهبري حزب دموکراتيک هزاره و اعضا و هواداران آن، مردم آگاه و سربلند کويته بلوچستان!
سه سال پيش از اين روز، دست خون¬آلود تروريزم، يکي از چهره¬هاي فعال سياسي و شخصيت سرشناس جامعه هزاره در ايالت بلوچستان پاکستان، مرحوم حسين علي يوسفي را به شهادت رساند.
فقدان وي براي مردم سربلنده و آگاه کويته بلوچستان و جامعه روشنفکري و سياسيون آن خطه يک ضايعه بزرگ به حساب مي آيد.
فرا رسيدن سومين سالگرد شهادت ايشان را تسليت مي¬گويم و براي خانواده محترم آن شهيد و اعضا و هواداران حزب دموکراتيک هزاره آروزي موفقيت ميکنم.
شهيد يوسفي در زمان حياتش تلاشهاي زياد و خستگي¬ناپذيري را در جهت احياي هويت مردم ستمديده و رنج کشيده هزاره انجام داد. او تنها يک روشنفکري که صرفاً به کارهاي تيوريک مشغول باشد نبود؛ بلکه در صحنه¬هاي عمل نيز سهم فعال و ماندگاري را به خود اختصاص داد.
تلاشها و فعاليتهاي وي براي ايجاد وحدت و همبستگي ميان نيروهاي فکري و سياسي جامعه هزاره قابل قدر است. اميدوارم که شهادت وي نيز بارقه آگاهي و بيداري را در ميان نسل جوان اين مردم ايجاد نمايد.
شهادت استاد شهيد عبد العلي مزاري رهبر فقيد حزب وحدت اسلامي افغانستان و شهيد حسين علي يوسفي و دهها تن از فعالان سياسي و چهره هاي شناخته شدة ديگر در افغانستان و پاکستان، اين موضوع را به اثبات مي¬رساند که تروريزم يک پديده بين المللي است و در پيشبرد آجندايش مرز نمي¬شناسد.
اميدوارم که کشورهاي منطقه و جهان، بيش از پيش به اين بعد از ابعاد ماهيت تروريزم توجه و دقت نموده و هماهنگي هاي به وجود آمده در جهت مبارزه با اين پديده را بيشتر از گذشته تحکيم بخشند.
بار ديگر فرارسيدن سومين سالگرد شهادت شهيد حسين علي يوسفي رهبر فقيد حزب دموکراتيک هزاره را تسليت گفته و براي خانواده و رهروان آن شهيد، آرزوي موفقيت مي¬نمايم.
محمد کريم خليلي
معاون رييس جمهور و رهبر حزب وحدت اسلامي افغانستان
کابل - 5 دلو 1390 هجري خورشيدي
-----------------------------
----------------------------
پیام حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان به مناسبت سومین سالگرد شهادت حسین علی یوسفی رهبر فقید حزب دموکراتیک هزاره در پاکستان
درست سه سال از شهادت المناک شهید حسین علی یوسفی رهبر دلسوز وخردمند حزب دموکراتیک هزاره در پاکستان می گذرد اما فقدان حضور او مصیبت و اندوه بزرگی است که هنوز بر شانه های احساس جامعه ی هزاره سنگینی می کند. شهید حسین علی یوسفی مبارز هدفمند و روشنفکر خردمند بود که با ترویج مبارزه مدنی و تکثیر اندیشه های انسانی در جامعه، در خدمت ارزش های انسانی و آرزوهای برحق مردم خود قرار داشت که برای تحقق این آرزوها با تمام توان تلاش و مبارزه کرد. شهید یوسفی با توجه به ضرورت جامعه و نیازمندیهای مردم، مبارزه مدنی را به عنوان بازتاب صدا و آرزوهای مردم انتخاب کرد و خود با درک عمیق از درد مردم و فهم دقیق از آرمانهای مردم، در راس این مبارزه قرار گرفت. شهید یوسفی در جریان زندگی پربار خود علاوه بر ترویج مبارزه مدنی، کارهای ارزشمندی را در عرصه های فرهنگ و اندیشه نیز به انجام رسانید که این خدمات ارزنده، او را علاوه بر سیاست مدار متعهد، در جایگاه روشنفکر، هنر مند و نوسینده متعهد نیز قرار میدهد. از همین رو فقدان حضور او نه تنها در عرصه سیاست و مبارزه مدنی، بلکه در عرصه های فرهنگ و هنر نیز مصیبت سنگین و ضایعه جبران ناپذیر برای جامعه پیرامون او می باشد. اما بدون تردید با شهادت حسین علی یوسفی، پرچم افکار و اندیشه او بر زمین نخواهد ماند و آرزوهای انسانی او توسط دوستان و همسنگران او تحقق پذیر خواهد گردید.
اکنون که سه سال از شهادت خونین او می گذرد، حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان با ابراز تاثر و اندوه عمیق، سومین سالگشت شهادت این شهید شاهد را به خانواده، دوستان، همسنگران و تمامی جامعه هزاره تسلیت عرض نموده و امیدوار است که دوستان و همسنگران آن شهید، با الهام از افکار و آموزه های او، آرزوهای او را تحقق پذیر نموده و چراغ اندیشه ی او را روشن نگهدارند. همانگونه که آموزه های رهبر شهید استاد عبدالعلی مزاری الهام بخش مبارزه ی عدالت خواهی قرار دارد، امیدوارم که تلاشها و مبارزه ی شهید حسین علی یوسفی نیز الهام بخش یاران و دوستان او قرار گرفته و تحقق ارزشهای مدنی را امکان پذیر نماید. متاسفانه حوادث و رخدادهای خونین سالهای اخیر بیانگر این واقعیت است که جامعه هزاره در معرض دسایس و توطئه های پیدا و پنهان بسیار قرار دارد و به همین دلیل در مقاطع مختلف آماج حملات خونین تروریستی قرار داشته اند. شبکه های تروریستی و حلقات دهشت افگن همچنان هر ازگاهی از میان جامعه هزاره قربانی می گیرند و مصیبت جدیدی را بر دوش این مردم تحمیل می کنند. لذا شرایط موجود و نیازمندیهای جامعه هزاره اقتضاء می کند که مردم با حفظ انسجام و درک مصالح عالیه خود، نسبت به سرنوشت جمعی این جامعه توجه جدی مبذول داشته و در برابر دسایس و توطئه های دشمنان این مردم و شبکه های دهشت افگن هوشیار و حساس باشند. حساسیت و همبستگی جامعه هزاره بهترین گزینه در برابر دسایس و توطئه های دشمنان این مردم می باشد که با توسل به آن، آرمان شهدای این مردم تحقق پذیر گردیده و سعادت و خوشبختی این جامعه تامین خواهد گردید.
والسلام
حاجی محمد محقق رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان،
نماینده و ریس کمیسون فرهنگی و دینی پارلمان افغانستان
کابل 3 دلو 1390 مطابق با 23 جنوری 2012
در آستانه فرارسیدن سومین سالروز شهادت، شهید حسین علی یوسفی رهبر اسبق حزب هزاره دموکراتیک قرار داریم. دست اندرکاران وبلاگ کویته سومین سالروز شهادت این رهبر فرزانه، دلیر و اندیشمند مردم ما را به تمام آزاده گان و ملیت های مظلوم و تحت ستم و آنانی که در راه اعتلای فرهنگ، کلتور، حیثیت، شعور سیاسی و ادب ملی شان بدون کدام چشم داشت به صورت شبانه روزی تلاش می کنند، تسلیت می گوید و از بارگاه متعال استدعای بهشت برین و شادی روح را برای شهید یوسفی و جمیع شهدای مردم ما دارد.
قرار است به مناسبت گرامی داشت از سومین سالروز شهادت وی از طرف حزب هزاره دموکراتیک، در مهر آباد به تاریخ 26/1/2012م، یک مراسم پر شکوه در کریم شادی هال واقع علمدار رود از ساعت 3 بعد از ظهر برگزار گردد و در آن رهبران مرکزی حزب سخنرانی نمایند، همچنان اتحادیه محصلان هزاره (ایچ ایس ایف) نیز سمیناری را به این مناسبت ترتیب نموده اند، که قرار است به تاریخ 29/1/2012م، در هزاره تاون - ماشاالله هال واقع علی آباد برگزار گردد. دوستان مطلع باشند.
قابل یادآوریست که دوستان می توانند جریان مراسم مهرآباد را به صورت آنلاین (از طریق انترنیت به صورت مستقیم) توسط سایت حزب هزاره دموکراتیک پارتی نیز مشاهده نمایند. جهت مشاهده جریان مراسم بر روی لینک زیر کلیک کنید:
مشاهده آنلاین مراسم سومین سالروز شهادت شهید حسین علی

گزارش از: رمضانعلی محمودی
موسسه تحصیلات عالی کاتب بروز سه شنبه، تاریخ 20/10/1390 ه ش، اولین دور ازفارغ التحصیلان مقطع لیسانس خویش را طی یک محفلی شکوهمند، با حضور صدها تن از شخصیتهای علمی، دولتی، فرهنگی، دانشجویان و خانوادههای آنان، موسسات خارجی، نمایندگان مردم درپارلمان، فعالان مدنی، رسانه های تصویری وروزنامه ها، استادان دانشگاه های دولتی و خصوصی درهوتل بین المللی (انترکانتینینتال) کابل، تجلیل به عمل آورد.
دراین مراسم مسؤولان فرهنگی سفارتخانه های ( آمریکا، روسیه، آلمان، فرانسه، دانمارک، ترکیه، چین، جاپان، پاکستان، ایران) نیز دعوت شده بود.
این مراسم باگردانندگی واجرای آقای رمضانعلی محمودی مدیرعمومی استادان و محصلان این موسسه برگزار گردید. در ابتدا قاری برهان الدین حافظ، محفل فراغت دانشجویی محصلان را با قرائت آیاتی از کلام الله مجید معنویت بخشید و سپس حضار به احترام پخش سرود ملی قیام نموده و ادای احترام کردند. سپس محمد عزیز بختیاری، رییس موسسه تحصیلات عالی کاتب برای ایراد سخنرانی به جایگاه دعوت شد و به صحبت پرداخت. ایشان ضمن تبریک فراغت دانشجویان، یاد آورشد که (موسسه تحصیلات عالی کاتب تلاش دارد تا در سال تحصیلی جدید، حدود هشت رشته جدید را مجوز بگیرد تا بتواند بیشتر در خدمت جوانان عزیز و در خدمت هموطنان خود باشیم و همچنین ما برای برگزاری دوره ماستری در دو رشته درخواست دادیم که در اینجا از وزارت محترم تحصیلات عالی و رییس موسسات تحصیلات خصوصی در وزارت میخواهیم که در امر صدور این مجوز با ما کمک بکنند و سرعت ببخشند که انشاالله برای سال جدید این دو رشته را راه اندازی کنیم.) آقای بختیاری درادامه سخنانش گفت: «این دانشجویان عزیزی که امروز از فراغت شان تجلیل می گردد، از اولین دانشجویانی هستند که در این دانشگاه ثبت نام کرده اند. ما سال اول با حدودی 350 دانشجو کار خود را آغاز کردیم ولی امروز که در سال 1390 هستیم، اولین نتیجهی عملکرد این موسسه، را که همانا فراغت این عزیزان است جشن می گیریم.
درموسسه تحصیلات عالی کاتب در حال حاضر سی و پنج تن کادر علمی ثابت و یکصد تن دیگر از استادان این موسسه به صورت قراردادی در دانشگاه کاتب تدریس میکنند.
آقای بختیاری افزود، این موسسه توانایی راهاندازی برنامه دکترا را نیز تا دو سال آینده دارد و امیدوار است که بتواند دو سال بعد زمینههای تحصیل را به درجه دکترا نیز برای جوانان فراهم سازد.همچنان یاد آورشد که ایجاد شعبه جدید در شهر مزار شریف، از دیگر برنامههای توسعهای موسسه تحصیلات عالی کاتب در سال جدید است.
رییس موسسه تحصیلات عالی کاتب از وزارت های (خارجه، عدلیه، لویسارنوالی) و دیگر نهادهای قضایی کشور خواست تا برای تکمیل کادرهای علمی خود از دانشجویانی که از این موسسه فارغ میشوند، استفاده کنند.
از دیگر سخنرانان این محفل، مسعود ترشت وال رییس موسسات تحصیلات عالی خصوصی بود که از فراغت دانشجویان موسسه تحصیلات عالی کاتب ابراز خرسندی کرد و گفت که اسناد تحصیلی موسسات تحصیلات عالی خصوصی با اسناد موسسات تحصیلات عالی دولتی هیچ تفاوتی ندارد و این اسناد از خود وزارت داده میشود. آقای ترشتوال همچنین در مورد بورسیههایی که از سوی وزارت تحصیلات عالی در اختیار علاقمندان قرار می گیرد، گفت که برای به دست آوردن بورسیههای تحصیلی، فرصت مساویانه در اختیار فارغان موسسات تحصیلات عالی خصوصی و دولتی داده میشود و هیچ تفاوتی در این مساله وجود ندارد. وی در پایان به افزایش کیفیت و ارتقای سطح علمی موسسات تاکید نمود.
فاطمه گیلانی، رییس جمعیت هلال احمر افغانی که یکی دیگر از سخنرانان این مراسم بود گفت (موسسات تحصیلات عالی خصوصی در کشور فرصتهای خوبی را برای جوانان به منظور ادامه تحصیل مهیا ساخته اند. خانم گیلانی افزود که در حال حاضر 267 تن از کارمندان این اداره در موسسات تحصیلات عالی خصوصی که بیشترین آن در موسسه تحصیلات عالی کاتب میباشند؛ درس میخوانند.)
در همین حال، شماری از دانشجویانی که از موسسه تحصیلات عالی خصوصی فارغ شده اند، ابراز خرسندی می کنند که موسسات تحصیلات عالی خصوصی زمینههای خوبی را برای جوانان مساعد ساخته اند. هاشم قیام یکتن از فارغان رشتهی حقوق موسسه تحصیلات عالی کاتب به نمایندگی از فارغین گفت: «گسترش عرصه خدمات تعلیمی و تحصیلات عالی سبب شده تا فرصت دستیابی به این امکانات برای علاقمندان در هر مرحله سنی فراهم گردد. همچنین آقای زکریا یعقوبی یک تن از فارغ التحصیلان رشته علوم سیاسی، مقالهای را به زبان پشتو ارائه داد که در آن به ارزش دانش و تخصص و نقش آن در رشد جوامع اشاره کرده و از مقام استاد و علم تجلیل به عمل آورد.
ازبرنامه های دیگر دراین محفل، پخش کلیپ ویدئویی بود که در آن تصویر همه دانشجویان به شکل بسیار زیبا به نمایش درآمد و به استقبال گرم حضار قرار گرفت. قابل یاد آوری است که این کلیپ به همت مدیریت محترم آی تی تهیه، تولید و پخش گردید.
جالب تر و جذاب تر از آن، سوگندنامه دانشجویان فارغ التحصیل بودند که توسط استاد خانم کاظمیه محقق اجرا و قرائت گردید. در این قسمت همهی دانشجویان فارغ ایستاده و متن سوگند نامه را به تعقیب قرائت خانم محقق تکرار میکردند.
در پایان این مراسم لوح تقدیر از سوی موسسه تحصیلات عالی کاتب به دانشجویان فارغ توسط استادان این موسسه، شخصیتهای علمی و سیاسی و فرهنگی و نمایندگان دیگر موسسات تقدیم گردید. ضمنا از سوی موسسه تحصیلات عالی کاتب، لوح تقدیر و سپاس به ریاست هوتل بین المللی انترکانتیننتال جناب آقای محمد اکبر سروری به دلیل همکاری بسیار خوب و شایسته شان با موسسه تحصیلات عالی کاتب، اهدا گردید.
انجمن تحقیقاتی فرهنگی – اجتماعی اندیشه شهروند، لوح تقدیری را که در آن سیمای میرزا فیض محمد کاتب، محمد ابراهیم قاسمی و عقیل شاه الیاسی (موسسین موسسه تحصیلات عالی کاتب) در آن حک شده بود به موسسین این موسسه اهدا کرد.
موسسه تحصیلات عالی کاتب، برای اولین بار نزدیک به سیصد تن از دانشجویان را به درجه لیسانس از رشتههای (حقوق، علوم سیاسی و جامعه شناسی) فارغ التحصیل نمود.

قاری برهان الدین حافظ درحال قرائت

احترام به سرود ملی

رمضانعلی محمودی، مجری برنامه

محمد عزیز بختیاری، رئیس موسسه تحصیلات عالی کاتب درحال سخنرانی

مسعود ترشت وال، رئیس موسسات تحصیلات عالی خصوصی درحال سخنرانی

فاطمه گیلانی، رئیسه جمعیت حلال احمر افغانی درحال سخنرانی

قرائت سوگند نامه فارغان توسطه استاد کاظمیه محقق

فارغ التحصیلان درحال قرائت سوگند نامه

اهدای لوایح به فارغان ازسوی ریاست ومعاونت علمی – تدریسی

نمایی ازفارغان

آقای یعقوبی، درحال خواندن مقاله به زبان پشتو

هاشم قیام درحال خوانش مقاله

اهدای لوح ازسوی انجمن اندیشه شهروند به موسسین تحصیلات عالی کاتب
زدست آسمان گل ريخت چسان بردامن كابل
خدا چون " نوعروسي" داد، بتن پيراهن كابل
نيسم صبح مي بوسد لبان ماه رويان را
غباروتيرگي برداشت ز روي سوسن كابل
زمين وآسمانش يكدمي دست تولا داد
سفيدي مي درخشد چون صدف در برزن كابل
نگاه آفتابش مهربان، اما چه خون گرم است
تلأ لو مي زند هردم به گنج ومخزن كابل
ازينكه دست حق هردم گلي اميد مي بخشد
به زير لب تبسم مي زند مرد و زن كابل
چه خوش گفتي تو " صايب " ازگل ودامان كهسارش
ولي اي كاش مي ديدي تو دلو وبهمن كابل
بشارت باد "محمودي " تو و هم ميهنانت را
بهارسبز در راه است براي گلشن كابل
شعر از: رمضانعلی محمودی، دانشجوی رشته جامعه شناسی
کابل – دانشگاه کاتب
دیگر بگریز زمن!
این همه عمر که بگذشت زمن
چه جفای که ندیدیم از آن
زندگی مان همه یلدایی بود
یاد تان نیست مگر؟
که: چه گلهای که دادیم به آب
و چه خاری که نشاندیم به خاک
گرگ ها در من و تو محو شدند
وحش ها از من و تو گشت پدید
پشت هم صید شدیم
ما، اگر ما نگردیم و نسازیم به هم
یاد باشد "نه تومانی و نه من"
صفر محمد"محمودی"

