در وضعیتی که کوچه های شهر کویته هر روز با خون هزاره ها سنگ فرش هایش نقاشی سرخ رنگ می کشد و فریاد گر بی گناهی شان می گردد، مهدی رحیمی از هزاره تاون و یکی از دوستانش رحمت الله از مهرآباد به کلاس های نقاشی اداره ثقافت بلوچستان واقع جناح رود می روند، تا عطش عشق شانرا با نقاشی کردن فروبنشانند. آنها یک سال مکمل را با مرگ و زندگی بازی کردند، ولی کلاس نقاشی شانرا ترک نکردند، تا اینکه در آخر سال مهدی رحیمی توانست نتیجه زحمات اش را به تاریخ 25 دسامبر 2012میلادی، از دست میر شاه نواز خان مری وزیر فرهنگ و کلتور بلوچستان در محفل فراغت، که همانا دوم شدن اش در سطح بلوچستان است، حاصل کند.

     مهدی رحیمی، از سه سال بدینسو است که مشق نقاشی می کند. او چند روز پیش سمینار 6 روزه ای را که از طرف نقاشان مطرح پاکستان بنام "Face of Quetta" برگزار شده بود نیز گذراند. وی تا اینک مجموعا تقریبا 25 اثر دارد و در هفت نمایشگاه شرکت کرده است. در نمایشگاهی که بنام "وحدت و انسان دوستی" چندی قبل برگزار شد، اثرش مقام دوم را کسب کرد. او عاشق نقاشی است و به هر قیمتی می خواهد در این عرصه جایگاهی را برایش بیابد و سپس با نقاشی هایش درد دل و رنج های مردمش را به تصویر بکشد. مهدی در پاسخ به سوالم در رابطه به رفتنش به بازار در این وضعیت نامساعد گفت، که دو چیز عامل رفتم در کلاس های نقاشی میشود. اول عشقم به نقاشی و فراگیری این هنر و دوم به هر قیمتی که میشود باید حضور خویش را در عرصه های مختلف داخل شهرکویته حفظ کنیم...

     کویته بلاگفا کسب این مقام را به مهدی رحیمی از صمیم قلب تبریگ گفته و از بارگاه متعال برایش سرزندگی و عافیب دایمی طلبگار است. بدون شک خواستن توانستن است و آن روز دور نخواهد بود که مهدی با همت و پشتکارش عامل افتخار برای خود، فامیل و مردمش گردد.

فعالیت های هنری مهدی به روایت تصویر:

اثری از مهدی رحیمی بر روی تخم مرغ

+ نوشته شده در 2012/12/28ساعت 7:42 PM توسط عبدالله رفیعی |

     در کشوری که دزد اش پادشاه و رهزن اش وزیر باشد، قاتل اش باید قهرمانانه به کشتار شهروندان بی گناه بپردازد. در این روزها، روزی نیست که تروریستان بدون ذره ای از خوف و هراس دستان گثیف شانرا به خون ساکنان بی گناه هزاره های شهر کویته رنگین نکنند. تنبلی، بی حسی، بی غیرتی و بی وجدانی نیروهای انتظامی به اندازه ای رسیده است، که تروریستان با پای پیاده در شلوغ ترین منطقه شهر بر اهل تشیع کویته که اکثریت شان هزاره اند، حمله نموده و بعد از تماشا نمودن اجساد شان که توسط مردم به طرف شفاخانه ها حمل می شوند، از منطقه متواری می شوند.

     دیروز خانواده میرزا خادم حسین نوری یکی از اهلیان تشیع قندهاری، به سوگ نشستانده شدند. تروریستان وی را در شلوغ ترین منطقه شهر هدف قرار دادند و زمانی که می خواستند فرار کنند با موتر پولیس روبرو شدند. تروریستان پولیسها را نیز هدف قرار داده و در حالیکه موتر سایکل شان به جای شان مانده بود، با پای پیاده فرار نموده و مثل همیشه ناپدید شدند. رییس پولیس شهر بعد از حادثه، بدست آوردن موترسایکل را به رخ رسانه ها می کشید، که یکی از دست آورد های پولیس است. بزرگترین دست آورد پولیس و نیروهای انتظامی تا اینک از تروریستان که نزدیک به 1000 تن را در کویته به شهادت رسانده اند، موتر سایکل تروریستان بوده است. شرم باد بر چنین پولیس و نیروهای انتظامی که بجای حفاظت از شهروندان، آنها ترس، پول و رشوت را ایمان شان نموده اند و از پول فساد با فروختن خون شهروندان و خودشان به تامین عیاشی های خانواده های شان می پردازند.

     ایف آی ار، شهادت خادم حسین نوری را به نام تروریستان نامعلوم درج کرده اند. در حالیکه مثل مجموع حوادث قبلی لشکر جهنگوی مسوولیت آنرا پذیرفته است. جالب است بدانید، در هیدلاین صفحه اول روزنامه مشرق 18/12/2012میلادی، گزارش شهادت خادم حسین نوری و بیانیه لشکر جهنگوی یک اندازه پوشش داده شده و در کنار هم به نشر رسیده است. سخنگوی لشکر جهنگوی با نام مستعار ابوبکر صدیق طی تماس تلفونی با روزنامه های شهر در ضمن پذیرش مسوولیت کشتار تهدید نموده است، که: " ما به پولیس ها اخطار می دهیم که تلاش نکنند تا مجاهدین لشکر جهنگوی را محاصره کنند و اگر کدام پولیس در صحنه موجود بود در راه ما نیاید. هر پولیسی که در راه مجاهدین لشکر جهنگوی بیاید، نصیب اش فقط مرگ است. اگر بخاطر کدام پولیس، فقط موی اعضای لشکر جهنگوی بهم بخورد، ما خانه های پولیس ها را آتش می زنیم. مجاهدین ما هر عملیاتی را که انجام می دهد، منطقه را محاصره کرده انجام می دهد. اگر پولیس ها، دوستان ما را بکشند، دیگر اعضای لشکر جهنگوی آنها را خواهند کشت. ما آن آفیسر را می شناسیم که حکم به محاصره اعضای ما را داده بود، ما از او انتقام می گیریم. آخرین بار برای پولیس می گویم که مزاحم ما نشود و فقط به اندازه تنخواه شان کار کنند، در غیر آن اگر ما رخ خود را طرف آنها کردیم، آنقدر نعش شانرا بر زمین خواهیم انداخت که دیگر کسی حاضر نخواهد شد که عضو پولیس شود. رسانه ها باید بی طرف باشند، اگر بیانیه ما را نشر نکنند، رخ ما طرف آنها خواهد شد. لشکر جهنگوی اخطار نمی دهد، هرچه می گوید، همان را می کند. بعد از این رسانه ها را تهدید نمی کنیم، بجای آن هدف قرار می دهیم."

     در این شهر قاتل قهرمان است و مقتول ملامت. قاتل به کشتار افراد غیر مسلح و بی گناه افتخار می کند و به نظرش ثواب دنیوی و اخروی را نصیب می گردد، ولی مقتول ملامت از خود و بیگانه می گردد.... اما به کلام ساده به گفته شاعر، قاتلان، تروریستان و افراطیون باید بدانند، که "خون ناحق دست از دامان قصاب بر نداشت/دیده باشی لکه های دامن قصاب را". امروز کسانی که افراط گرایی را حمایت نموده و افراطیون را می پرورانند و یا کسانی که در مقابل اش ساکت اند و مسوولیت انسانی شانرا انجام نمی دهند، فردا همین افراطیون که روز به روز قدرتمند تر شده می روند، خودشانرا نیز نیست و نابود خواهند کرد...!

+ نوشته شده در 2012/12/18ساعت 6:34 PM توسط عبدالله رفیعی |

       چندی قبل دومین اثر تحقیقی محترم ر. بهریاب هزاره، بنام "سانحات" وارد بازار مطبوعاتی پاکستان گردید. این اثر ارزشمند آقای بهریاب کتاب تحقیقی است که در آن سعی شده است عوامل پشت پرده حوادث اندوهناک کشتار هزاره های کویته به شکل موشکافانه به بحث گرفته شود. کتاب به شکل مشخص تر از باز گردن حادثه نهم سپتامبر شروع، بعد از پرداختن به تاکتیک های جنگی القاعده سپس به اشتباهات بزرگ ایالات متحده آمریکا پرداخته و در ادامه تاریخچه افراط گرایی در پاکستان، تحریک طالبان و اختلافات وهابیون و اهل تشیع را در پاکستان به بحث گرفته و در قسمت آخر در مورد لشکر جهنگوی که یکی از تندرو ترین سازمانهای افراط گرا در پاکستان است و شاخه بلوچستان آن که مسوولیت کشتار هزاره ها را اکثراً به عهده می گیرد، معلومات ارزشمندی را تحویل خواننده اش می کند...

     کتاب به زبان اردو، با ضخامت 493 صفحه ای و با کیفیت عالی است. کسانی که می خواهند معلومات دقیق تر در مورد عوامل پشت پرده جنگ های فرقه گرایانه، اوضاع کویته و علل کشتار هزاره های ساکن در پاکستان داشته باشند، مطالعه این اثر گرانبها برای شان لازمی است. دوستان اثر را می توانند، از کتابخانه های کویته به قیمت ۵۵۰ روپیه پاکستانی بدست آورند.

+ نوشته شده در 2012/12/6ساعت 5:54 PM توسط عبدالله رفیعی |

     با مژده به اطلاع علاقه مندان کتاب رسانده میشود، اینکه سومین اثر استاد ج.جلال (اوحدي) بنام "طوطي هند و پاك يا امير خسرو هزاره" با مشخصات ذیل طبع و نشر شد:

نام کتاب: طوطي هند و پاك يا امير خسرو هزاره

مولف: ج. جلال (اوحدی)

طرح روی جلد: عصمت الله سعیدی و شوکت سالار

ویرایش و صفحه آرایی: خسرو ـ جلال

ناظر بر چاپ: عبدالله رفیعی

سال انتشار: 2012 م. 1391 هـ

مراکز پخش و فروش: کتاب فروشیهای هزاره تاون

     دوستان با مطالعه این کتاب که آنرا از کتاب فروشی های هزاره تاون می توانند دریافت کنند، با شخصیت علمی و ادبی یکی از ممتاز ترین چهره های تاریخی هزاره ها در شبه قاره ی هند موسوم به امیر خسرو هزاره آشنا خواهند شد.

+ نوشته شده در 2012/12/4ساعت 6:3 PM توسط عبدالله رفیعی |

     با خرسندی به اطلاع علاقه مندان و دوستداران کتاب رسانده میشود، اینکه  هفتمین اثر استاد عبدالغفور ربانی بنام "تاریخ های متفاوت" با مشخصات ذیل وارد بازار کتاب شد: 

نام کتاب: تاریخ های متفاوت

نوشته: عبدالغفور ربانی

تایپ و دیزاین: عبدالله رفیعی

طرح روی جلد: عصمت الله سعیدی و حامد احسانی

نوبت چاپ: اول

سال انتشار: 2012 میلادی

تیراژ: 500 جلد

ناشر: بنیاد فرهنگی شمامه

مراکز پخش: کتاب فروشی های هزاره تاون

     در این کتاب به صورت خلاصه تفاوت های تاریخی کشور ها توضیح داده شده است و راجع به افغانستان گفته شده است که این کشور از لحاظ تاریخی عقب مانده ترین کشور های جهان است، راجع به علل این عقب ماندگی و راه بیرون رفت از آن نیز به صورت فشرده مطالب ارزشمندی ارایه گردیده است...

+ نوشته شده در 2012/12/4ساعت 6:1 PM توسط عبدالله رفیعی |

یادداشت از: عبدالله رفیعی

      با نگاهی گذرا به تاریخ هزاره های می بینیم که مشخصاً در سه مرحله و یا به عبارت دیگر در سه رویارویی آنها را تضاد فرقوی (فتوا های مذهبی) از پا در آورده است:

1. اگر از ترفند های استفاده شده در جنگ های هزاره ها با احمدشاه ابدالی بگذریم چون سند مشخص در مورد آن نداریم، در مرحله بعدی تاریخ هزاره ها می بینیم که عبدالرحمان خونخوار بعد از آنکه نتوانست بر هزاره ها و سرزمین آنها تسلط یابد، از مذهب استفاده ابزاری نموده و با جمع آوری فتوای کافر بودن اهل تشیع، 62% هزاره ها را قتل عام کرد و...

2. در دوران جنگ های داخلی و خصوصاً دوره مقاومت غرب کابل بار دیگر دشمنان هزاره از این ترفند استفاده نمودند، که این استفاده سو شان از مذهب در نهایت فریاد رهبر شهید را کشید و بابه را مجبور کرد تا برای هوشیار کردن هزاره ها و خصوصا نسل های آینده شان فریاد بزند که آگاه باشید: "در افغانستان شعارها مذهبي، اما عملكردها نژادي اند."

3. از ده سال بدینسو است که هزاره های کویته بخاطر شیعه بودن شان، کافر قلمداد میشوند و هر روز افراط گرایان با سرنوشت شان بازی کرده و از خونشان شهر های مختلف بلوچستان را رنگین می سازند. زندگی هزاره ها در هزاره تاون و مهرآباد این روزها بهتر از زندگی زندانیان محکوم به مرگ نیست.

      از قراین و شواهد این طور آشکار است که هزاره ها بعد از طی نمودن یک دوره آرام ده ساله یکبار دیگر مطابق به پلان باید تنها شوند. شاید هم این جدا کردن هزاره ها از دیگران در عقب اش هدف های زیادی را نهفته داشته باشد که یکی از آنها حذف  جدی خود هزاره ها از صحنه باشد... به هر حال مثل گذشته تصمیم بر آن است تا از موثر ترین و بهترین وسیله در این مورد استفاده شود، یعنی همان ابزار همیشگی. هزاره ها اگر میخواهند بار دیگر با این ابزار برنده روبرو نشوند، ناگزیز و به صورت حتم باید حافظه تاریخی شانرا بکاوند و با بررسی گذشته شان، حال و آینده شانرا تجزیه و تحلیل کند تا از یک سوراخ برای چندمین بار گزیده نشوند.

      حادثه امروز دانشگاه کابل که در آن بخاطر برگزاری مراسم عزاداری محصلین اهل تشییع و محصلین اهل تسنن با هم برخورد نمودند، زنگ خطر جدی برای هزاره ها است. به هر اندازه ای که جنجال های فرقه گرایانه در افغانستان بیشتر رونما گردد، به ضرر هزاره ها است. اگر با مسایل فرقه گرایانه آگاهانه برخورد نشود و خصوصا خود هزاره ها اعتدال را در نظر نگیرند، در نهایت فقط هزاره ها یکه و تنها با اقوام دیگر افغانستان که اکثریت مطلق شان از اهل تسنن اند روبرو خواهد شد و فاجعه های تاریخی را یکبار دیگر تجربه خواهد کرد. برای هزاره ها عاقلانه این است که اندیشمندانه با موضوع برخورد نموده و نگذارند که یکبار دیگر قربانی فتواهای تند فرقه گرایانه مذهبی شوند و سند واجب القتل بودن شانرا امضا کنند.

+ نوشته شده در 2012/11/24ساعت 10:8 PM توسط عبدالله رفیعی |

شماری از نمایندگان پارلمان بریتانیا خواستار تشکیل گروهی شدند که برای توقف قتل‌های هدفمند هزاره‌های این کشور و پی گیری عوامل ترور آنها به پاکستان فشار وارد کند.

هزاره‌های پاکستان می گویند در دوسال اخیر ده‌ها هزاره در پاکستان ترور شده اند.

مختارعلی از فعالان مدنی هزاره‌ها در کویته پاکستان، در این جلسه که در اتاق شماره ده کنفرانس‌های پارلمان بریتانیا برگزار شده بود گفت که ترورهای هدفمند هزاره‌ها در کویته حدود ده سال پیش شروع شد اما در دوسال اخیر به شدت افزایش یافته است.

به گفته او در این سالها حدود ۸۰۰ تن از فعالان سیاسی، حقوقدانان، تاجران و فعالان مدنی هزاره‌ها در کویته ترور شده اند.

مختارعلی گفت که اخیرا مردم عادی نیز مصون نیستند و بارها به مغازه داران و افراد عادی در شهر حمله شده است.

این فعال مدنی هزاره گفت که مسئولیت اکثر این ترورها را لشکرجنگهوی به عهده گرفته ولی دولت پاکستان تاکنون برای بازداشت و محاکمه عاملان این ترورها، کاری نکرده است.

آلن‌جانسون از اعضای ارشد پارلمان بریتانیا گفت در یک سال گذشته او و شماری از همکارانش در پارلمان بریتانیا تلاش کرده اند تا کمپین(کارزار) آگهی دهی در مورد وضعیت هزاره‌ها را به راه اندازند.

آقای جانسون گفت که تحقیقات کمیسیون حقوق بشر پاکستان نشان می دهد که "نوعی اغماض عمدی در برخورد با عاملان ترور هزاره‌های پاکستان از سوی دولت این کشور دیده می شود."

آقای جانسون افزود که وضعیت هزاره‌ها در پاکستان نیازمند این است که یک گروه فرا حزبی در پارلمان بریتانیا برای اعمال فشار بر پاکستان ایجاد شود.

به گفته آقای جانسون در پارلمان بریتانیا اختلاف سیاسی در این مورد وجود ندارد و باید بر پاکستان فشار وارد شود که عاملان ترورهای هدفمند، هزاره‌ها در پاکستان را به دادگاه بکشاند.

جان دنهام نماینده سودهمتون در پارلمان بریتانیا و مارک لانکستر دو تن دیگر از نمایندگان پارلمان بریتانیا، نیز بر تشکیل چنین گروهی برای حمایت از هزاره های پاکستان تاکید کردند.

اکرم گیزابی از فعالان مدنی هزاره‌ها در افغانستان گفت عربستان سعودی و ایران نیز با حمایت از گروه های مذهبی تندرو، در ایجاد وضعیت کنونی کویته پاکستان نقش دارند.

او معتقد است که تبعیض علیه هزاره‌ها در پاکستان یک تبعیض سازمان یافته است.

فعالان مدنی هزاره‌ها می گویند، وضعیت هزاره‌ها در حال حاضر در کویته پاکستان نگران کننده است و حدود ۲۰۰۰ از دانشجویان به دلیل ترس، تحصیل در دانشگاه مرکزی بلوچستان را ترک کرده اند.

حدود نیم میلیون هزاره در کویته بلوچستان زندگی می کنند که بسیاری از آنها ده‌ها سال پیش از افغانستان به پاکستان مهاجرت کرده اند.

                 منبع: بی بی سی فارسی

                 دوشــــــنبه 19 نوامبر 2012

+ نوشته شده در 2012/11/20ساعت 6:53 PM توسط عبدالله رفیعی |

+ نوشته شده در 2012/11/20ساعت 6:34 PM توسط عبدالله رفیعی |

     امروز پنجشنبه 15/11/2012م، صبح زمانی که سبزی فروشان هزاره تاون به شکل قافله که در آن 5 موتر شامل بود و توسط سه موتر پولیس اسکورت می شد، از هزار گنجی (خارج شهر) بعد از خریدن سبزی و میوه بر می گشتند، در ساحه اختر آباد مورد کمین تروریستان قرار گرفتند. تروریستان که تعداد شان 10 الی 15 نفر بوده است، اولین فیر شانرا بر موتروان اولین موتر می کند، تا قافله را ایستاد نموده و به مثل حادثه های قبلی همه را کشتار نمایند.

     از قرار معلوم تروریستان به این فکر بوده اند، که بعد از کشته شدن موتروان، موترها ایستاد شده و پولیس ها نیز فرار خواهند کرد، در نتیجه آنها به هدف شوم شان رسیده و سبزی فروشان غیر مسلح را محاصره کرده کشتار خواهند کرد. اما اولا که موتروان فقط زخمی سطحی میشود و از طرف دیگر موتر سرقافله "پولیس" فرار می کند و موتر آخری "پولیس" نیز ساحه را ترک می کند، ولی موتر سوم "پولیس" که در وسط قافله بوده راه برای بیرون رفت یافته نمیتواند و یا هم شاید می خواهد از قافله دفاع کند، لهذا دست به عمل متقابل می زند. تروریستان چون با شلیک های پولیس مقابل میشوند و تقریبا ده دقیقه شلیک های مرمی بین آنها رد و بدل میشود و آنها نمیتوانند از کمین گاه شان نزدیک آمده و خود را به قافله برسانند و تا این موقع سبزی فروشان نیز پیاده و یا با موتر فرار می کنند، ناگزیر فرار را بر قرار ترجیح داده و از صحنه متواری میشوند.

     وضعیت امنیتی در این اواخر برای هزاره های کویته بیش از حد نگران کننده شده است. تقریبا یک هفته است که هر روز خونی از هزاره ها در این شهر می ریزد و از طرف دیگر لشکر جهنگوی که اکثر از کشتار های هزاره های شهر کویته را به عهده می گیرد، سخنگوی آن ابوبکر صدیق طی گفتگویی با مسوولین روزنامه ها اعلان کرده است، که امسال به هر قیمتی جلو جلوس های ماه محرم و خصوصا عاشورا را می گیرند و برای این منظور فداییان شان آماده است.

     از طرف دیگر در حالی که وضعیت بحرانی تر شده میرود، ایف سی نیز هزاره های شهر کویته را محدود تر کرده میرود. بعد از پذیرش مسوولیت امنیتی شهر کویته برای 3 ماه توسط ایف سی، ایف سی نمی گذارد که کسی در شهر کویته اسلحه همرایش حمل کند و این کار آنها عامل شده است که هزاره ها ناگزیر در جریان سفر غیر مسلح باشد. تروریستان که تابع هیچ قید و شرطی نیستند از این فرصت استفاده بیشتر نموده و چون می دانند که هزاره ها غیر مسلح اند، با خاطر آرام آنها را هدف قرار می دهند و بعد از صحنه با موترسایکل های شان فرار می کنند.

     حکومت بلوچستان تحت سرکردگی اسلم ریسانی اعلان کرده است که به هر قیمتی امنیت مراسم های ماه محرم را می گیرد و همچنان شهر کویته یکی از شهر های حساس از طرف حکومت مرکزی نیز مشخص شده است، ولی با آنهم مردم چون اطمینان شانرا بر حکومت از دست داده اند، خودشان بخواهی نخواهی اندک اندک برای حفاظت شان دست بکار اند... 

+ نوشته شده در 2012/11/15ساعت 6:42 PM توسط عبدالله رفیعی |

+ نوشته شده در 2012/11/11ساعت 11:56 AM توسط عبدالله رفیعی |

          در روزهای اخیر، در شهر کویته روزی نگذشته است که خونی از هزاره های شهر کویته نریخته باشد. قرار گزارشها ساعتی قبل امروز شنبه ۱۰/۱۱/۲۰۱۲م، همچون حوادث قبلی تروریستان با حمله نمودن بر یک تاکسی زرد رنگ که سرنشینان آن هزاره ها بودند و از بازار به طرف خانه می آمدند، سه تن از سرنشینان آنرا شهید نموده و بقیه آنها را به شدت زخمی نمودند. این حادثه در ساحه قندهاری بازار (منان چوک) که از شلوغ ترین ناحیه شهر است، صورت گرفته است. همچنان در حادثه دیگری تروریستان بر یک موترسایکل سوار که سرنشین آن هزاره است، در ساحه دبل رود حمله نموده و وی را نیز به شهادت رساندند. شهدا و زخمی ها به شفاخانه عمومی شهر انتقال داده شده اند.

     این درحالیست که دیروز ۹/۱۱/۲۰۱۲م، نیز تروریستان با حمله نمودن بر یک سایکل سوار در سرک کرانی - ساحه ارباب کریم خان رود، وی را به شهادت رساندند. همچنان پریروز ۸/۱۱/۲۰۱۲م، نیز تروریستان با حمله شان بر دوکاندار از مردم ما در ساحه سرک منیر احمد منگل، وی را به شهادت رساندند...

     حملات متواتر روزانه بر مردم ما در این اواخر، در حالی صورت می گیرد که امنیت شهر از دو ماه به این سو به دست ایف سی است. و چند روز قبل مسوول ایف سی از بهتر شدن اوضاع خبر داد. اگرچه نظر به گفته مسوولی ایف سی شاید اوضاع امنیتی برای اقوام دیگر ساکن شهر کویته بهتر شده باشد، ولی کشتار هدفمندانه هزاره ها در دوران مسوولیت ایف سی نیز به شدت جریان داشته است.

+ نوشته شده در 2012/11/10ساعت 6:29 PM توسط عبدالله رفیعی |

     در روز چهارم عید بزرگ امسال 2012م، شاهد افتتاح شدن نمایشگاه نقاشی ای از طرف هنرجویان هنرکده غلغه تحت عنوان وحدت و انسان دوستی بودیم، که در آن مجموعا 45 اثر برای بازدید هنردوستان گذاشته شده بود. مهمان خصوصی مراسم افتتاحیه نمایشگاه خانم صوفیا وفا بودند، که ایشان در ضمن تشویق هنرجویان طی سخنانی در مورد هنر دیدگاه شانرا با حاضرین در مراسم شریک ساختند.

     نمایشگاه اینبار هنرجویان هنرکده غلغه بدون شک نمایانگر تلاش و زحمات خستگی ناپذیر شان بود، زیرا این نمایش نسب به نمایشگاه های قبلی در هزاره تاون ویژگی های خاص خودش را داشت. نمایشگاه دارای عنوان خاص بود، که هنرجویان را ملزم ساخته بود تا اثر هنری شان انعکاس دهنده عنوان نمایشگاه باشد. از طرف دیگر هنرجویان هرکدام با ابتکاری خاصی اثر های شانرا خلق نموده بودند، تا هرچه بهتر در قالب عنوان تفسیر شوند. در نمایشگاه امسال کاپی کاری دیده نمیشد، آنچه بود خلق اثر توسط هنرجویان بود. هنرجویان در این نمایشگاه در مورد اثر شان سخن داشتند و برای بازدید کنندگان در قالب سبک های سخن می گفتند، چیزی که در نمایشگاه های قبل شاهد آن نبودیم.  علاوتا در نمایشگاه امسال سهم خواهران ارزنده بود و مسوولین نمایشگاه برای معرفی خوبتر هنرجویان و اثر هایشان یک بروشور ویژه ای را نیز طراحی نموده بودند.

     در ضمن اثر های نمایشگاه امسال با هم مقایسه نیز شدند، که در نتیجه اثر هنری ذکریا طاهریان نظر به فیصله داوران عنوان بهترین اثر را از آن خود کرد. اثر مهدی رحیمی دوم و اثر ذکی ذکی اسکارلیت مقام سوم را کسب کردند. کویته بلاگفا در ضمن گفتن تبریک به استاد حسن هاتف و هنرجویان هنرکده غلغه بخاطر برگزاری نمایشگاه عالی شان، کسب مقاوم اول را برای برادر ذکریا طاهریان، دوم را به مهدی رحیمی و سوم را به ذکی اسکارلیت نیز تبریک می گوید!

اثر آخری، اثر منتخب نمایشگاه از ذکریا طاهریان است.

+ نوشته شده در 2012/11/1ساعت 11:26 PM توسط عبدالله رفیعی |

قومای عزیزکویته، برادران، خواهران، نویسندگان، محققان و اساتید گرامی آن دیار، سلام علیکم ورحمته الله!.

خوشحالم فرصتی پیش آمد تا با شما عزیزان درد دلی داشته باشم. شمایی که امروز یکباردیگر سرنوشت شما با خون و شهادت رقم خورده است، سرنوشتی که تاریخ معاصرمن و تو است. گاهی تراژدی جنایت و قتل عام عبدالرحمان جلاد خون رنگ صفحه تاریخ ما می گردد و گاهی هم افشار، غرب کابل، مزارشریف، بامیان و یکاولنگ و این بار کویته درامه رقص خون را در صفحه تاریخ ما روایت می کند.

همیشه برای من این سئوال اساسی مطرح شده که " آیا هویت تاریخی هزاره ها همان است که فیض محمد کاتب روایت می کند و یا چند کتاب تاریخ دیگر از حد اقل دوصد سال گذشته هزاره ها؟". آنچه در این کتابها تاریخ هزاره ها را روایت کرده، دوره معاصر یعنی در حدود چند قرن اخیراست، روایت های تاریخی یی که جز خون، آتش، ستم، آوارگی، فقر و کتمان هویت چیزی دیگری در آن دیده نمی شود. کتاب سراج التواریخ فیض محمد کاتب هزاره رنجنامه مرگ و درامه خون و آوارگی واز دست دادن قلمرو سرزمینی هزاره ها در سینه تاریخ است. آیاهویت تاریخی ما فقط همین است؟، یعنی شکست، تسلیم پذیری در سایه استبداد برای زنده ماندن و خزیدن در دره های سرد و یخ زده؟ یا این که هزاره ها در گذشته نیز از هویت تاریخی افتخار آمیز برخور دار بوده اند، اما با گسست و هبوط از این موقعیت والا دچار آلزایمر تاریخی گردیده و هیچ خاطره ای از گذشته دورخود ندارند؟.

مشکل دیگری که در کنارفراموشی تاریخ گذشته ماوجود دارد، هیژمونی دیگر اقوام و ملت ها در فرایند ساخت تاریخ است، زیرا این نکته عاری از حقیقت نیست که «تاریخ را مورخان می سازند تا حوادث و رویدادهای تاریخی» اکنون نشانه ها، الگوها، شخصیت ها، خلاقیت ها، سلسله های حکومتی وآثارباستانی را که روایتگر رشد و شکوفایی تمدنی هزاره ها در گذرتاریخ بوده است، همه را دیگران ازآن خود کرده و برای خود تاریخ ساخته و اکنون تغییر تاریخ نوشته شده وتغییر مسیر تاریخ و اثبات این تغییر برای مورخان هزاره دشوار است. در حالی که هزاره ها نه تنها در قلمرو فعلی هزارستان حکومت های محلی متعدد داشته اند، بلکه در شبه قاره هند، ایران و آسیای میانه حکومت رانده اند، حکومت های محلی شیران بامیان، غوریان، ناهور، جاغوری و بهسود را حتی مورخان معاصر نیز روایت کرده اند، اما متاسفانه این سلسله های حکومتی هنوز از سوی محققان هزاره شفاف و روشن نشده است. مورخان هزاره بیشتر روی تاریخ خونین معاصر هزاره ها کار کرده اند و متاسفانه نقبی به گذشته نزده اند و این یک کاستی بزرگ در تاریخ ما به شمار می رود و بر محققان و مورخان هزاره است تا در این راه کمر همت بربندند و تحقیقات دامنه دار خود را در این زمینه آغاز نمایند و افتخارات گذشته را با دنیای معاصر پیوند بزنند.