موضوع سمینار: نگاهی به وضعیت هزاره ها
مکان برگزاری: اوبرن، سیدنی، ایالت نیوساوت ولز استرالیا
مورخ: 2011/10/30 و 29 میلادی
مدت : دو روز
شعری که توسط آقای عبدالله یاوری دراولین لحظه های گشایش سمینار دکلمه شد.
آمدی ده بزم آزرگی برار منده نشی قدم آی شیم سر چشمای مو خوار منده نشی
روز شنبه مورخ 29 اکتبر 2011، نمایندگان مردم هزاره از شهرهای مختلف استرالیا، پرت، آدلاید، سیدنی، ملبورن و بریزبن برای شرکت در یک سمینار دو روزه تحت نام " نگاهی به وضعیت هزاره ها " در شهر سیدنی دورهم جمع شدند، تا دربارهٔ شماری از مسائل و مشکلات جامعه ی هزاره، چه در داخل و چه در خارج از استرالیا به بحث و تبادل نظر بپردازند.
این سمینار به دعوت فدراسیون هزاره های مقیم استرالیا برگذار شد. هر چند این گردهمایی از مدت ها پیش در دستور کار فدراسیون قرارداشت، اما کشتار و جنایات خونبارعلیه هموطنان ما درکویته ی پاکستان در چند ماه اخیر، برگذاری این سمینار را شدت و سرعت بخشید.
سمینار به میزبانی انجمن کاتب هزاره، کاتب یوت گروپ یا بخش جوانان کاتب هزاره و هزاره وایس برگذار گردید. این سمینارکه توسط سه نفر، آقایان حسین رضایت مسئول فدراسیون سراسری هزاره های استرالیا، آقای عبدالله یاوری مسئول انجمن کاتب هزاره وآقای رضا وکیل عضو هزاره وایس مدیریت می شد، ساعت 09:45 قبل از ظهر با تلاوت آیاتی از قرآن شریف توسط حسین روحانی آغاز شد. پس از آن آقای یاوری، مسئول انجمن کاتب هزاره، از حضور صمیمانه و مسئولانه ی مهمانان اعم از مردم سیدنی و مهمانانی که از دیگر ایالات استرالیا درسمینارشرکت کرده بودند، تشکرنموده و یادآورشدند که...وضعیت نابسامان و ناهماهنگ فعلی هزاره ها درافغانستان و جهان و اینکه: هر بهارستمگرانی به نام کوچی درهزارستان لشکر میکشند، انسانها را میکشند خانه ها را آتش میزنند، مال واموال مردم را غارت میکنند. هر زمستان انسان هزاره را درگوشه های دورافتاده و گمنام افغانستان قحطی وگرسنه گی تهدید به مرگ میکند. هرروز انسانهای بی گناه هزاره درپاکستان وافغانستان مظلومانه به خون می تپند. هرنفس پناه جویان هرازه درکمپ ها رنج میکشند، این هاهمه مسولیت زنده بودن را برای هرانسان بااحساس این جامعه سنگین میکند، وجدان های زنده را دردرون این جامعه تلنگرمیزند و به همه یاد آوری میکند که هزاره بودن مسولیت دارد و آن مسولیت ، حفظ منافع جمعی و تلاش برای همبستگی اجتماعی است ... درادامه برنامه آقای جاوید ریس شورای سراسری هزاره های استرالیا با خیرمقدم گویی به حضور مهمانان از وابستگی و علاقه مندی مردم به سرنوشت خودشان تشکر کردند. ایشان با ابراز تأسف از اینکه شماری از محصلان ، دیگر ایالت ها به دلیل هم زمانی سمینار با امتحانات دانشگاهها نتوانستند در این سمینار حضور یابند از حضورگسترده وفعال جوانان شهرسیدنی نهایت سپاس را داشتند و نسل جوان هزاره را به علم اندوزی هرچه بیشتر تشویق کردند. سپس ایشان به تشریح هر یک از اجندا پرداخته و توضیحاتی را در بارهٔ چارچوب کاری این دو روز ارائه دادند . موضوعاتی که تحت بحث وبرسی قرار گرفتند :
1. بررسی و ضعیت اجتماعی و مشکلات هزاره های استرالیا و پناهنده گان داخل کمپ ها.
2. بحث و تبادل نظر روی پلان کاری شورای سراسری هزاره های استرالیا.
3. بررسی وضعیت هزاره ها در سایر نقاط جهان.
4. بحث و مشوره دهی حقوقی بخاطر ایجاد یک صندوق تعاونی .
5. حضورجوانان هزاره در سهم گیری مسایل اجتماعی مربوط به هزاره ها.
محترم آقای جاوید " ریس شورای سراسری هزاره های استرالیا" که عضو هیائیت مدیره سمینار نیز بود ضمن معرفی اجندا نحوه برگزاری سیمنار را نیز برای شرکت کننده گان تشریح نموده و گفتند: کار امروزی سمینار مختص به تبادل افکار و ارایه نظر در مورد موضوعات فوق است. فردا بخاطر بحث بیشتر و اخذ تصمیم گیری در خصوص این موضوعات، درکمسیون های ویژه و دراطاقهای مشخص که از طرف برگزارکننده گان این سمینار تدارک دیده شده اند،به صورت جداگانه به بحث و نتیجه گیری خواهیم پرداخت. بعد از آن نماینده هرکمسیون در حضور جمع اشتراک کننده گان نتیجه اش را اعلان می کنند و شما در مورد آن رای می دهید که کدام نظر را شورا بپذیرد و کدام نظر را رد کند.
آقای عبدالله یاوری که مدیریت سمینار را به عهده داشت، درآغاز بخش سخنرانیها نخست از همه، از شخصیت فرهیخته جامعه ما استاد عزیز الله شفق دعوت نمودند که در جایگاه تشریف آورده و نظرهای شان را درموارد مطرح شده در اجندا بیان کنند. همین طور سایر سخنرانان بالترتیب سخنرانی نمودند.
محترم عزیز الله شفق:
شعر از مولانا،
دوست دارد یار این آشفتگی کوشش بیهوده به از خفتگی
محترم آقای شفق اولتر از همه موفقیت های شورای سراسری هزاره های استرالیا را برای همه تبریک عرض نموده و گفتند...ما عضو فدراسیون هزاره ها به شکل رسمی نیستیم و در این جلسه هم به عنوان مهمان شرکت کرده ام ... ایشان درصحبت های شان به واقعیت های تلخ و شکننده جامعه هزاره و وضعیت مدنی آنها اشاره نموده و گفتند ضربه ای امیرعبدالرحمن را باید در پراکندگی خود جستجو کنیم. بعد از رهبرشهید مزاری بزرگ یاد آورشد و در مورد کارکرد های رهبرشهید گفتند:...قبل ازمزاری ما سیاست نکرده بودیم؛ ما سیاست را با مزاری مشق کردیم ، قبل از آن هرچه بود حرکت های ما عاطفی و احساساتی بود و کمترین درون مایه سیاسی را داشت، نقط کارسیاسی ما آغازش با مزاری شروع شد...استاد شفق در صحبت های شان گفتند که موضوع شهدای هزاره ها در کویته پاکستان نباید با یک هماهنگی خاتمه یابد بلکه باید ادامه یابد، از طریق دایرنمودن سمینارها و کانفرانس ها تلاش شود تا مظلومیت مردم ما مخشوش نشود. ما به عنوان مظلوم از حق خود دفاع می کنیم نباید ظالمانه حرکت کرد. دشمن تراشی به خیر مردم ما نیست باید سیاست دوست یابی را پیشه کنیم... تنه اصلی مردم ما افغانستان است ولی در تاریخ معاصر پاکستان نیزسهم برازنده ی داشته ایم. می توانیم از فکر واندیشه خود برای مردم خود در کویته، افغاسنتان و سایر نقاط جهان کاری انجام دهیم. اگرمی خواهید همه افتخارات خود را حفظ کنیم باید ریشه (افغانستان) را حفظ کنیم.
آقای محمد حسین هاشمی یکتن ازشاعران و نویسنده ای جامعه هزاره در استرالیا که از شهر برزبن درسیمینار شرکت کرده بودند ، بعد از استاد شفق به سخنرانی پرداخت. وی مختصرا روی چند نکته تاکید داشته و فرمود که بحران هزاره ها یک بحران همیشگی و دارای یک تسلسل تاریخی است. هزاره ها از بدو تاسیس افغانستان تا کنون در بحران اند. بعد تاکید داشت که باید بحران را شناسایی کرد و ریشه بحران را در بیرون از مرزهای افغانستان جستجو کرد. به گونه مثال افزود که طبقه حاکم بخاطر حفظ قدرتش در داخل به تصمیم گیری خارجی ها تن داده اند. باید موقعیت هزاره ها را در جهان تثبیت کرد.
سومین سخنران آقای عباس دلجو، یکی از قلم بدستان، پژوهشگر و نویسنده ی جامعه ما بود که درصحبت های شان گفتند "...فدراسیون هزاره ها درآسترالیا براساس تلاش خستگی ناپذیرفرزندان قوم می باشد. بعد از آن افزودند که مشکلات ماهزاره ها بخاطر ضعف حافظه تاریخی ما می باشد. ما از تاریخ خود داریم فاصله می گیریم، باید کاری انجام داد که تا هزاره ها از یک سوراخ چندین بار گزیده نشوند..." ایشان درصحبت های شان از شکوه وغنامندی تاریخ و تمدن هزاره ها در منطقه و جهان گرفته تا ظلم و ستم که بر این مردم صورت گرفته است اشاره نموده و گفتند که واقعا قابل تاسف است که هزاره ها در زادگاه شان مورد غارت و قتل عام قرار می گیرند؛ باید از این عمل ها الگو برداری نمود و نگذاشت که تاریخ بار بار صفحاتش از خون ما رنگین گردد. تاسف انگیز تر از همه که عمل عبدالحمن سکوت همه را در پی دارد که خیلی درد آور است...هزاره ها نباید وارث نفاق و پراکندگی دربین هم باشند. اختلاف و سلیقه های گوناگون را باید به اساس یک مکانیسم درست ازبین ببریم باید با یک صدا و آرمان مشترک کار کنیم.
آقای علی مدد رضایی یک تن از روحانیون جامعه هزاره که از شهر ملبورن در سیمینار شرکت کرده بودند، درسخنرانی اش ازبرگزار کننده گان (انجمن کاتب هزاره) اظهار امتنان و تشکر نموده و با اشاره به مسله ویب سایت انترنیتی شورا گفتند: می شود ازطریق ویبسایت صدا را به گوشه گوشه ی جهان رساند. در ضمن تاکید نمودند که درتشکیل شورا ها و سمینار ها باید منافع هزاره ها حفظ گردد. از جمله بر کار های چون ایجاد و تقویت مکتب دری ، آموزش احکام و قرآن تاکید نموده و برای تحقق بخشیدن آن خواهان کار های عملی شد. جلسه قبل از ظهربا ختم صحبت های آقای رضائی به پایان رسید .
بعد از ظهر جلسه دو باره بصورت رسمی آغاز شد و آقای یاوری کمسیون های مربوطه را معرفی نموده و از اشخاص علاقه مند خواستند تا در کمسیون های مورد نظر شان نام نویسی کنند. ایشان کمسیون ها را هر یک نام برده و افراد مورد علاقه در آن نام نویسی کردند.
1. کمسیون بررسی وضعیت اجتماعی هزاره ها.
طرح نظرعملی که در کوتاه مدت چه باید کرد و در درازمدت چه کار باید کرد
اعضای کمسیون:
روح الله سلطانی ، حاجی روحانی ، علی مدد رضایی ، دانیال رضایی و عبدل رضایی .
2. کمسیون بحث و تبادل نظر روی پلان کاری شورای سراسری هزاره های استرالیا.
اعضای کمسیون:
عبدالخالق علیزاده ، یاسر ، امین بهرامی ، بشیر حمیدی ، نرگس رجب ، زیبا گلزاری ،احمد رضایی و عبد الله یاوری.
3. کمسیون بررسی وضعیت هزاره ها در سایر نقاط جهان.
اعضای کمسیون:
حسن غلام ، رضا اندیشه ، جان گلزاری ، فردین روشن ، سجاد حسنی و صدیقه روشن
4. کمسیون بحث و مشوره دهی حقوقی بخاطر ایجاد یک صندوق تعاونی .
اعضای کمسیون:
آقای جاوید ، رضا وکیل ، حاجی احمد ، حاجی ابراهیم ، حاجی دانش ، عمران ، فرهاد حمیدی و حاجی عزیز
5. کمسیون حضورجوانان هزاره در سهم گیری مسایل اجتماعی مربوط به هزاره ها.
اعضای کمسیون:
عباس هزاره ، فریده رجب ، فرزانه نظری، بشیر هدفمند ، حبیبه روشن ، جمعه خان جعفری و زاهدی.
6. کمسیون ویژه بخاطر مدیریت جامع و موثر ویبسایت.
اعضایی کمسیون:
حسن رضایی، احمد رضایی ، محمد داوود رضایی ، محمد حسین هاشمی ، ولی طاهری ، علی بابا اورنگ و خانم نرگس عمارزاده
بعد از ایجاد کمسیون ها، اعضایی هر کمسیون به اطاق های از قبل تدارک دیده شده رفته و رویی موضوع مربوطه به بحث و تبادله نظر پرداختند. ساعت شش بعد از ظهر اولین روز سمینار رسما به پایان رسید.
سمینار روز دوم مورخ 2011/10/30 ساعت 10:30 با تلاوت از کلام الله مجید توسط آقای روحانی آغاز شده و بعدا آقای یاوری از محترمه حبیبه روشن که بیانیه ای را در قبال این فدراسیون تهیه دیده بودند خواهش نمود تا پشت تریبیون تشریف بیاورند.
محترمه حبیبه روشن مقاله اش را به زبان انگلیسی تدارک دیده بود که بخشی از آن چنین بود :
A change for today and tomorrow! It is amazing how much time we spent and should spend in order to get solution. The outcome should be best. We should stop criticizing each other… We should respect each other and each others’ values. There is not always failure. If we are not tend to do this then who can do this? We as a group help each others. We should make close relationship to make Hazaras alive. We should make good strategy. Australian Hazara Federation must focus on teenage and parents in our community…
بعد از سخنرانی حبیبه روشن نماینده هر کمسیون پشت تریبیون آمده و دیدگاه اعضایی کمسیون را در قبال موضوع مربوطه اعلام نمودند.
1. محترم حسن غلام از کمسیون بررسی دورنمایی هزاره ها در سایر نقاط جهان در مورد چنین گفت : مسئله دید هزاره ها را از دید یک ملت مطرح کنیم نه یک اقلیت مذهبی. ما هزاره ها باید هم دیگر را بپذیریم چون بدون عام خاص وجود ندارد و بدون خاص عام وجود ندارد. و نیز در کمسیون مسئله پاکستان و افغانستان را موازی هم قرار دادیم چون در هر دو طرف هزاره ها آسیب پذیر اند.
انجنیر رضا اندیشه به علاوه سخنان محترم حسن غلام چنین فرمودند : هزاره ها باید همدیگر پذیری را در اولویت قرار دهد و هم چنان از نقد منطقی استقبال کنند. بعد در مورد بررسی مشکلات و بحران های کنونی افغانستان و پاکستان اشاره نموده و از فدراسیون هزاره ها در استرالیا خواست تا پالیسی جامع برای هزاره های و استرالیا و سایر نقاط جهان طرح کند. وی نیز تاکید داشت تا شورای سراسری هزاره ها برای ایجاد روابط مستحکم با کابل و کویته و سایر انجمن ها گام های عملی را بردارد...
بعد از ختم سخنان آقای حسن غلام و انجنیر رضا اندیشه اعضای سمینار هر یک به نوبه خویش در مورد تحقق بخشیدن این پالیسی ها و روش آن سوال کردند. هر یک از اعضا به نوبه خود پاسخ دادند.
2. آقای عبدالخالق علیزاده و خانم نرگس رجب از کمسیون : بحث و تبادل نظر روی پلان کاری شورای سراسری هزاره های استرالیا نظر اعضایی کمسیون مربوطه را چنین باز گو کردند.
آقای علیزاده نخست به شناسایی نقطه های ضعف، قوت ، فرصت ها و خطرات که متوجه یک شورا است به بحث پرداختند . بعد به دسته بندی این پدیده ها پرداخته و سه چیز را برای کار های شوری مهم پنداشت. نخست مشکلات ، بعد راه یابی مشکلات و سوم هم بودجه. هر یک از این سه پدیده را ریشه بابی کرده و نیز راه حل آنرا برای اعضا اعلان نمود.
خانم نرگس بیشتر روی مدیریت و رهبریت سالم تاکید نموده وگفت هر کس که لیاقت داشته باشد باید انتخاب گردد. هم چنان در مورد ارتباط شورای سراسری هزاره ها با سایر هزاره ها باید با چهره های شناخته شده و مطرح آن ها باشند. شورا نیز تلاش کند تا ارتباط اش را با رهبر های سیاسی جامعه هزاره در پاکستان و افغانستان محکم گردد. بعد از آن با دولت استرالیا هماهنگ شده و بعد شورای به کار خود ادامه دهد.
آقای عبدالخالق علیزاده و خانم نرگس رجب نیز بعد از تقدیم نظریه ها به سوالات اعضا پاسخ گفتند.
3.محترم آقایی جاوید و عمران از کمسیون بحث و مشوره دهی حقوقی بخاطر ایجاد یک صندوق تعاونی نظریه ی اعضای این کمسیون را برای همه به خوانش گرفتند.
آقای جاوی بحثش را با یک پرسش آغاز کرد و آن اینکه آیا ضرورت است که شورا موضوع مالی یا صندوق اعانه را در پلان کاری خود داشته باشد؟ همه شرکت کننده گان مثبت پاسخ دادند. بعد محترم جاوید اضافه نمود که بلی بدون پشتوانه ی مالی کاری ساخته نسیت. وی افزود که باید دو نوع پلان مالی داشت. یکی برای کوتاه مدت و دیگری هم برای دراز مدت. در کوتاه مدت باید بودجه پاسخ گویی مشکلات روز باشد. برای پلان دراز مدت باید یک سیستم جامع داشته باشیم که در آن همه چیز ریکارد داشته باشد. و بودجه دراز مدت برای انکشاف جامعه هزاره به خرج رسد. با پلان دراز مدت شورا می تواند بعضی پروژه ها را دنبال کند همانند کمک به محصلین هزاره ها و یا انکشاف هزاره جات و... بعد در خصوص بعضی مسایل دینی که به نحوی مسایل مالی را در خود داشتند پرداخت. وی افزود همین نذورات ، خیرات ، صدقات ، سهم امام و امثالهم می تواند برای شورای یک پشتبانه ی مالی خوب باشد. در این راستا از روحانیون تقاضای کمک کرد. تا آگاهی مردم با بلند برده و از آنها بخواهند تا به شورا کمک شوند. بعد از آن به نحوه جمع آوری بودجه پرداخت.
آقای عمران بیشتر روی تقویت بودجه بخاطر کمک به خانواده شهیدان واقعه کویته پرداخت. وی می گفت که باید شورا بخاطر کمک به هزاره های پاکستان اقدام نموده و به جمع آوری کمک مالی بپردازد. هم چنان به چگونه گی توضیع این کمک در بین هزاره های متاثر پرداخت. و نیز اشاره به نامه ی هزاره ها ی کویته برای هزاره های استرالیا پرداخت.
بعد آقای جاوید به پرسش های اعضا پاسخ ارایه نمودند.
4. عباس هزاره و حبیبه روشن از کمسیون حضورجوانان هزاره در سهم گیری مسایل اجتماعی مربوط به هزاره ها در مورد نظر اعضای آن کمسیون چنین گفتند:
آقای عباس هزاره بخاطر رشد جوانان جامعه هزاره به دو نوع فعالیت یک کوتاه مدت و دیگری هم دراز مدت پرداخت. در کوتاه مدت باید شوری برای جوانان هزاره پروگرام های تقویتی برای دانش آموزان صنف هفت الی دوازه. سمینار های آموزشی برای مادران جامعه هزاره که چگونه می توانند در بخش تربیت اطفال شان رول مهم ادا کنند. ایجاد مکتب دری از شش سالگی تا شانزده سالگی. ایجاد سرگرمی های سالم برای جوانان هزاره. حفظ شناخت و ایجاد شبکه بین محصلین دانشگاه و تبادل افکار بین جوانان. ایجاد یک کتاب خانه تحت سر پرستی شورای سراسری هزاه ها و تشویق جوانان در شرکت جستن در بازی های بین استرالیا.
محترمه حبیبه روشن برای دراز مدت به نکات ذیل اشاره نمود. تقویت آموزش خانم ها و ایجاد مکتب مختص دری زبانان. کمک شورا برای آنعده از محصلین که مشکلات مالی دارند. کنفرانس جوانان هزاره در سطح بین الملل. ایجاد بورسیه برای محصلین شایسته هزاره ها از کویته پاکستان و افغانستان. و ایجاد یک مجله یا روزنامه برای جوانان جامعه هزاره.
5. محترم حسن رضایی و محمد داود رضایی ازکمسیون ویژه بخاطر مدیریت جامع و موثر ویبسایت در مورد چنین گفتند:
آقای حسن رضایی در مورد آرمان و پالیسی ویبسایت گفت که این ویبسایت بنا بر اهداف شورا می باشد. نیاز ویبسایت خیلی بیشتر از همه چیز است چون در واقع صدایی شورا در بیرون همین وبیسایت می باشد. بعد به نوع ویبسایت ها اشاره نمود و هزینه هر کدام را مورد بر رسی قرار داد. به نحوه ادبیات که یک ویبسایت نیاز دارد و بخصوص جامعه هزاره استرالیا اشاره کرد. وی نیز فرمود که می شود از این طریق یک شورای نویسنده گان ایجاد کرد که سایر قلم به دستان هزاره در آن سهم بگیرند...
آقای محمد داود رضایی در مورد ایجاد یک ویبسایت که بتواند به نیاز مندی های جامعه هزاره پاسخگو باشد اشاره نمود. وی خواستار این شد که باید در ویبسایت تمام ارزشها ی جامعه ما گنجانیده شود. باید در ویبسایت یک بخش مختص به چهره های شناخته و مطرح جامعه ما باشد. نیز باید روزهای مهم در آن گنجانیده شود تا هزاره ها بدانند که کدام روزها برای شان مقدس و مهم هستند. ایجاد یک کتابخانه آنلاین که در آن کتاب و آثار نویسنده گان مشهور جامعه ما در دسترس خواننده گان قرار گیرند. هم چنان این ویبسات یک منبع برای کسب معلوما ت باشد...
6.روح الله سلطانی و محترم حاجی روحانی از کمسیون بررسی وضعیت اجتماعی هزاره ها در مورد دیدگاه کمسیون شان چنین گفتند:
آقای حاجی روحانی بشتر روی حفظ ارزش های دینی و اعتقادی جامعه هزاره تاکید کرد. باید هزاره ها در این مسایل مستقل باشند و خودشان حلال مشکل خود باشند. هم چنان تاکید داشت که هزاره ها نباید دنبال بیگانه گان را بگیرند. اشاره به بعضی از موارد نمود که در واقع برای هزاره ها زیان بار بود است. وی نیز اشاره نمود که اکثریت نظریه های این کمسیون توسط سایر کمسیون ها گفته شده است. وی بیشتر تاکید اش روی تفکیک دوست و دشمن جامعه هزاره بود که هزاره ها باید در این مورد خیلی حساس و هوشیارانه عمل کنند.
سمینار ساعت 7:00 شام مورخ 2011/10/30 به پایان رسید و بنا بر رای اکثریت قرار شد که سمینار بعدی در شهر ایدیلاید استرالیا در ماه اپریل 2012 برگزار گردد.
نکته : قابل یاد آوری است که کمسیون بحث روی ویبسایت بر اساس نیاز بوجود آمد و اشتراک کننده گان برای ایجاد آن رای دادند.
با تشکر فراوان ازتمام شرکت کننده گان سمیناراز شهر سیدنی و سایر شهر های استرالیا که در این سمینار شرکت نموده بودند . من: محمد داوود رضایی و همکارم نرگس عمار زاده که سمت منشی سمینار به عهده داشتیم، خیلی مخلصانه معذرت می خواهیم چون بخاطر امتحانات دانشگاهی نتوانستیم این گزارش را دروقت معینش تهیه کنیم. امید که دوستان عذرما را بپذیرند. و نیز قابل یاد آوری است که این گزارش عاری از اشتباه و خطا نخواهد بود. لطف نموده با حوصله مندی و بزرگی خویش ما را از آن مشکل واقف سازید تا در آینده ها از آن جلوگیری گردد.
خدا آن ملتی را سروری داد که تقدیرش به دست خویش بنوش
بـا آن ملتی سرو کاری ندارد که دهقــانش برای دیگری کـــشت
با احترام : محمد داود رضائی و نرگس عمار زاده منشی سیمینار ازاعضای گروه جوانان انجمن کاتب هزاره ( مربوط انجمن کاتب هزاره سیدنی )