امروز همان طوری که شهید فیض محمد کاتب هزاره سمبلی از روایت خونین قتل عام هزاره ها در عصر عبدالرحمانی است، شهید مزاری به عنوان سمبل مقاومت و نماد هویت یابی قومی است که پس از صد سال سکوت و تحمل رنج یک شکست سنگین به باز خوانی هویت خود آغاز کرده است. براین اساس تراژدی خونین سه سال قتل عام هزاره ها در اوایل دهه 1890 و مقاومت سه ساله غرب کابل در اوایل 1990 دو پیوند تاریخی مهم اما متضاد در سرنوشت هزاره ها است. حادثه اول بیش از 60 درصد هزاره ها را به کام مرگ برد، از سرزمین شان آواره کرد، تلاش شان فقط برای زنده ماندن خلاصه شد، دچار کتمام هویت شدند، طوری که حتی جرات هزاره گفتن را نداشتند، دچارالزایمر تاریخی خود شدند و جرات نداشتند که افتخارات گذشته خود را روایت کنند و یا به کاوش بگیریند. اما در حادثه دوم هرچند خون بود و آتش و رقص خون در برزخی از زندگی و مرگ، اما مردی از میانه آتش قد راست کرد و طلسم ذلت پذیری من وتو را شکست و هویت هزاره ها را به عنوان انسانی که از حقوق انسانی برابربا همه انسانها در سایه عدالت اجتماعی در دنیای مدرن امروز برخوردار است، ترسیم کرد.

نمادها و شعارها نیز در دو حادثه بسیار جالب می نماید، آنچه در حادثه اول برای هزاره ها به نماد فرهنگی تبدیل گردید« مَخْتَه» است. مخته یکی از ارکان اصلی فولکلورهزاره گی است، مخته نوحه ای است که زنان در سوگواری ها می خوانند. مخته طی جنگ های هزاره ها باعبدالرحمان(1890-93) به وجود آمده است. مخته قالبی است که رنجمایه های خون و آتش و مظلومیت و قهرمانی های ناکام را روایت می کند، روایت های تلخی که حد اقل هزاره ها یک قرن آن را با جسم و جان شان زمزمه کرده اند. در حادثه دوم هرچند که محاصره هست و خون و شهادت و قتل عام افشار، اما نماد و شعارها دیگر به «مخته» تبدیل نگردید، بلکه محور شعارها « مقاومت»، « هویت خواهی»،« عدالت اجتماعی» بود و اینکه « هزاره بودن حق هر انسان هزاره در دنیای مدرن امروز است». قهرمان ها هم جالب است در حادثه اول شیرین هزاره و چهل دختران اند که برای حفظ غیرت ناموسی شان دسته جمعی خود را از کوه پایین انداختند و در حادثه دوم، حمید، نصیر،  شفیع و... هستند که خواب را از دشمن ربوده بودند.

رهبران هردو حادثه نیزجالبند، در حادثه اول خوانین، ملاها و کربلایی های پراکنده و متشتتی هستند که نمی توانند نیروهای مقاومت را در یک صف متحد کنند، دسته های پراکنده در هرنقطه توسط قشون خون خوار عبدالرحمان قتل عام می شدند؛ اما در حادثه دوم مردی ازخاکستر سکوت و نفاق داخلی برخواست و قبل از مقاومت غرب کابل، دسته ها و گروههای پراکنده را دور هم جمع کرد و متحدساخت و رمزهویت یابی این قوم را در وحدت و یکپارچی دانست و در سایه این همبستگی بود که مقاومت جاودانه غرب کابل به رهبری رهبرشهید عبدالعلی مزاری رقم خورد.

حال اگر این دو حادثه روایت گردد، دو راه دارد. حادثه اول را با مخته روایت کرده اند و حادثه دوم را باید باخاطره روایت کرد. زیرا خاطره ها و تاریخ مقاومت غرب کابل و نقشی که رهبرشهید در آن ایفا کرد اگر به نسل بعدی منتقل نشود، ممکن است بازهم نسل های آینده ما حتی دچارآلزایمرتاریخ معاصر خود گردند و در بیگانگی هویتی از دیگران کسب هویت کنند.

امروزه خاطره نويسي اهميت ويژه‌اي پيدا كرده است، زيرا خاطرات واقعيت‌هاي زيادي را بيان مي‌كند كه در تحليل‌ها و گزارش‌ها ناگفته مانده است. افكار، رفتار، خلقيات، آرزوها و آرمان‌هاي اشخاص را از لابلاي خاطرات آنان می توان بدست آورد. اگر ارگانهای دولتي ويا نهاد تحقیقی بخواهند اسناد و مدارك يك رويداد مهم را با تمام جزئيات گرد آوري كنند، جمع آوري خاطرات افراد از آن رويدادها يكي از منابع مهم به شمار مي‌رود.

رهبر شهید شخصيتي است كه از اوان جواني وارد فعاليت‌هاي فرهنگي و سياسي گرديد و براي تربيت نسل مبارز درميان جوانان تلاش کرد. براي زمينه سازي مبارزه و ايجاد تحول بنيادين در ساختار نظام سياسي در افغانستان لحظه‌اي آرام ننشست و اين خاطرات خود روايت گر بخشي از اين تلاش‌هاست. در دوران جهاد يگانه مجاهد مردي بود که سنگين ترين مسئوليت‌هاي جنگ و جهاد را بردوش داشت، از حضور در عمليات‌هاي نظامي گرفته تا ساماندهي تشکيلات مجاهدين و تدارک مهمات و نياز مندي‌هاي مجاهدين همه بردوش او بود. زماني که نفاق داخلي چون خوره پيکره جهاد و مبارزات مردم ما را مي‌خورد رهبر شهيد باطرح وحدت و يگانگي، حزب وحدت اسلامي افغانستان را با همت ديگر همزرمانش تشکيل داد او در بحراني ترين برهه از تاريخ افغانستان نقش بزرگي براي هويت بخشي هزاره‌ها بازي كرد. براي تحقق هدفش تا آخر ايستاد، سخت ترين شرايط را متحمل شد اما تن به معامله نداد، مردمي را از خواب غفلت بيدار كرد و به آنان انگيزه سياسي و روحيه انقلابي بخشید. اکنون شناخت مزاری مساوی با شناخت هویت مردم ما است که پس از صد سال سکوت جرات فریاد کشیدن یافته است و این فریادها باید به نسل بعدی منتقل شود.

هنوز هم زواياي شخصيتي رهبرشهید ناشناخته مانده و اندیشه سياسي و مبارزاتي او با روش‌هاي علمي و متدهاي تحقيقي تجزيه و تحليل نشده است. هرچند كه هر ساله در سالگرد شهادتش ازايشان تجليل مي‌شود اما هيچ نهادي براي جمع آوري آثار و خاطرات او همتي به خرج نمي‌دهد و سرمايه گذاري نمي‌كند. اکنون چاپ جلد اول کتاب یاد گلسرخ و برگزاری مراسم رونمایی از آن، شاید انگیزه بیشتری برای محققان و نویسندگان خلق نماید تا در این راستا گامهای اساسی و علمی بردارند.

در پایان یاد آوری چند نکته را لازم می دانم:

 1- این قلم که در کنار فعالیت های ژورنالیستی در زمینه تاریخ معاصر سه دهه اخیر افغانستان کارمی کند، تاکنون 200 ساعت مصاحبه از کسانی که در جریان تحولات غرب کابل، مزارشریف و بامیان بوده اند، جمع آوری کرده ام که بخش زیادی از این مصاحبه ها در موضوعیت فعالیت ها و اندیشه های رهبرشهید است، اما گرفتاری های مهاجرت، مشکلات اقتصادی و نیز نبود یک همکار خوب، کار بیشتری در این زمینه نشده است.

2- همانطوری که در مقدمه این کتاب نیز آمده مجموعه خاطرات یاد گل سرخ حد اقل  سه جلد خواهد شد، بخش عمده خاطرات جلدهای بعدی به صورت خام در لابلای 200 مصاحبه های یاد شده موجود است، اما کار بیشتری تاکنون صورت نگرفته است. اکنون از همه دوست داران رهبر شهید تقاضادارم تا اگر خاطره ای از رهبر شهید دارند آن را به ایمیل این جانب ارسال کنند. مشخصات کامل راوی خاطره و نیز تاریخ دقیق و یا تقریبی زمان خاطره ضروری است.

3- بعضی از دوستان در ایران و افغانستان وجاهایی دیگر براساس سلایق خود می خواهند با دستکاری، این مجموعه خاطرات  را به چاپ برسانند، باید یادآور شوم که خاطرات جمع آوری شده به صورت امانت نزد من است و هرگونه تغییر و دستکاری خیانت به امانت است و اجازه تغییر در متن و موضوع خاطرات به هیچ وجه داده نمی شود. بعد از این نسخه چاپ شده  در کویته پاکستان، به عنوان مرجع و اصل خواهد بود و دیگر دوستان اگر می خواهند این کتاب را به چاپ برسانند، عین آن را به عنوان تجدید چاپ به نشر برسانند و نیز اجازه داده می شود که از این کتاب همراه با ذکر منبع و عدم تغییر در متن خاطرات، برخی از خاطرات را در کتابها یا سایت های شان به نشر برسانند.

4- از دوست خوبم آقای رفیعی که زحمت چاپ آن را کشیده است و دوستان عزیز آقایان حسین ناصری، عبدالله همدرد و عباس فروزش که هزینه چاپ را متقبل شده اند ودیگر دوستانی که در این راستا تلاش کرده اند و نیز شما بزرگوارانی که در مراسم رونمایی کتاب یاد گلسرخ  در شرایط نامساعد کویته دورهم جمع شده اید، یک جهان سپاسگزاری و تقدیر و تشکر می نمایم.

                                                                                            موفق و کامراباشید

                                                                                            محمداسحاق فیاض

                                                                                      قهرمان ماراش- جنوب ترکیه

                                                                                               ۱۲/۱۰/۲۰۱۲       

+ نوشته شده در 2012/10/16ساعت 10:50 PM توسط عبدالله رفیعی |

     قرار گزارش های اولیه امروز یک شنبه ۱۴.۱۰.۲۰۱۲میلادی، ساعتی قبل در اثر حمله تروریستان بر یک موتری که سرنشینان آن هزاره های شهر کویته بودند، در عبدالستار رود نزدیکی های امامیه هایی اسکول دو تن شهید و سه تن زخمی شده اند. به گفته نیرو های انتظامی ایف سی، افراد نامعلوم بعد از حمله بر سرنشینان موتر، از ساحه متواری شده اند و ایف سی محل حادثه را محاصره کرده و در تعقیب تروریستان می باشد... وضعیت صحی زخمی ها نیز وخیم گزارش میشود و آنها به شفاخانه نظامی شهر انتقال داده شده اند...

+ نوشته شده در 2012/10/14ساعت 8:48 PM توسط عبدالله رفیعی |

گزارش از: تلاش

     انجمن علمی و فرهنگی آینده سازان یک محفل فرهنگــــــــــــی را دیروز جــــمعه ۱۲/۱۰/۲۰۱۲م، جهت رونمایی کتاب "یاد گل سرخ" که به قلم نویسنده و پژوهشگر توانای مردم ما جناب محمد اسحاق فیاض نوشته و به کمک مالی بعضی از اعضای این انجمن در کویته به زیور چاپ آراسته گردیده، برگزار نموده بود. در محفل رونمایی عده ای از نخبگان مردم ما، مدیران مکاتب، استادان، فرهنگیان، رهروانان بابه مزاری، دانشجویان و دانش آموزان و افرادی فرهنگ دوست شرکت نموده بودند.

     محفل با تلاوت چند از کلام الله مجید توسط محمد آصف رضایی و به گردانندگی محمد جلیل تجلیل سر ساعت چهارونیم بعد از ظهر به وقت محلی در ماشاالله هال واقع هزاره تاون آغاز گردید . در آغاز محفل استاد عبدالقیوم مرادی مسوول انجمن اینده سازان ضمن خوش آمدید گویی از مهمانان، مختصری از کارکردهای انجمن آینده سازان را برای مهمانان حاضر در تالار به معرفی گرفته و چاپ کتاب را برای نویسنده ی آن جناب محمد اسحاق فیاض و تمام حاضرین در تالار و فرهنگیان تبریگ عرض نمود . بعد از آن آقای عبدالله رفیعی، بیوگرافی محترم اسحاق فیاض، گزارش کوتاهی را از نحوه ی به زیور چاپ آراسته شدن کتاب  با  پیام نویسنده کتاب را بخوانش گرفت و همچنان دو تن از دانش آموزان اناث که پارچه های شعری را راجع به بابه عبدالعلی مزاری و میهن برگزیده بودند، بخوانش گرفتند.

      در ادامه محفل استاد عبدالغفور ربانی در جایگاه آمده و به محتویات کتاب اشاره نموده، گفتند، این اثر بی نظیر وزیباست و کاری نویسنده آن ستودنی است و این نحوه ی کار خود نوعی از بهترین تحقیقات میدانی درباره آندسته از شخصیت هاست که خاطرات خود را با قلم خود ننوشته اند. شناسایی شخصیت ها از زبان اهل قلم واندیشه و افرادی همدوره ی زندگی آن به مراتب بهتر از آنست که شخص از خود چیزی بنویسد و به دیگران بنمایاند. ادامه برنامه با سخنرانی از نماینده مدیران مکاتب هزاره تاون استاد زمان توکلی ادامه یافت. وی نویسندگان و قلم بدستان جامعه را ستوده و افزود جامعه ای که قلم بدست ندارد در حقیقت به فراموشی سپرده می شود. وی قلم بدستان را سرمایه بزرگ معنوی یک جامعه و حافظ هویت و تاریخ آن دانست...

      در ادامه محفل محترم احمدعلی کهزاد جنرل سکرتری حزب هزاره دموکراتیک به ایراد سخن پرداخت و خاطره نویسی را بهترین راه برای شناخت ومعرفی شخصیت ها دانست و افزود که ما در انتظار جلدهای بعدی این دفتر خاطرات هستیم تا بتوانیم از ترسیم خط فکری اقای مزاری، برای مدیریت و خط سیاسی جامعه خویش استفاده نماییم.

      ختم محفل همراه بود با دنبوره ی هزاره گی. دنبوره که در تارهایش تاریخ، فرهنگ و حماسه های تاریخی این مردم بازتاب یافته است. هنرمند محبوب محلی ما اقای صفدر سروش با اجرای دو پارچه از اهنگهای انقلابی اش محفل را به طرف یک شور و زیبایی خاص برد و لبخند را بر لبان حاضرین در محل نشاند.

نمایی از رونمایی کتاب

آقای کهزاد در حال سخنرانی

استاد عبدالغفور ربانی در حال سخنرانی

استاد توکلی در حال سخنرانی

اعلانسر محفل

مردم و یاد گل سرخ

 

+ نوشته شده در 2012/10/13ساعت 4:45 PM توسط عبدالله رفیعی |

     به گفته پولیس امروز پنجشنبه ۴/۱۰/۲۰۱۲م، حوالی صبح زمانی که دو تن از هزاره ها با یکتن از همکاران پنجابی شان (کارمندان وزارت مالیه) از کویته به طرف پشین می رفتند، در ساحه قشلاق مورد حمله تروریستان قرار گرفته و در نتیجه هر سه شان به شدت زخمی شدند. در زمان انتقال زخمی ها به طرف شفاخانه عمومی شهر، یکتن شان (هزاره) به شهادت رسید و دو تن دیگر شان تحت تداوی قرار گرفته اند. گزارش ها حاکیست که وضعیت صحی دو تن از زخمی ها نیز وخیم است.

     تروریستان حمله کننده، که گفته میشود، تعداد شان دو تن بوده اند، بعد از به انجام رساندن عمل ناجوانمردانه شان از محل متواری شدند. قابل یادآوریست که از زمان حمله بر هزاره های شهر کویته، این اولین حمله ایست که در شاهراه کویته - چمن بر مردم ما صورت می گیرد.

+ نوشته شده در 2012/10/4ساعت 1:27 PM توسط عبدالله رفیعی |

برادران و خواهران گرامی!

     تظاهرات هزاره های جهان در اول اکتوبر سال 2011م، بر ضد نسل کشی هزاره های کویته، بدون شک پختگی فکری مردم ما را به نمایش گذاشت. در اول اکتوبر سال گذشته هزاره ها به صورت مدنی و منظم به صورت فعال صدای مظلومیت هزاره های کویته را به گوش مراجع مربوطه و جهانیان رساندند. هزاره های جهان با تظاهرات های شان نه تنها به جهانیان ثابت کردند، که هزاره ها یک قوم امنیت دوست، با تهذیب و جمهوری خواه است، بلکه زمینه بیداری و همبستگی ملی هزاره های جهان را نیز مهیا ساختند. تظاهرات اول اکتوبر و تظاهرات های بعدی آن نه تنها روحیه مردم ما را بلند کرد، بلکه به جهانیان اثبات نمود، که هزاره ها یک قوم صلح دوست و بر ضد انواع مختلف از خشونت ها می باشند. و نیز هزاره با تظاهرات های شان به اثبات رساندند، که هزاره ها در هر سرزمینی که زندگی کنند، با یکدیگر اند و برای یکدیگر از هیچ نوع از خودگذری دریغ نمی کنند.

برادران و خواهران گرامی!

     حزب هزاره دموکراتیک به حیت یگانه حزب منظم قومی همیشه تلاش کرده است تا در مواقع حساس و بحرانی، قوم را به سمت درست راهنمایی کند. این حزب با درخواست برگزاری تظاهرات بین المللی در اول اکتوبر سال گذشته، حاضر نشد بگذارد تا خون ناحق هزاره های کویته پامال شود.

     حزب هزاره دموکراتیک در ضمن سپاس گذاری مجدد از احساس مسوولیت هزاره های جهان در قبال همدیگر و خصوصا هزاره کویته، می خواهد یاد آوری کند، که متاسفانه نه تنها نسل کشی هزاره ها در کویته پایان نیافته است، بلکه تهاجم کوچی ها بر بهسود، نا امن شدن شاهراه های که به سمت هزارستان می روند و محاصره  شدن هزارستان به آن اضافه شده است. بدون شک راه بیرون رفت از این چالش ها در همبستگی ملی هزاره های سراسر جهان نهفته است.

     حزب هزاره دموکراتیک، برای بیرون رفت و همیشه حاضر بودن در کنار هم، از هزاره های جهان یکبار دیگر درخواست می نماید، که اول اکتوبر هر سال را به نام "روز همبستگی ملی هزاره ها" تجلیل نموده و با برگزاری سمینار های ملی، کنفرانس های قومی و دیگر مراسم ها زمینه گفتگوهای سالم و همبستگی بیشتر ملی مردم ما را مساعد سازند، زیرا ما فقط با همبستگی ملی هزاره های سراسر جهان، اتحاد و همدلی شان، روابط مستحکم شان، عملکرد سیاسی دقیق شان و پلان های استراتیژیک ملی شان می توانیم بر چالش های پیش روی مردم خویش فایق آیم.

                                                                            زنده باد روز همبستگی ملی هزاره ها

                                                                               از طرف: حزب هزاره دموکراتیک

                                                                                        ۲۳/۹/۲۰۱۲ میلادی

+ نوشته شده در 2012/9/23ساعت 11:51 PM توسط عبدالله رفیعی |

گزارش از: تلاش

     دیروز جمعه 2012/09/21 م، طی یک محفل با شکوه، حوالی ساعت 11 قبل از ظهر در یوسفی هال واقع در بروری هزاره تاون توسط رهبران، کارکنان، افراد خیر و حامیان حزب هزاره دموکراتیک، اداره خیریه نیمسو ارگنایزیشن افتتاح شد. در برنامه افتتاحیه "نیمسو ارگنایزیشن"، از موسسات و ارگان های مختلفی که برای مردم به نحوی کارهای خیریه انجام میدهند دعوت به عمل آمده بود و قشر های مختلفی مردم از قبیل سیاسیون، فرهنگیان، محاسن سفیدان و اشخاص خییر این جامعه نیز در این برنامه شرکت کرده بودند. جناب محترم عبدالخالق هزاره رهبر حزب هزاره دموکراتیک میهمان ویژه این برنامه بود و جناب احمد علی کهزاد جنرل سکرتری، عزیز الله هزاره نایب صدر، رضا وکیل سکرتری اطلاعات، صدر اداره "نیمسو" پروفیسر عبدالله محمدی و صدر (HSF) عصمت الله نیازی و باقی کارکنان (HDP) در این برنامه نیز حضور داشتند. این برنامه که توسط میرزا حسین هزاره اعلان سری می شد با تلاوت قرآن مجید توسط نجیب الله عارض آغاز شد. که بعد از آن جناب احمد علی کهزاد ، پروفیسر عبدالله محمدی و جناب عبدالخالق هزاره به ترتیب طی سخنانی مبنی بر ضرورت ایجاد اداره بنام "نیمسو" پرداخته و اهداف و مقاصد این اداره را برای مردم واضح ساختند. ناگفته نباید گذاشت که بعد از اتمام سخنرانی ها در مرحله بعدی احمد علی کهزاد درباره تشکیلات و پرسونیل ادره "نیمسو" معلومات ارایه نمود و متعاقباً خییرین جامعه هزاره با اعلان پشتبانی از این حرکت مثبت انسانی (HDP) به کمک مالی این موسسه خیریه پرداختند.  و در قسمت بعدی برنامه نهار برای اشتراک کنند گان در نظر گرفته شده بود که بعد از صرف طعام دوباره کنفرانس اهدا ادامه یافت. طبق آمار ابتدایی که از سوی پرسونیل (HDP) در اختیار ما گذاشته شد در حدود مبلغ بیست و پنج لک کلدار پاکستانی نقد و مبلغ 2000 هزار دالر و یک موتر امبولانس  و یک یخچال و یک قطعه زمین 5 هزار فت از طرف اشخاص خییر جامعه هزاره به اداره "نیمسو" اهدا شد. علاوتاً باید ذکر شود این که مجموعاً مبلغ 30000 کلدار پاکستانی از طرف اشخاص متعدد بصورت ماهوار به این اداره کمک می شود. البته در میان اهدا کنندگان کمک های مالی از کشور های خارج نیز حضور داشتند. و برنامه با دعای یک تن از شرکت کنند گان در برنامه اختتام یافت.

نکات مختصری از سخنان سخنرانان برنامه افتتاحیه:

     درلحظات آغازین برنامه جناب احمدعلی کهزاد جنرل سکرتری حزب هزاره دموکراتیک نخست از تمام اشتراک کنندگان قدردانی کرد که در پروگرام شرکت کرده اند و سپس در جریان یک سخنرانی مختصر برای مردم واضح ساخت که چرا ضرورت ایجاد چنین اداره ی احساس شد؟ و اهداف و مرام موسسه خیریه چیست؟. وی اظهار داشت که هزاره های کویته در سالهای اخیر  مشکلات زیادی داشته و شاهد فاجعه های زیادی بوده اند. بدون کدام شک یک تعداد اشخاص خییر این جامعه کوشش کرده اند به نحوی به فامیلین شهدا و آسیب دیده گان  کمک کنند، اما این کمک ها به صورت منظم و سیستماتیک نبوده از همین جهت نه تنها راه حلی برای مشکلات مردم نبوده بلکه سبب بوجود آمدن ناهماهنگی ها شده است. از همین سبب (HDP) از مدت 9 ماه پیش در صدد تشکیل چنین اداره ی شد که به کمک های خیریه یک نظم ببخشد تا کمک های مالی که از سوی مردم جمع آوری می شود بصورت منظم و برنامه ریزی شده بین افراد مستحق جامعه تقسیم شود. نه تنها به مستمندان کمک مالی شود بلکه توسط همین کمک های مالی کوشش شود که این فراد مستمند روی پای خود ایستاد شوند و دیگر از فقر و بیچاره گی رهایی یابند. وی خاطر نشان کرد که این اداره یک اداره غیر سیاسی است و فقط یک موسسه خیریه است و در خدمت همگان بدون در نظر داشت کدام نوع از تعصبی قرار خواهد داشت. و نیز اهداف کوتاه مدت و بلند مدت این موسسه را تشریح کرد. چون تعلیم و تربیه از نیاز های ضروری و اولیه یک جامعه است از همین لحاظ درقدم نخست موسسه خیریه "نیمسو" تعلیم و تربیه فرزندان شهدای کویته را بر عهده می گیرد و البته مستمندان دیگر نیز تحت پوشش کمک های خیریه این اداره خواهد آمد. و ایجاد بانک خون مجهز و ایجاد خدمات امبولانس از برنامه های بعدی این اداره برای مردم است. وی نیز یاد آور شد چون تعداد معتادان در جامعه ما رو به افزایش است از این رو یک اداره برای ترک اعتیاد نیز در نظر گرفته شده است تا این جوانان که نیروی این جامعه هستند از این آفت رهایی یابند و یک فرد سالم این جامعه شوند. و برنامه های بلند مدت این اداره ایجاد مکاتب و هسپتال ها می باشد. جناب احمد علی کهزاد یاد آور شد که مردم می توانند هر 6 ماه بعد تمام درآمد و مبالغی که برای پروژه ها بکار می روند را ببینند و هر کسی اگر خواسته باشد، از مسوولین نیمسو ارگنایزیشن در رابطه به دخل و خرچ اداره شان برای اطمینان خاطر شان از ضایع نشدن پول های شان پرس و جو می تواند. وی از رییس این موسسه تشکری کرد که پیش از پیش برنامه های خود را با شفافیت کامل آغاز نموده است.

     سخنران دوم این برنامه جناب پروفیسر عبدالله محمدی رییس موسسه "نیمسو" بود. وی با اظهار تشکر و قدر دانی از اشتراک کنندگان دربرنامه افتتاحییه و کنفرانس اهدا برای اداره "نیمسو" سخنان خود را آغاز نمود. در ابتدا در باره واژۀ "نیمسو" که برگرفته از لهجه هزاره گی می باشد وضاحت داد که "نیمسو" یعنی کمک کردن به مردم است. وی علاوتاً بر سخنان احمد علی کهزاد چند نکاتی را در بارۀ این موسسه افزود این که، وقتی که آرزو، جد و جهد در میان مردم زنده باشد این مردم به اهداف بلند انسانیت و کمال خواهد رسید و نیز اشاره کرد که این اداره به کمک مردم و برای مردم ساخته شده است او از مردم خواست تا برای کمک به مستمندان جامعه هزاره به یک قسمی دخیل باشند. و برای فامیلین شهدا اطمینان داد که اطفال های شان در اولین قدم تحت پوشش کمک مالی این اداره قرار خواهند گرفت تا از زیور علم برخوردار شوند و نیز افزود که آنها یتیم نمی باشند چرا که آنها تحت سرپرستی اداره"نیمسو" به کسب علم می پردازند بلکه یتیم به کسانی گفته می شوند که با وجود پدر و مادر از کسب تعلیم و تربیه محروم اند.

     آخرین سخنران این برنامه جناب عبدالخالق هزاره رهبر حزب هزاره دموکراتیک بود. وی به نسبت اشتراک اقشار مختلف مردم احساس خوشی نمود و از شرکت مردم در برنامه اظهار تشکری و قدردانی نمود. ایشان ایجاد چنین اداره های را در یک جامعه ضروری دانست و گفت: چون این نوع موسسات هدف شان خدمت به مردم است لذا از اهمیت خاص برخوردار است. وی به فعالیت های آینده این اداره اشاره کرد و به مسوولین این اداره توصیه نمود که باید برنامه هایشان بصورت منظم و سیستماتیک باشد تا زمینه خدمت به مردم بصورت درست و صحیح انجام گیرد. وی ساحه کاری این اداره را تنها محصور به هزاره ها ندانست بلکه یاد آور شد که باید این اداره چنان فعال شود تا بتواند در هر نقطه پاکستان برای مستمندان و افراد واجد شرایط خدمت و کمک رسانی کند، تا ثابت کنیم که مردم هزاره مردم تمام اقوام ساکن ایالت بلوچستان و پاکستان را دوست دارد و برای آبادانی این کشور دست به هر کاری می زند و باید توسط این کمک های خیریه به تمام مردم بفهمانیم که ما مردم بدور از تعصب قومی، مذهبی ، رنگ و نژاد هستیم. و ما مردم صلح دوست و خواهان امن و ثبات در منطقه هستیم... در بخش دیگر سخنانش خاطر نشان ساخت که هدف اصلی این اداره باید کمک واقعی به افراد مستمند باشد یعنی نه این که فقط به آنها فقط ماهوار کمک مالی صورت گیرد و بس، بلکه باید به آنها هنر یاد داده شود تا در آینده  بتواند مخارج خانواده هایشان را خودشان تامین کنند و دیگر محتاج کمک نباشند. وی به مسوولین این اداره توصیه کرد زمانیکه که مستمندان کمک می شوند، باید اجناس و یا مواد خوراکه از نوع بهترین باشد و اگر نه کار های شما پسندیده نخواهد بود. او نیز یاد آور شد که این اداره یک اداره غیر سیاسی است و برای خدمت به مردم بنا نهاده شده است. او از مسوولین خواست باید برنامه های کمک رسانی تان را طوری تنظیم کنید که دیگر کسی برای جمع آوری خیرات در کوچه ها دیده نه شوند. در اختتام سخنانش از مردم خواست به فکر مستمندان جامعه خود باشند و همیشه با موسسه خیریه" نیمسو" همکاری نمایند تا فقر از جامعه ریشه کن شود.