استاد عبدالغفور ربانی متولد سال 1338ه ش، در قریه سرتله سنگشانده و دارای تحصیلات حوزه وی تا مقطع خارج می باشد. استاد ربانی فعالیت های فرهنگی – سیاسی اش را با تشکیل کانون مهاجر با یک عده ای از دوستان دیگرش همچون استاد علیزاده مالستان، سلمانعلی رنجبر، سید عسکر موسی و... از ایران آغاز نموده است. از وی مقالات زیادی در نشریه های مختلف به چاپ رسیده است. استاد از سال 1368ه ش، با لیسه هدایت و همانطور بعد از مهاجرت به کویته پاکستان، با لیسه های این دیار همکاری تدریسی و تدوین مواد آموزشی داشته اند. در کویته وی برای مدت تقریبا شش سال مدیر مسوولی ماهنامه نسل نو را وظیفه دار بودند و نیز از وی تا هم اینک سه اثر به نشر رسیده است، که اثر جدید وی چندی قبل به نام دفتر نخست وارد بازار مطبوعاتی شد.
دست اندرکاران وبلاک کویته در ضمن تبریک نشر اثر جدید استاد به خودش و جامعه فرهنگی مردم ما، مصاحبه ی را با وی در مورد هزاره های کویته انجام داده است، که تقدیم شما می گردد.
کویته بلاگفا: استاد گرامی هزاره ها از چه زمانی در این قلمرو جغرافیایی (پاکستان) حضور داشته و هم اکنون تعداد نفوس آنها به چند می رسد؟
استاد عبدالغفور ربانی: با تشکر از استاد عبدالله رفیعی که در راستای معرفی مردم ما در ساحه های مختلف قدمهای مهمی را برداشته است و وبلاگ کویته را که راه انداخته، یگانه دریچه ی از کویته است، که ضمن انعکاس دادن درد و رنج مردم ما، به معرفی فرهنگ و تاریخ مردم مظلوم ما نیز می پردازد، باید عرض کنم که مردم معمولا چنین می پندارند که هزاره ها از دوره عبدالرحمان در پاکستان آمده اند، گرچند در اثر نسل کشی های که عبدالرحمان راه انداخت، تعدادی زیادی هزاره ها در پاکستان مهاجر شدند و از طرف مردم پاکستان از آنان به گرمی پذیرایی شدند، حتی قانونی وضع شد که چند قوم از جمله هزاره ها هرگاه وارد خاک پاکستان شدند، پاکستانی هستند، اما مردم هزاره از زمان های دور در پاکستان زندگی می کردند. از حاکمیت کوشانی ها، عزنوی ها، غوری ها، تیموریها، و بابری ها (مغلیه هند) در شبهه قاره هند اگر بگذریم، باید بگویم که هزاره ها در سال های 1479-1556م، بر مناطق شال، مستونگ، سیوی، تهته و سند حکومت نمودند. این سلسله حکومتی در تاریخ به نام ارغونی ها یاد شده است.
تا زمان سلطه انگلیس بر هندوستان بر این کشور مغلها حکومت می کردند. در این دوره در هندوستان فرهنگ و تمدن خیلی عالی و پیشرفته به وجود آمد که از آن به نام فرهنگ و تمدن مغلیه هند یاد می شود. همانطور که در هندوستان علم، فرهنگ و ادب در این دوره رشد نمودند و چهره های فرهنگی-ادبی از قبیل: عبدالقادر بیدل و امیر خسرو دهلوی در این دوره درخشیدند واقتدار سیاسی در این کشور به وجود آمد، عمارت های زیبا نیز در این دوره ساخته شد که اکنون هم پاکستان و هم هندوستان به آن افتخار می ورزند. با تسلط انگلیس حاکمیت مغولها در هندوستان از بین رفت و این کشور جز امپراتوری انگلیس شد. با گسترش مبارزات آزادیخواهانه مردم دو حزب وارد عرصه های مبارزاتی شدند. 1. حزب کنگره. 2. حزب مسلم لیگ. در اثر جدوجهد حزب مسلم لیگ به رهبریت قاید اعظم کشوری مستقلی به نام پاکستان در جغرافیایی سیاسی جهان به وجود آمد. در حزب مسلم لیگ تعدادی از جوانان هزاره به عنوان عضو این حزب فعال بودند، که شخصیت برجسته این جمع قاضی عیسی بود.
پس از استقلال پاکستان هزاره ها در تمام اداره های ملکی و نظامی پاکستان فعال بودند و تا هنوز فعال هستند. هم اکنون هزاره ها یک صوبایی وزیر بنام جانعلی چنگیزی و یک نفر در پارلمان مرکزی به نام ناصر شاه در بخش اجرایی و تقنینی دارند. در مورد نفوس آنها باید عرض کنم که بنا به گفتار بعضی از رهبران هزاره دموکراتیک پارتی نفوس هزاره ها به ششصد هزار بقول اینجا شش لاک میرسد که اکثریت آنها در شهر کویته ساکن هستند و تعدادی نیز در لورالایی، دوکی، در کراچی حسین کوت و منگاپور و همینطور تعدادی در کرم (پاراچنار) زندگی می کنند.
البته اگر هزاره های چچی (چچ هزاره) را که در ضلع هزاره زندگی می کنند و در سال های گذشته خواهان حقوق سیاسی بیشتر بودند به اینها اضافه کنیم، تعداد نفوس هزاره ها در پاکستان خیلی بالا میرود.
خوب است در پایان این گفتار یا جواب به دو نکته ی دیگر نیز اشاره کنم: 1. پروفیسور شرافت عباس که یکی از استادان فعال در دانشگاه بلوچستان بود و تحقیقاتی نیز راجع به هزاره ها نموده بود، می گفت هزاره ها امروز وارث تمام آثار فرهنگی و تاریخی مغولانی اند که در کشور های هند، ایران، پاکستان و افغانستان حضور داشته و دارای حاکمیت و امپراتوری بودند و همان مغولانند که امروز به نام هزاره شهرت دارند .2- دو کشور هند و پاکستان بر مبنای دینی تقسیم گردید، مناطقی که اکثراً مسلمان بودند به پاکستان و مناطقی که اکثراً هندو بودند به هندوستان تعلق گرفت. چون بر هندوستان مغولان مسلمان حکومت می کردند، پاکستان خود را وارت حکومت مغلیه هند می دانند. با چنین حرکت پاکستان از یکطرف خود را وارث یک فرهنگ و تمدن غنی نشان می دهد و از جانب دیگر با نام گذاری موشکی را به نام موشک غوری یا غوری مزایل، روح حماسی را در میان ارتش خود ریشه تاریخی می دهد. و از نقطه دیگر در تنازعات بر سر خط دیورند، ادعای خود را پشتوانه ی تاریخی می دهد، زیرا در زمان مغلیه هند قسمتهای شرقی افغانستان جز قلمرو این حکومت بود.
کویته بلاگفا: استاد گرامی هزاره ها چه خدماتی را نبست به پاکستان انجام داده و شخصیت های سر شناس آن چه کارنامه های را از خود به جا گذاشته اند؟
استادعبدالغفور ربانی: هزاره ها هم در حیات فرهنگی، هم حیات سیاسی و هم حیات نظامی پاکستان نقش برجسته ی را داشته و خدمات بزرگی را نموده اند. چنین چیزی در اثر وجود قانون اساسی خوب و فرهنگ سالمی است که در اینجا وجود دارد. همانطور که میدانیم قانون اساسی پاکستان نظام اداری فدرال را برای این کشور پایه ریزی کرده است و بر مبنای این نظام کشور به چهار واحد فدرالی تقسیم گردیده که هر واحد فدرال نظام اداری، قضایی و نصاب تعلیمی خود را دارد. با چنین نظام اداری است که مردم به حقوق شهروندی خود میرسد و به فرهنگ، تاریخ، و سنت های اجتماعی هر مردم احترام صورت می گیرد. مردم هزاره چون در پاکستان تا هنوز دارای حقوق شهروندی بودند از دل و جان برای حفاظت و ترقی این کشور می کوشیدند. در اردوی پاکستان شخصیت های ذیل خدمت نموده و می کنند: 1. جنرال محمد موسی خان هزاره که کارنامه این شخصیت بر کسی پوشیده نیست. 2. مارشال نیروی هوایی شربت علی چنگیزی 3. کرنیل برکت علی 4. برگیدیر خادم حسین 5. میجر نیاز علی 6. سایره بتول که اولین دختر هزاره است که جنگنده بمب افگن را به پرواز در می آورد. این چند نفر را من به طور نمونه ذکر کردم. تعداد سپاهی و افسرانی که در ارتش پاکستان خدمت کرده و یا هم اکنون خدمت می کنند خیلی زیاد هستند و نامبردن همه و هینطور ذکر کارنامه های آنان فعلا امکان ندارد. هزاره های که در ارتش پاکستان خدمت نموده برای حفظ و استقلال پاکستان جان نثاری کرده اند از قبیل 1. شهید صمد علی چنگیزی خلبان نیروی هوایی 2. کفتان صمد علی که هر دو در سال 1971م، به شهادت رسیدند. 3 میجر محمد علی 4. کفتان دوالفقار که در کارگیل به شهادت رسیدند. اینها را نیز به صورت نمونه ذکر کردم.
به علاوه نیروی نظامی و خدمات ملکی هزاره ها به تعدادی زیادی در نیروی انتظامی (پولیس) نیز مشغول خدمت هستند که در شرایط کنونی چند نفر از جمله افسران بلند رتبه پولیس هستند. 1. محمد موسی جعفری 2. فقیر حسین 3. دی ایس پی منظور 4. دی ایس پی جعفر. فعلا از تعداد زیادی هزاره های که در نظام اداری و پولیس پاکستان مشغول هستند، آماری در دست ندارم.
در پاکستان از میان هزاره ها شخصیت های فرهنگی نیز درخشیده اند از قبیل: 1. حسن پولادی، نویسنده کتاب هزاره ها. 2. کوثر علی کوثر، نویسنده کتاب تاریخ و ثقافت هزاره ها. 3. پروفیسور ناظر حسین، شخصیت فعال در امور فرهنگی و تدریسی و برنده مدال حسن کارکردگی. باید عرض کنم که این مدال ار طرف ریس جمهوری به نامبرده اعطا گردید. 4. حسین علی یوسفی (شخصیت سیاسی و فرهنگی) 4. محمد عالم مصباح، شاعر، داستان نویس، فیلسوف و استاد دانشگاه بلوچستان و صدها چهره فرهنگی دیگر که فعلا نامبردن از همه مقدور نیست.
کویته بلاگفا: در شرایط فعلی تعداد دانش آموزان و دانشجویان هزاره در مراکز آموزشی و تربیتی موجود به چه تعدادی حضور دارند؟
استاد عبدالغفور ربانی: ببینید هم اکنون در کویته مراکز آموزشی و تربیتی گوناگون فعال است. بعلاوه مراکز پاکستانی، ایرانی ها و افغانستانی های مهاجر نیز مراکز آموزشی و تربیتی دایر کرده اند. چند سال پیش اتحادیه محصلین هزاره (ایچ-ایس- ایف) در این زمینه آمارگیری نموده بودند. طبق آمارگیری آنها مجموع دانش آموزان و دانشجویان هزاره ها در مکاتب های ایرانی و افغانستانی و در مکتب ها، کالج ها و دانشگاهای پاکستان به 35000 (سی و پنجهزار) میرسیدند، با توجه با رو آوردن مردم طرف علم ودانش شاید این تعداد به 45000 یا 50000 (پنجاه هزار) افزایش یافته باشد. گرچند تعدادی زیادی از هزاره ها که در مکتب های ایرانی می خوانند، کار خوب است، اما هزاره های افغانستانی بعد از فراغت از صنف 12 بی سرنوشت می مانند، زیرا این مکتب ها از نظر دولت افغانستان رسمیت ندارند و فارغان این مکاتب را در دانشگاه های افغانستان قبول نمی کند.
کویته بلاگفا: در شرایط فعلی چه نهادهای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی از هزاره ها در شهر کویته فعالند
استاد عبدالغفور ربانی: نهاد های مختلف در شهر کویته فعالند و هر کدام به نوبه خود کار می کنند، اما از میان آنها از چند نهاد میتوان نام برد:
1. تنظیم نسل نو هزاره مغل.
2. هزاره دموکراتیک پارتی.
3. مجمع تعلیمی و فرهنگی امت.
1. نخستین تشکلی که ذریعه تعدادی از جوانان با درد وارد عرصه های خدماتی شد، تنظیم نسل نو هزاره مغل بود. با آن که این تشکل در یک دوره خیلی خوب درخشید و در ساحه های مختلف خدماتی را انجام داد، اما اکنون از لحاظ سیاسی و محبوبیت مردمی خیلی ضعیف است. این تشکل برای رهایی از این وضعیت باید ضعف های درون خود را ارزیابی کند و برای رسیدن به توانایی گذشته خود پلان های را طرح و عملی نماید.
2. هزاره دموکراتیک پارتی، این جریان که اکثراً از تنظیم نسل نو هزاره مغل انشعاب کرده اند و در شرایط فعلی در عرصه های سیاسی فعال هستند. افراد آن اکثراً، جوان، فعال و پر انرژی هستند. اگر این جریان مدام ضعف های داخلی و نقشه های بیرونی را در نظر بگیرند ، با آگاهی نقشه های بیرونی راخنثی نمایند و در رابطه با مشکلات تشکیلاتی به این نکته توجه فرمایند که یک تشکیلات در صورتی تضعیف میشود که دارای ضعف های داخلی باشد، یک جریان هرقدر از خارج با فشار مواجه شوند، اما اگر از درون قدرتمند باشد، از حرکت تکاملی باز نمی ماند. باتوجه به این مساله ضعف های درونی خود را از بین ببرند و در عضو گیری اصلی دقت به خرچ دهند در آینده به صورت یک جریان قدرتمند وارد عرصه می گردند. جریانی که توان انسجام هزاره ها و رهبری هزاره ها را درسطح جهان داشته باشند.
3. مجمع تعلیمی و تربیوی امت، امت یک جریان فرهنگی است. اعضای آنرا بیشتر دانش آموزان، دانشجویان و استادان دانشگاه تشکیل می دهند. چیزی که در این جریان وجود دارد و قابل توجه است، ایثار، فداکاری و خلوص اعضای آن است. با آنکه امت از لحاظ مالی دچار مشکل است، ساختمانی را برای کار های فرهنگی و آموزشی در اختیار ندارند و در چندین مکان دور از هم چند ساختمان را برای کار های آموزشی کرایه کرده اند، اما خلوص و فداکاری اعضای آن باعث شده که اینها در امور فرهنگی و آموزشی از دیگران پیشتاز باشند. و در امتحان کانکور ( بورد اگزام) شاگردان امت درخشش خاص دارند. باید افزود که امت به علاوه کارهای آموزش معمولی تدریس زبان دری و تاریخ هزاره ها را نیز جز مضامین درسی خود قرار داده است و استادان امت نیز در روزهای یکشنبه در درسهای تاریخ هزاره ها حاضر می شوند. خلوص و فداکاری اعضای امت و برخورد انسانی که نسبت به همدیگر، شاگردان و مردم دارند باعث نیک نامی و محبوبیت روز افزون امت درمیان مردم می گردد. امیدوارم که امت این شیوه را ادامه دهند و خود را و کارهای خود را مغرورانه و متکبرانه همانطور که تا هنوز به رخ مردم نکشیده اند، در آینده نیز نکشند و روح خادم بودن مردم را همیشه در خود حفظ و نگهدارند تا به صورت نمونه در آینده نیز برای مردم باقی بمانند.
کویته بلاگفا: هم اکنون هزاره ها در مجموع خصوصا هزاره های کویته در یک وضعیت بحرانی قرار دارند، برای رهایی از این وضعیت چه پیشنهاد هایی را برای هزاره ها دارید؟
استاد عبدالغفور ربانی: ببینید برای خروج ار بحران ضرورت به کار های جمعی و یا یک تشکل فراگیر داریم، شعار تشکل فراگیر را ما داده ایم، که (هزاره های جهان متحد شوید) اما روی ایجاد یک محور برای اتحاد ما فکر نکرده ایم. برای اتحاد یا تشکل فراگیر ما ضرورت به یک منشور جامع داریم. منشوری که این توان و ظرفیت را داشته باشد تا هزاره های حنفی مذهب، جعفری و اسماعیلی را در یک تشکیلات منظم و اصولی گرد هم آورد. راجع به منشور جامع لااقل ما سه تجربه را از دیگران در اختیار داریم: 1- تجربه جریان های مارکسیستی. 2- القاعده. 3- صهیونیسم. جریان های مارکسیستی شعار کارگران جهان متحد شوید را سر دادند و برای تحقق این کار منشور و یا مانفست حزب کمونیست را به وجود آوردند و این منشور محوری است برای اتحاد آنان گرچند طراحان این منشور زنده نیستند، اما این منشور به عنوان یک محور اتحاد در میان آنان باقی است، ضعف این منشور در این است که این منشور صرف بر مبنای منافع اقتصادی کارگران جهان ریخته گردیده و تفاوت فرهنگی، تاریخی و زبانی و غیره کارگران جهان را در نظر نگرفته بودند، علی الرغم چندین کنگره جهانی که اینان ترتیب دادند موفق نشدند که تا یک اتحاد جهانی را میان کارگران ویا لااقل میان احزاب کمونیست های جهان به وجود آورند.
القاعده منشور خود را روی تفسیر خاص که از دین دارند پایه ریزی کرده اند. این منشور آنانرا دارای تشکیلاتی نموده اند که توان برخورد غیر منظم را در کل جهان با قدرتهای غربی را دارد، اما این منشور نیز تفاوت های فرهنگی، تاریخی و... مسلمانان جهانرا در نظر نگرفته است، اگر فشار های خارجی از روی اینان برداشته شود. اینان نیز دچار تفرقه و انشعاب می گردند.
صهیونیسم گرچند یک تشکل نژاد پرستانه است، اما دارای جامع ترین و کاملترین منشور است. منشور صهیونیستی چون تمام ابعاد و مسایل صهیونیست های جهان را در نظر گرفته و بر آن مبنا پایه گذاری گردیده است، این توان و ظرفیت را پیدا نموده که صهیونیست های جهان را در قالب یک تشکیلات منظم گرد آورند. در شرایط کنونی یک صهیونیست در هر قلمرو جغرافیایی اگر قرار داشته باشد در جهت منافع صهیونیستی حرکت می نماید.
خیلی از هزاره ها فکر می کنند که محور اتحاد شخصیت است و مردم هزاره باید بر محور یک شخصیت متحد گردند. بر محور یک شخصیت اولاً اتحاد به وجود نمی آید. اگر اتحادی هم صورت بگیرد با رفتن آن شخصیت اتحاد از میان میرود. با توجه به تجربه های تشکیلاتی که هزاره ها از خود دارند و با توجه به تجارب تشکیلاتی که در جهان به وجود آمده است هزاره ها باید منشور اتحاد خود را بریزند و بر آن مبنا یک تشکل فراگیر را به وجود بیاورند، در این صورت است که هزاره ها خود را از بحران فراگیر نجات میدهند و همپا با کاروان پیشرو به طرف کمال علمی، توان اقتصادی و مهارت های سیاسی حرکت می نمایند.
کویته بلاگفا: استاد گرامی ممنون از شما، در آخر اگر کدام گفتنی داشته باشید
استاد عبدالغفور ربانی: می دانید که ایجاد تشکیلات اصولی و فراگیر به دو چیز ضرورت دارد . 1. علم و دانش 2. توان اقتصادی. بنابر این از مردم خود بویژه از دانش آموزان و دانشجویان و فرهنگیان جداً می خواهم که اهمیت این دو را درک نمایند و در راستای علم آموزی و توان اقتصادی حرکت نمایند. و با کسب این دو یک تشکلی قدرتمند و فراگیر را برای رهایی مردم ما از بحران های که هم اکنون دامنگیر آنان است به وجود بیاورند.
والسلام.

اگرچه با هزاران دلهره و نگرانی محرم امسال در شهر کویته با تدابیر شدید امنیتی هشت هزار نفری با آرامی به پایان رسید، ولی حادثه دلخراش کابل، که طی آن به گزارش تلویزیون طلوع در اثر یک حمله انتحاری در نزدیک زیارت ابوالفضل(ع)، 54 تن شهید و بیشتر از صد نفر زخمی شدند و حادثه مزار شریف، که طی آن در اثر انفجار یک بم که در یک بایسکل جاسازی شده بود و در نتیجه آن چهار تن شهید و عده ای زخمی شدند، قلب عزاداران شهر کویته را همچون عزادارن افغانستان شدیدا متاثر کرد. غم انگیز تر اینکه به گفته تلویزیون تمدن مسوولیت حادثه امروز کابل را لشکر جهنگوی به عهده گرفته است، لشکری که مسوولیت حملات ناجوانمردانه اش بر هزاره های کویته را قبل از این به عهده می گرفت.
مسوولین وبلاگ کویته این حادثه دلخراش و ناجوانمردانه را شدید محکوم نموده و برای شهدای امروز شهر کابل و مزار شریف از خداوند متعال بهشت برین را استدعا می نماید و در ضمن برای زخمی های حادثه شفای عاجل و برای خانواده های شهدا و زخمی های حادثه صبر جمیل را خواهانیم.
مردمان پیشرفته، ارتقای علمی، فرهنگی و... خویش را در اثر هویت یابی بدست آورده اند. هویت یابی اعتماد به نفس می بخشد. با اعتماد به نفس است که آدم در عرصه های مختلف کامیاب می شود.
نخستین اثری که زمینه ی هویت یابی و اعتماد به نفس را به وجود می آورد به نام "دفتر نخست" از استاد عبدالغفور ربانی، یکی از نویسندگان مطرح ملی مردم ما وارد عرصه مطبوعاتی گردیده است.
دوستان گرامی که دوست دارند، در مورد موقعیت جغرافیایی، وضعیت تاریخی، فرهنگی، تمدنی و مذهبی هزاره ها معلومات بدست آورند، مطالعه این اثر ارزشمند برایشان توصیه می گردد.
مشخصات کتاب:
نام کتاب: دفتر نخست "موقعیت جغرافیایی، وضعیت تاریخی، فرهنگی و مذهبی هزاره ها"
نوشته: عبدالغفور ربانی
تایپ و دیزاین: عبدالله رفیعی
طرح روی جلد: عبدالله رفیعی
نوبت چاپ: اول
سال انتشار: 2011 میلادی
تیراژ: 1000
قیمت: 100 روپیه پاکستانی
ناشر: بنیاد فرهنگی شمامه
محل توزیع: ۱. هنر استشنری، واقع هزاره تاون علی آباد – کویته 03218012858 و 03058077955
۲. امامیه استشنری، واقع علمدار رود - مهر آباد
و دیگر استشنری های مهرآباد و هــزاره تاون

به نوشته روزنامه جنگ 10/11/2011م، انتحار کننده هزاره تاون شناخته شد. انتحار کننده پسر جنرال سکرتری یک سازمان مذهبی ناحیه جعفر آباد بود. پدر وی جنازه اش را بعد از مشاهده در بی ایم سی هسپتال، شناخته است. به گفته پولیس به تاریخ پنجم نومبر انتحار کننده ای پایش در جوی مری کالونی لخشیده و در نتیجه آن مواد انفجاری اش منفجر گردیده و خودش را ازبین برده بود. پولیس شناختی کارت انتحار کننده را گرفته بود، که در آن نام وی پرویز الهی و نام پدرش نورحسن از ساکنان دیره الله یار درج بود. به تاریخ هشتم نومبر، یعنی روز دوم عید کسی به نام سکندرعلی مشهور به جوکی، که جنرال سکرتری یک از شاخه های یک سازمان مذهبی ای می باشد، با مراجعه به شفاخانه بی ایم سی، انتحار کننده (پرویز الهی) را به حیث پسرش به نام پرویز علی شناخت. به گفته پولیس انتحار کننده در شناختی کارت اش، نام کاکایش را به جای نام پدرش درج نموده بود. در مورد انتحار کننده زمانی که با پولیس ساحوی جعفر آباد ارتباط گرفته شد، آنها گفتند که نظر به مدارک انتحار کننده از منطقه جهت پت مربوط به شهباز کالونی می باشد و وی به تعداد شش دانه شناختی کارت به نامهای مختلف ساخته بود. پولیس اگرچه جنازه انتحار کننده را به ورثای وی تحویل داده است، ولی تحقیقات اش در مورد ادامه دارد.

روز چهار شنبه 2/11/2011م، زمانیکه دو اتوبوس حامل زایران اهل تشییع از تفتان به طرف کویته می آمدند، در ساحه مستونگ "میاں غنڈی" مورد حمله راکتی قرار گرفتند. به گفته درایور یکی از اتوبوس ها، حمله کنندگان که احتمالا تعداد شان چهار نفر بودند، اول بر اتوبوس اولی یک راکت فیر نمودند و سپس اتوبوس دوم را هدف قرار داده و مورد شلیک سلاحهای خفیف شان قرار دادند. قابل یاد آوریست، که راکت به اتوبوس اصابت نمی کند، ولی در نتیجه برخورد مرمی های سلاحهای خفیف به اتوبوس دوم، یکی از شیشه های اتوبوس شکسته و اتوبوس چند سوراخ می گردد. در نتیجه این حمله، به سرنشینان هر دو اتوبوس کدام آسیبی نرسیده و اتوبوس بدون کدام ضایعه جانی به علمدار می رسد، که هم اینک در علمدار رود ایستاد است.
روز پنجشنبه 3/11/2011م، حوالی ساعت شش بجه بعد از ظهر قاری یاسین، ملا امام یکی از مساجد اهل تسنن به نام "جامعه بسم الله مسجد"، مورد حمله افراد نامعلوم قرار گرفته و به شدت زخمی گردید. بعد از آنکه قاری یاسین به شفاخانه انتقال داده شد، یک تعداد از اهالی ساحه ای، که مسجد در آن واقع است و دوکانداران محل، روبروی مسجد دست به تجمع زده و در ضمن سوختاندن یک دکان به تظاهرات و سوختاندن لاستیک های موتر پرداختند. سپس مردم کماکان متفرق شده بودند، که چند شخص سر و صورت بسته پیدا شده و با شایعه انداختن مرگ قاری یاسین توسط اهل تشییع، به تحریک مردم پرداخته و آنها را تشویق به هجوم بردن به طرف علمدار رود کردند. مردم ساده لوح، که تحت تاثیر گفته های افراد سر و صورت بسته قرار گرفته بودند، به زودی احساساتی شده و به طرف علمدار رود هجوم بردند. زمانی که آنها می خواستند، داخل علمدار رود شوند، با مقاومت "نیروهای انتظامی خصوصی" علمدار رود که متشکل از جوانان هزاره می باشند و بعد از حادثه اسفناک عید فطر امسال تشکیل شده اند، گردیدند. زمانی که نیروهای انتظامی جوانان هزاره، مانع ورود آنها به علمدار رود شدند، مهاجمین به فحش دادن و شعار دادن های تند بر ضد مذهب تشییع شروع کردند و بعد از آن ،آنها شروع به شلیک نمودن هوایی کردند. نیروهای انتظامی جوانان هزاره، که وضع را چنین دیدند، آنها نیز احساساتی شده و دست به مقابله با آنها زده و در نتیجه زدوخوردی که بین آنها صورت گرفت، به نوشته بعضی روزنامه ها به تعداد شش یا هشت تن از مهاجمان زخمی شدند. قابل یاد آوریست، که در بین زخمی ها پسر یکی از رهبران حزب پشتوخوا به نام داکتر کلیم الله نیز شامل است.
در جریان این زد و خورد ها، که امکان داشت هر لحظه وضعیت از حد بیشتر خراب گردد، پولیس و ایف سی به محل رسیده و با محاصر نمودن محل، هر دو طرف را متفرق کردند. روز جمعه ۴/۱۱/۲۰۱۱م، در اعتراض به زخمی شدن تعدادی از ساکنان مناطق همسایه علمدار رود، آنها در بازار دست به تظاهرات زدند و در ضمن تکرار شعار های تند شان، از حکومت خواستار برداشتن موانع ایجاد شده هزاره ها در علمدار رود و سرک نچاری شدند.
از طرف دیگر تعدادی از آنها تحت نمایندگی، داکتر کلیم الله، کماندر خدا داد، انجنیز زمرک اچکزی، سید احسان شاه و سلطان محمد ترین نزد وزیر اعلی بلوچستان، اسلم ریسانی شکایت کردن رفتند. وزیر اعلی بعد از شنیدن دقیق شکایت آنها دستور داد، که وظیفه تامین امنیت برای شهروندان کویته وظیفه دولت است، لهذا موانع خود ساخته هزاره ها باید فورا برداشته شود، تا مردم اذیت نگردند و در آینده بین اقوام کدام مشکلی پیش نیاید.
دستور وزیر اعلی بلوچستان، زمانی صادر شد، که در عین همان روز ۴/۱۱/۲۰۱۱م، یعنی دیروز سردار سعادت علی هزاره، سران تمام طایفه ها و خانواری های هزاره های کویته را جهت مشوره، ایجاد همبستگی بیشتر و گرفتن تصامیم دقیق برای حل مشکلات هزاره های کویته در منزل اش دعوت نموده بود. سردار سعادت علی و سران طایفه ها، دیروز تصمیم شان در رابطه به امنیت ساحه های هزاره نشین، بر این شده بود، که تعداد نیرو های انتظامی ساخته شده توسط هزاره ها "چوکیدار ها" بیشتر شده و آنها هرچه بیشتر تقویت شوند.
قابل یاد آوریست، که قاری یاسین فقط زخمی شده است. قرار اطلاعات قاری یاسین از اعضا و یا متمایل به جمعیت علمای اسلام است. امروز در رابطه به زخمی شدن وی، امیر ناحیه کویته جمعیت علمای اسلام، آقای مولانا حافظ حمدالله طی بیانیه ای یاد آور شد، که قاتلان قاری یاسین باید به صورت فوری دستگیر گردند. وی علاوه نموده بود، که آمریکا توسط قاتلان کرایی اش می خواهد علما و سرکردگان اقوام ساکن در بلوچستان را حذف کند. در آخر بیانیه اش وی ذکر کرده بود، که جمعیت علمای اسلام نه در تفرقه اندازی های مذهبی و نه در تفرقه اندازی های لسانی سهیم است و نه بعد از این سهیم خواهد شد و نیز به کسی اجازه نخواهد داد، که در بین اقوام و مذاهب تفرقه اندازی کند.
اگرچه آقای سید ناصر علی شاه عضو پارلمان مرکزی پاکستان با آقای عثمان کاکر، صدر ایالت بلوچستان حزب پشتونخوا ملی عوامل پارتی طی تماس تلفونی جهت حل نمودن جنجال پیش آمده روز پنجشنبه صحبت نموده است و هر دو طرف توافق نموده اند، که موضوع و مشکلات را با دیالوگ حل نمایند، ولی جنجال های پیش روی شهر کویته اینگار حل شدنش از توان رهبران و بزرگان محلی خارج است، زیرا دشمنان در تلاش اند، تا از هر حیله و نیرنگ جهت تفرقه اندازی، تحریک کردن ها و ضربه زدن استفاده نمایند.
باید یاد آوری گردد، که امروز اکثر از احزاب بلوچستان با صدور بیانه ها با تایید سخنان وزیر اعلی، خواهان برداشتن موانع وضع شده توسط هزاره ها در علمدار رود و سرک نچاری شده اند. احزاب ها در بیانیه های شان تامین امنیت شهروندان را وظیفه دولت ذکر نموده و ایجاد موانع را یک مشکل جدید جهت دوری اقوام بلوچستان و تشکیل یک دولت کوچک در داخل دولت بزرگ ذکر نموده اند.
در ضمن این جنجالها، منفجر شدن یک انتحاری در ساحه منور کالونی امروز، که در نتیجه آن فقط خودش از بین رفت، زنگ خطری جدی دیگریست برای هزاره های کویته، که دشمنانشان آرام ننشسته اند و هر لحظه در تلاش می باشند، تا به مردم ما با استفاده از هر فرصت ممکن هولناک ترین ضربه شانرا بزنند. آرزومندم، با درایت و دور اندیشی بزرگان هزاره شهر کویته، بعد از مشوره و همفکری جمعی زمینه ای ایجاد شود، که در حفاظت مردم ما موثر باشد. در آخر فرا رسیدن عید سعید قربان را برای تمام خوانندگان وبلاگ کویته تبریک گفته و از خداوند منان برای همه شما بزرگواران آرزوی عید خوش و زیبا را می نمایم. در ضمن از بارگاه متعال استدعا مندم، که دشمنان مردم ما را خوار گردانیده و فرصت ضربه زدن به مردم ما را از آنها بگیرد.
امروز شنبه 5/11/2011م، حوالی ساعت سه و نیم بعد از ظهر زمانی، که یک فرد خودکش می خواست از ساحه منور کالونی، عقب امام بارگاه امام محمد باقر (ع) داخل ساحه هزاره تاون شود، در اثر لخشیدن پایش، مواد منفجره اش، انفجار نموده و خودش پارچه پارچه شد. قابل یاد آوریست، از ساحه ایکه فرد خودکش می خواست وارد هزاره تاون گردد، در آنجا جوی بزرگی واقع است، که حیثیت سرحد بین ساکنان هزاره تاون و دیگر اقوام کویته را دارد. فرد خودکش زمانی که می خواست، از آن جوی بگذرد، پایش بالای سبزی های آن لخشیده و با منفجر شدن مواد انفلاقیه بدنش، خودش اسیر هدف شومش شد. صدای انفجار بسیار شدید بود و تا ساحه های بسیار دور شنیده شد. البته چون انفجار در جایی صورت گرفت، که اطراف اش کدام ساختمان و یا شخصی وجود نداشت، لهذا به کسی و یا ساختمانی آسیبی نرسید.
در مورد اینکه هدف مشخص شخص انتحار کننده چه بوده، نمیتوان مشخصا چیزی گفت، ولی یک چیزی که عیان است، آن اینکه! در این روزهای فرارسیدن عید سعید قربان حتما هدف شوم وی، انفجار خودش در کدام ساحه ای پر چمعیت هزاره تان بوده است. بعد از منفجر شدن شخص انتحار کننده، پولیس و ایف سی به ناحیه رسیده و ساحه را محاصره کردند. در ضمن رسانه ها جهت گزارش دهی و یک تعداد خیلی زیادی از اهالی هزاره تاون به محل خود را رسانده و صحنه را از نزدیک مشاهده کردند. از خداوند متعال استدعا دارم، که مردم بی توجه ما را خودش در پناه اش نگهدارد و این عید را بدون کدام حادثه دلخراش بگذراند.