 

+ نوشته شده در 2012/9/22ساعت 10:38 PM توسط عبدالله رفیعی |

گزارش تکمیلی حادثه حمله بر زایران در ساحه مستونگ:

     شهدای حادثه دیروز، امروز ۱۹/۹/۲۰۱۲م، حوالی ساعت ده صبح با حضور عده کثیری از ساکنان هزاره تاون در میان افسوس های خیلی زیاد به خاک سپرده شدند. اگرچه دیروز رسانه ها تعداد شهدای مردم ما را زیاد گزارش می دادند، اما امروز تایید شد که در میان شهدا، فقط دو تن شان از جمله ساکنان هزاره تاون بودند، که امروز هردوی شان در کنار هم در قبرستان هزاره تاون به خاک سپرده شدند. قرار اطلاعات تایید شده، تعداد زخمی ها مجموعا نه تن می باشند، که از جمله آن ها شش تن شان از مردم ما و سه تن شان از جمله لیویز های مسوول امنیت اتوبوس می باشند. وضعیت زخمی ها زیاد وخیم نیست و امید میرود که آنها زود صحت مند شده و به منازل شان بر گردند.

---------------------------------------------------

گزارش اولیه حادثه حمله بر اتوبوس زایران در ساحه مستونگ:

     قرار اطلاعات اولیه، در نتیجه انفجار یک بمب که در مسیر حرکت اتوبوس زایرانی که از تفتان به طرف کویته می آمدند و یا برخورد یک موتر انتحاری به اتوبوس، امروز ۱۸/۹/۲۰۱۲م، دقایقی قبل یعنی حوالی ساعت ۶ شام، پنج نفر شهید و عده زیادی زخمی شده اند. به گفته گزارشگر شبکه تلویزیون خصوصی سما از محل حادثه "مستونگ" وضعیت صحی زخمی ها وخیم است و آنها به شفاخانه مستونگ انتقال داده شده اند. همچنان گزارش شده است، که در ضمن انفجار بمب که عامل حادثه شده است، بعد از آن شلیک هایی بر اتوبوس نیز صورت گرفته است.

     جوانان از هزاره تاون به طرف محل حادثه رفته اند، تا جنازه ها و زخمی ها را از آنجا به طرف شفاخانه عمومی شهر کویته "بولان میدیکل کمپلیکس" بیاورند. قرار گزارشهای اولیه جوانان، ۲۲ تن مسافر سوار بر اتوبوس بوده اند، که از آنجمله ۹ تن شان زن و طفل و بقیه شان مردان می باشند. به گفته جوانان تعداد شهدا نسبت به گزارش شبکه های تلویزیون های پاکستانی احتمالا بیشتر می باشد، زیرا اتوبوس هم اینک در حال سوختن است و دقیق معلوم نیست که به چه تعداد کسانی داخل اتوبوس گیر مانده اند...

+ نوشته شده در 2012/9/18ساعت 7:15 PM توسط عبدالله رفیعی |

گزارش از: عبدالله رفیعی

     در زمانی که رسانه های افغانستان لغو شدن کنسرت موسیقی شفیق مرید، یکی از هنرمندان پرآوازه افغانستانی در هرات را تحت پوشش قرار داده بودند، در نقطه دیگری از افغانستان جنجالی دیگری از همین نوع برپا بود. عباس نشاط، عارف شاداب و دلشاد سه تن از آوازخوانان وطن بعد از مشوره با عده ای از فعالان مدنی جاغوری و با کسب اجازه از مراجع قانونی می خواستند با برگزاری کنسرت موسیقی در جاغوری در ضمن تجلیل از روز استقلال افغانستان، عید سعید فطر سال 1391 هجری شمسی را  برای جاغوریان یادگار بسازند، اما همچون شفیق مرید، کنسرت این هنرمندان نیز مورد مخالفت جدی و شدید روحانیون جاغوری قرار گرفت.

     مخالفت روحانیون زمانی شروع شد، که آنها پوستر های برگزاری کنسرت موسیقی را در نقاط مختلف جاغوری بر دیوار ها نصب دیدند. هنرمندان با مطلع کردن مردم توسط پوستر های شان، یاد آور شده بودند که در روز دوم عید سعید فطر میزبان کنسرتی به مناسبت روز استرداد استقلال کشور و دو چند ساختن خوشی های مردم در بازار غجور و به روز سوم عید در مکتب صالحی زیرک می باشند، اما روحانیون به هر قیمتی می خواستند مانع برگزاری این کنسرت شوند. شورای علمای جاغوری بعد از برگزاری چندین جلسه بین خودشان در نهایت جلسه ای با ولسوال جاغوری آقای ظفر شریف و قومندان امنیت جاغوری ترتیب داده بودند، تا مانع برگزاری کنسرت شوند، اما آقای ظفر شریف با گفتن اینکه در افغانستان مطابق به قانون اساسی هر کس حق دارد، در هر قسمت از آن کنسرت برگزار نماید و من نمیتوانم مانع آن گردم، خواست شورای علما را رد کرده بود. همچنان قومندان امنیت به شورای علما یاد آور شده بود، که وظیفه من تامین امنیت کنسرت است. من اجازه لغو کردن و یا اجازه برگزار کردن آن را ندارم. برگزار کنندگان کنسرت چون اجازه رسمی برگزاری کنسرت را از مراجع مافوق دارند، لهذا من وظیفه دارم تا امنیت کنسرت را به هر قیمتی تامین نمایم و نگذارم کسانی با عملکرد فراقانونی شان باعث جنجال شوند. سپس شورای علما، ولسوال جاغوری و قومندان امنیت را مورد خطاب قرار داده و گفتند، که در حقیقت شمایان برگزار کننده گان اصلی این کنسرت هستید و می خواهید فحشا را در بین مردم مروج سازید. موسیقی به هر نحوی آن که باشد حرام است و جامعه را فاسد می سازد. کسانی زیادی بودند که در جاغوری می خواستند کنسرت برگزار کنند، اما ما به هر قیمتی مانع آنها شدیم و نگذاشتیم که کنسرت شانرا برگزار نمایند. اینک نیز نمی گذاریم که شمایان این کنسرت را برگزار نموده و جامعه را به تبهاهی بکشانید. آقای ولسوال چون خودش را مورد اتهام دیده بود، جهت تبریه کردن خودش با تلفون نمودن به عباس نشاط و عارف شاداب آنها را در جلسه خواست بود، تا خودشان با علما در این مورد صحبت کنند. در گفتگویی که با عارف شاداب داشتم ایشان گفتند، زمانی که ما در جلسه حاضر شدیم، روحانیون در ضمن تهدید و توهین مستقم به مایان با استفاده از کلمات سبک، یاد آور شدند که شما می خواهید با برگزاری کنسرت جامعه را آلوده به فساد و فحشا سازید، ولی مایان نمی گذاریم و به هر قیمتی که باشد، جلو برگزاری کنسرت را یا به آرامی و یا هم به زور می گیریم. مایان در پاسخ گفتیم مردم همه روزه از طریق رادیو ها و تلویزیونها هر نوع موسیقی داخلی و خارجی را گوش و نگاه می نمایند، اگر شنیدن و نگاه کردن موسیقی از طریق رادیو و تلویزیون اشکال ندارد، پس برای هنرمندان مردم ما نیز نباید اشکال در هنرنمایی وجود داشته باشد. به هنر مندان باید اجازه داده شود، تا در باروری فرهنگ و موسیقی مردم شان سهم بگیرند. مایان نه جامعه را به فساد و فحشا می کشانیم و نه هدف توهین به کسانی را داریم، بلکه هدف ما از برگزاری کنسرت که در آن آهنگ های میهنی و انقلابی را تقدیم مردم خواهیم کرد، تجلیل از بیست و هشتم اسد، روحیه و انگیزه دهی به مردم ما می باشد و شمایان شخصا می توانید شرکت نموده و شاهد باشید...

     از طرف دیگر جاغوریان بی خبر از این جاروجنجال ها بی صبرانه منتظر برگزاری کنسرت بودند، تا هنرمندان شان را از نزذیک دیده و به آهنگ های شان گوش فرا دهند. در روز اول کنسرت، جاغوریان به تعدادی خیلی زیاد شرکت کرده بودند. تعداد شرکت کنندگان به اندازه ای کثیر بود، که در محل اختصاص داده شده برای کنسرت با آنکه خیلی بزرگ بود جا نشدند و عده زیاد شان در بیرون از محل کنسرت ماندند. به گفته چند تن از حاضرین در کنسرت، در روز برگزاری کنسرت، قبل از اینکه کنسرت شروع شود، روحانیون با دو موتر به محل برگزاری کنسرت رسیدند و با داخل شدن در محل کنسرت در ضمن فحش دادن به هنرمندان، مردم را مورد خطاب قرار داده و می گفتند که شما مردم چرا به این کنسرت آمده اید، شنیدن موسیقی حرام است و این شیطان های که کنسرت را برگزار نموده اند، می خواهند شما را به فحشا و تباهی بکشانند، اما مردم به سخنان روحانیون هیچ توجه ننموده و هنرمندان را هرچه بیشتر مورد تشویق شان قرار می دادند. در نهایت مردم از قومندان امنیت خواهش کردند، که روحانیون را از محل کنسرت بیرون نمایند، در غیر آنصورت اگر کدام برخوردی صورت گرفت مسوولیت اش به عهده حکومت است....

     در نهایت کنسرت با آهنگ دلشاد شروع شد، ایشان با صدای زیبا و دمبوره نوازی ماهرانه شان دو آهنگ را برای مردم تقدیم نمودند، سپس نوبت به عباش نشاط رسید، ایشان در ضمن تشکری از مردم بخاطر حمایت زیاد شان در پروسه هفتم ستاره افغان از خودش، شروع به آواز خوانی کردند. بعد از آنکه عباس نشاط دو آهنگ اش را تقدیم مردم کرد، در جریان آهنگ سوم اش به خاطر کثرت بیش از حد مردم دستگاه صوت خراب شد. برگزارکنندگان هرچه تلاش کردند، تا دستگاه صوت را دوباره آماده نمایند، اما بخاطر ازدحام بیش از حد مردم موفق نشدند، لهذا کنسرت را برای شب به تعویق انداختند. در شب که تعداد مردم کمتر بود، کنسرت در یک فضای دوستانه و محیط خوب برگزار شد و هنر مندان هر کدام به نوبت شان، آهنگ های زیبای شانرا به مردم تقدیم نمودند.

     کنسرت روز سوم که قرار بود، در زیرک برگزار شود، بخاطر همکاری نتوانستن ولسوال و قومندان امنیت لغو شد. ولسوال و قومندان امنیت که کثرت مردم و شوق جاغوریان را بیش از حد دیده بودند، با گفتن این که در زیرک جای بزرگی که ظرفیت شرکت کنندگان بیش از حد کنسرت را داشته باشد، وجود ندارد، لهذا ما نمیتوانیم که مسوولیت گرفتن امنیت و آرامش کنسرت را به عهده بگیریم...

عباس نشاط و دلشاد در حال آوازخوانی

هنرمندان در حال هنرنمایی (کنسرت شب)

نمایی از داخل محل برگزاری کنسرت و شرکت بیش از حد مردم

نمایی از بیرون محل برگزاری کنسرت، کسانی که داخل محل کنسرت شده نتوانستند

+ نوشته شده در 2012/9/16ساعت 9:45 PM توسط عبدالله رفیعی |

نوشته:عبدالله رفیعی

روایت زندگی گل بیگم در کتاب دختر وزیر، نبشته داکتر لیلیاس همیلتون، به شکل غیر معمول و عجیبی درج شده است. زمانی که کتاب را خواننده به دست می گیرد، بعد از بخوانش گرفتن سخن ناشر در می یابد که موضوع کتاب سرگذشت تلخ گل بیگم در دوره عبدالرحمان است، لهذا آنچه در ذهن وی تداعی می گردد، این است که چون روایت زندگی از یک دختر استثنایی و با غرور، اما برده هزاره در دوره عبدالرحمان است، بدون شک هدف دشمنانش پامال کردن عزب و آبروی وی می باشد و وحشیان آن دوره بصورت حتم در ضمن روا داشتن هر گونه ظلم، آزار و اذیت، غرور وی را نیز شکسته اند، لهذا بخوانش گرفتن کتاب را با دلهره و نا امیدی شروع می کند. و هر فصلی که پیش می رود در دلش دعا می کند، که خدایا نباید از جمله ای کسانی باشم که از شکسته شدن غرور گل بیگم در این کتاب با خبر شوم.

کتاب زمانی که به فصول آخرش می رسد، خصوصا با عناوین همچون، خبر شوم، سرنوشت شوم، رانده شده، دسیسه و غیره بر دلهره، نا امیدی و نگرانی خواننده با احساس هرچه بیشتر می افزاید، اما جالب این جاست که بعد از بخوانش گرفتن موضوع هر فصل، خواننده در می یابد که این عناوین بخش آخر کتاب بیشتر مربوط به ارباب گل بیگم می شود، تا به خود گل بیگم. گل بیگم در جریان روایت با زحمات زیاد، از خود گذری ها، مقاومت کردن، مبارزه نمودن، سیاست و نیرنگ می تواند غرور، آبرو و دامانش را به هر قیمتی که شده است، حفظ نگهدارد.

با رسیدن به فصل آخر کتاب، که عنوان امیدوار کننده ای"سر انجام آزاد، آزاد" دارد، خواننده نفسی راحتی کشدیده، دلهره اش محو شده و ناامیدی از سر و صورت اش کوچ می کند. از اینجا خواننده با عشق و علاقه و جهت اطلاع یافتن از به ثمر نشستن زحمات گل بیگم و با خبر شدن از آزادی وی با شوق و دل خوش و پر از امید، با اشتیاق چندین برابر می خواهد کتاب را هرچه زود تر ختم نموده و از سرنوشت گل بیگم اطلاع یابد، ولی در پاراگراف های آخر کتاب تمام دلخوشی ها و امید خواننده زمانی به یاس مبدل میشود، که در می یابد، گل بیگم توسط برخورد کارد سنگین یک خاین بلهوس از قوم خودش دقایقی قبل از رسیدن به یگانه آرزویش "آزادی" و قرار گرفتن در آغوش سرزمین خودش، به هلاکت می رسد.

+ نوشته شده در 2012/9/14ساعت 6:26 PM توسط عبدالله رفیعی |

     بعد از حادثه دیروز 1/9/2012م، که طی آن هفت تن از ساکنان هزاره شهر کویته، توسط تروریستان به شهادت رسیدند و سپس در نتیجه اعتراض های شدید هزاره های شهر کویته و فایرنگ های هوایی به گفته روزنامه های امروز کویته دو تن کشته شدند، طی یک جلسه بزرگ وزیر اعلی بلوچستان برای مدت دو ماه به ایف سی صلاحیت پولیس شهر را داد، تا ایف سی به هر قیمتی امنیت شهروندان کویته را تامین کند. با در دست داشتن این صلاحیت اینک ایف سی می تواند در ضمن جستجوی تروریستان در مناطق مختلف، آنها را دستگیر نمایند.

     از طرف دیگر به درخواست حزب دموکراتیک هزاره و سردار سعادت علی هزاره، امروز شهر کویته هرتال بود. هرتال نه تنها در هزاره تاون و مهرآباد تطبیق گردید، بلکه داخل شهر نیز به صورت کامل دوکانها مسدود بودند. همچنان امروز مراسم فاتحه شهدای دیروز، که شب به خاک سپرده شدند، در یکی از امام بارگاه های هزاره تاون به صورت دسته جمعی برگزار شده بود، که مردم به تعداد بسیار زیاد در مراسم فاتحه شرکت نموده و همدلی شانرا با خانواده های شهدا اظهار نمودند.