"در سلسله اعتراضات جهانی هزاره ها نسبت به کشتار سیستماتیک هزاره های کویته، به تاریخ ۱۲/۱۰/۲۰۱۱م، تعدادی از نهادهای مدنی، سازمانهای فعال در زمینه حقوق بشری، فعالان سیاسی و ژورنالستان مغولستان در اولان باتور نیز طی یک نشست خبری تحت عنوان "قتل عام هزاره ها را متوقف سازید"، اعتراض شدید شانرا ثبت نموده و در ضمن محکوم نمودن کشتار هزاره های کویته، همدلی و همدری شانرا با هزاره ها بیان داشتند. جهت کسب معلومات بیشتر در مورد نشست خبری مغولستانی ها و روابط مغولستان با هزاره ها، با برادر عباس، یکتن از محصلین هزاره ای، که در ضمن تلاش در راستای برگزاری این نشست، فعالیت های فرهنگی ارزنده ای را به نام شان ثبت دارند، مصاحبه ای انجام داده ایم. امیدواریم خوانندگان محترم کویته بلاگفا مورد پسند شان واقع شود و از آن استفاده نمایند."
کویته بلاگفا: آقای عباس، قبل از اینکه در مورد اعتراض مغولستانی ها نسبت به کشتار هزاره های کویته، از شما سوالی کنم، دوست دارم خود را برای خوانندگان کویته بلاگفا معرفی نمایید و در ضمن توضیحاتی در مورد فعالیت های علمی و فرهنگی خودتان در کل و در مغولستان به صورت خاص برای ما بگویید.
عباس: قبل از همه عرض سلام دارم حضور خوانندگان محترم وبلاگ کویته و نیز تشکر میکنم از گردانندگان این وبلاگ، به خاطر اینکه ما را همیشه در جریان خبرها، اوضاع و حالات کویته قرار میدهند. عباس هستم محصل دانشکده ی انسانشناسی در دانشگاه ملی مغولستان. در سال 2009م، پس از دریافت بورسیه ی تحصیلی ای، که برای تعداد سه محصل هزاره، از طرف کشور مغولستان اختصاص داده شده بود، که من نیز از جمله آن سه نفر بودم، توسط آن برای ادامه تحصیل به مغولستان آمدم . تحصیلات دوره ی مکتب را در کویته به پایان رسانده ام. از کویته آغاز به فعالیت های فرهنگی در عرصه ی روزنامه نگاری توسط یکی از روزنامه های پاکستانی کردم. همچنان در همان دوران وبلاگ خبری و تحلیلی "هزاره نیوز پاکستان" که یکی از اولین وبلاک ها به زبان انگلیسی در رابطه به اوضاع هزاره های پاکستان بود، را به راه انداختم. پس از آرام شدن اوضاع کشور دوباره به افغانستان برگشتم و اولین فعالیت فرهنگی ام را در بخش تدریس زبان انگلیسی در یکی از مراکز فرهنگی و آموزشی در ولایت غزنی آغاز کردم. بعد به کابل آمدم و مصروف فعالیت های فرهنگی در بخش های روزنامه نگاری، وبلاگ نویسی، تحقیقاتی و کار در بخشهای توسعه و بازسازی در نهادهای مختلف بودم. علت اساسی آمدنم به مغولستان تحقیق در بخش روابط فرهنگی و تاریخی مغولها و هزاره ها بود، که در این زمینه تا هنوز تحقیقاتم جریان دارد.
کویته بلاگفا: آقای عباس، در مورد مغولستان، پیوند اتنیکی مغول ها با هزاره ها، روابط و احساس مغولها نسبت به هزاره ها لطفا توضیحاتی بدهید.
عباس: طوریکه شما میدانید مغولستان کشوریست با نفوس حدود سه میلیون، که از شرق ، جنوب و جنوب غرب با چین، از شمال و غرب با روسیه هم سرحد است و دارای آب و هوای بسیار سرد میباشد. همچنان عده ای کثیری از مغولها در سایر کشورها از جمله مغولستان جنوبی در چین و بوریات و کلموک در روسیه، که نفوس آنان به مراتب بیشتر از مغولستان مستقل است، به سر میبرند، که از تابعیت چینی و روسی برخوردار اند. پس از انقلاب بلشویک در مسکو تا سال 1991م، مغولستان تحت سیطره ی شوروی بوده است، اما امروزه یگانه کشوریست که میتوان دموکراسی را در آن به شکل واقعی اش یافت. البته با آنهم میتوان اثر حکومت حدود هفتاد ساله ی شوروی در این کشور را در عرصه های مختلف زندگی مردم مشاهده کرد. از جمله تغییر یافتن الفبای نوشتاری مغولی اصیل، که از دوره ی چنگیز خان رایج شده بود به الفبای روسی و همچنان در نحوه ی زندگی آنان.
نظر به تیوری های که تاریخ دانان غربی و خصوصا تاریخ نویسان هزاره ارایه کرده اند، هزاره ها از لحاظ نژادی یا ترک اند یا مغول و یا هم نژاد مختلطی از ترک و مغول اند، اما به نظر من مشکل اساسی اینجاست که در کل اختصاصا از لحاظ نژادشناسی و تاریخ سیاسی روی این ارتباطات تحقیق صورت نگرفته است .
اکثر مغولها بر این باورند، که هزاره ها مغولهای از بازماندگان لشکر چنگیز خان در افغانستان اند، اما به نظر من در دوران امپراطوری چنگیز خان نفوذ فرهنگ مغولی، خصوصا در عرصه ی زبان در میان هزاره ها صورت گرفت، اما در این باره تحقیق علمی صورت نگرفته است، که همه ی هزاره ها از بازماندگان سپاه هزار نفری چنگیز اند، طوریکه اکثر تاریخ نویسان غربی به این عقیده اند .
قبل از سقوط شوروی که مغولستان نیز تحت تاثیر آن نظام بود، مردم مغولستان معلومات خاصی درباره ی هزاره ها نداشتند. برای اولین بار در سطح رسانه ها مردم مغولستان در رابطه با هزاره ها زمانی شنیدند، که دو مستند به زبان مغولی از تلویزیون ملی و یکی هم از تلویزیون های خصوصی در سال 2008م، پخش گردید. بعد از آن در سال 2009م، پس از آمدن سه محصل هزاره به مغولستان، رابطه بین هزاره ها با رسانه ها و از طریق آن با مردم مغلوستان ازدیاد یافت..
کویته بلاگفا: آیا گفته می توانید، هم اینک به چه تعداد محصلین هزاره در مغولستان مشغول فراگیری علوم اند و در کدام رشته ها تحصیل می کنند.
عباس: فعلا بیست و سه نفر از محصلین هزاره در رشته های مختلف چون ( روابط بین الملل، انسان شناسی، کمپیوتر ساینس و اقتصاد) تحصیل میکنند، که از این تعداد سه نفر بورسیه ی تحصیلی دولتی دریافت کرده اند و بیست نفر شان توسط بورسیه ای، که از طرف یک دانشگاه خصوصی کوریایی به آنها داده شده است به مغولستان آمده اند، که از جمله شان سه نفر دختر اند.
کویته بلاگفا: خوب آقای عباس، حالا می خواهیم بدانیم، که از کشتار سیستماتیک هزاره های کویته، مغولستانی ها چگونه باخبر شدند؟
عباس: البته با وجود آنکه در بسیاری از رسانه های بین المللی مسئله قتل عام هزاره های کویته، بازتاب یافته بود، ولی متاسفانه رسانه های مغولستان از این مسئله آگاه نبودند. در آن زمان یعنی در اوج کشتارها، مثل سانحه وحشتناک مستونگ و اختر آباد خودم در کویته بودم. من از طریق ایمل با دوستان در مغولستان در تماس شدم و خواستم تا در این باره نشست خبری یی صورت گیرد، تا رسانه ها، مردم و دولت مغولستان در جریان این اوضاع قرار بگیرند و عکس العملی نشان دهند. بعد از آن بعضی از دوستان مغولی ما، تصمیم به برگزاری یک نشست خبری که خودم و سایر محصلین هزاره نیز در آن شرکت داشتیم، گرفتند.
کویته بلاگفا: آقای عباس، اعتراض مغولستانی ها چگونه و با شرکت کدام نهاد ها صورت گرفت؟
عباس: اعتراض مغولستانی ها به شکل نشست خبری با حضور نهادهای مدنی، حقوق بشری، فعالان سیاسی و ژورنالستان صورت گرفت.
کویته بلاگفا: در کل، در نشست اعتراضی مغولستانی ها، چه مسایلی مطرح شد و به صورت رسمی چه تدابیری صورت گرفت؟
عباس: در نشست اعتراضی، ابتدا معلومات مختصری جهت آشنایی بیشتر و بهتر از اوضاع زندگی وخیم هزاره ها در افغانستان، پاکستان و ایران ارایه گردید. سپس هر کدام از این نهادها به نوبه ی خود پیشنهادات شان را ارایه نمودند و از جمله از دولت مغولستا ن خواستند تا به شکل رسمی این فاجعه را تقبیح کند. در پایان نشست خبری، پس از سوال و جواب های ژورنالستان به نمایندگی از هزاره ها، از دولت و رسانه های مغولستان خواستم تا کشتار سیستماتیک هزاره ها در پاکستان را در سطح بین المللی، نهادهای حقوق بشری و ملل متحد از طریق کانال های دیپلماتیک مورد انتقاد قرار دهند و از دولت پاکستان بخواهند تا بر علیه تروریستان اقداماتی جدی نمایند، تا کشتار هزاره های کویته خاتمه یابد.
کویته بلاگفا: آقای عباس، اعتراض کنندگان مغولستانی، چه پیشنهاد هایی را برای قطع کشتار هزاره ها کویته ارایه دادند و همچنان آیا در مورد امکان روابط بیشتر بین هزاره ها و مغولستانی ها کدام صحبت های مشخصی داشتند.
عباس: برگزار کننده گان این نشست خبری موارد ذیل را از دولت و مردم مغولستان خواستند:
1. راه اندازی تظاهرات علیه کشتار جمعی هزاره ها از راه های قانونی.
2. همکاری های مالی و معنوی به هزاره ها از جانب دولت مغولستان.
3. ایجاد روابط فرهنگی و همکاری در عرصه های آموزش و پرورش، زراعت ، اقتصاد و ورزش.
4. حمایت از هزاره های که به حیث مهاجر و یا کارگر به مغولستان می آیند و قبول پناهندگی آنان.
5. مطرح نمودن کشتار سیستماتیک هزاره ها در سطح جهانی.
قابل یادآوریست، که شرکت کننده گان این نشست موارد فوق را از طریق رسانه های مغولی از دولت مغولستان درخواست نمودند، اما تا به حال از جانب دولت کدام اقدام عملی صورت نگرفته است.
کویته بلاگفا: انعکاس اعتراض آنها از طریق رسانه های داخلی وجهانی چگونه بود؟
عباس: گزارش مفصل این نشست خبری همراه با مصاحباتی که بعد از این نشست با من صورت گرفت، از طریق رسانه های تلویزیونی و روزنامه ها پخش شد. همچنان در یکی از شبکه های معتبر چینی گزارشی از این نشست نشر گردید. پس از بازتاب بیشتر این موضوع گفتمان های تلویزیونی نیز صورت گرفت، که در آن از ما نیز دعوت شده بود، تا به صورت مشرح روی این موضوع بحث صورت گیرد.
کویته بلاگفا: به نظر شما، چه امیدهایی را میتوان از مغولستان نسبت به هزاره ها داشت؟
عباس: همانطوریکه در بالا ذکر شد، مغولها شناخت زیادی از هزاره ها در گذشته نداشتند به این دلیل روابطی نیز وجود نداشت، اما در این اواخر روی این مسئله بیشتر کار صورت گرفته است. خصوصا پس از اینکه سه بورسیه از طرف دولت مغولستان برای هزاره ها داده شد و بعد از آن فعالیت هایی که صورت گرفت، میتواند این امیدواری را خلق کند که روابط مغولها و هزاره ها هر روز بهتر میشود، تا روزی مغولستان بتواند یکی از پشتوانه های محکم سیاسی در عرصه ی بین المللی برای هزاره ها باشد، اما نمیتوان زیاد هم خوش باور بود، زیرا مغولستان نیز فعلا کشوری در حال توسعه است و از اقتصاد چندان بالایی برخوردار نیست، ولی در آینده اگر روابط همچنان ادامه یابد میتواند یکی از مراکز مهم حمایتی از لحاظ سیاسی و اقتصادی برای هزاره ها باشد.
کویته بلاگفا: آقای عباس، تشکر از شما و در آخر اگر کدام پیامی برای هزاره ها در کل و هزاره های کویته در خاص داشته باشید.
عباس: پیامم بیشتر متوجه هزاره هایست که در کشورهای غیر از ایران، پاکستان و افغانستان زندگی میکنند و آن اینکه چون آنها در شرایط بهتر قرار دارند، باید بیشتر تلاش کنند و مسئولیت پذیر باشند. وضعیت کنونی هزاره ها از کشتار سیستماتیک در کویته - پاکستان گرفته تا فاجعه ی هر ساله، که در بهسود رخ میدهد، سردرگمی سیاسی هزاره ها در افغانستان، وضعیت وخیم هزاره ها در ایران، تا شرایط کلی آوارگی و بیچارگی هزاره ها در سطح جهان نشان دهنده ی وضعیت یکسان همه ی هزاره هاست. مسئولیت هر فرد هزاره در هر گوشه و کنار جهان است، تا برای ایجاد تغییر در وضعیت ملی و کلی شان، از خود تلاش به خرج دهند و مسئولیت شانرا در قبال سرنوشت جمعی شان ادا نمایند. دیگر اینکه هزاره های جهان نباید فکر کنند، که تنها با تظاهرات آن هم یک بار در سال علیه کشتار سیستماتیک هزاره ها در پاکستان و یا تجاوز کوچی ها در مناطق بهسود، مسئولیت شان را ادا کرده اند، بلکه باید فراتر از آن عمل نمود و برای بیرون رفت از شرایطی که وجود دارد تلاش مداوم داشت.
نشر گزارش اعتراض مغولستانی ها، نسبت به کشتار هزاره های کویته از تلویزیون ایس بی ان
متن سخنرانی خواهر فرزانه ربانی در محفل: "هزاره گی کلچرل پروگرام"
خواهران و برادران عزیز همانطور که تذکر داده شد محفل امروز به مناسبت دعوت هزاره ها به خودیابی و خود شناسی دایر گردیده است.
خودیابی و خودشناسی هم در فرهنگ ها و تمدن ها دارای اهمیت است و هم در آموزه های دینی روی آن تکیه شده است. در آموزه های دینی ما چنین چیزی وجود دارد که من عرف نفسه عرف ربه، یعنی هر که خود را شناخت خدای خود را میشناسد. چنین چیزی اهمیت خودشناسی را نشان می دهد. زیرا جامعه و مردمی که خود را نشناسد خدای خود را نیز نخواهد شناخت. در نتیجه چنین نا آگاهی است که آدم نمی دانند جهان چیست؟ جهان به کدام جهت حرکت می کند؟ و او خود کیست؟ و نقشی را که باید در این جهان داشته باشد چیست و او چگونه نقش جهانی خود را بازی کند؟
خود شناسی چیست از کجا آغاز می شود و چه نتایج مثبت را به بار می آورد؟
خود شناسی را اگر تعمیم دهیم و آن را عبارت از خودشناسی یک ملت وجامعه بدانیم باید بگوییم خود شناسی عبارت از این است که یک ملت موقعیت جغرافیایی ویژگیهای فرهنگی، تاریخی و توانایی های انسانی خود را بشناسد و از آن در راستای پیشرفت و ترقی بهره گیری نمایند.
قهرأ چنین برداشتی از خودشناسی این مسأله را نیز نشان می دهد که خود شناسی را از کجا آغاز کنیم؟ خود شناسی از شناخت فرهنگ تاریخ و موقعیت جغرافیایی آغاز می شود. هرگاه ما امور مذکور را شناختیم صاحب شخصیت فرهنگی و تاریخی میشویم. و با قدرت با فرهنگ ها و تمدن های دیگر وارد تعامل و گفتگو میشویم. و با بهره گیری از تجربه های مثبت دیگران در راستای پیشرفت گام بر می داریم. همین است نتیجه مثبت خودیابی و خودشناسی.
هزاره ها به عنوان یک ملت بزرگ که عمدتا در افغانستان، ایران، پاکستان، آسیای میانه و سایر جهان به صورت گروه های قومی کوچک و نسبتا بزرگ زنده گی می کنند. نیز دارای فرهنگ و تاریخ خود است. این مردم که به قبایل بزرگ تقسیم شده از نژاد واحدی به نام نژاد ترک منحل می باشند. این مردم از خود تاریخ و فرهنگ درخشان و تمدن غنی داشته اند که در تاریخ بنام فرهنگ و تمدن کوشانی ها، غزنوی ها، تیموری ها و مغلیه هند یاد شده است.
این فرهنگ و تمدن های که ذریعه هزاره ها بوجود آمده اند با آنکه در ردیف بزرگترین فرهنگ و تمدن های جهان قرار دارند در اثر انقطاع فرهنگی و تمدنی برای هزاره ها ناشناخته باقی مانده اند.به همین خاطر است که هزاره ها شخصیت حقوقی و تاریخی ندارند. و از حقوق و شخصیت حقوقی خود در ساحه ملی و جهانی قدرت دفاع را ندارند. برای یافتن شخصیت حقوقی و تاریخ خود باید هزاره ها فرهنگ و تمدن خود را به صورت عمیقتر بشناسند و به جهان معرفی نمایند. چنین کاری ضرورت به پژوهش و تحقیقات زیاد دارد. اما امروز من طبق بضاعت اندک علمی خود فقط اشاره ی به طرف فرهنگ ها و تمدن های می کنم که در طول تاریخ به وجود آمده اند به این امید که این آغاز باشد برای تحقیق روی این تمدن ها و معرفی آنها برای هزاره ها و مردمان جهان.
تمدن کوشانی ها، غزنوی ها و تیموری ها در قلمرو خراسان به وجود آمدند و تمدن مغلیه هند در کشور هند و پاکستان.

کوشانی ها در اوایل سده میلادی در خراسان سلسله مقتدری را به وجود آوردند و با گرفتن سیاست معقول و درست راه پیشرفت و تمدن سازی و فرهنگ آفرینی را به سرعت پیمودند. بزرگترین سلطان کوشانی ها کانشیکای کبیر بود. او هم که یک سیاستمدار لایق و یک سر لشکر برجسته و هم دوستدار علم و دانش بود، کشور را به طرف پیشرفت و ترقی هدایت نمود. در دوره او بود که خراسان مهد علم و دانش و در ردیف بزرگترین تمدن ها و فرهنگ های جهان قرار داشت. اگر بخواهیم خصوصیات فرهنگ و تمدن کوشانی ها را به صورت مختصر معرفی نماییم باید عرض کنم که در دوره کوشانی ها تعدد فکر عقیده و مذهب محترم بود. و طریقه های بودایی، برهمنی و زردشتی مساویانه تحت حمایت دولت قرار داشت و پیروان آنها به همدیگر روابط خوب داشتند و به همدیگر با دید احترام و تکریم می نگریستند. چنین چیزی بود که روحیه بردباری مذهبی را بوجود می آورد و فرهنگ خشونت و فرقه گرایی را زمینه رشد و جولان نمیدارد. همینطور در دامن این فرهنگ روحیه علمی، اصالت اقتصاد، زیبایی شناسی و ارتقای دانش هیکل تراشی به وجود آمده بود که مجسمه موسیقی نوازانی که از هده کشف گردیده و تصاویر رنگه بامیان و دو مجسمه بزرگ بودا که در بامیان قرار داشت نمونه های از این ترقیات فکری و ذوقی است.


در تمدن غزنویان و تیموریان که بعد از ورود اسلام در سرزمین خراسان بوجود آمدند ما با رشد صنایع ادبی بویژه در بخش شعر, تاریخ نویسی, فقه, تفسیر و غیره سروکار داریم که تاریخ بیهقی، حدیقه سنایی غزنوی و سایر آثار ادبی و علمی نمونه های از شاهکارهای علمی و ادبی است.


تمدن مغلیه هند توسط سلسله معروف به مغلیه هند بنیان گذاری شد. بنیان گذار این سلسله ظهیرالدین بابر بود.
این سلسله که سه صد سال بر هندوستان حکومت کردند. در این سرزمین فرهنگ و تمدن غنی را آفریدند. فرهنگ و تمدن که از افتخارات بشر و همین طور دو کشور هندوستان و پاکستان به حساب می روند. اگر این سلسله ذریعه انگلیس منقرض نمی شد و یک انقطاع فرهنگی و تمدنی هزاره ها در این قلمرو بوجود نمی آمد. هزاره های این قلمرو امروز جمعیت و شخصیت دیگر داشت.

در تمدن مغلیه هند ما با بردباری مذهبی بخصوص در دوره اکبر شاه و رشد علمی و ظرافت کاریهای هنری روبرو هستیم، اما رشد معماری از ویژه گیهای عمده فرهنگ و تمدن مغلیه هند دراین دوره به حساب می رود. در دوره مغلیه هند عمارت های زیاد از جمله عمارت های ذیل بوجود آمدند:
1: مقبره اکبر شاه

2: مسجد جامع دهلی

3:قصر مغل یا قلعه شاه جهان در دهلی

4: قلعه شاهی در لاهور

5: تاج محل

همانطور که آثار دوره کوشانیان، غزنویان و تیموریان نشان دهنده ترقیات فرهنگی و تمدنی است. این آثار که در هندوستان به وجود آمدند نیز ترقیات فرهنگی و تمدنی را نشان می دهد.
منتحی در اثر بریده گی فرهنگی و تاریخی هزاره ها نمی دانند که قلمرو فرهنگی و تمدنی آنها تا کجا امتداد داشت؟ و این فرهنگ و تمدن چه ویژگیهای را داشت. اکنون که دو نظر برخورد فرهنگی و تمدنی و تعامل و گفت وگوی فرهنگی و تمدنی در جهان مطرح است, باید هزاره ها فرهنگ و تمدن و حوزه های فرهنگی خود را و همینطور حوزه های فرهنگی و تمدنی جهان را بشناسند وبا چنین شناخت راه فرهنگ آفرینی و تمدن سازی را بیابند.
به امید آنرزو
والسلام

گزارش از: عبدالله رفیعی
استاد حاجی محمد محقق، رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان و رییس کمیسیون عدلی و قضای مجلس نمایندگان افغانستان به تاریخ 21/10/2011م، به ریاست عده ای از اعضای مجلس نمایندگان افغانستان وارد اسلام آباد - پاکستان شدند. استاد محقق در ملاقات اش با یوسف رضا گیلانی، وزیر اعظم کشور پاکستان در ضمن صحبت در مورد اهمیت سفر اعضای پارلمان کشور ها به کشور های یکدیگر در رابطه به کشتار هزاره های کویته، خواهان توجه جدی ایشان به این مسله شدند. وزیراعظم پاکستان در پاسخ به وی یاد آور شدند، که هزاره های پاکستان یکی از بهترین شهروندان پاکستان می باشند و وی علاوه کردند، که ایشان در کویته رفته و به هزاره های کویته وعده نموده اند، که قاتلان شانرا به سزای اعمال شان به زودترین فرصت می رسانند...
استاد محقق با هیات همرایش به تاریخ 22/10/2011م، وارد شهر کویته شدند. ایشان با هیات همرایش قبل از همه بر مزار شهدای شهر کویته رفته و در ضمن فاتحه خوانی، به خانواده های شهدا تسلیت گفته و اظهار همدردی و غم شریکی اش را با هزاره های کویته در هر صحنه یاد آور شدند... سپس ایشان گفتگویی با سران هزاره های کویته داشتند، که در نشست شان با آنها در ضمن تسلیت به آنها، در رابطه به وضعیت هزاره های کویته گفتگو کردند...
امروز یکشنبه 23/10/2011م، وی حوالی ساعت ده صبح کنفرانس مطبوعاتی ای با رسانه های پاکستانی در سرینا هوتل داشتند. استاد محقق در کنفرانس مطبوعاتی شان هدف از آمدن شان در پاکستان و خصوصا کویته را دو مورد عنوان نمودند:
اول: به خاطر تحکیم بخشیدن به ارتباط پارلمانی هرچه بیشتر بین دو کشور.
دوم: حوادث ناگوار اخیر کویته و قتل عام هزاره های ساکن بلوچستان.
در رابطه به روابط پارلمانی ایشان یاد آور شدند، که در بین کشور های جهان مرسوم است، که اعضای پارلمان شان جهت استفاده از تجارب یکدیگر، کمک در قانونگذاری بهتر، آگاه شدن از وضعیت یکدیگر و اطلاع رسانی و کمک به رسانه ها، به کشور های یکدیگر سفر می کنند و ما نیز به کشور همسایه و مسلمان خویش آمده ایم تا بر مستحکم شدن هر چه بیشتر روابط و استفاده از تجارب یکدیگر استفاده نمایم. نمایندگان پارلمان در حقیقت نمایندگان مردم اند، لهذا ارتباط مردم کشور ها با یکدیگر، دولت ها را در سیاست گذاری های شان کمک زیاد می کند.
در رابطه به قتل عام هزاره های کویته، ایشان ذکر کردند، که در این اواخر به شدت زیاد هزاره های کویته به خاطر قوم و مذهب شان به شکل تکان دهنده قتل عام می شوند. این کار در دنیای امروز عیب و ننگ بزرگ است. ما می خواهیم توجه جدی دولت پاکستان را در این رابطه جلب کنیم و در ضمن جهانیان را متوجه این نکته بسازیم. در دنیای که ما امروز زندگی می کنیم، به یک دهکده می ماند و در این دهکده هر کس حق دارد، با هر عقیده ای که دارد و مربوط به هر قومی، که است زندگی کند. در دنیای امروز کسانی، که دست خالی و غیر مسلح اند، اگر به خاطر قوم و یا مذهب شان قتل عام می شوند، کشتار شان جنایت علیه بشریت است. آن عناصری، که به هر عنوانی این عمل را انجام می دهند، انسان نیستند. آقای محقق در ادامه کنفرانس شان یاد آور شدند، که ایشان در این رابطه با یوسف رضا گیلانی نخست وزیر پاکستان و معاون وزیر خارجه پاکستان صحبت کرده اند. آقای گیلانی به ایشان وعده داده اند، که جلو این فاجعه ها را می گیرند و قاتلان هزاره ها را به سزای اعمال زشت شان می رسانند.
آقای محقق، در قسمت آخر سخنانش در کنفرانس مطبوعاتی به شکل پیام به هزاره های کویته، یاد آور شدند، که اگر من اینک به جز رفتن بر مزار شهدا و تسلیت به خانواده های شهدا، کاری دیگری نتوانستم، به شما می گویم، که در هر حال با شما هستم و در مصیبت و غم با شما شریک می باشم. مردم ما یک قوم صلح دوست و طرفدار زندگی مسالمت آمیز با تمام اقوام است. عقیده داشتن و منصوب بودن به یک قوم خاص حق طبیعی هر انسان است و حق طبیعی و انسانی ما باید به رسمیت شناخته شود و جلو تهاجمات بر مردم ما گرفته شود. آقای محقق، به شکل آخرین سخنانش گفتند، که یکبار دیگر از مسوولین دولت پاکستان به صورت جدی تقاضا می کنم، که جلو کشتار مردم بی گناه و غیر مسلح هزاره های کویته را بگیرند.
استاد محقق بعد از کنفرانس مطبوعاتی شان، با عده ای از فعالان سیاسی، مدیران مکاتب، استادان و هنرمندان هزاره شهر کویته گفتگو کردند، سپس ایشان، که مهمان سران هزاره های ساکن مهرآباد بودند، همراه با هیات همراه و اعضای کنسولگری کویته، راهی مهر آباد شدند. استاد محقق، در گفتگویش با استادان و مدیران مکاتب هزاره تاون از آنها خواستند تا سلام و عرض تسلیت شان را به ساکنان هزاره تاون برسانند. ایشان یاد آور شدند، که من تصمیم جدی داشتم، تا بر مزار شهدای هزاره تاون نیز حاضر شوم، ولی متاسفانه دولت و نیروهای انتظامی به خاطر وضعیت وخیم امنیتی این اجازه را به من نمی دهند، لهذا به نمایندگی از من در ضمن معذرت، پیامم را به آنها برسانید.





گزارش از: محمد جلیل تجلیل
امروز یکشنبه ۱۶/۱۰/۲۰۱۱م، جلسه ای مردمی برای همبستگی، اتحاد، اخوت و برادری بیشتر بین هزاره های کویته در کرانی رود، امام بارگاه وحدت برگزار گردید. در جلسه امروز شخصیت های سرشناس، بزرگان قوم، مدیران مکاتب، روحانیون، اساتید مکاتب، جوانان و سایر اقشار جامعه به تعداد بسیار زیاد شرکت نموده بودند. مهمان خاص مجلس، محترم سردار سعادت علی بود، کسی که تا هم اینک چهار دوره در حکومت ایالتی پیشین بلوچستان وزیر بوده است. سردار صاحب با استقبال گرم مردم مواجه شد.
آغاز محفل توسط خوانش آیات چندی از کلام الله مجید توسط قاری نجیب الله عارض زینت یافت و در ادامه مجلس، معلم محمد یونس نوید مقاله ای را به خوانش گرفت، که بیانگر وضعیت کنونی هزاره ها و همچنان اشاره ی گذرا به تاریخ و افتخارات این قوم در این جغرافیا بود. وی در قسمت آخر نوشته اش از مقاله ی حامد میر یک تن از ژورنالیستان موفق کشور و همچنان کارشناس مسایل امنیتی و تروریسم، که راجع به هزاره ها، فدا کاری های هزاره ها برای پاکستان و مسوولیت پاکستانی ها در قبال پاکستان نوشته بود، نیز یاد آوری نموده و افزود، که ما باید درحفظ اتحاد و یکدستگی خویش نهایت سعی و تلاش را به خرچ دهیم.
در ادامه برنامه محترم سردار سعادت علی هزاره، به ایراد سخن پرداخته و به افتخارات وپیشینه تاریخی نیک هزاره های این شهر اشاره نموده و افزود که راز موفقیت تمام اقلیتهای قومی در اتحاد و همبستگی آنهاست و تنها چیزی، که میتواند بقا و امنیتش را حفظ کند، در همین اتحاد و همبستگی است. وی در سلسله سخنانش یاد آور شدند، که خانواده شهدا را به هیچ صورت از یاد نبرید و قرار توان خویش به صورت حتمی با خانواده های شهدا کمک کنید. همچنان وی از مردمش تقاضا نمود، که تا در قسمت اتحاد و همبستگی خویش نهایت سعی و تلاش را به خرچ بدهند. وی همچنان در ادامه سخنانش از وضعیت جاری ذکر نموده و خواهان این شد، که در مقابل همچون حوادث هیچگاه روحیه و جرات خود را از دست ندهید، مقاوم و صبور باشید. این وضعیت دوام نمی آورد و به زودی خاتمه خواهد یافت.
در اخیر جلسه قطعنامه ی با حضور سردار سعادت علی، درمیان مردم به خوانش گرفته شده و مورد تایید قرار گرفت. حاضرین در مجلس از حکومت پاکستان خواهان آن شدند که ما به عنوان شهروندان این خاک و سرزمین تقاضا داریم تا در قسمت تامین امنیت مردم ما، احساس مسولیت نموده و امنیت ما را به هر صورت ممکن بگیرند.
نکات مهم قطعنامه ای مردمی که در اخیر مجلس به تصویب رسید قرار زیر است:
۱ـ ما هزاره های این شهر پاکستانی بوده ایم و خواهیم بود و همیشه در آبادانی و خدمت به این خاک از خود فعالیت، رشادت و فداکاری های شایان نشان داده ایم و میدهیم.
۲ـ ما از سردار صاحب سعادت خواهشمندیم، تا مثل همیشه با پشتبانی همیشگی مردم، فشار ها را هرچه بیشتر بر حکومت وقت زیاد کند، تا حکومت و نیروهای انتظامی از وظیفه اش غفلت ننموده و در قسمت تامین امنیت مردم، صادقانه و عادلانه عمل نماید.
۳ـ ما نیاز به نیروهای امنیتی در داخل محله های خود نداریم، بلکه از مقامات و نیروهای امنیتی خواهان این هستیم که امنیت ما را در بیرون از محله های ما و خصوصا بر شاهراه ها و شهرها و بازار ها تامین نماید.
۴ـ ما از تمام مردم هزاره خواهان این هستیم، که مطابق به سفارشات سردار صاحب اتفاق و همبستگی شان را به هر قیمتی حفظ نموده و وظیفه ملی شانرا به درستی انجام دهند.
در آخر، مجلس با دعای خیر و آرزوهای همبستگی و یکدلی مردم توسط آقای موسوی ختم شد.




بعد از فشار ها و تظاهرات های مکرر داخلی و بین المللی هزاره ها، بالاخره ریس جمهوری پاکستان آقای آصف علی زرداری مجبور شد، تا با سران هزاره های کویته پاکستان صحبت نماید. اگرچه سران هزاره های کویته، چون اعتبار شان را بر دولت پاکستان از دست داده اند و صدای شان هیچ وقت شنیده نشده است، میل به صحبت کردن با آقای زرداری نداشتند، ولی بعد از تقاضا های متعدد آقای زرداری در نهایت آنها درخواست ملاقات آقای زرداری را پذیرفته و دیروز پنجشنبه 13/10/2011م، در دفتر ریاست جمهوری پاکستان با وی صحبت کردند. در این نشست فی مابین آقای زرداری و سران هزاره های کویته، به علاوه آقای زرداری، وزیر داخله پاکستان آقای رحمان ملک، داکتر بابر اعوان با عده ای از مسوولین دولتی دیگر نیز شرکت نموده بودند. سران هزاره های کویته هر یک آقای داکتر نوروز، حاجی برکت علی، پروفیسور ناظر حسین، جنرل سکرتری حزب دموکراتیک هزاره احمد علی کهزاد نیز به سرکردگی آقای عبدالخالق هزاره چیرمین هزاره دموکراتیک پارتی شامل بودند.
در جریان گفتگو، سران هزاره های کویته شکایت گونه، آقای آصف علی زرداری را از وضعیت بلوچستان، کویته و خواست های هزاره های کویته آگاه نمودند. آنها در ضمن تشریح وضعیت هزاره های کویته یاد آور شدند، که از یک دهه به این طرف کشتار هزاره ها به شدت جریان دارد. تجاران و سرمایه داران هزاره ها تهدید و یا اختطاف می شوند. مسافران هزاره ها بر روی شاهراه ها در امان نیستند. کارگران بیچاره کشتار می شوند. کارکنان حزب و دانشجویان مورد هدف قرار می گیرد... با آنکه وضعیت چنین است، کسی از حکومت ایالتی کشتار هزاره ها را مورد توجه قرار نمی دهد، تا حتی بعد از این همه کشتار، یک تن از وزرای کابینه ایالتی برای تسلیت گفتن و اظهار همدردی زحمت آمدن در تشییع جنازه، فاتحه و یا منزل متاثرین را نکشیده است. سران هزاره های کویته تقاضای شان را از آقای زرداری این گونه طرح نمودند، که جهت حفظ جان و مال هزاره های کویته، باید به سطح حکومتی جریانی برای ختم نمودن فرقه گرایی راه اندازی شود، مراکز تروریستان از بین برده شود و قاتلان هزاره های به هر قیمتی به دست قانون سپرده شود.
آقای زرداری، در سلسله سخنانش قبل از همه اظهار تسلیت اش را برای سران هزاره ها و از طریق آنها به خانواده های شهدا ابراز داشت و سپس با اظهار تاسف شدید از اینکه بر هزاره های کویته در جریان ریاست جمهوری اش این همه استبداد صورت می گیرد، وزیر داخله را مورد خطابش قرار داده و در ضمن خواستن راپور از کشتار هزاره های کویته از وی خواهان گفتگو و همکاری جدی و فوری وی با حکومت ایالتی جهت جلوگیری از کشتار هزاره های کویته شد. وی یاد آور شد، که هزاره های کویته بسیار محب وطن و قانون دوست می باشند، لهذا باید به صورت فوری قاتلان هزاره های کویته دستگیر و به پنجه قانون سپرده شوند. آقای زرداری در سلسله صحبت هایش در ضمن قبول تمام درخواست های سران هزاره های کویته جهت تعقیب تروریستان و از بین بردن عوامل پشت پرده آنها و همچنان حفظ جان و مال هزاره های کویته، یاد آور گردید، که هزاره های کویته نباید به خاطر وحشی گری یک تعداد محدودی از وحشت افگنان، خوفزده شوند.
"نوت: اگرچه دوستان انجمن کاتب، گزارش سمینار شانرا به موقع، بعد از سمینار برایم فرستاده بودند، ولی با معذرت از دوستان و خصوصا اعضای انجمن کاتب که گزارش شانرا به خاطر نشر مطالب حوادث ناگوار شهر کویته، نتوانستم به موقع نشر کنم."
گزارش: انجمن کاتب
سمیناری بروز یکشنبه بتاریخ 11/9/2011م، در موضوع "گفتمان شهادت" از جانب تعداد از دانشجویان و استادان درد مند و اندیشمند که در مجتمع علمی کاتب اند در ماشاالله شادی هال در کویته پاکستان منعقد گردید، که در پر تو خون جوشان و گدازان شهدا بویژه خون اعجاز گر شهید محمد جواد ضحاک گوینده گان این سمینار به بررسی مسایل گوناگون سیاسی و فرهنگی و تحلیل از شرایط زمان و هدایت به رویکردهای مشخص پرداخت که این سمینار از ساعت 10 قبل از ظهر شروع تا یک و نیم بعد از ظهر ادامه داشت که برای مدعوین فضای دوستانۀ دیالوگ مینمود.
سمینار با ترتیبات و تنظیمات دقیق در فضای آرام با برنامه های سنجیده بر گزار شد و نظر پردازان در این سمینار عبارت بودند از: آقای استاد رضایی، آقای استاد زمان دهقان زاده، آقای استاد رحمانی، آقای استاد مشتاق مغل و آقای استاد بهشتی و تعداد از دانشجویان دردمند و آگاه، اشعار انقلابی و رمق دهنده سرودند.
که عبارت بودند از: محترم ایاز بی نام(شاعر توانا)، محترم مهدی علیزاده، محترم محمد برهان ارزگانی، محترم آصف رضا، محترم حسینعلی حیدری و محترم خیرالله که بیوگرافی شخصیت همیشه محبوب، شهید محمد جواد ضحاک را برای حضور یافته گان ارایه نمود و محترم علی همدم با یکدنیا ضرافتی احساس و عشق شور انگیز به شهدا علل الخصوص شهید محمد جواد ضحاک این سمینار را گرداننده گی می نمود.
آقای استاد رضایی در گفته هایش شهید محمد جواد ضحاک را فرزند معنوی استاد شهید بابه مزاری شمرد و او را دلسوز ترین، و عزیز ترین سیاست مدار ملت قلمداد کرد و در موضوع شهید و شهادت نیز گفته های ناب داشت و استاد رضایی از زحمات انجمن کاتب برای برگزاری چنین سمینار های دردمندانه و عالمانه سپاس گذاری نمود.
آقای استاد رحمانی با بر شمردن عناصر مهم و اساسی در حیات یک ملت اعماق تاریک شرایط را روشنی بخشید که نکتۀ اول در گفته های استاد رحمانی وحدت بود که وحدت فکری را رمز بقا و پیروزی ملت دانستند، که با بوجود آمدن همدلی هر مشکلی آسان و هر طرحی قابل اجرا میشود. نکتۀ دوم اهمیت علم در حیات اجتماعی بود که معارف عمده ترین نقش را برای ارتقأ و پیشرفت داشته و هر ملتی که با برنامه ریزی های دقیق و با جدیت تمام در تحصیل علم میکوشند پیروزی اش حتمی است.
نکتۀ سوم که در گفته های استاد باز تاب داشت آگاهی به زمان بود که برای رهایی و خوشبختی خود آگاهی اجتماعی لازم و حتمی است، جامعۀ که شرایط را تحلیل و تجزیه میکند، شکست و سقوطش امکان پذیر نیست.
نکتۀ دیگر اهمیت در تحرک و پویایی جوامع بود که دیانت در تحرک آفرینی و حماسه آفرینی نقش کم نظیر داشته و خواهد داشت و استاد از زحمات انجمن کاتب تقدیر و تشکر نمود و علاوه نمود که این نوع سمینار ها با اینکه علمی و فرهنگی است فرهنگساز نیز میباشد.
و استاد زمان دهقان زاده روی ریشه های سر در گم و تاریک پیدایش القاعده و وهابیت پرتو افگند که این تفکرات خشک وقالبی مذهبی از کجا سر چشمه گرفته که در تولد و ترویج این اندیشۀ افراطی نقش مودودی را بر جسته دید که با انتشار کتابهایش در کشورهای عرب تندروان بسیاری بوجود آمد و تربیت شد و در گفته هایش این موضوع نیز بازتاب یافت که اندیشۀ افراطی القاعده چگونه نقطۀ تقاطع منافع قدرت های برتر و کشورهای دور و نزدیک گشت و اشاره نمود که برای نقطۀ تخاصم پاکستان و هندوستان در کشمیر حیات افراط گرایی لازم است.
و استاد بهشتی روی ضرورت اجتماعی جامعۀ هزاره تمرکز داشت که انسجام نیروهای پراکندۀ هزاره ها از اولویت است برای به چالش کشیدن واز بین بردن نا بسامانی های اجتماعی در طول تاریخ هر گاهی که هزاره ها متحدانه رو به سوی هدف تاخته اند ولو این فکر مقطعی بوده، اثر بخش بوده و هزاره که در برابر اسکندر مقدونی، کوروش و شوروی طاقتش تمام نمیشود، چرا در برابر عبدالرحمن و این سلسله احساس عجز میکند؟؟؟
دشمن و قاتل در طول تاریخ از ما نپرسید که متعلق به کدام قوم و قبیله و خطه اید و ما چرا خودرا تجزیه کنیم؟؟
نکتۀ دوم عبرت از تاریخ: عوامل که در گذشته مارا شکست داد و از درون خود ملت جوشیده بود 1: فقدان ارتباط عقلانی رهبران 2: فقدان اعتماد 3: فقدان شعور سیاسی 4: و فقدان استراتیژی برای ایجاد یک حکومت متمرکز دارای جغرافیای وسیع.
نکتۀ سوم که خیلی ضروری و دارای اهمیت است اولویت بندی امور است در موضوعات عدیدۀ چون امنیت، مشکلات تحصیلی، در اختیار گذاشتن رسانه ها و منابع اطلاع رسانی، نداشتن مرز و نداشتن سرزمین مشخص و وسیع و کشتار هزاره ها باید فکر کنیم و برای اینکه توانمان بیجا و هدر نرود اولویت بندی نمایم.
استاد ماستر مشتاق مغل نیز از گوینده گان این سمینار بود که بررسی علل شکستها و موفقیتها را در هر مقطع تاریخ بررسی نمود که این تحلیل از زمانه های دور یعنی نیمۀ دوم قرن 17 تا شرایط کنونی را در محراق توجه قرار داد، وی روشنگر این موضوع شد که تاریخ نشان میدهد که از گذشته تا هنوز جنگها و تخاصمات نسلی بوده نه مذهبی زیرا که دشمن وقتی تسلط یافت که بر ترک تباران شیعه، سنی،ازبک، تاتار، مغل، ترکمن و شش امامی نیز ترحم نکردند، اگر ما تاریخ را ورق بزنیم از آنجا به این نتیجه میرسیم که طرز سیاست تاجکها و ازبکها که بر بنیاد نسل استوار بوده به منافع زیاد رسیده اند بنأ ترک تباران بیدار شوند که جنگ، جنگ نسلی است نه مذهبی.