     لشکر جهنگوی، مسوولیت این کشتار را نیز با تلفون نمودن به مرکز رسانه های شهر کویته به عهده گرفته است و همچنان با تهدید نمودن نیروهای انتظامی و روسای دادگاه ها یاد آور شده است، که دست از تعقیب آنها بردارند، در غیر آن لشکر جهنگوی بر خانواده های نیروهای امنتیتی نیز حمله خواهند کرد.

    با تاسف باید یادآوری گردد، که یک نفر از زخمی های دیروز متاسفانه زخمی های شدید را تحمل نتوانسته و امروز جان را به جانان بخشید. از طرف دیگر امروز حوالی ساعت سه بعد از ظهر تروریسان بر یک تانکر آب در ساحه کرانی حمله کردند، که در نتیجه آن موتروان تانکر زخمی شده است.  

+ نوشته شده در 2012/9/2ساعت 7:47 PM توسط عبدالله رفیعی |

     بعد از حادثه امروز شنبه ۱/۹/۲۰۱۲م، که طی آن تروریستان هفت تن از هزاره های کویته را  بعد از شناسایی کردن شان، در زمان برگشت از مارکیت سبزی فروشی واقع هزاره گنجی به شهادت رساندند، شلیک های هوایی و برخورد هایی در ساحه های ریسانی رود، بروری رود، ایون سیتی و فیصل تاون، در بین هزاره های معترض و دیگران صورت گرفت. نظر به گزارش رسانه ها در نتیجه این اعتراضات و برخورد ها تا هم اینک دو تن کشته و چند تن دیگر زخمی شده است، البته برای فعلا اوضاع اندکی آرام تر است، زیرا معترضان هزاره بعد از رسیدن سردار سعادت علی هزاره به شفاخانه عمومی، با وی جنازه ها را به طرف دفتر UN واقع در چمن هاوسنگ بردند تا از طریق دفتر ساحوی سازمان ملل، اعتراض خویش را به گوش جهانیان و سازمانهای مسوول برسانند. بعد از آنکه معترضان اعتراض شانرا ثبت دفتر ساحوی سازمان ملل کردند، جنازه ها را به طرف هزاره تاون انتقال دادند، که هم اینک جنازه ها در امام بارگاه های مختلف نگهداری میشود. از طرف دیگر تحت قیادت حزب دموکراتیک هزاره، یک جلوس بزرگ از مهرآباد به طرف بازار حرکت نموده و با شعار دادن های تند و بلند کردن پلاکارتهای اعتراضی، غفلت دولت را شدیدا مورد اعتراض قرار داده و اعمال تروریستی و حرکت های غیر انسانی و وجدانی، تروریستان را محکوم کردند.

     حادثه امروز زمانی رخ داد،که تعدادی از سبزی فروشان هزاره از هزار گنجی به طرف خانه توسط یک بس شهری بر می گشتند. تروریستان موترسایکل سوار که از قبل آماده بودند، با خاطر آرام بس را ایستاد نموده و از بین مسافران فقط مسافران هزاره را شناسایی نموده و بعد از پیاده کردن از بس و ایستاد نمودن شان در یک طرف بر آنها شلیک نموده و ۵ تن را جابجا به شهادت رساندند، البته در جریان این عمل دو تن از هزاره ها موفق به فرار شده بودند. این دو تن بعد از فرار کردن خود را در ایستادگاه موترهای بزرگ باری پنهان می کنند، ولی تروریستان با خاطر آرام بعد از جستجو کردن آنها را یافته و آن دو تن را نیز به شهادت می رسانند. به این صورت تعداد شهدا به هفت تن رسیده است.

     این در حالیست که به تاریخ های 15 و 27 ماه گذشته نیز، در دو  حادثه جداگانه شش تن از هزاره های کویته را تروریستان در مسیر هزاره تاون و مهرآباد به شهادت رسانده اند. شدت کشتار هزاره های کویته بعد از یک آرامش نسبی تقریبا یک ماهه، دوباره به شدت شروع شده است. قابل یادآوریست که مسوولیت تمام کشتار هزاره های کویته را لشکر جهنگوی به عهده می گیرد، لشکری که روز قبل رهبر آن به نام ملک اسحاق زمانی که از حج عمره عربستان بر می گشت در میدان هوایی توسط نیروهای امنیتی پاکستان توقیف شد، البته نه بخاطر کشتار هزاره ها، بلکه فقط خاطر سخنرانی های تند فرقوی اش.

+ نوشته شده در 2012/9/1ساعت 5:47 PM توسط عبدالله رفیعی |

امروز یکشنبه تاریخ  5/8/2012 هژدهمین سالروز در گذشت پروفیسور عالم مصباح به گونه ی  سیمینار جهت شناسایی ابعاد مختلف شخصیت وی در شهرکویته - هزاره تاون برگزار گردیده بود .درین سیمینار شخصیت های مختلف سیاسی ، فرهنگی ، اساتید دانشگاه ، دانشجویان گرد آمده بودند .سیمینار طبق رسم معمول با تلاوت آیت الله مجید توسط یکتن از دانشجویان اناث آغاز و بعدا محمدعلی تورانی کوتاه روشنی پیرامون وضعیت زندگی و فعالیت های وی در عرصه ی مختلف علمی ، سیاسی و فرهنگی انداخت . عالم مصباح متولد قریه ی پیدگه ی ولسوالی جاغوری از توابع ولایت غزنی می باشد وی  پس از گذرانیدن اندک زمانی از زندگی اش را درین قریه بنابر مشکلات که دامنگیر هزاره ها بود راهی دیار مهاجرت شده و در کویته پاکستان اقامت گزید . مدتی در مدرسه به کسب علوم دینی پرداخت و بعدا به مکتب های دولتی ثبت نام نموده و فعالانه دروسش را به پیش می برد و تاینکه کلاس دهمش را در یزدان خان اسکول ختم نموده و به دیگری کالج در رشته فلسفه ثبت نام نموده وموفقانه درسهایش را به پیش میبرد . بعداز ختم درس و فعالیت های علمی اش به سمت استاد  دانشگاه پذیرفته شده و به تدریس پرداخت .

·         چون وی خود متولد شده در خانواده ی فقیر و دهقان پیشه بود ، تمام رنج و مشکلات مردمش را حس می کرد . وی با تمام کردن تحصیلش با دیدی عمیق و ژرف به مسایل می نگریست و تا اینکه از نا بسامانی های روزگار ، تبعیض و بی عدالتی ، ظلم و استبداد روا داشته شده بر مردمش تاثیر پذیرفته و دچاری اضطراب و یک نوع فلسفه ی نهیلیستی گردید و تصمیم به خاتمه بخشیدن زندگی اش کرد و از آن دوباره نجات یافت . درحقیقت مصباح شخص بود که جامعه آنروزی تحمل و برداشت وی را نتوانست و به اساس دسیسه هاو توطیه های دشمنانش کشته شد . وی گاه گاهی شعر های نغز و تازه می سرود و با وجودی حالت پیش امده بروی مردمش را امیدی رسیدن به قله های بلند از موفقیت را گواهی میداد و فردای مردمش را منوط و وابسته به زحمات و تلاش میدانست که مردم انجام میداد .

·          

·         اشعارش بیشتر بیانگر نابسامانی های روزگارش ، وطن دوستی ، امید و تشویق مردمش را منعکس می کند . نمونه ی کلام وی:

·          جشن خورشید

o        ما اگر خیزیم بنائ ظلم را ویران کنیم
دستِ استبداد را با خاک و خون یکسان کنیم

دستِ نیرومند ما از آستین آید برون
فرق جلادان شکافیم رخنه در زندان کنیم

ما چه غم داریم کہ استبداد خون ما بیریخت
بعد ازین، زین خونِ ما ایجاد صد طوفان کنیم

سبز شو بر شاخہِ خشکینِ ما برگِ بہار
مقدمت ای نو عروس بخت گل باران کنیم

شب پرستان را بگو زین خونِ مظلومانِ ما
بزر نور پاشیدہ جشنِ خورشیدِ تابان کنیم

ما همه دیوانه ای لیلائِ آزادیستیم
جان و دل هر دو فدائ روئ انجانان کنیم

عالم مصباح

بعداز معرفی زندگینامه کوتاه وی پروفیسور عبدالرحیم چنگیزی استاد دانشگاه بلوچستان به ایراد سخن پرداخته و وضعیت اجتماعی انزمان را با درنظرداش امکانات و حالت اقصادی مردم به معرفی گرفته و راجع به شخصیت عالم مصباح توضیحات مفصل تر ارایه نمود وی شخصیت عالم مصباح را  متاثیر شده از خالق هزاره که یگ تن از قهرمانهای دوران نظام استبدادی نادرخان میدانست که علیه آن قد علم کرد و اختتام بخشید .

وی با تمام دردهای مردمش اشنا بود و تاریخ را به گونه ی که گذشته بود مطالعه و به شاگردانش تدریس می نمود . وی در نمایشنامه خالق به حیث پدر نقش بازی کرد .  بعداز آن پروفیسور عبدالحسین استاد دانشگاه بلوچیستان سیمینار را ادامه داده و گفت که وی از جمله اشخاص بود که گامهای نخست را برای تشویق هرچی بیشتر جوانان برای کسب علم و دانش برداشت و مدت زمانی را به صفت رییس اتحادیه محصلین هزاره ایفای وظیفه نمود . سمینار با سخنان محمد زمان دهقان زاده ادامه یافت . وی که یکی از هم دوره های عالم مصباح می باشد در  زمینه تلاشها و فعالیت های مختلف صحبت نمود .اقای دهقان زاده این گونه سمینارها را از ضرورتهای مهم و اساسی نسل جوان وقلم بدست دانست و افزود که اینگونه سمینار هاست که شخصیت ها معرفی شده و از افتیدن در گودال فراموشی جلوگیری بعمل می اید .

درختم سیمینار عزیز فیاض شاعرشناخته شده و توانایی و عده ی چند از شاعران که تازه پا به عرصه ی شعر گذاشته اند  به مناسبت بزرگداشت از پروفیسور عالم مصباح به خوانش شعر پرداخته و محفل را زیبای بخشید . ختم محفل همراه بود با سخنرانی کوتاه از احمدعلی کهزاد جنرل سکتری حزب هزاره دیموکراتیک و در نهایت سیمینار اختتام پذیرفت .

 

+ نوشته شده در 2012/8/7ساعت 11:46 AM توسط عبدالله رفیعی |

     امروز شنبه ۲۸/۰۷/۲۰۱۲م، یک تن دیگر در کویته به اثر شلیک تروریستان به شهادت رسید. قرار گزارش ها، نورعلی قزلباش در حالیکه مصروف کارش در دواخانه ای در ساحه کواری رود بود، از طرف اشخاصی مورد هدف قرار گرفته و بعد از اصابت چندین گلوله به وی، جانش را از دست داد. حمله کنندگان مثل همه حوادث قبلی بعد از به انجام رساندن عمل ناجوانمردانه شان از ساحه متواری شدند. جنازه نور علی به شفاخانه عمومی شهر انتقال داده شده است،تا بعد از معاینه پزشکان به وارثان وی داده شود.

     قابل یاد آوریست که به تاریخ ۲۵ همین ماه نیز یک حمله ای از طرف لشکر جهنگوی بر معاون دایرکتر مکاتب بلوچستان آقای سید ابرار و دوستش اکبر علی در ساحه ای شاوکشاه رود صورت گرفت، که در آن حادثه سید ابرار و آقای اکبر علی زخمی شدند، ولی در اثر عکس العمل بجای اکبر علی، از جمه سه تن حمله کنندگان بر آنها یکی شان با خوردن مرمی به سینه اش زخمی شد و سپس آقای سید ابرار در حالی که زخمی بود، او را با موترش زد، که جا بجا کشته شد. و نیز یک تن دیگری از تروریستان زخمی گردیده بود، که به کمک دوست دیگرش از صحنه فرار داده شده بود.

+ نوشته شده در 2012/7/28ساعت 5:38 PM توسط عبدالله رفیعی |

نبشته: عبدالشهید ثاقب

منبع: خبرگزاری جمهور


چند روز پیش در شهرستان خنجان استان بغلان، درگیری اتفاق افتاد که «نبرد هزاره‌ها و سالنگی‌ها» نام گرفت. در این درگیری که میان مردم یومی خنجان (هزاره‌ها) و سالنگی‌ها اتفاق افتاده بود، دو نفر کشته و چندین تن دیگر زخمی شدند. این درگیری، اگرچه از یک رویداد جزئی و حاشیه‌ای آغاز شد که در میان دانش‌آموزان لیسه خنجان پیوسته بود، اما در پشت سر آن عقده‌مندی‌های تاریخی نهفته است که برخاسته از مسئله هویت می‌باشد.

 مردم خنجان که تا پیش از این خود را تاجیک پنداشته و در زد و بندهای سیاسی – قومی چند دهه پسین کشور، جانب آن‌ها را می‌گرفتند، تازه متوجه شده‌اند که برخورد تاجیک‌ها با ایشان، نه برادرانه بلکه تبعیض آمیز بوده و از گونه‌ی برخورد با «غیرخودی»ها می‌باشد.

هزاره‌های خنجان که اکثریت مردم آن‌جا را تشکیل می‌دهند، مدعی هستند که در چند دهه پسین کشور، ایشان توسط یک اقلیتی به نام «سالنگی» که در «دره باجگاه» و «سالنگ شمالی» زندگی می‌کنند و یک جمعیت تاجیک تبار می‌باشند، استثمار شده و از همه عرصه‌های سیاسی و اجتماعی کنار زده شده‌اند و از حوزه‌های تصمیم‌گیری طرد گردیده‌اند.

مردم خنجان بدین عقیده‌اند که در درازنای چند دهه گذشته، ایشان نه تنها از سوی مردم سالنگی استثمار شده‌اند، بلکه افزون بر آن حتا برخی جایدادها و زمین‌های شان نیز به زور غصب گردیده و در مجموع رفتار آن‌ها با ایشان، رفتار ستمگرانه بوده است.

حضور این عقده‌مندی‌های قومی و تاریخی، در کنار برخی مسایل جزئی و حاشیه‌ای دیگر، سرانجام، کار را بدان‍‌جا کشاند که این دو قوم به مصاف همدیگر برآمده و آهنگ خصومت و دشمنی با یکدیگر را نواختند.

هزاره‌های گمنام

چند روز پیش خنجان رفته بودم، تلاش کردم که با مردم گفتگو داشته و حرف‌ها و ادعاهای شان را از زبان خودشان بشنوم.

حرف‌هایی که از زبان مردم بومی خنجان شنیدم، مرا به یاد تشکل و جریانی انداخت که چند سال پیش در حال شکل گرفتن بود.

چند سال پیش، گروهی از بزرگان قومی هزاره‌های سنّی مذهب در کابل گردهم آمده بودند، تا تشکلی را ایجاد نمایند که مدافع حقوق این قوم در عرصه‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی باشد.