استاد محقق رهبر حزب وحدت مردم افغانستان، روز یک شنبه 9/10/2011م، در محفلی، که با حضور استادان دانشگاه ها، محصلین، فعالان حقوق بشری و عده ای مردم با احساس در کابل، به خاطر محکوم کردن کشتار هزاره های کویته و جلوگیری از نسل کشی هزاره های کویته برگزار شده بود، طی سخنانی بر علاوه بر شمردن علت های کشتار هزاره ها در کل و قربانی شدن هزار های کویته در این روزها، کشتار هزاره های کویته را به شدت محکوم کردند و در ضمن آن از سازمان ملل متحد و حکومت پاکستان به صورت جدی خواستار جلوگیری کشتار هزاره های کویته شدند. متن سخنرانی استاد محقق در زیر تقدیم شماست.
نوشته : داکتر سلیم جاوید (فعال امور اجتماعی)
ترجمه: م.علی تلاش
منبع: http://hazaranewspakistan.wordpress.com
جاوید چوهدری "ما بس میخواهیم نه انسان!"
از 12 سال بدین سو هزاره ها مورد هدف کشتار قرار گرفته اند. نه تنها از طرف دولتهای متوالی، بلکه از طرف مقامات امنیتی و مردم غیرتمند و میهن دوست پاکستانی که به صورت میلیونی در خیابان ها علیه کشته شدن هموطنان و همشریان خود توسط خارجی ها به تظاهرات می پردازند، اما هیچ وقت به خاطر نسل کشی هزاره ها واکنشی نشان نمی دهند.
بدبختانه این رفتار به قومی نشان داده می شود، که کودکان شان به آرزوی بزرگ می شوند که به ارتش ملی پاکستان بپیوندند، تا از سرزمین شان دفاع کنند. از یزدان خان "شیر کشمیر" گرفته تا جنرال موسی خان هزاره "حلال جرأت" کسی که جنگ سال 1965م، را علیه "هند" رهبری میکرد و میجر محمدعلی و کیپتن ذوالفقار که در جنگ سال 1998 "کارگل" به شهادت رسیدند، همه متعلق به این قوم است، که بصورت نهایت بی شرمی از طرف مردم پاکستان نادیده گرفته شده اند.
بعد از مدت 12 سال که این مردم هدف کشتار و قتل عام قرار می گیرند، این قوم از مؤسسین و سیاستمداران پاکستان کوچکترین توقع اظهار همکاری با فامیل های قربانی شده را در این عمل زشت و تروریسم ندارند. با این حال آنها اصلاً چشم انتظار دریافت کلمات همدردی از جامعه مدنی و رسانه های مدعی آزادی شخصی هم نمی باشند. با تعجب فراوان این مؤسسات فوق الذکر یا عمداً از این فاجعه چشم پوشی می نمایند یا تهدید به خاموشی می شوند. البته استثنأ همیشه وجود دارد که باید به خاطر داشته باشیم.
هر وقتی یک حمله بالای قوم هزاره صورت می گیرد، این مردم تظاهرات های صلح آمیزی را در نقاط مختلف کشور برپا می دارند، تا صدای شان شنیده شود، گرچند ده ها کارمند رسانه ها دیده می شوند، که از تظاهرات شان فیلم و عکس می گیرند، لکین هیچ یک شان تقریباً آن طور که ثبت شده از طرف شبکه ها پخش نمی شود.
این به آسانی قابل فهم است که در کشوری مانند پاکستان دستان رسانه بسته به سیاست سانسوری و پیش نویس شرکت رسانه ای در قسمت بیننده و خواننده است که بهترین سود اقتصادی را برای کمپنی دارد. به این معنی ، که ما نباید توقع کنیم که شرکت های خبری ،خبرنگار و روزنامه نگار مخلص و متخصص را برای کار و بار خبری برگزیده باشند.
بطور بسیار خلاصه در آخرین حادثه حمله تروریستی که روز سه شنبه 14 اکتوبر در منطقه اختر آباد کویته، جای که حداقل 14 نفر هزاره سبزی فروش بیگناه بصورت وحشیانه به قتل رسیدند، من شاهد تعداد کارمندان رسانه ها که متعلق به شبکه های مختلف خبری بودند بودم ، که از شروع حادثه تا آخرین لحظه خاکسپاری را پوشش دادند.
با دیدن این همه، بصورت قطعی توقع می رفت که مقدار زیاد حادثه ای پوشش یافته و شماری از گفتمان های خبری به حادثه غم انگیز اهدا شود، تابصورت عموم اظهار همدردی و همبستگی با مردم هزاره و بخصوص فامیل های قربانی شده شود.
با تعجب همه قوم هزاره از طرف میزبان برنامه گفتمان یکی از تلویزون ها، کسی که بسیار منظم ، فروتن و میهن دوست به نظر می رسید به صورت بی شرمانه مورد نشانه، ملامت و توهین قرار گرفت. این شخص کسی نبود جز "جاوید چوهدری" با یک ادعای غلط علیه قوم هزاره خشم و نفرت خود را با قوم هزاره اظهار داشت که " آنها بسی را به آتش کشیدند که درایور آن توسط همان بس، جنازه و زخمی ها را به شفاخانه بولان انتقال میداده" راننده دلیر که به احتمال زیاد پیش از آسیب دیدن فرار کرده بود. جاوید چوهدری در برنامه گفتمان "Kal Tak" خود به تشویق و نماد پردازی راننده به عنوان یک قهرمان می پردازد در حالیکه قوم هزاره را مورد اتهام و بد رفتاری قرار میدهد.
مردم هزاره از رانندۀ که بس را به شفاخانه بولان انتقال داده از صمیم قلب تشکر و او را تحسین کرده اند. اما حقیقت این است ، او خیلی زود از حمله کننده که مردم را کشتند فرار نموده بود. بسی که جاوید چوهدری از آن حرف می زند توسط آفسر پولیس به شفاخاه بولان انتقال یافته است که "حامد شکیل" نایب ریس جنرل پولیس (عملیات) هنگام مصاحبه با جیو نیوز با افتخار ادعا می نماید.
درضمن از تمام خواننده (متن) خواهش می شود که بالای تبصره جاوید چوهدری عمیقاً فکر نمایند. "این همان بسی است ، که تمام اسناد را علیه تروریست ها دارا بود." حال شما بگویید، که چه کسی از سوزاندن بس سود خواهد برد؟ آیا هزاره ها؟ نه، اصلاً این طور نیست، حتی اگر اسناد و شواهد بر ضد تروریست ها در آن موجود می بود. یک هفته پیش از حادثه اختر آباد فاجعه شبیهی در مستونگ صورت گرفت، از اسناد و شواهد که در بس موجود بود چه نتنجه ای بدست آمد؟ در طول 12 سال اخیر ، این یک مبارزه برای ازبین بردن یک قوم است. دهها حمله صورت گرفت، ولی یک نفر از مجرمین هم گرفتار و مجازات نشد. "عثمان سیف الله" و "داوود بادینی" که عضو لشکر تروریستی جنگوی میباشند از دست نیرو های ضد تروریستی از زندان که در کویته – کنت میباشد، فرار می نمایند و جاوید چوهدری در باره اسناد موجود در بس صحبت می کند.
برای معلومات بیشتر چوهدری باید یاد آور شوم که هزاره ها ی کویته در مدت 12 سال تجربه های کافی بدست آورده اند، که به چنین اسنادی چطور اهمیت بدهند. تنها افراد ساده لوح اگر به تبلیغات شما برای بد نام ساختن یک قوم که مورد هدف کشتار قرار گرفته باور خواهند کرد. حقیقتی که قوم هزاره همیشه مصلح و سازنده بوده، از آسمان کرده، واضح تر و هویدا است. هیچ وقت خواست این قوم نبوده که کویته به "سوات" و "پاره چنار" دیگر مبدل شود.
علاوتاً باید بگویم که چوهدری صاحب واژه "جان به حق" که معولاً برای کشته شدن غیر مسلمان استفاده میشود را برای شهیدان واقعه اختر آباد به کار می برد، که خود بطور واضح بیان گر اراده زشت شان در پشت صحنه است. او یک راننده خیالی را "قهرمان " خطاب و او را یک شخض نیکو کار برای هزاره ها می گوید و طالب ‘Tamgha-e-Shuja’at’ برای وی می گردد ، زمان که با خشم زیاد بر ضد هزاره ها صحبت می کند. هیچ نمی گوید که زندگی بی گناه ها چه خواهد شد و نه در باره فامیل های غریبی چیزی می گوید، که تنها نان آور شان را از دست داده اند.
در آخر ، معدود خبرنگارانی هستند، که خطر را به جان خریده و به صدای متعهد قوم هزاره گوش داده و صدای شان را بازتاب میدهند. مانند: صوفیا جمال، نصرت جاوید، مشتاق منهاس و نجم سیتهی که از جمله خبرنگاران برجسته اند، که واقعاً سزاواز احترام هستند.
نوشته:
منبع: جمهوری سکوت
آنچه در کویته میگذرد یک سوال سیاسی است، هرچند رویکش آن تعصب و کینهتوزی مذهبی یا نژادی باشد. امنیت مردم از بین رفته و کسی به خاطر تهدید و گرفتن حیات مردم مورد بازخواست قرار نمیگیرد. اگر حکومت پاکستان را مسئول میدانند که چرا امنیت مردم را تأمین نمیکند، ناظر به سیاسی بودن مسأله است. برای پاسخ به این سوال نیز باید سراغ راهحلها و گزینههای سیاسی بود، نه راهحلها و گزینههای دیگری که هر چه باشند، سیاسی نیستند.
سیاست در رابطهی انسانها بر روی زمین پدید آمده است و رنگ و بوی کاملاً زمینی دارد. میتوان برای توجیه عمل سیاسی از اصطلاحات یا باورهای مذهبی کار گرفت، اما این توجیه در نفس عمل سیاسی تأثیری ندارد. به طور مثال، جنگ جان و مال و امنیت انسان زمینی را میگیرد. قدرت سیاسی برای زندگی انسان زمینی سهولت یا مشقت خلق میکند. امکانات سیاسی اگر در اختیار کسی قرار گرفت، خواستههایش را بهتر تأمین میکند. به همین علت است که باید برای مسألهی سیاسی، تحلیلهای سیاسی عرضه کرد و راهحل سیاسی پیشنهاد نمود.
لشکر جنگهوی یا هر نیرویی که در عقب قتلعامهای زنجیرهای کویته باشد، عمل سیاسی انجام میدهد. ما میتوانیم برای تسکین و آرامش فردی خود دعا کنیم و از خدا بخواهیم که انتقام مظلومان را بگیرد، اما برای نجات از قتلعامهای زنجیرهای به طرح و تدبیر مشخص سیاسی ضرورت داریم. اگر لشکر جنگهوی گروهی تشکیل داده و به طور مخفیانه عمل میکند و همه روزه کشتار سیستماتیک به راه میاندازد، باید بسنجیم که راههای مقابلهی مشخص با این گروه و اقدامات آن چیست.
اینکه از حکومت پاکستان خواسته شود به مسئولیت خود غرض تأمین مردم رسیدگی کند، یکی از طرحها است.
اگر گفته میشود که حکومت پاکستان به دلیل ضعف یا دلایل استخباراتی و سیاسی نمیخواهد یا نمیتواند به مسئولیت خود رسیدگی کند، برگزاری تظاهرات و تحت سوال بردن حیثیت سیاسی دولت پاکستان در سطح دنیا راه حل دیگر است تا این نظام تحت فشار قرار گیرد و برای برون رفت از ضعف و یا دستکشیدن از توطیههای استخباراتی خود عمل کند.
طرح اقدام بالمثل همچون لشکر جنگهوی میتواند راهحل سیاسی دیگر باشد. در این طرح، به سادگی گفته میشود که اگر شکار لشکر جنگهوی تنها هزارههایند و دیگران مثلاً پشتونها یا بلوچها از این آسیب در امان اند، دلیل مشخص لشکر جنگهوی برای شکار آنها چیست و دیگران در سکوت و نظارهگری خود چه موقفی دارند. اگر آنها با این اقدام لشکر جنگهوی مخالف اند برای جلوگیری از این عمل شنیع چه کاری میکنند و اگر هیچ کاری نمیکنند یا از این اقدام رضایت دارند و بهرهی سیاسی و اقتصادی خود را جستجو میکنند، باید بهای آن را هم در کنار لشکر جنگهوی پرداخت کنند.
سخنی از ابوذر، صحابی پیامبر نقل کرده اند که در همچون مورد منطق جالبی دارد. وی میگوید: «عجبت لمن لا یجد القوت فی بیته و لایخرج علی الناس شاهراً سیفه». (در شگفتم از کسی که لقمه نانی در خانهاش نمییابد و با شمشیر آخته بر روی همهی مردم نمیشورد.) یعنی وقتی من گرسنه باشم، همه در برابر گرسنگی من مسئول اند: جمعی نانم را گرفته اند و مرا گرسنه ساخته اند و جمعی بر این ستم شاهد بوده و سکوت کرده اند و مانع ستمگر نشده اند. پس هر دو در برابر گرسنگی من مسئول اند و باید به شمشیر آختهام پاسخ دهند.
این سخن بدون شک منطق خشونتباری دارد. اما وقتی به راهحل مشخص سیاسی برای یک مسألهی سیاسی اندیشیده میشود، این هم یکی از گزینههای سیاسی است. ابوذر نمیگوید که انسان گرسنه باید به خدا پناه ببرد و گریه و ناله و التجا کند. میگوید باید به سراغ کسی برود که باعث گرسنگی او شده یا در گرسنگی او نقشی داشته است.
لشکر جنگهوی، درست مانند طالبان، برای پیشبرد اهداف سیاسی خود از روپوش مذهبی کار میگیرد. باید این روپوش را متوجه شد و در راهحل سیاسی خود نه تنها این روپوش را برملا کرد، بلکه باید از هرگونه عملی که به تقویت و تعمیق این استفادهجویی سیاسی با روپوش مذهبی منجر میشود، اجتناب نمود. جنگ مذهبی با لشکر جنگهوی در حقیقت تغذیه کردن این لشکر برای سربازگیریهای بیشتر و فریبکاریهای گستردهتر است.
به نظر میرسد تجربهی مقاومت کابل نیز برای درک این نکته خیلی مهم است. در کابل، تا زمانی که منطق سیاسی جنگ کشف نشده بود و اصطلاحات و تعبیرات مذهبی بر ماهیت جنگ و نزاع سیاسی پرده میانداخت، روز به روز اغتشاش و ابهام در جبههی سیاسی بیشتر میشد. از وقتی که ماهیت سیاسی جنگ مورد توجه قرار گرفت و برای مقابله با اقدامات سیاسی تدابیر سیاسی ارجحیت یافت، با گذشت هر روز فضا روشنتر و سخن و عمل شفافتر و مشخصتر شد. سخنرانی بابه مزاری در پنجم جدی 1373 در واقع تیوریزهساختن همین تجربهی ارزندهی مردم بود که گفت: «در افغانستان شعارها مذهبی اما عملها نژادی اند».
روشن است که تا رسیدن به این نکته بهای سنگینی پرداخت شد، اما شاید برای دریافت آن تجربهی عظیم گریزی از این بها نبود. تنها همین حرف سیاسی بود که مسألهی سیاسی جامعهی افغانی را در بستری متفاوت قرار داد. وقتی کسی تو را با هدف سیاسی به قتل میرساند، هرچند انگیزهاش را مذهبی وانمود کند، تو باید به مقابلهی سیاسی بیندیشی. این کاری است که در تاریخ بشر، تجربههای مختلف اعم از چهرههای مذهبی و غیرمذهبی را به یادگار گذاشته است. پیامبر اسلام، برای مقابله با طرحها و اقدامات قریش و احزاب و دستههای عرب و یهود و ایران و روم رویکردهای سیاسی اتخاذ میکرد. جنگ و صلح، کمین و حمله، دفاع و گریز و پیمان و قراردادهای پیامبر اسلام همه رویکردهای زمینی بودند. هیچ کس و هیچ نیرویی در تاریخ بشر نبوده است که با اقدام و عمل سیاسی مواجه بوده، اما به پاسخی سیاسی مبادرت نکرده باشد.
برای رسیدگی به وضعیت کویته باید تدابیر هوشمندانه، اما دقیق و عملی سنجید. شکی نیست که وضعیت کویته، همه را غافلگیر کرده است، به خصوص خود مردمی را که در کویته به دام شکار همهروزه گیر افتاده اند. کویته برای مردم هزاره پناهگاه کاذبی بیش نبوده، اما کمتر کسی به این خصوصیت آن توجه کرده است. ظاهراً اولین بار در ششم جولای 1986 تکانهی عظیمی در کویته پیش آمد که مردم را متوجه کاذب بودن فضایی ساخت که تصور میکردند در آن فضا از امنیتی برخوردار اند که هر کاری دل شان خواست انجام میدهند. کویته، همچون جزیرهی کوچکی است که برای هزارهها به سادگی میتواند به دام خطرناکی تبدیل شود. جنگ اتنیکی - نژادی افغانستان میتواند در کویته شکار بگیرد. جنگ مذهبی و ایدئولوژیک ایران میتواند در کویته شکار بگیرد. بحران اقتصادی و توطیههای مافیایی میتواند در کویته شکار خلق کند. از این نکتهها نباید ساده عبور کرد. ادبیات سیاسی کویته باید به دقت مورد بازبینی قرار گیرد. رهبریت سیاسی در کویته باید جدی گرفته شود. استفاده از شعارهای مذهبی برای مشتعل کردن جنگهای سیاسی باید مورد مراقبت قرار گیرد.
اگر برای وضعیت اضطراری کویته پاسخ و راهحلی در نظر گرفته شود که روشن، قاطع، سیاسی و سنجیدهشده باشد، امکان مهار کردن فاجعهای که همه را تهدید میکند فراوان است. این راهحل را نباید از کسانی گرفت که به طور مستقیم بر وضعیت اشراف ندارند و در راهحلهای خود هزینهها را به طور مستقیم پرداخت نمیکنند. آگاهان کویته باید خرد و هوشمندی خود را در اتخاذ راهحلی متناسب با شرایط و امکانات محیطی به اثبات رسانند.
شکی نیست که در وضعیت کویته استثنای خاصی وجود ندارد. این وضعیت در گذشته مثالهای فراوان داشته و در آینده نیز تکرارهای زادی خواهد داشت. مهم این است که از وضعیت چه میآموزیم و بهترین پاسخ ما برای مقابله با چالشهای وضعیت چیست. غرب کابل آزمون دیروز ما بود. کویته آزمون امروز ماست. آزمونهای دیگری داریم که باید در فردای نزدیک منتظر آنها باشیم و خود را برای رسیدگی به آنها آماده سازیم.

هزاره دموکراتیک پارتی از برگزاری موثر و موفقانه تظاهرات جهانی هزاره ها، توسط هزاره های ساکن در نقاط مختلف جهان بر ضد کشتار هدفمند، قتل عام، بی عدالتی و ظلم بر هزاره های کویته، تقدیر و تشکر می نماید. همچنان از انجمن های هزاره ها، کمیونیتی ها، سازمانها و جوانان مربوط به سایت های مختلف هزارها، جهت رساندن صدای هزاره های کویته به گوش جهانیان نیز سپاسگزاری و تقدیر می کند. هزاره دموکراتیک پارتی، یاد آوری می نماید، که نتایج مفید و دراز مدت تظاهرات های جهانی هزاره ها، به دست خواهد آمد. هزاره ها با برگزاری یکی از تظاهرات های بزرگ جهانی و تاریخ ساز، سازمان ملل متحد، سازمانهای بین المللی حقوق بشر و رسانه های بین المللی را متوجه کشتار هدفمند و قتل عام هزاره های کویته کرده اند. از طرف دیگر با برگزاری تظاهرات بی نظیر، هزاره ها بنیاد اتحاد و یکپارچگی بین المللی را گذاشتند، که نوید آینده درخشان را می دهد. هزاره ها از حاصل نشدن، نتایح فوری تظاهرات شان مایوس نشوند. تظاهرات های موثر جهانی ما، منتج به کسب حقوق ما خواهد شد. نتایج تظاهرات ها در پارلمانهای پاکستان و اداره های سازمانهای حقوق بشر به وضوح مشاهده می شود. تظاهرات جهانی ما رایگان نخواهد رفت.
از قرار معلوم وضعیت بلوچستان – پاکستان و خصوصا کویته رو به بهبودی نیست. هزاره ها با بدترین وضعیت روبرو می باشند. با وجود کشتار های هدفمند و قتل های اجتماعی، روحیه مردم بلند است. روحیه و عزم زندگی آبرومندانه مردم ما متزلزل نشده است، ولی باید وضعیت کنونی را که نتیجه دسیسه های بین المللی و جنگ های سازمانهای جهانی است، دقیق درک کرد. برای رهایی از کشتار هدفمند و قتل عام سیستماتیک، نیاز به تلاشهای اندیشمندانه و تظاهرات های مسلسل است. در این مورد، مشوره هایی به سطح بین المللی در بین هزاره ها نیاز اساسی است و هزاره دموکراتیک پارتی، همیشه در حال ارتباط با هزاره های جهان می باشد.
تظاهرات ها، تحصن ها، کانفرانس های مطبوعاتی و خیمه زدنها در مقابل مراکز اتحادیه اروپا، سازمان ملل متحد، سازمانهای حقوق بشر زمانی موثر است، که با مشوره، انسجام جهانی هزاره ها، روابط فی مابین هزاره ها و پلانهای مشترک باشد. هزاره دموکراتیک پارتی برای برگزاری تظاهرات ها، روابط فی مابین هزاره های جهان را بیش از حد اهمیت می دهد. در این رابطه هزاره دموکراتیک پارتی، مشوره ها و طرح های انجمن های هزاره ها، کمیونیتی ها، سازمانها، سایت های هزاره ها و هر فرد هزاره ها را با قلب باز می پذیرد.
هزاره دموکراتیک پارتی
علمدار رود، سر میدانی
۰۸۱۲-۶۶۰۴۳۰
"نوت: متن زیر از آقای حامد میر است. آقای حامد میر یکی از مطرح ترین ژورنالیست های پاکستان می باشد. وی صاحب نظر در مورد مسایل تروریزم و مسایل امنیتی است. همچنان آقای میر در اکثر از کنفرانس های بین المللی شرکت می کند. آقای حامد میر به خاطر متن هایش به زبان های اردو، هندی، بنگالی وانگلیسی در روزنامه های پر تیراژ بیشتر شناخته می شود. با آنکه به خاطر مطالب اش از طرف حکومت پاکستان چندین بار بر وی محدودیت اعمال شده است، ولی با آنهم این روز ها گرداننده یکی از مهم ترین برنامه های سیاسی میز گرد در شبکه تلویزیونی جیو به نام "کیپیتل تاک" می باشد. متن حاضر از وی نمایانگر مطالعات دقیق اش در مورد هزاره ها، اعتراف خدمات هزاره ها برای پاکستان و نظر وی در رابطه به راه بیرون رفت از معضله نسل کشی هزاره ها می باشد. از دوستان خواهشمندم در صورت امکان این مطلب را دقیق مطالعه کنند."
جنرال موسی خان ما شرمنده هستیم
نوشته: حامد میر Hamid.mir@janggroup.com.pk
ترجمه: عبدالله رفیعی
منبع: روزنامه جنگ 6/10/2011م
جنرال موسی خان در جنگ 1965میلادی، که در بین پاکستان و هندوستان بود، ریس ارتش پاکستان بود. در آن جنگ ارتش پاکستان با آن شجاعت و دلیری که از مناطق لاهور و سیالکوت دفاع کرد، تا به امروز به آن افتخار می شود. جنگ 1965م، برای پاکستان چندین قهرمان تحویل داد. یکی از آن قهرمانها جنرال موسی خان بود، که تحت رهبری وی در جنگ تانکها در منطقه چونده، ارتش هند شکست خورد. به خاطر مقبولیت بیش از حد وی در بین مردم، بعد از تقاعد اش، ریس جمهور ایوب خان، جنرال موسی خان را گورنر مغربی پاکستان مقرر کرده بود. در دوران جنرال ضیا الحق زمانی، که حکومت یکبار دیگر وی را گورنر بلوچستان انتخاب کرد، در آن زمان برای اولین بار مردم پاکستان فهمیدند، که موسی خان از قوم هزاره است. هزاره ها امروز نیز به جنرال موسی خان، که در جنگ 1965م، ریس ارتش بود، افتخار می کنند. بعد از ریاست ارتش، دو دفعه وی گورنر مقرر شد. هزاره ها به علاوه کویته و کراچی در شهر های مختلف پاکستان ساکن می باشند و مثل جنرال موسی خان، با پاکستان محبت دارند، لیکن افسوس و صد افسوس که امروز یکبار دیگر از دوستی و محبت آنها نسبت به پاکستان امتحان گرفته می شود. در کویته هر روز، هزاره ها مورد کشتار هدفمند و بمبگذاری قرار می گیرند.
عضو پارلمان مرکزی آقای سید ناصر علی شاه، که با نامزدی از طرف پاکستان پیپلز پارتی انتخاب شده است، چندین بار مورد حمله ناکام قرار گرفته است، زیرا او نیز هزاره است. در عید فطر گذشته وی در مسجدی که نماز می خواند، آن مسجد مورد حمله انتحاری قرار گرفت. بعد از آن بر اتوبوس زایران که به طرف تفتان می رفتند، حمله صورت گرفت و یک تعداد افراد بی گناه قتل عام شدند. این واقعه ها در خارج از شهر صورت گرفت، ولی به تاریخ چهارم اکتوبر 2011م، در داخل شهر بر یک بس حمله صورت گرفت و بیشتر از یک درجن اشخاص غریب و کارگر کشته شدند. افسوس که از سه سال به اینطرف نسل کشی هزاره ها شدت یافته است و شاید به همین خاطر عضو پارلمان مرکزی سید ناصر علی شاه، بر ضد حزب خودش مجبور به طغیان شده و خواهان برقراری، وضعیت اضطراری "نظامی" در بلوچستان می باشد.
از طرف دیگر هزاره دموکراتیک پارتی نیز، حکومت را مسوول اضافه شدن حملات تروریستی بر هزاره ها می داند. آغاز حملات تروریستی بر هزاره در دوره پرویز مشرف بود. به تاریخ 8 جون سال 2003م، سیزده تن از پولیس های زیر تربیه هزاره مورد هدف قرار گرفتند. به تاریخ 4 جولای 2003م، یکی از امام بارگاه های کویته در دوران نماز، مورد هدف قرار گرفت و 51 نفر کشته شدند. به تاریخ 2 مارچ 2004م، بالای جلوس عاشورا حمله صورت گرفت و 36 نفر کشته شد. عاملان این حوادث هیچ کدام شان دستگیر نشدند و این سلسله باقی ماند. در سال 2007م، دو نفر از کسانی که اعتراف به قتل و غارت نمودن هزاره ها نموده بودند، دستگیر شدند، ولی این دو شخص از دست پولیس فرار کردند. بعد از فرار نمودن این دو فرد، هزاره ها اعتبار شانرا بر دولت پاکستان از دست دادند. در انتخابات سال 2008م، اکثریت از هزاره ها به نماینده منتخب پاکستان پیپلز پارتی، سید ناصر علی شاه رای دادند. بعد از روی کار آمدن حکومت پیپلز پارتی در بلوچستان، هزاره ها امیدوار بودند، که به عدالت می رسند، ولی پیپلز پارتی خودش در کویته غیر محفوظ شد. در سال 2009م، یکی از اعضای پیپلز پارتی و وزیر تعلیم بلوچستان شفیق احمد خان را در کویته در روز روشن قتل کردند. بعد از آن وزیر اعلی بلوچستان نواب اسلم ریسانی به گذراندن اکثر از اوقات اش در اسلام آباد مصروف شد و کشتار هدفمندانه در کویته اضافه گردید. در کویته بر علاوه هزاره ها، پنجاپی ها نیز مورد کشتار هدفمند قرار می گیرند. اداره های انتظامی حملات بر هزاره ها را به یک سازمان فرقه پرست نسبت می دهند و از پنجاپی ها را به آزادی خواهان بلوچ نسبت می دهند. اکثریت از هزاره ها فکر می کنند، که مسوول حمله بر آنها طالبان می باشد، زیرا سازمان فرقه پرست حمله کننده بر آنها، توسط بعضی از رهبران طالب سرپرستی می شوند. حامیان طالبان این اتهام را رد می کنند. آنها می گویند، که آمریکا کویته را به خاطر طالبان در تمام جهان بدنام می کند و می گویند که تمام تصمیم های طالبان را شورای طالبان کویته می گیرد. در همچون یک وضعیت طالبان به هیچ قیمت نمی خواهد که امنیت کویته را مخدوش کند، زیرا از بد امنیتی در کویته به آنها ضرر بیش از حد می رسد.
این گونه نیز گفته می شود، همانطوری که سازمان امنیت ملی افغانستان، طالبان مخالف دولت پاکستان را که از منطقه سوات و باجور می باشند، در کنر پناه داده اند، تا از راه کنر بالای مناطق پاکستان حمله بتوانند، همان طور سازمان امنیت ملی افغانستان، یک سازمان فرقه پرست را در جنوب افغانستان پناه داده است و آن سازمان از چندین سال بدینسو، در کویته مصروف حملات تروریستانه است، تا توسط حمله بر هزاره ها، از یک طرف کویته را نا امن بسازد و از طرف دیگر رابطه ایران و پاکستان را برهم بزند. حکومت افغانستان می گوید، در مورد حمله بر هزاره ها کویته، آنها دست ندارند، زیرا هزاره ها در افغانستان نفوذ و قدرت زیاد دارند و سازمان امنیت ملی افغانستان بر هزاره ها در کویته حمله نموده و خود را با خشم هزاره های افغانستان هرکز روبرو نمی کنند. حکومت افغانستان و رهبران مهم هزاره ها بر این امر اصرار دارند، که مسوول حملات بر آنها طالبان است، زیرا در گذشته رابطه هزاره ها و طالبان متشنج بوده است. در سال 1994م، زمانی که طالبان از قندهار به طرف کابل حرکت کردند، حزب هزاره های افغانستان به نام حزب وحدت با اتحاد شمال متحد شد و در سال 1997م، به خاطر کنترول بر مزار شریف هر دو طرف یکدیگر را قتل عام کردند. تاریخ می گوید، که بر هزاره ها از همه بیشتر ظلم در دوران عبدالرحمن شده است. او در سال 1892م، جنگ بر ضد هزاره ها را جهاد نام نهاد. هزاره ها از ظلم و استبداد بیش از حد وی، به تنگ آمده و به طرف کویته و مشهد هجرت نمودند. در سال 1935م، در کویته زلزله شد. بعد از آن در تعمیر دوباره کویته کارگران هزاره سهم اساسی گرفتند.
اکثر از علمای هزاره، در حرکت آزادی خواهی پاکستان، با قاید اعظم کمک کردند، ولی افسوس کسانی که با قاید اعظم کمک کردند بر آنها ظلم صورت گرفت. مثل نواب اکبر خان بکتی و امروز بر هزاره ها نیز ظلم صورت می گیرد و روزانه بر آنها کوه های از غم شکستانده می شود. سازمانهای دولتی نمی توانند جلو کشتار هدفمندانه هزاره ها را بگیرند. چند روز قبل بر منزل دی آی جی، فرنتیر کور آقای فرخ شهزاد حمله صورت گرفت و در نتیجه آن به شمول خانم وی 25 نفر دیگر کشته شدند. به کلمات دیگر ریاست ناکام شده است. یگانه راه نجات اتحاد است و برای اتحاد همت و ثابت قدمی لازم است. نباید فراموش کرد، که از چندین سال به این طرف اهل تشیع و اهل تسنن مناطق کرم، با یکدیگر جنگانده می شدند، ولی حالا بعد از یک معاهده آتش بس وضعیت خوبتر است. برای تامین امنیت در کویته نیز باید تمام احزاب سیاسی و اداره های دولتی باهم گفتگو کنند و راه حل را بیابند. در سال 1965م، ارتش پاکستان به رهبری یکی از جنرال های هزاره، از پاکستان دفاع کرد. در سال 2011م، اهلیان پاکستان باید از هزاره ها دفاع کنند. دشمنان هزاره ها، دشمن پاکستان هستند. به خاطر ناکام کردن این دشمن ها، یگانه طریقه اش این است، که ما یکدیگر مانرا حفاظت کنیم، تا در مقابل روح جنرال موسی خان شرمنده نباشیم.
دیروز صبح گریه های جانسوز و فریادهای زن همسایه با هق هق فرزندان کوچکش از خواب بیدارم کرد. زمانیکه از خواب بیدار شدم، زود موبایلم را مشاهده کردم، تا ببینم، چه خبر است. با دیدن موبایلم، باورم نمی شد، که در یک صبح به این تعداد زیاد، مسیج و تک زنگ برایم آمده باشد. اولین مسیج را با هزاران دلهره زمانی باز کردم، دیدم یکبار دیگر اهالی هزاره تاون مورد حمله افراطیون وحشی قرار گرفته اند. با عجله خودم را جلو تلویزیون رساندم. دیدم، که شبکه های خبری همه شان گزارش حمله تروریستان را بر یک مینی بوسی نشر می کنند، که در نتیجه آن سیزده تن از سبزی فروشان هزاره شهید شده اند.
من که اینک به علت گریه زن همسایه و فرزندانش آگاهی یافته بودم، قبل از اینکه از منزل خارج شوم، برای پی بردن به چون و چرای حادثه، بر دکمه های ریموت تلویزیونم فشار می دادم، تا جزییات بیشتری را از شبکه های مختلف بیابم. اکثر از شبکه های خبری اردو و انگلیسی به زبانهای شان، گزارش مرگ ما را نشر می کردند، در حالیکه متوجه شدم، که یکی از شبکه های فارسی برنامه "صبح و زندگی" اش را به بینندگان اش تقدیم می کند. بعد از دیدن برنامه صبح و زندگی شبکه فارسی، برای چندین بار شبکه های اردو و انگلسی را گرفتم و باز به شبکه فارسی رفتم... تکرار این عمل، سبب شد، که از آمیختن این شبکه ها، ناخود آگاه جمله ای در ذهنم خطور کند، که "بلی برادر ما باید برنامه های صبح و گریه داشته باشیم، تا شما برنامه های صبح و زندگی تان دوامدار باشد."
کشتار هزاره ها در کویته به صورت سیستماتیک و وحشیانه به شدت ادامه دارد. امروز سه شنبه 4/10/2011م، صبح، زمانی که سبزی و میوه فروشان هزاره سوار بر یک بس لینی در راه برگشت از سبزی مارکیت به طرف هزاره تاون می آمدند، در قسمت اختر آباد، توسط تروریستان لشکر جهنگوی به شهادت رسیدند. به گفته شاهدان عینی، تروریستان سوار بر یک موتر تویتا، از اخترآباد بیرون شده و بس حامل سبزی فروشان هزاره را متوقف کردند، سپس آنها که تعداد شش تا هشت نفر بودند، داخل بس شده و به مسافران گفتند، که ما از لشکر جهنگوی هستیم، مسلمانان از بس پیاده شوند، ما با کافران کار داریم. بعد از آنکه راننده، کلینر و عده ای از مسافران غیر هزاره از بس پیاده شدند، آنها با شلیک نمودن مسلسل بر هزاره ها، آنها را به شکل وحشیانه به شهادت رساندند.
قرار اطلاعاتی که از مسوولین شفاخانه عمومی دریافت کردیم، در نتیجه این حادثه دلخراش و بزدلانه سیزده نفر شهید و هفت تن دیگر به شدت زخمی شده اند. در جمله زخمی ها وضع صحی چهار تن شان وخیم می باشد. زخمی ها اینک به شفاخانه نظامی سی ایم ایچ انتقال داده شده اند. مردم هزاره تاون، اینک به شدت خشمگین اند و در چندین نقطه راه ها عمومی را مسدود نموده اند و با شعار دادن بر ضد وزیر اعلی بلوچستان و پولیس شهر، خواهان دستگیری عاملان حادثه اند. از طرف دیگر تعداد از نوجوانان خشمگین، آن بس را که حمله بر آن صورت گرفته بود و در احاطه شفاخانه عمومی ایستاد بود، به آتش کشیدند.
نسیم لهری، دی آی جی شهر کویته در گفتگویی با تلویزیون خصوصی سیما، اظهار داشت، که با تاسف در تحقیقات حادثه قبلی، که سی نفر شهید شدند، کدام پیشرفتی صورت نگرفته است، زیرا کدام شاهدی وجود ندارد و ما به کدام سرنخی نرسیده ایم. از طرف دیگر تروریستان از راه های خاکی حمله نموده و فرار می کنند. همچنان وی در رابطه به حادثه امروز اظهار داشت، که ما منطقه را محاصر کرده ایم، تا عاملان را دستگیر کنیم.
قرار آخرین اطلاع و شواهد به دست آمده از صحنه، پولیس اظهار می دارد، که سلاح استفاده شده، در این حادثه مثل سلاح استفاده شده در دو حادثه قبلی است. پولیس با عملیات بر منطقه های مختلف تا هم اینک دوازده نفر مشکوک را در رابطه به این حادثه دستگیر نموده است و از آنها در حال تحقیقات می باشد.
یکی از اعضای پارلمان مرکزی پاکستان، اقای سید ناصر علی شاه، به رسم اعتراض شدید به این مسله از مجلس پارلمان، که جریان داشت، خارج شده و گفته است، تا وضعیت اضطراری در بلوچستان وضع نگردد، او به مجلس بر نخواهد گشت. همچنان یکی از اعضای پارلمان ایالتی بلوچستان آقای جانعلی چنگیزی نیز در پاسخ به این حادثه اظهار داشت، که باید وضعیت اضطراری اعلام شود و حکومت ایالتی فورا تسلیم ارتش شود. از طرف دیگر مثل گذشته، وزیر اعلی و گورنر بلوچستان از راه دور فقط حادثه را محکوم نموده اند. عزاداری کونسل و هزاره خواتین ونک سه روز را عزای عمومی اعلان نموده اند. کارکنان هزاره دموکراتیک پارتی، در حال تظاهرات در مقابل شفاخانه سول هسپتال اند و در ضمن ساکنان هزاره تاون و اعضای هزاره دموکراتیک پارتی در حال مسدود کردن شاهراه بین المللی بای پاس می باشند. گزارشهای وجود دارد، که محصلین گرلز کالج در پاسخ به این کشتار، روبروری کالج شان بر آمده و بر ضد تروریستان و حکومت نا اهل بلوچستان شعار می دهند...




امروز، یکم اکتوبر سال 2011 میلادی، روز شورش و همبستگی جهانی هزاره ها، بر ضد کشتار سیستماتیک مردم ما در کویته – پاکستان، به درخواست آقای عبدالخالق هزاره رهبر هزاره دموکراتیک پارتی بود. هزاره های کویته در پاسخ به کشتار شان بعد از چندین بار تظاهرات در کویته، روز سه شنبه 13/9/2011م، مجبور شده و به نمایندگی ایچ دی پی در مقابل پارلمان مرکزی پاکستان-اسلام آباد به تظاهرات پرداختند. در تظاهرات اسلام آباد آقای عبدالخالق هزاره به دولت پاکستان اخطار کرد، که اگر سلسله قتل عام مردم هزاره ها توقف داده نشود، آنها دولت پاکستان را مسوول دانسته و ناگزیر رو به طرف هزاره های جهان آورده و تظاهرات جهانی را بر ضد دولت پاکستان از اول اکتوبر آغاز خواهند کرد. با تاسف مثل گذشته صدای مظلومیت هزاره ها از روبروی پارلمان مرکزی پاکستان نیز به گوش دولت مداران نرفت. تعداد از دوستان حزب هزاره دموکراتیک پارتی دوباره به کویته نرسیده بودند، که حادثه وحشتناک بیستم سپتامبر 2011م، به وقوع پیوست. حادثه ایکه در آن بعد از شناسایی صورتی و بررسی پاسپورت های مسافران اتوبوس کویته – تفتان، فقط هزاره ها را تروریستان از اتوبوس پیاده کرده و در یک صف ایستاد نموده و با شلیک بر سر و سینه هایشان، آنها را در جلو چشمان مسافران اقوام دیگر، در حالی که یک شان صحنه را فیلم پوری می کرد، کشتار نمودند.
بعد از این حادثه وحشتناک، غیر انسانی و بزدلانه تروریستان، که در نتیجه آن مجموعا سی نفر شهید شدند، آقای عبدالخالق هزاره طی یک کنفرانس مطبوعاتی، از هزاره های جهان جهت پشتبانی و رساندن فریادی های مظلومانه هزاره های کویته به گوش جهانیان و سازمانهای حقوق بشری، در خواست کرد، تا تظاهرات جهانی را راه بیندازند. هزاره های جهان جهت پشتبانی از برادران شهر کویته شان، به درخواست آقای عبدالخالق هزاره لبیک گفته و امروز در بیشتر از 24 شهر بزرگ جهان به تظاهرات پرداختند، تا حساسیت، پشتبانی و همبستگی شانرا از هزاره های کویته به نمایش بگذارند. شهرهای که امروز در آن تظاهرات صورت گرفت، عبارت اند از: پنج شهر استرالیا، چهار شهر پاکستان، دو شهر سویدن، دو شهر ترکیه، یک شهر انگلستان، یک شهر ایتالیا، یک شهر جرمنی، یک شهر اتریش، یک شهر نیوزلند، یک شهر هالند، یک شهر دانمارک، یک شهر کانادا و در نیویورک. قابل ذکر است، که هزاره های ساکن در کشور های دیگر نیز تصمیم به راه اندازی تظاهرات دارند، ولی به بخاطر تاثیر گذار تر شدن تظاهرات شان آنها به مشوره هزاره های کویته، عمدا تظاهرات های شانرا به تعویق انداخته اند.
در کویته نیز امروز بعد از ظهر تحت سرپرستی هزاره دموکراتیک پارتی، جلسه ای در علمدار رود تدویر یافت. جلسه امروز به همت جوانان، به صورت زنده از طریق انترنیت نشر گردید. از طرف دیگر جلسه امروز در کویته خود، نمایش همبستگی نهاد های مختلف هزاره های شهر کویته بود. در جلسه امروز اعضای شیعه کانفرانس به نمایندگی محترم شان، هزاره قومی جرگه به نمایندگی حاجی قیوم نظر چنگیزی، اعضای مجلس وحدت مسلمین، دوستان اتحاد تاجران و نهاد های فعال دیگر هزاره های شهر کویته شرکت کرده بودند. رهبران حزب هزاره دموکراتیک پارتی اظهار همبستگی و یکپارچکی را از طرف نهادهای شرکت کننده در جلسه شان خیر مقدم گفته و آنرا به فال نیک گرفتند و اظهار آرزومندی کردند، تا همبستگی آنها مفکوره غلط چندین پارچگی نهاد های هزاره ها را در کویته، بین جوانان از بین ببرد و جوانان با انگیزه باشند و با همت بلند به تلاشهای شان ادامه دهند.
جریان جلسه امروز کویته به همکاری دوستان تنظیم نسل نو، که یک خط انترنیت از دفتر شان داده بودند و برادر الطاف حسین آدر، که کارهای تخنیکی آنرا زمینه سازی نموده بود، به صورت زنده نشر شد و دوستان همه آنرا به صورت مستقیم مشاهده کردند، لهذا نیازی نیست تا دوباره به شکل نوشتاری به نشر برسد. در کل تظاهرات امروز جهانی هزاره ها، مشق و تمرینی بود، برای یک دلی و همبستگی ملی هزاره های سراسر جهان در قبال یکدیگر شان. اگرچه نمیتوان گفت، که بعد از تظاهرات جهانی امروز هیچ فرد از هزاره در هیچ نقطه ای از جهان مورد تجاوز قرار نخواهد گرفت، ولی در کل زنده بودن و حساس بودن هزاره ها را در قبال یکدیگر شان به نمایش گذاشت. برای رسیدن به یک جایگاه رفیع ملی، ما باید سالها تلاش کنیم. جای بس افتخار است، که امروز خون شهدای ما به هدر نمی رود و در راستای زنده شدن و حساس شدن ملت شان به مصرف می رسد.
شهدا افتخار ماست، روح همه شهدا و خصوصا شهدای اخیر کویته شاد و یادشان گرامی باد!
تظاهرات جهانی هزاره ها به روایت تصویر







































دوستان عزیز، در صورت امکان لطفا عکسهای تظاهرات های شهر های خویش را برای ما بفرستید، تا آنرا در ادامه این عکسهای به نشر بسپاریم.

دوستان بی نهایت گرامی به اطلاع شما رسانیده می شود اینکه، جلسه امروز ۱/۱۰/۲۰۱۱م، هزاره دموکراتیک پارتی بر ضد کشتار سیستماتیک مردم ما در کویته به صورت مستقیما از طریق لینک زیر بعد از ساعت چهار بعد از ظهر قابل مشاهده است. قابل یاد آوریست، که قرار است در جلسه امروز حزب هزاره دموکراتیک، اعضای شیعه کانفرانس، هزاره قومی جرگه، وحدت مسلمین، اتحاد تاجران و نهاد های فعال دیگر هزاره های شهر کویته نیز شرکت کنند، تا یکپارچکی شانرا به نمایش بگذارند.
برای مشاهده بر روی لینک زیر کلیک کنید:

هزاره دموکراتیک پارتی طی بیانیه ای روز گذشته، سخنان آیت الله درانی نماینده حزب مردم پاکستان (PPP) در پارلمان مرکزی را که از طریق یکی از شبکه های تلویزیون خصوصی نشر شد و در رابطه به جریان های فرقه وارانه و تروریستی شهر کویته بود، مضحک و مسخره دانسته و اضافه نموده است، که اندیشه و طرز فکر وی از طرفی کم علمی و بی خبری وی را از حقایق نشان می دهد و از طرف دیگر تلاشی است، که می خواهد حکومت ایالتی را بری الذمه کند. در بیانیه آمده است، که از سخنان آیت الله درانی، نه تنها دل مردم آزرده شده است، بلکه وی بر مردم هزاره اتهامات سنگین وارد نموده و اتهامات وارده سرپرستی تروریستان و دهشت افگنان را بر وزیر اعلی و سازمانهای دولتی رد کرده است. ما سخنان وی را محکوم می کنیم. در ادامه بیانیه آمده است، که این درست است، که از وضعیت امروز و اعمال فرقه وارانه، بعضی مردم به تنگ آمده و هجرت می کنند، ولی این جابجایی فقط محدود به هزاره ها نمی باشد. از وضعیت فعلی مایوس شده، نه تنها هزاره ها، بلکه بلوچ ها، پشتونها، پنجاپی ها و اقوام دیگر نیز از نقاط مختلف ایالت نقل مکان می کنند. ما از جابجایی ها به این نتیجه رسیده نمیتوانیم، که مردم از روی شوق و یا وضعیتی که خودشان خلق می کنند، نقل مکان می کنند. در بیانیه آمده است، که با یک حمله کوچک بر منزل آیات الله درانی، وی به فکر نقل مکان کردن از سرزمین پدری اش افتاده است و در تلاش است، که در شهر کویته برای زندگی کردن جایی امن بیابد، تا زندگی اش محفوظ باشد. اگر بعضی کسان دیگر نیز همینگونه فکر می کنند و مجبور به نقل مکان کردن می شوند، نمایانگر ناکامی حکومت و اداره های دولتی می باشد. در بیانیه آمده است، که اگر اداره های دولتی برای مردم امنیت و فرصت های شغلی فراهم کند، سلسله هجرت و نقل مکان کردن فورا ختم خواهد شد و مردم با دیانت و خلوص در راستای ترقی و خوشحالی ایالت شان سهم خواهند گرفت. در بیانیه آمده است، که بی کفایتی حکومت ایالتی به حدی رسیده است، که اینک صاحبان اتوبوس ها و موتر های مسافر بری با اتحادیه های ترانسپورتی از طرف حکومت موظف شده اند، تا مسافران هزاره را در موتر های شان سوار نکنند. به خاطر این تصمیم حکومت، هزاره های که در نقاط دور کشور وظیفه دارند و کارگری می کنند، به مشکلات جدی روبرو هستند. در ادامه بانیه آمده است، که حکومت نیز همچون تروریستان در تلاش است، که هزاره ها را از راه بردارند. حکومت و سازمانهای آن برای پرده انداختن بر ناکامی های خودش، عامل اضافه شدن تکلیف و مشکلات مردم می شوند. در این گونه یک وضعیت سخنان آیت الله درانی وظیفه انداختن تیل بر سوخته ای را انجام می دهد. آقای درانی به جای نمک پاشی بر زخم های هزاره ها، اگر نا کامی های حکومت اش را ذکر می کرد، یک احسان و لطف بزرگ بر مردم بود. در بیانیه آمده است، که آیات الله درانی سخنانش را پس گرفته و از قوم هزاره معذرت خواهی نماید، در غیر آنصورت در مقابل آیت الله درانی و پاکستان پیپلز پارتی تظاهرات صورت خواهد گرفت. در بیانیه ذکر شده است، که برای مقابله با عملکرد های غیر جمهوری، با قوت مردمی پاسخ داده خواهد شد. آنعده از عناصری که عامل پیدا شدن غلط فهمی در بین مردم می شوند، پاسخ شانرا مطابق به اصول های جمهوری خواهند گرفت. در ادامه بیانیه آمده است، که هزاره ها بر ضد حکومت ایالتی و سازمانهای دولتی سر از اول اکتوبر در سراسر دنیا همچون کشورهای آمریکا، کانادا، سویدن، آسترالیا، ترکیه، انگلیس، ایتالیا، ناروی، افغانستان، اندونزیا و دیگر کشورها تظاهرات شانرا شروع خواهند کرد، تا حکومت ایالتی و سازمانهای دولتی را مجبور کند، که دهشت افگنان را ترک نموده و جان و مال مردم را حفاظت کند. در آخر بیانیه تقاضا شده است، که بزرگ راه ها را محفوظ نموده و قیودات منع سفر بر هزاره ها برداشته شود و حکومت برای حفظ جان و مال مردم با تمام قوت اش عمل نموده و مسوولیت اش را انجام دهد.
سکرتری اطلاعات
هزاره دموکراتیک پارتی
۲۹/۹/۲۰۱۱ میلادی
مرد ریش سفیدی به نواسه هایش این گونه حکایت می کرد: "عزیزانم، زمانی با عده ای از ریش سفیدان قوم، نزد داکتر نجیب، ریس جمهور اسبق افغانستان، رفته بودیم، که از وی خواهش نماییم، تا قربان علی را از زندان رها کند، زیرا او بی گناه است، اما قبل از اینکه ما درخواست خود را مطرح نماییم، مرد فرصت طلب و زیرکی که با ما رفته بود، خود را بی شرمانه نماینده ما ریش سفیدان جلوه داده و به سخن گفتن آغاز نمود. او به جای اینکه اول درخواست ریش سفیدان را مطرح نماید، عاجزانه و چاپلوسانه گفت، جلالت مآب ما این همه ریش سفیدان امروز نزد شما آمده ایم، تا از شما خواهش کنیم، که گل آغا پسر بزرگ مرا، قومندان فرقه قومی ما مقرر کنید... من و دیگر ریش سفیدان از فرصت طلبی، بی شرمی و چالاکی مرد مات و مبهوت مانده بودیم، ولی چیزی را گفته نمیتوانستیم، زیرا پراکندگی و آبروریزی خود ما را نزد داکتر نجیب نشان می داد، لهذا مجبورا گفته های او را تایید کردیم. از طرف دیگر داکتر نجیب زمانی تعداد زیادی از ریش سفیدان و معززین را یکجا دید، ناگزیر گفت، که به چشم من خواهش شما را می پذیرم و گل آغا را فورا قومندان فرقه مقرر می کنم. گل آغا چند روز بعد قومندان فرقه مقرر شد، ولی متاسفانه قربان علی تا آخر عمرش از زندان رها نشد."