بزرگان فوق الذکر، عبارت بودند از مولوی محمد عثمان سالکزاده، وزیر مشاور رییس جمهور و والی پیشین بلخ، جنرال عبدالرشید شجاع از غوربند، استاد محمدیونس طغیان ساکایی، استاد دانشگاه و مولوی اسلام محمدی، عضو پیشین مجلس نمایندگان.

در نشست‌هایی که این گروه داشتند، هدف از تاسیس این نهاد، چنین عنوان می‌شد: انسجام و تشکل قومی، مبارزه علیه الیناسیون و از خودبیگانگی حاکم در میان هزاره‌های سنّی و دفاع از حقوق آن‌ها.

آن‌ها بدین عقیده بودند: هزاره‌های سنی که در افغانستان جمعیت قابل ملاحظه ای‌ را تشکیل می‌دهند، به جای آنکه در مسایل مهم ملی و محلی در کنار قوم هزاره بایستند و یا سیاست‌ها و برنامه‌های مستقل خود را داشته باشند، به دلایلی، دچار الیناسیون و از خودبیگانگی شده و «هویت هزارگی» شان را انکار می‌کنند و خودشان را تاجیک می‌پندارند و در صف‌بندی‌های سیاسی و قومی، جانب آن‌ها را گرفته و در انتخابات از نامزدی حمایت می‌کنند که تاجیک باشد.

این در حالی است که رفتار سران تاجیک با ایشان، برادرانه نه، بلکه برخاسته از تعصب قومی می‌باشد و آن‌ها تلاش می‌کنند تا به هر قیمتی که شود جلو رشد نخبگان این قوم را گرفته و از حضورشان در پست‌های مهم دولتی جلوگیری کنند.

آن‌ها، در این خصوص استشهاد می‌کردند به سرنوشت غم‌انگیز فرمانده عبدالحی حقجو و قاری صاحب رحمت الله که از جمله فرماندهان مهم جمعیت اسلامی بودند، اما سران جمعیت همواره تلاش می‌کردند تا از مطرح شدن و مشهورگردیدن آن‌ها جلوگیری کنند.

نخبگان هزاره‌های سنی بدین عقیده‌اند که این قوم در عصری که سیاست‌ها در افغانستان، قومی شده و پست‌های دولتی بر اساس معیارهای قومی توزیع می‌گردد، تا زمانی که دوباره هویت قومی شان را درنیابند، در استثمار قرار خواهند داشت و روز خوشی نخواهند دید.

راه حلی را که این‌ها برای این معضل پیشنهاد می‌کنند، آگاهی بخشی و روشنگری است. این‌ها بدین عقیده‌اند که هزاره‌های سنی برای خروج از الیناسیون و از خودبیگانگی، نیازمند فعالیت‌های آگاهی بخش می‌باشند و این از جمله مسئولیت‌های روشنفکران آن قوم است که باید در این راستا اقدام کنند.

الیناسیون و ستم‌های تاریخی

چرا هزاره‌های سنی خودشان را تاجیک می‌پندارند؟ دلایل این پندار چیست؟

از خودبیگانگی هزاره‌های سنی، عوامل گوناگون دارد و من در این‌جا به یکی از آن‌ها اشاره می‌کنم:

محرومیت تاریخی هزاره؛

هزاره‌ها در تاریخ افغانستان، یکی از اقوامی بوده که همواره مورد ظلم و ستم قرار گرفته و طعم تلخ تبعیض و بی‌مهری را چشیده است.

زعمای پیشین افغانستان که بیشترشان برخاسته از میان قوم می‌باشد، اگرچه نسبت به سایر اقوام نیز نگاه‌های تبعیض‌آمیز داشته اند، اما برخوردشان با قوم هزاره، ناانسانی‌تر و ظالمانه‌تر از بقیه بوده است.

کافی است که در این‌جا به قتل عام هزاره‌ها توسط امیرعبدالرحمن خان اشاره کنیم که طی آن ۶۲ درصد هزاره‌ها به قتل رسیدند.

در یک نامه تاریخی که امیر عبدالرحمن خان، خطاب به قوم درانی، نگاشته است، نیات خود را در مورد هزاره‌ها چنین بیان می‌کند: « شکایت سردار عبدالقدوس خان از جایی است که مردم درانی صدهزار خانوارند و پنجصد الی ششصد تن از راه ایلیت و قومی در هزاره جات رفته باقی همه در خانه ی خود نشسته اند، و اگر چنانکه مرد می بودند و عزت قومی می داشتند از دو خانه یک نفر کمر نبرد به معاونت دولت می بستند، همانا پنجاه هزار مرد جرار می شدند که دمار از روزگار اشرار هزاره کشیده و ایشان را از مملکت افغانستان نیست و نابود می کردند و از امر مکنون خاطر والا که پیشنهاد ضمیر منیر دارد و می خواهد که اراضی و املاک هزاره را بر مردم درانی بدهد آگاه می شدند، زیرا دولت انگلیس قدم تصرف پیش نهاده و “جبلکوژکه” را شکافته موضع “چمن” را که خاک طائفه اچکزایی از مردم درانی است عمارت کرده محل اقامت قرار داده است، که این تصرف و تغاصب دولت مذکوره مر زمین مردم اچکزایی را باعث پایمالی مردم درانی است.

پس در وقتی از پایمالی مأمون و محفوظ خواهند گشت که املاک هزاره را صاحب و قابض شوند. و اکنون مردم دُرانی بر بستر غفلت خوابیده خیر و شر و نفع ضرر خود را نیک نمی‌دانند…»

حضور این ستمگری‌ها در افغانستان علیه قوم هزاره، باعث شد که عده‌ای برای فرار از این ناهنجاری و ستم‌ها، هویت شان را انکار نموده و با استفاده از هم‌مذهبی با تاجیک‌ها، خود را تاجیک بخوانند. این دسته، همان هزاره‌های سنی امروزند. در این مورد پروفیسور عنایت الله شهرانی در مقاله خود بنام “ هزاره کیست؟“ می‌نویسد: « در زمان امیرعبدالرحمن خان بسیاری مردم هزاره از ترس کشتار و قتل عام‌ها نام و نسب خود را تغییر دادند و از آنست که در مرکز بامیان هنوز مردم به نام‌های ساختگی حیات به سر می‌برند».

هزاره‌های سنی و بازگشت به هویت:

لئون وایسلتیر، نظریه پرداز معروف، در جایی پیرامون هویت می‌نویسد: «هویت مانند یک اشتباه است: با وجود آنکه ممکن است با آن مخالفت کنیم، اما نمی‌توانیم از آن فرار کنیم».

حادثه خنجان، نشان داد که هزاره‌های سنی نیز به این امر پی برده و در صدد آن هستند که دوباره به هویت گمشده‌ شان برگردند و دیگر خودشان را تاجیک نخوانند.

شاید این امر، نتیجه‌ قومی شدن سیاست در افغانستان باشد.

یکی از پیامدهای چند دهه جنگ در افغانستان این بود که سیاست در کشور، قومی شد.

امروزه مردم در افغانستان، اگر پشتون هستند از احزابی حمایت می‌کنند که متعلق به پشتون باشد و هزاره، از احزاب متعلق به هزاره و….

به نظر می‌رسد که اگر این فرایند در افغانستان ادامه پیدا کند، یک‌سری اقوام دیگر نیز دچار تجزیه شده و شاخه‌های قومی بی‌شماری سر بلند کنند.

+ نوشته شده در 2012/7/11ساعت 11:41 AM توسط عبدالله رفیعی |


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 2012/7/8ساعت 10:40 PM توسط عبدالله رفیعی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 2012/7/8ساعت 10:20 PM توسط عبدالله رفیعی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 2012/7/8ساعت 10:7 PM توسط عبدالله رفیعی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 2012/7/8ساعت 9:35 PM توسط عبدالله رفیعی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 2012/7/8ساعت 9:20 PM توسط عبدالله رفیعی

گزارش تکمیلی:

     قرار گزارش های نهایی، در اثر حادثه دلخراش روز پنجشنه، در صحنه سیزده تن شهید شده بودند، بعدا دو تن از زخمی ها در شفاخانه جان را به جانان سپردند و به این صورت در حادثه متذکره مجموعا پانزده تن شهید شده اند.

گزارش اولیه:

     ساعتی قبل امروز پنجشنه ۲۸/۶/۲۰۱۲م، زمانی که اتوبوس زایران که حامل تقریبا ۵۰ مسافر بود و از تفتان به طرف کویته بر می گشت، در ساحه هزارگنجی مورد حمله قرار گرفته و اتوبوس به صورت کامل از بین رفته و قرار اطلاعات اولیه بیشتر از ۲۰ تن شهید و بقیه مسافران آن شدیدآ زخمی شده اند.

     قرار بعضی اطلاعات اولیه بر این اتوبوس با راکت حمله صورت گرفته است، ولی بعضی شاهدان می گویند، که به احتمال زیاد یک موتر کوچک انتحارگر خودش را به اتوبوس تصادف داده و عامل انفجار موتر خودش و اتوبوس شده است. به گفته پولیس وزن مواد منفجره تقریبا ۵۰ کیلوگرام بوده است، که سبب دور انداختن تقریبا ۲۰ متری موتر از جایش شده است. به گفته پولیس هم اینک اتوبوس توسط ماشین های بزرگ بر سرک عمومی انتقال داده شده است و کمک های امدادی به شدت جریان دارد.

     هم اینک وضیت اضطراری بر شفاخانه های شهر اعلان شده است. قرار گزارش گزارشگران شبکه های تلویزیونی خصوصی پاکستان تا هم اینک ۳ تن از زخمی ها به سی ایم ایچ انتقال داده شده است و ۴ تن نیز به شفاخانه عمومی شهر جابجا شده اند. احتمال می رود که تعداد تلفات از این نیز بیشتر باشد، زیرا اتوبوس به صورت کامل منفجر شده است و امکان کم وجود دارد، که مسافرین اش جان سالم ببرند. رییس جمهور پاکستان آصف علی زرداری و وزیر اعضم آن راجه پرویز اشرف حمله بر این اتوبوس  را محکوم کرده اند.

+ نوشته شده در 2012/6/28ساعت 8:49 PM توسط عبدالله رفیعی |

"به چوب های نیم سوخته ی خانه های بهسود"

آب و گندم

اگر که خوشه ی گندم و آب دیدی بگو

چه خواب دیدی شکوفه چه خواب دیدی؟ بگو!

بگو که جوی نخشکیده، گاو ها چاق است

غذای خواهرکم باز، نان و قیماق است

بگو "ستاره" و "سارا" هنوز همبازی است

پدر ز حاصل امسال باز هم راضی است

تو خواب دیدی دو گندم  زغله کم شده  بود؟

و پار سال شد، امسال بازهم شده بود؟

وخواب دیدی که کوچ  است - کوچ - کوچی ها؟

دوباره  دود و آتش، ودانه پوچی ها؟

دو باره سیب زدست برادرت گم شد؟

شبی که کِشت پدر خشک شد و هیزم شد؟

دوباره هفت شتر، دشت خشک بسته به ساق؟

وخواب خشکی نیل، گاو های لاغر و چاق؟

نگو که آتش پیرار و پار شعله ور است

و قریه باز خراب و فرشته در بدر است

نگو که رمه ی ما با شبان خود گم شد

تفنگ آمد و دِه رفت، مال مردم شد

                                   سید مهدی موسوی

                               بهار 1391 کابل افغانستان

+ نوشته شده در 2012/6/23ساعت 12:56 PM توسط عبدالله رفیعی |

جاریست قتل و خون بی هیچ فاصله
جاریست درد و غــــــم در بطن قافله

هـــر روز کشمکش بر سرنوشت ما
مـــا توپ فوتبال در این مقابلــــــــــه

هـــر کس به میل خود بر ما لگد زند
ماییم عمـــــــر ها از درد، حامـــــــله

چوکــــی نشستگان کاری نمیکنند
در طــــول عمــر شان غیر از معامله

بازی کنان همه مست از مقابلــــه
در خاطـــرات توپ زخم است و آبله

                                      عزیز فیاض

+ نوشته شده در 2012/6/20ساعت 6:47 PM توسط عبدالله رفیعی |

گزارش از: علی همدم

از اولین سالگرد شهادت یادگار رهبر شهید بابه مزاری (شهید محمد جواد ضحاک) در روز جمعه به تاریخ 15 جون 2012 توسط  "انجمن کاتب" در کویته بزرگداشت به عمل آمد. این برنامه توسط آیات از کلام الله مجید شروع و با قطعه شعر از ایاز بی نام خاتمه یافت، گرداننده گی این برنامه بدوش علی همدم بود که با احساسات پاک هزاره گی برنامه را گرداننده گی نمود.

در این میان اشعار انقلابی ، مقالۀ هزاره گی ، زنده گی نامۀ شهید محمد جواد ضحاک ، کلیپ تصویری از شهید ضحاک و دو سرود اجرا شدند. در اولین سالگرد شهادت ضحاک مهمانان و سخنرانان هریک جناب احمد علی کوهزاد جنرل سکرتری ایچ دی پی و جناب قادر نایل بودند و سخنران دیگری از انجمن کاتب جناب ماستر مشتاق مغل بود.

اولین سخنران محترم ماستر مشتاق مغل بود که واقعآ سخنانش اصل واقعیت ها را بیان نمود. وی در ضمن تسلیت بادی از اولین سالگرد شهادت ضحاک ، سیاست ها ونقش عناصر داخلی  در شکست تاریخی هزاره ها را بطور آشکار و علمی مورد تحلیل وتجزیه قرار داد. وی افزود که نقش عناصر داخلی در شکست هزاره ها از زمان عبدالرحمن گرفته تا غرب کابل و کشتار زنجیره ی هزاره ها در کویته خیلی مهم و کمر شکن بوده و مارا به بحران بی هویتی و بحران دوری  از زبان و فرهنگ کشانیده اند. و پرچم های غیر (پشتون ها) امروز بالای بامهای همان خاینین ملی هزاره ها اند که همین خاینین در زمان عبدالرحمن هم پرچم غیر را بالاکرده بودند و امروز هم تاریخ عبدالرحمن را بالای ما تکرار می نمایند. وی خطاب به قوم نموده و گفت که در این سالهای مهم و تاریخی که بالای ما میگذرد باید حرکت آگاهانه وتاریخی نمود تا اینکه در قبال نسل آیندۀ خود متهم نباشیم.

بعد از آن سخنران دوم به سخن راندن شروع نموده وضمن عرض تسلیت برای شهادت ضحاک گفت که ضحاک یقینآ از هم قطاران و هم رزمان استاد شفیع، قمبر، نصیر و باقی ارکان تزلزل نا پذیر مقاومت غرب کابل اند. و وی ضمن تحلیل از زنده گی و قیام ضحاک بر تحلیل و تجزیۀ علمی کشتار هزاره ها در کویته پرداخت.

قادر نایل صاحب ضمن قبولی ادعاهای ماستر مشتاق مغل گفت که در افغانستان ظلم و وحشت گری های حکومت های جابر بوده که ما از اصل فرهنگ و زبان خود بیگانه شده ایم. و وی ضحاک را یکی از ارکان مقاومت های غرب کابل و یکی از شخصیت های خلاف حکومت مرکزی افغانستان قرار داد که گفت شهید ضحاک تنها ترین کسی بود که زیاد ترین انتقاد ها را بالای کار کردها و ادعاهای دولت مرکزی داشت.