از حادثه کشتار هزاره ها در مستونگ توسط ایس ایم ایس باخبر شدم. فورا ریموت تلویزیون را برداشتم، تا از طریق آن از قضیه آگاه شوم، یکی از شبکه های خبری تصاویری از صحنه را با زیرنویس شهادت بیست و شش نفری، که به طرف ایران می رفتند، نشان می داد. برای دقایقی اصلا باورم نمی شد، که این تصاویر زنده و مربوط به امروز باشد و چنین چیزی به وقوع پیوسته باشد. با فشار دادن بر دکمه های ریموت، شبکه های خبری دیگر را تماشا کردم، دیدم اکثر آنها به صحنه رسیده اند و با حضور در صحنه به صورت زنده جریان را گزارش می دهند. بعد از تماشای چندین شبکه خبری یقین کردم، که یکبار دیگر تعدادی از مسافران، که شاید اکثریت شان از ملیت مظلوم هزاره باشند، قربانی هوس راه یابی افراطیون به بهشت شده باشند.
دقایقی بعد گزارشهایی برایم رسید، که حکایت از کشتار مسافران اتوبوسی می کرد، که سرنشینانش اکثریت هزاره بوده اند. من از طرفی گزارشها را دریافت و تلویزیون را تعقیب می کردم و از طرف دیگر لپ تاپم را برداشتم، تا گزارش آنرا تهیه کنم. تازه به نوشتن آغاز کرده بودم، که خبرنگار یکی از شبکه ها گزارش تکمیلی اش را طوری ارایه می کرد، که کشته شدگان از هزاره ها می باشند، که بعد از شناسایی صورتی و بررسی پاسپورت های شان، از اتوبوس آنها را پیاده کرده و در یک صف ایستاد نموده و با شلیک بر سر و سینه هایشان، آنها را در جلو چشمان مسافران اقوام دیگر کشتار نموده اند. بعد از این سخنان خبرنگار، صفحات تلویزیونها تصاویری را نشر می کردند، که در آن جنازه های هزاره های مظلوم در کنار هم غرق در خون انبار شده بودند و عده ای از افراد اقوام برادر دیگر در کنار آنها ایستاده شده و آنها را تماشا می کردند.
با آنکه تقریبا سه سال است، از طریق کویته بلاگفا گزارشهای کشتارهای هدفمندانه و قتل عام هزاره ها را، از کویته نشر می کنم، ولی این حادثه به نحو خود اولین حادثه ای بود، که فقط قومای خودم از اتوبوس انتخاب شده و بر روی یکی از سرکهای بین المللی و در فاصله نه چندان دور از پوسته نیرو های انتظامی کشتار می شدند. تکان دهنده تر از آن اینکه افراطیون در زمان، کشتار مسافران مظلوم و بی دفاع، از صحنه توسط کامره فیلم پوری، با خیال راحت فیلم پوری نیز می کردند. بعد از آگاهی از وضعیت مغزم اینگار منجمد گردید، انگشتانم یاری نمی کردند، تا گزارش را تکمیل کنم. واژه ها همه از مغزم فرار کرده بودند و رامم نمی شدند، تا آنها را در کنار هم بچینم و با تهیه گزارشی مظلومیت مردمم را به گوش جهانیان برسانم. شاید یک پاراگراف را چندین بار دوباره مطالعه کردم، ولی اصلا درک اش کرده نمیتوانستم. در همین گیر و دار ها بودم، که گزارشی دیگر رسید، که در میسر راه حادثه، کسانی که به خاطر آوردن شهدا و زخمی های مظلوم می رفتند، بالای موتر شان شلیک شده است و در نتیجه آن سه نفر دیگر نیز شهید شده اند. حادثه قبلی و به تعقیب آن کمین موتر کمکی، شوکه ام کرده بود. اینک یقین کرده بودم، که ما با نسل کشی روبرو هستیم. دشمنان هار و افراطی مردم ما می خواهند به صورت سیستماتیک هزاره را نسل کشی کنند، تا در قبال آن سند عیش و عشرت را در بهشت بیابند.
به هر نحوی، که بود گزارش را نشر کردم و از خانه بیرون به طرف بازار و شفاخانه عمومی، جایی که شهدا و زخمی های را انتقال داده بودند، رفتم. جسد های شهدا بعد از بررسی توسط داکتران، به امام بارگاه های هزاره تاون انتقال داده شدند. در هزاره تاون، چشمی نبود، که اشک بار نباشد. سر و صورت کسی نبود، که خاک نگرفته باشد، همه درد داشتند و از دست دشمنان بزدل و نامرد فریاد می زدند. از هر کوچه و خانه ای صدای گریه بلند بود. در امام بارگاه ها عاشورا قبل از موعود رسیده بود. همه فریاد می زدند و درد داشتند و با شیون و ناله کردن می خواستند، عقده ها و درد های شانرا آرام بخشند. جوانان از نامردی دشمنان به خود می پیچیدند، آنها با چشمان اشک آلود یاد آور می شدند، که کمین کردن و کشتار افراد بی گناه و دست خالی رسم هیچ دین و مذهبی نیست. بخدا کشتار مردم دست خالی و فرار کردن رسم مردانگی نیست. در شب حادثه اگرچه تصمیم بر این بود، که شهدا تدفین شوند، ولی به خاطر اینکه اکثر از شهدا از زخمهای بدنشان خون جاری بود، اهالی نتوانستند، آنها را به خاک بسپارند.
فردا روز تدفیق شهدا بود. در قبرستان هزاره تاون قرار بود، شهدا برای ابد تسلیم خاک شوند. تاریخ هزاره تاون و ساکنان آن تا هنوز قبر دسته جمعی بیست و شش نفری را ندیده بودند، این اولی باری بود، که قبری به این بزرگی که بیست و شش جوان را یکجا می بلعد، در برابر چشمان همه خودنمایی می کرد. جمعیت سوگوار تعداد شان از حد زیاد بود، همه مضطرب و خشمگین بودند. همه از نامردی دشمنان نامریی شان شکایت داشتند و آنها را به بزدلی و نامردی متهم می کردند. حوالی ساعت ده بجه بود، که جوانان غیور جنازه های شهدا را به طرف آرامگاه ابدی شان انتقال داده و با فریاد کردن شعار های مصیبت بار و مظلومانه همراهی می کردند.
در همین ایام، عده ای از مادران، خواهران و اطفال کوچک نیز فریاد زنان با شهدا به قبرستان رسیدند. فریاد های مظلومانه اطفال قلبی را نبود، که تکان نداده باشد. حضور اطفال و خواهران و مادران برای جمعیت داغدیده، یادآور مظلومیت امام حسین را می کرد، که بر جنازه اش فقط عده ای از اطفال فریاد می زدند. مردان و جوانانی، که با دشمن نامریی، ترسو و بزدل روبرو اند، جلو اشک شانرا گرفته نمی توانستند. همه حیران مانده بودند، که پاسخ این اطفال را چه بدهند. این اطفال عده شان پدر، تعداد شان برادر و خواهر و یک تعداد شان نیز مادر می خواستند. گرفتن رضایت اطفال خیلی مشکل است، تا زمانی، که پدر و مادر شان زنده بود، هر ناز این اطفال را با بوسه نمودن پاسخ می دادند، اما اینک کی می تواند جواب گو باشد. طفلان عزیز، یک صدا فریاد می زدند، "یا به ما پدران، مادران، برادران و خواهران شهید ما را پس بدهید و یا بهتر است ما نیز بمیریم و نزد پدران و مادران خود برویم"
می دانید، بر روی این پوستری بالا، که طفلان داغدیده شهدای شهر کویته برداشته اند، به انگلیسی چه نوشته است؟ به انگلیسی نوشته است، که: "It is better to die به این معنی، که بهتر است ما نیز بمیریم." من هر زمانی، که این عکس را می بینم، حادثه بیستم سپتامبر 2011م، به یادم می آید. خدای من اطفال دیگران زندگی می خواهند، اطفال مظلوم شهدای شهر کویته مرگ. با دیدن این پوستر سوالهای اطفال مظلوم شهدا به گوشم طنین انداز می شوند، که پاسخ اش را داده نمی توانم. با مشاهده این عکس جمله ای "بهتر است، ما نیز بمیریم." از زبان اطفال داغدیده و مظلوم شهدای کویته، گوشم را قفل می کند و هزاران بار در داخل گوشم تکرار می شود و قلبم را به شدت تکان می دهد!
کشتار هزاره ها در کویته به شدت ادامه دارد. هنوز مردم داغدیده هزاره شهر کویته از مراسم های فاتحه، ختم قرآن و اعتراضات بر ضد حادثه وحشتناک بیستم سپتامبر، که در نتیجه آن سی تن شهید شدند، فارغ نشده اند، که امروز جمعه 23/9/2011م، ساعتی قبل موتر کویته – مچ (مچه) را تروریستان در مسیر راه کویته - مچه متوقف نموده و از موتر فقط عده ای از هزاره های مسافر را، که کارگران کان کوله بودند، پیاده کرده و آنها را در مقابل چشمان دیگر مسافران کشتار کردند.
این حادثه، که مشابه کشتار انتخابی روز سه شنبه می باشد، فقط سه روز بعد از حادثه تکان دهنده قبلی رخ داده است. در نتیجه کشتار امروز قرار اطلاعات اولیه سه تن شهید شده اند و پنج تن دیگر به شدت زخمی می باشند. زخمی ها به شفاخانه انتقال داده شده اند و وضعیت صحی شان وخیم گزارش می گردد.
به گفته شاهدان صحنه، تروریستان، که خودشانرا با پتو ها پوشانیده بودند، بعد از انجام عمل بزدلانه و ناجوانمردانه شان از صحنه همچون حوادث قبلی فرار کردند. قابل یادآوریست، که موقعیت حادثه امروز در فاصله کمتر از پنج کیلومتر از ساحه مرکز پولیس سریاب قرار دارد و یکی از سرک های شلوغ می باشد.
اهلیان محترم رسانه های کویته شما را خوش آمدید می گویم!
به تاریخ بیستم سپتامبر 2011میلادی، یکبار دیگر دشمنان انسانیت سی تن از مسافرانی را که شامل تاجران، زایران و کارگران بودند، انتخاب نموده و در یک صف ایستاد کرده و به صورت وحشیانه و بی رحمی کامل کشتار نمودند. دهشت و بربریت از این بیشتر چگونه میتواند باشد، که امروز اقوامی را که از سالها به این طرف با هم زندگی می کنند، به اساس قوم و مذهب از هم جدا نموده اند. خاموشی حکومت و نیروهای انتظامی بعد از این تعداد حادثه های پی در پی، نمایانگر این است، که زیر کاسه نیم کاسه ای است. ما همیشه با صبر و تحمل تلاش نموده ایم، که فضای برادری و صمیمیت در بین اقوام کویته ازبین نرود و وضعیت کویته به مثل سالهای قبل بر گردد، ولی واقعه های مسلسل کوشش های ما را متضرر می کند. در نتیجه اینگونه حوادث خلق شدن فاصله و دوری در بین اقوام یک امر فطری است. ما از احزاب سیاسی، نهاد های فعال اجتماعی، انجمن های دانشجویی، انجمن وکلا، تاجران و رسانه ها توقع داشتیم، که در رابطه به برقراری صمیمیت در بین اقوام تلاش مثبت کنند، ولی اینک با افسوس می گویم، که با آنکه ما به شکل کنایه و اشاره و نیز به شکل عملی یاد آور شدیم، ولی به صورت عملی کسی اقدام نکرد. امروز اگر با قتل عام مردم ما، کسانی خاموش اند و یا از دپلوماسی کار می گیرند، آنها فردا گریه خواهند کرد، ولی به خاطر پاک کردن اشک شان، ما نخواهیم بود. امروز یکبار دیگر در ضمن گلایه و شکوه نمودن ما امیدوار هستیم، که تمام اقوام و شهروندان شهر کویته با غم شریکی نمودن با ما به صورت اجتماعی در راستای امنیت و حفظ اقوام تلاش نمایند.
دوستان عزیز!
ما برای بیان وضعیت خود به اسلام آباد رفتیم، تا در مقابل حکمرانهای کر و رسانه ها فریاد خود را ثبت کنیم، تا به وضعیت ما رسیدگی صورت بگیرد و عدالت تامین گردد، ولی در آنجا به جز نا امیدی و مایوسی ما چیزی دیگری را ندیدیم. به علاوه سازمانهای حقوق بشری هیچکدام از نهاد های سیاسی با ما اظهار همدردی نکرد. با افسوس زیاد می گویم، که مسایل بلوچستان برای اسلام آباد نشینان به جز یک افسانه، ارزشی دیگری ندارد. امروز ما به علاوه قوه قضاییه از هیچ نهادی توقع عدالت را نداریم. ما به انتهای ناامیدی رسیده ایم. چشمان ما از اشک ریختن برای مظلومیت ما خشک شد، ولی کسی برای تامین عدالت همکاری نکرد. ما از این بابت ناراحت هستیم، که همه ی آنانی که با ما زندگی می کنند، ظلم کردن در مورد ما را حق شان می دانند. برای تحفظ ما اجازه نامه نگهداری سلاح داده شد، ولی دوباره اسلحه را از پیش ما گرفته و ما را به جرم نگهداری آن متهم کردند. به ما اجازه انتقال سلاح را داده اند، ولی نمی گذارند که سلاح خود را با خود ببریم. این چگونه قانون و انصاف است، که قاتلان را اجازه انتقال راکت، پیکا، کلاشنکوف و انواع اسلحه های دیگر را می دهند؟ آنها در ملاعام انسانهای بی گناه را قتل عام نموده و به کمک نیروهای انتظامی فرار می کنند، ولی مردم بی گناه مطابق به قانون اجازه حفاظت جانشان را ندارند؟
دوستان عزیز!
امروز من با ثبوت گفته می توانم، که در قتل عام مردم ما، همانطوری که عده ای از افراد با نفود حکومت ایالتی دخیل است، عده ای از نیروهای انتظامی به شکل گرگ در لباس میش نیز دهشت گردان و فرقه پرستان را سرپرستی و همکاری می کنند. ثبوت این گفته ها بعد از حادثه اندوهناک دیروز در برابر ما قرار گرفت، که در آن دونفر باقی مانده از حادثه دیروز به نام های خدا داد و ضیا، چندین ساعت بعد از حادثه جنازه های شان اول در شفاخانه مستونگ و بعد از پنج ساعت به شفاخانه عمومی کویته آورده شده است. ما می ترسیم، که این دو نفر باقی مانده را بعدا نیروهای انتظامی به شکل وحشیانه شهید کرده نباشند. باید این واقعه توسط یک کمسیون به سطح اعلی تحقیق شود. در اینجا نظر شما را به این طرف مبذول می کنم، که این دومین بار است، که بر اتوبوس شالیمار حمله می شود. به تاریخ بیستم سپتامبر کسی که اتوبوس را رانندگی می کرد، درایور اصلی اتوبوس نبود، بلکه شخصی به نام حاجی ملک صاحب اتوبوس رانندگی می کرد. بار اول نیز زمانی که بر اتوبوس حمله صورت گرفت، درایور اصلی اتوبوس رانندگی نمی کرد، بلکه به جای وی برادر مالک اتوبوس رانندگی می کرد. مطابق به معلومات ما مالک اتوبوس متهم به سرگرمی های فرقه گرایانه می باشد. دیروز کسی که در مقابل رسانه ها خود را راننده اتوبوس می گفت، او راننده نیست، بلکه منشی اتوبوس است. هر دو باری که بر اتوبوس شالیمار حمله صورت گرفته است، در هر دو حادثه راننده اصلی اتوبوس حاضر نبوده است، که این خودش سوالهای زیادی را خلق می کند. در تحقیقات اگر در این مورد توجه شود، امکان رسیدن به دهشت گردان و جاسوسان امکان پذیر است.
تذکر این نکات برای باز کردن چشمهای حکمرانها و مسوولین قوه قضاییه ضروری است، که خیلی از موارد کوچک را خودشان زیر نظر می گیرند، ولی از یک دهه به این طرف هیچ کدام شانرا به انجام نرسانده اند. اگر در شهر بزرگی مثل کراچی بر ضد بی قانونیت، قوه قضاییه می تواند، دخالت کند، چرا در شهر کوچک کویته دخالت نمی کند. واقعه افسوسناک دیروز برای اثبات این مسله کافی است، که در قتل عام هزاره های کویته، گرگهای در لباس میش دولتی شامل است. در اینجا ذکر این نکته ضروری است، که ساکنان بلوچستان یکدیگر را از دور می شناسند، در حالیکه در حادثه دیروز بعد از ملاحظه نمودن پاسپورتها با اطمینان کامل مسافران هزاره را در یک صف ایستاد کردند. از انجام این عمل معلوم میشود، که دهشت گردان مسلح، بیگانه و از کارمندان اداره های دولتی شاید باشد.
در قصر ها و سطوح بالای قوه قضاییه صدای مظلومیت ما شنیده نمیشود. حکمرانها کر و گنگ شده اند. حکومت ایالتی و نهاد های انتظامی بلوچستان، سرپرستی قتل عام کنندگان هزاره ها را می کنند. با در نظر داشت چنین حالتی، ما مجبور شده ایم که تظاهرات بین المللی را اعلام کنیم. در تظاهرات بین المللی ما در آمریکا، اروپا، انگلستان، استرالیا، کانادا، افغانستان و کشور های دیگر هزاره ها بر ضد کشتار، کشتار هدفمندانه و قتل عام هزاره ها در کویته شرکت خواهند کرد. ما در مقابل دفاتر سازمان ملل و اتحادیه اروپا و پاکستان، صدای اعتراض خود را بلند خواهیم کرد. ما سازمانهای بین المللی حقوق بشر و نهادی های دیگر بین المللی را متوجه مظلومیت هزاره ها می کنیم. ما در سراسر جهان ارتباط خود را با سازمانهای هزاره ها شروع کرده ایم، که از یکم اکتوبر مطابق به تقسیم اوقات در شهر های مختلف دنیا تظاهرات آغاز خواهد شد. اگر بعد از آن نیز امنیت و حفاظت مردم ما تامین نگردید، تظاهرات ما دوباره از سر گرفته خواهد شد.
دوستان گرامی اهل رسانه!
ما می خواهیم واضیح کنیم، که برای ترقی و پیشرفت پاکستان و کویته، قوم هزاره خون و عرق ریخته است. کسانی که می خواهند هزاره ها را کنار بزنند و روحیه آنها را خورد کنند، در بهشت احمق ها زندگی می کنند. ما از حکومت بی حس ایالتی بارها خواهان استعفی و از نیروهای انتظامی درخواست علمیات خاص و مشخص را چندین بار کرده و در نهایت اینک خسته شده ایم. در قانون جنگل، شهروندان باید مسوولیت حفاظت شانرا خودشان بگیرند. اعتماد بیشتر ما بر حکومت و نیروهای انتظامی حماقت است. ما از سازمانهای حقوق بشری و سازمان ملل تقاضا می کنیم، که قتل عام هزاره ها را در کویته مورد ملاحظه جدی شان قرار دهند. ما از دادگاه عالی نیز خواهشمندیم، که به مثل کراچی، وضعیت کویته را نیز مورد توجه اش قرار دهد.
تشکر از همه شما
عبدالخالق هزاره
چیرمین هزاره دموکراتیک پارتی
ترجمه: عبدالله رفیعی
------------------------------------------------------------------------------------------------
متن اردوی کنفرانس مطبوعاتی آقای عبدالخالق هزاره 


نوت: دوستان گرامی می توانند جهت هماهنگی با تظاهرات بین المللی هزاره ها بر ضد کشتار هزاره ها در کویته با آقای احمد علی کهزاد، جنرال سکرتری هزاره دموکراتیک پارتی از طریق شماره زیر هماهنگ شوند. ۰۳۰۰۸۳۸۱۷۰۰
گزارش ویدیویی زیر در مورد حادثه هولناک دیروز "بیستم سپتامبر" توسط شبکه تلویزیونی سما تهیه شده است، که در آن سوالاتی در مورد کشتار سیستماتیک هزاره ها طرح گردیده است و جواب طلب می باشد.

جنازه های شهدای مظلوم دیروز، که توسط ترویستان بصورت انتخابی و به شکل بی رحمانه و فجیح در نزدیکی های مستونگ شهید شده بودند، دیشب بعد از انتقال شان از شفاخانه عمومی شهر در امام بارگاه های هزاره تاون نگهداری شدند و امروز حوالی ساعت ده بجه قبل از ظهر جنازه های شهدا به قبرستان هزاره تاون انتقال داده شده و با حضور کثیری از مردم در میان آه و اشک زیاد، سپرد خاک شدند.
در اعتراض به کشتار سیستماتیک هزاره ها و خصوصا شهدای دیروز، که بعد از شناسایی آنها توسط تروریستان افراطی، از اتوبوس پیاده و در یک صف قرار داده شده و با شلیک گلوله ها بر صورت و سینه های شان شهید شده بودند، دیشب در ضمن میزان چوک بازار، در نقاط دیگر پاکستان نیز تظاهراتی هایی با شعار هایی مرگ بر حکومت ایالتی بی احساس و مرگ بر تروریستان بی رحم صورت گرفت. امروز نیز در ضمن علمدار رود، در هزاره تاون زمانی که شهدا به قبرستان آورده شدند، عده ای کثیری از زنان، اطفال، جوانان و مردان به تظاهرات پرداخته و با شعار های تند، خواهان دستگیری عاملین شهدای دیروز شدند.
درد آور ترین صحنه تظاهرات امروز زمانی بود، که عده ای از یتیمان دختر و پسر خورد سال با همسن وسالانشان در حالی که پلاکارتهای در اعتراض به کشتار هزاره های بی گناه در دست داشتند، با صدای باریک و ضعیف شان اشک آلود شعار می دادند، که:"اسلم ریسانی جواب دو جواب دو، شهدا کی خون کا حساب دو حساب دو." اکثریت از مردم پریشان حال و سرگردان امروز در قبرستان هزاره تاون که با جنازه های سی تن از عزیزان شان روبرو بودند، با دیدن این صحنه و شنیدن اعتراض های نحیف اطفال، نتوانستند، جلو اشک های شانرا بگیرند و گریه نکنند.
کشتار دیروز توسط رسانه ها به شکل وسیع آن گزارش داده شد و سبب گردید، که مسوولین دولتی حد اقل عمل بزدلانه تروریستان را تقبیح کنند. ریس جمهور پاکستان آصف علی زرداری، وزیر اعظم پاکستان آقای گیلانی و روسای اکثر از احزاب سیاسی پاکستان حادثه دیروز را تقبیح کردند. وزیر اعلی ایالت بلوچستان اسلم ریسانی، از مردم خواهش کرد، که حوصله شانرا از دست ندهند، در حالی که وزیر داخله پاکستان عامل کشتار هزاره ها را قاتلین کرایی دانست و یاد آور گردید، که بعد از این برای امنیت اتوبوس های زایران ایران تدابیری بیشتری را روی دست خواهد گرفت.
دوکانهای هزاره تاون امروز اکثریت مطق شان بسته است و در بازار مرکزی نیز به صورت اندک هرتال می باشد. امنیت تدفین شهدای امروز توسط خود هزاره گرفته شده بود، سرک بای پاس توسط اعضای هزاره دموکراتیک پارتی مسدود می باشد و از پولیس و ایف سی در نزدیکی های قبرستان هزاره تاون خبری نیست.







با تشکر از یونس بخشی در قسمت تهیه عکس ها
در اثر حمله تروریستان بر اتوبوس کویته – تفتان که حامل شهروندان کویته بود، امروز سه شنبه ۲۰/۹/۲۰۱۱میلادی، حوالی ساعت پنج بعد از ظهر، قرار اطلاعات اولیه تقریبا سی نفر شهید شدند. این حادثه وحشتناک در نزدیک منطقه ای که به نام مستونگ یاد می گردد، صورت گرفت. به گفته شاهدان عینی، تروریستان، که سوار بر موتر و موترسایکل ها و مسلح با راکت، پیکا، کلاشنکوف و تفنگچه بودند، بعد از محاصره نمودن اتوبوس برای چندین دقیقه با خاطر راحت، مسافرین را دانه دانه از اتوبوس پایین نموده و شهید ساختند، ولی عده ای از شاهدین نقل می کنند، که تروریستان مسافرین را بعد از پایین نمودن از اتوبوس، آنها را در یک صف ایستاد نموده و با شلیک نمودن گلوله ها شهید نمودند.
تروریستان بعد از به سر انجام رساندن، عمل وحشیانه شان، از منطقه دوباره به طرف کویته فرار کردند. با تاسف زیاد، عده ای از زخمی های حادثه نیز بخاطر نرسیدن کمک فوری و توجه ننمودن لیویز ساحه جان شانرا از دست دادند. قابل یادآوریست، که از کویته تا مستونگ تقریبا چهل و پنچ دقیقه الی یک ساعت فاصله دارد. زخمی ها تا رسیدن امبولانس از کویته، عده شان شهید شدند و عده ای از آنها که به صورتی شامل شفاخانه کوچک مستونگ یا کویته شده اند، وضعیت صحی شان بیش از حد خراب می باشد.
قرار اطلاعات اولیه اکثریت از شهدا هزاره است، در حالیکه به احتمال زیاد از اقوام برادر دیگر نیز شاید شامل آن باشد. هزاره های کویته هم اینک از مسوولین دولتی سوال می کنند، در حالی که این چندمین بار است، که بر اتوبوس زایرن کویته – تفتان حمله صورت گرفته است، حکومت چرا برای امنیت اتوبوس ها کاری نکرده اند؟ یک نکته دیگری که قابل تامل است، درایور و کلینر این اتوبوس زنده است و چند دقیقه قبل با یکی از شبکه ها مصاحبه می کرد و احتمال داده میشود، که تروریستان از اتوبوس که سرنشینان شان ۴۵ نفر بودند، شاید عده ای خاصی را پیاده نموده و شهید کرده باشند.
هم اینک مسوولین شفاخانه بولان میدیکل کمپلیکس کویته، به خاطر زیاد بودن زخمی ها و وخیم بودن حالت آنها، از مردم تقاضا می کند، که برای خون دادن به شفاخانه بیایند.
قرار اطلاع جدید دیگر، بر روی موتر های کسانی، که به خاطر آوردن جنازه ها به طرف مستونگ می رفتند، در منطقه اخترآباد نیز حمله صورت گرفته است، که قرار اطلاعات اولیه در نتیجه آن سه نفر شهید شده است.
حادثه دردناک امروز را نظر به گزارش تلویزیون های خصوصی، تا هم اینک تحفظ عزاداران کونسل، جعفریه الاینس و مجلس بین المسلمین محکوم نموده و همین سه نهاد سه روز را عزای عمومی اعلام نموده است.
هم اینک شبکه تلویزیونی ایکسپریس پاکستان گزارش می دهد، که مثل اکثریت از حوادث قبلی مسوولیت حادثه امروز را باز هم لشکر جهنگوی به عهده گرفته است.

به گفته شاهدان تا رسیدن لیویز، که پوسته اش در نزدیکی محل حادثه است، یکساعت طول کشیده است و بعد تا خبر شدن و رسیدن کمک از هزاره تاون برای انتقال آنها به شفاخانه ها شاید یک و نیم یا دو ساعت طول کشیده باشد... در عکس شهدای هزاره بی یار مددگار غرق در خون شان، افتاده اند.

جوانان برومند هزاره بعد از رسیدن به محل با امبولانس ها، در حالی که در مسیر راه شان مورد کمین دشمنان نیز قرار گرفته بودند، به صورت فوری شروع به انتقال جنازه ها و زخمی ها کردند.

دیروز سه شنبه، 2011/09/13م، اعضای حزب هزاره دموکراتیک، طی یک برنامه از قبل اعلام شده، با حرکت از نقاط مختلف ساحه های هزاره نشین پاکستان، حوالی ساعت 11:10 دقیقه قبل از ظهر در مقابل پارلمان مرکزی پاکستان – اسلام آباد، حضور یافته و تظاهرات شانرا با در دست داشتن پلاکارتهای، که در آن خواست های شان نگاشته شده بودند، راه انداختند. در تظاهرات دیروزی حزب هزاره دموکراتیک، اکثریت اعضای مرکزی حزب و کارکنان آن به تعداد زیاد، بعد از طی نمودن فاصله سی و چند ساعته توسط موتر از کویته الی اسلام آباد با شور و احساس خاصی شرکت نموده بودند، تا بتوانند با بلند نمودن صدای اعتراض شان، مانع قتل عام مردم شان در کویته شوند. قابل یادآوریست، که بقیه اعضای حزب دموکراتیک، در عین زمان تظاهراتی را در مقابل مرکز رسانه های کویته نیز راه انداخته بودند.
اعضای حزب هزاره دموکراتیک پلاکارتهای را که حمل می کردند، در آن عموما شعار های: فرقه واریت مرده باد، افراط گرایی مرده باد، ما خواهان دوستی مذاهب هستیم، امنیت امنیت، صلح؟؟؟، مرگ بر تروریسم، مسوول کشتاز هزاره ها کیست؟؟؟، تروریسم فقط یک راه تداوی دارد، که مهار گردد و غیره درج شده بود.
سخنگویان در جریان این تظاهرات در مجموع به علاوه بیان وضعیت بد امنیتی شهر کویته و خصوصا هزاره ها، یاد آور شدند، که ما تا حالا دامن صبر و حوصله را از دست نداده ایم و دست به عمل غیر دموکراتیک نزده ایم، ولی چون اینک مجبور شده ایم، به اسلام آباد آمده ایم، تا باز همه به شکل دموکراتیک صدای مانرا از طریق رسانه ها به همه جا برسانیم و دولتمردان پاکستان را با دادگاه عالی کشور از عواقب بد جریان کویته با خبر سازیم. به گفته سخنرانان، سکوت حکومت ایالتی و نشان ندادن عکس العمل شان در قبال کشتار هزاره ها، یک نکته را می رساند، که بعضی از اعضای حکومت ایالتی خود مسوول است و جریان های افراطی را راهنمایی و پشتبانی می کند. سخنرانان از دولت مرکزی و خصوصا دادگاه عالی کشور جدا تقاضا کردند، که در مورد وضعیت هزاره های کویته و دیگر ساکنین آن هرچه زودتر و به صورت جدی توجه نمایند و جلو کشتار هزاره ها را بگیرند، در غیر آن صورت هزاره های در مقابل دولت پاکستان تظاهرات شانرا در سراسر جهان راه خواهند انداخت.
تظاهرات کنندگان در قسمت های ختم تظاهرات و بعد از رساندن سخنان شان از طریق رسانه ها به جهانیان، دست به تحصن زدند و در مقابل پارلمان بر زمین نشستند. در همین دوران عده ای از اعضای پارلمان مرکزی، منجمله محترم سید ناصر علی شاه نیز به جمع آنها پوستند و یک صدا با آنها در حمایت شان، به شعار دادن پرداختند.






منبع عکسها: صفحه ای فیس بوک "هزاره کیلینگ"
دامن اعتراضات هزاره های کویته، در عکس العمل به کشتار بی رحمانه و سیستماتیک هزاره های کویته و ناکامی حکومت ایالتی در کنترول آن، به اسلام آباد رسیده است. امروز دو شنبه 12/9/2011م، آقای عبدالخالق هزاره و دیگر اعضای حلقه مرکزی هزاره دموکراتیک پارتی، طی سخنانی در یک کنفرانس خبری در اسلام آباد، هدف از تظاهرات فردای شانرا در مقابل پارلمان مرکزی پاکستان، نا امید شدن از عملکرد های حکومت ایالتی در تامین نمودن امنیت برای ساکنین شهر کویته خصوصا هزاره ها، مهار نمودن تروریستان و کشتار بی رحمانه هزاره های کویته و دیگر ساکنین شهر بلوچستان عنوان کردند. همچنان وی از عموم اهلیان رسانه ها، دوستداران و فعالان سازمانهای حقوق بشری تقاضا نمودند، تا در این راستا با آنها همگام شوند... تظاهرات قرار است، فردا سه شنبه 13/9/2011م، حوالی ساعت 11:30 قبل از ظهر در مقابل پارلمان مرکزی پاکستان صورت بگیرد.
با تاسف عید سعید فطر هزاره های کویته به غم مبدل شد. به گزارش شبکه های تلویزیون خصوصی پاکستان، در مهر آباد نزدیکی های علمدار رود- موسی کالج چند دقیقه قبل در جریان نماز عید، انفجاری صورت گرفته و در نتیجه آن تعدادی شهید و عده ای نیز زخمی شده اند.
به گزارش بعضی تلویزیون ها، قرار اطلاعات اولیه مواد انفجاری در موتری جابجا شده بود، که در پارکینک "هزاره عید گاه" توقف داده شده بود و توسط ریموت کنترول منفجر گردید، اما عده ای از تلویزیون ها گزارش می دهند، که حمله انتحاری است و شخصی موتر پر از مواد انفجاری را در پارکینک داخل نموده و بعد از تصادف دادن آن با موتر های دیگر آنرا منفجر نموده است. قرار اطلاعات غیر رسمی تعداد شهدا را تا اینک بیشتر از ده نفر و زخمی ها را بیشتر از شانزده نفر ذکر می کنند، که شامل اطفال و خانمها نیز می باشد.
شدت انفجار به حدی قوی بود، که صدای آن تا فاصله های زیادی شنیده شد. در ضمن به تعداد چندین موتر نیز در نتیجه این حادثه آتش گرفته و دوکانهای اطراف و خانه ها نیز شدیدا متضرر شده اند. مردم و مسوولین آتش نشانی شهر در تلاش خاموش کردن آتش و انتقال زخمی ها و شهدا به شفاخانه های شهر می باشند.
برای فعلا تحفظ عزاداران کونسل در عکس العمل به این انفجار هفت روز را سوک اعلان نموده است، جعفریه الاینس و مجلس بین المسلمین ده روز را سوک عمومی اعلان نموده است. هزاره دموکراتیک پارتی آنرا شدیدا محکوم نموده است، وزیر اعلی پنجاب و بلوچستان نیز آنرا محکوم کرده است. همچنان مردم بیش از حد خشمگین اند و در حالی که حکومت را مسوول می دانند، از حکومت خواهان گرفتاری فوری مسوولین حادثه می باشند. قرار اطلاعات برخورد های اندکی نیز بین مردم با اهل رسانه ها و مسوولین صورت گرفته است.
پولیس شهر بعد از این حادثه نگرانی اش را از حمله انتحاری بعدی در شهر کویته اظهار می دارد و در ضمن تلاش به دام اندانختن انتحار گران احتمالی به مردم نیز هشدار داده است، که هوشیار باشند.
با تاسف دیروز پنجشنبه 18/8/2011 میلادی، حوالی ساعت 5:30 بعد از ظهر در اثر یک تصادف شدید خیابانی در بین یک موتر سراچه، که مسافرین آن از افغانستان به طرف کویته می آمدند و یک موتر پک اپ که به طرف چمن می رفت، در نزدیک پشین جایی به نام سرانان، شانزده تن کشته و تعدادی زخمی شدند.
به نوشته روزنامه جنگ، به خاطر نرسیدن کمک فوری و نبودن داکتر، برق و سهولت های دیگر در شفاخانه پشین، کسانی، که توسط افراد خیر و اهل محل به شفاخانه نیز بعد از مدت زمانی رسانده شدند، جان شانرا از دست دادند. در بین کشته شدگان دو طفل و سه زن نیز می باشند.
قابل یادآوریست، سرنشینان سراچه، که مجموعا نه تن بودند، به جز موتروان دیگران شان، همه هزاره های بودند، که از افغانستان به طرف پاکستان می آمدند و جان شانرا از دست دادند. خداوند همه شانرا بیامرزد و برای فامیل های گرامی شان صبر جمیل عطا نماید.