 و بالاخره اینکه آقای احمدعلی کوهزاد بازهم ضمن تسلیت گفتن شهادت ضحاک و اولین سالگرد او، وی زنده گی ضحاک را در دو قسمت تقسیم نمود. اول اینکه وی زنده گی ضحاک را در مقاومت غرب کابل در کنار مزاری بزرگ رح  از یک نگاه تحلیل و تجزیه نمود. و بعدآ زنده گی ضحاک را بعد از شهادت استاد مزاری رح و آمدن جامعۀ جهانی در افغانستان و روی کار آمدن دولت جمهوری با طرز جمهوری زنده گی وی را به گونۀ دیگر تحلیل نمود.و همانطوریکه زنده گی ضحاک را بدو قسمت تقسیم نمود مبارزات وی را نیز به دو قسمت تقسیم نمود. اول اینکه مبارزات ضحاک در کنار شهید مزاری رح مبارزات مسلحانه و مقاومت مسلحانه بود.

و دوم قسمت از مبارزات وی را بعد از شهادت بابه مزاری رح و یارانش قرار داد. دوم قسمت از مبارزات وی را مبارزات مدنی و مبارزات جمهوری گونه قلمداد نموده واو از مدنی ترین مبارزات وی از کاهگل نمودن سرک بامیان ، میدال دادن به خر به عنوان صادق ترین سخت کش ترین حیوان و آویزان نمودن هلکین  بر سر چهار راه نام برد و مبارزات او را مدنی ترین مبارزات خواند و او اضافه نمود که ضحاک با اینکه زیادترین انتقاد ها را بالای دولت مرکز داشت خودش مثل صدها منتقدین دیگر سر جایش ننشست بلکه مثل استاد مزاری رح عملی مبارزات خود را بطور بسیار مدنی شروع نمود که در بالا نام برده شد.

بالاخره این مراسم با پیامهای تسلیتی ازطرف هزاره دیموکراتیک پارتی (حزب سیاسی هزاره های کویته)،انجمن های فرهنگی  و انجمن استاد مزاری و یک قطعه شعر پایان یافت.

ناگفته نماند اینکه هرسه سخنران ضمن تشکری از این برنامۀ انجمن کاتب از دیگر فرهنگیان تقاضا نمود که سالگرد ضحاک در سالهای آینده باید با شکوه تر و بطور مسلسل باید در سرتاسر جهان تجلیل شود.

+ نوشته شده در 2012/6/20ساعت 6:23 PM توسط عبدالله رفیعی |

     امروز دو شنبه 18/6/2012م، ساعتی قبل زمانی که اتوبوس حامل محصلان دانشگاه انفارمیشن تکنولوژی (BUIT)، محصلان هزاره اش را از مهر آباد به طرف دانشگاه واقع نزدیک میدان هوایی کویته می برد، در سمنگلی رود منطقه جناح تاون مورد حمله شدید قرار گرفت و در نتیجه آن قرار اطلاعات اولیه حد اقل ۵ تن شهید و ۷0 تن زخمی شده اند، قابل یادآوریست که در بین شهدا و زخمی ها پسران و دختران شامل اند و وضعیت صحی اکثر از زخمی ها بسیار وخیم است و آنها به شفاخانه های مختلف و عده کثیر شان به شفاخانه نظامی شهر "سی ایم ایچ" انتقال داده شده اند. تلویزیون ها پاکستانی گزارش می دهند، که یک بمب که در آن 40 الی 50 کیلو گرام مواد منفجره جاسازی شده بود، در یک موتر نصب و در کنار سرک قبلا جا بجا شده بود، که در زمان عبور اتوبوس انفجار داده شد و در نتیجه آن بر علاوه اتوبوس، چندین موتر دیگر و افرادی که در آن ساحه بودند متاثر شدند، اما به گفته یکی از شاهدان عینی از برادارن ازبک، که پسر خوردسالش زخمی شده بود، شخصی انتحار گر خودش را با موتر و یا موترسایکل به اتوبوس زده و عامل این فاجعه شده است. به گفته یکی از محصلان هزاره ساکن افغانستان، که دوره بورسیه اش را در این دانشگاه طی می کند، در بین محصلان شهید و زخمی نه تنها محصلان هزاره شهر کویته، بلکه محصلان هزاره ساکن افغانستان که با گرفتن بورسیه در این دانشگاه درس می خوانند، نیز وجود دارد.

+ نوشته شده در 2012/6/18ساعت 11:5 AM توسط عبدالله رفیعی |

برادران و خواهران!

     همانطوری که همه میدانید از دوران حکومت عبدالرحمن سیاست ضد انسانی و قتل عام های سازمان یافته حکومتی علیه هزاره ها به غرض تصرف اراضی آنها آغاز گردیده و تا به امروز به گونه های مختلف ادامه یافته است و همه ما شاهد هستیم که چند سال مکرر به تداوم همان سیاست عبدالرحمانی است که در حکومت آقای حامد کرزی و حضور جامعه جهانی و ناتو و سازمان ملل در افغانستان، گروهی مسلح به آخرین سیستم تسلیحاتی به مناطق هزاره نشین تجاوز نموده به قتل مردم بیگناه، تخریب خانه ها و مساجد و غارت مال و دارایی مردم پرداخته و کشت و زراعت مردم را چپاول می کنند. امسال نیز بگونه چند سال قبل، گروهی مناطق بهسود را مورد حمله قرار داده و به تخریب خانه ها و غارت اموال و دارایی مردم پرداخته اند.

     حکومت آقای کرزی که مسوولیت حفظ جان و مال مردم را دارد، در ظاهر داد از عدالت اجتماعی و حقوق انسانی شهروندان میزند، ولی در عمل به همان راهی تبعیض و ستمگرانه گام بر میدارد که اسلاف او از عبدالرحمن گرفته تا سردار داود علیه مردم هزاره اعمال گردیده است.

     اینک که شما مردم نجیب و ضد ستم و تبعیض شاهد مکرر تجاوز و ستم علیه هزاره ها هستید، بنا ایجاب می کند که در این شرایط با وحدت و یک پارچگی خود به روند ستمگرانه و قطع پای متجاوزین، مردانه ایستاد شده و با تمام امکانات اقتصادی و جانی به مقابله برخاسته و متجاوزین را بر سر جایش بنشانید.

     سیاست مدارن و احزاب سیاسی نیز که نباید خاموش مانده با مراجعه به مراجع جهانی و سازمان ملل باید با جدیت خواهان حل مشکلات بنیادی هزاره ها شده و حل این موضوع را در صدر اجندای کاری شان قرار دهند. چون امروز دیگر آن عصر تاریک زمان عبدالرحمانی و اخلاف شان سپری گردیده است و آثار شوم آن دوران نیز باید به همکاری جامعه جهانی و پای مردی و ایستادگی شما مردم به تمام صورت از سر مردم هزاره برداشته شود، چون همه میدانیم که سیاست تبعیض گرایانه و ضد انسانی علیه هزاره ها به گونه های مختلف همه روزه از طرف حکومت کرزی نمایان میشود و با وجود تجاوز مکرر گروهی به نام کوچی و قتل و کشتار هزاره ها، حکومت آقای کرزی هیچگونه اقدام در راه حل این مساله نکرده  و شواهد نشان میدهند که از اطرافیان شان نیز حامی متجاوزین بوده و آنها را مورد حمایت مستقیم و غیر مستقیم خویش قرار می دهد.

     پس ما مردم باید در قدم اول وحدت و یکپارچگی خویش را حفظ کرده و در ثانی بی تفاوت نمانده و به متجاوزین بمقابله پرداخته، با ایثار مال و جان از حریم و حقوق مسلم خویش مردانه دفاع نمایم و در پهلوی آن با مراجعه به مراجع ذی صلاح جامعه جهانی در حل مشکلات جاری با جدیت اقدام کرده و پیگیری نمایم.

                                                                               والسلام - هزاره های کویته

                                                                                         17/6/2012م

+ نوشته شده در 2012/6/17ساعت 7:11 PM توسط عبدالله رفیعی |

+ نوشته شده در 2012/6/16ساعت 1:26 PM توسط عبدالله رفیعی |

+ نوشته شده در 2012/6/13ساعت 11:40 PM توسط عبدالله رفیعی |

     دیروز دشمنان قسم خورده مردم ما می خواستند، یکبار دیگر مردم ما را به سوگ بنشانند، که خوشبختانه به هدف شان نرسیدند، اما با تاسف خونخواری آنها جان چند تن از مسافران غیر هزاره را گرفت. قرار گزارش رسانه های پاکستانی، تروریستان خون آشام یک ماین کنار جاده ای را در یک موتر سایکل جابجا نموده و موتر سایکل را در کنار سرک ساحه مستونگ ایستاد کرده بودند، که در زمان عبور اتوبوس های حامل زایران و کارگرانی که ایران می روند، آنرا انفجار دهند. قرار گزارش ها، تروریستان خوشبختانه به هدف شانر نرسیدند، بخاطری که آنها نتوانستند ماین را به موقع منفجر نمایند. یعنی ماین آنها دقایقی بعد از عبور دو اتوبوس حامل زایران انفجار کرد، که در نتیجه به زایران و کارگران مردم ما هیچ آسیب نرسید، اما متاسفانه یک اتوبوس دیگر را که حامل مسافران غیر هزاره بود، آسیب شدید رساند. از جمله مسافران آسیب دیده اتوبوس، شش تن آنها کشته و در حدود پنجاه تن شان زخمی شدند.

     قابل یادآوریست که در این آواخر این چندمین حمله تروریستان است که خوشبختانه عامل ضربه زدن به مردم ما شده نمیتواند. چندی قبل سخنگوی لشکر جهنگوی با یکتن از دوستان اش توسط پولیس ازبین برده شدند، سپس شخص انتحاری را که آنها فرستاده بودند، پولیس و اهالی وی را از بین برد...

+ نوشته شده در 2012/6/12ساعت 9:9 PM توسط عبدالله رفیعی |

     انجمن خوشنویسان معاصر کویته در سلسله ی فعالیتهای فرهنگی و هنری خویش، طی محفل با شکوهی روز یکشنبه 10/6/2012م، با حضور عده ای کثیری از مردم خصوصا فرهنگیان، مدیران مکاتب، استادان و دانش آموزان مکاتب مختلف شهر کویته کتاب "بازتاب اندیشه های رهبر شهید (رح) در هنر" را رونمایی نموده و همچنان از شصت و پنجمین سالروز ولادت رهبر شهید استاد عبدالعلی مزاری، تجلیل به عمل آورد. مهمان خصوصی محفل محترم حسین رضایت مسؤول عمومی فدراسیون سراسری هزاره های استرالیا بود.

     محفل با تلاوت قرآن کریم حوال ساعت چهار بعد از ظهر توسط فریدون سعیدی آغاز شد. سپس انانسر محفل برادر جلیل تجلیل، سه تن از مهمانان گرامی را در جایگاه فراخواندند. بعد آقای جاوید حسین رضایت، آقای احمد علی کهزاد جنرال سکرتری حزب هزاره دمکراتیک و استاد عبدالغفور ربانی با قطع نوار از کتاب بازتاب اندیشه های رهبر شهید در هنر رونمایی کردند. در سلسله محفل سه قطعه شعر در رسای رهبر شهید به خوانش گرفته شد و نیز سخنرانان هر کدام به نوبه خویش نقطه نظرات شانرا در مورد کتاب و رهبر شهید استاد عبدالعلی مزاری بیان کردند.

     آقای عصمت الله سعیدی، مسوول انجمن خوشنویسان معاصر شهر کویته اولین سخنرانی بود که با قرار گرفتن در جایگاه، از تشریف آوری مهمانان اظهار سپاس نموده و در ضمن تبریگ گفتن سالگشت تولد رهبر شهید، در مورد کتاب بازتاب اندیشه های رهبر شهید و مراحل تکمیل آن معلومات کافی برای حاضرین در محفل ارایه دادند. همچنان ایشان از کسانی که در راستای نشر این کتاب، خصوصا محمد همدم و محمد مهدی یاوری که مبلغ یک لک کلدار را برای چاپ این کتاب پرداخته بودند، تشکر کرد. دومین سخنران آقای رضایی بود، که ایشان در هنر، جایگاه هنر و مسوولیت جوانان در قبال اندیشه های رهبر شهید و مردم خویش سخنانی ارزشمندی را ارایه کردند.

     آقای حسین رضایت مسؤول عمومی فدراسیون سراسری هزاره های استرالیا، سخنران بعدی محفل بود. ایشان در ضمن تبریک سالروز تولد رهبر شهید و رونمایی کتاب بازتاب اندیشه های رهبر شهید در هنر به مردم، پیام تمنیات نیک، همدردی، همبستگی و پشتبانی همه جانبه هزاره های استرالیا را از هزاره های کویته به سمع مردم رساندند. سپس ایشان در سلسله سخنانشان، کار انجمن خوشنویسان را تقدیر نموده و آنرا الگوی ارزشمند برای دیگران دانستند. آقای حسین رضایت یاد آور شدند، آن ملتی که اسطوره نداشته باشد و اسطوره ساخته نتواند، به مرور زمان خود بخود حذف میشود و از بین می رود. همچنان وی همبستگی ملی هزارهای جهان را یک نیاز اساسی برای آینده مردم خاطر نشان ساختند. ایشان یاد آور شدند که زمانی حذف هزاره ها گذشته است، دیگر دوره عبدالرحمان را کسی تکرار نمی تواند، اما به شرطی که ما یکی باشم، متحد باشیم، از یکدیگر با خبر باشیم و در همه موارد در کنار یکدیگر ایستاد شویم و با درایت و اندیشه مشکل خویش را حل کنیم و نگذاریم کسانی ما را از پشت خنجر بزنند...

     آقای کهزاد آخرین سخنران محفل بود، ایشان نیز در ضمن تبریک باد سالروز تولد رهبر شهید و رونمایی کتاب بازتاب اندیشه های رهبر شهید در هنر، سخنانی ارزشمندی را در مورد هنر، وظیفه هنرمند و وضعیت فعلی هزاره های کویته ارایه نمودند. بعد از آقای کهزاد، هنرمند محبوب مردم ما، اسد سرخوش با نواختن دمبوره صدای دل مردم خویش را فریاد کشیدند. سرخوش مورد تشویق زیاد حاضران در محفل قرار گرفت. در ختم محفل انجمن خوشنویسان معاصر کویته به پاس زحمات و همکاری دوستانی که به هر نحوی با انجمن خوشنویسان معاصر کویته همکاری نموده بودند، به آنها تقدیر نامه تقدیم نمود.

استاد سعیدی در حال سخنرانی

آقای رضایی در حال سخنرانی

آقای رضایت در حال سخنرانی

آقای کهزاد در حال سخنرانی

نمایی از حاضرین در مراسم

+ نوشته شده در 2012/6/12ساعت 8:19 PM توسط عبدالله رفیعی |

     انجمن خوشنویسان معاصر کویته در سلسله ی فعالیتهای فرهنگی و هنری خویش، برای رونمایی کتاب "بازتاب اندیشه های رهبر شهید (رح) در هنر" و تجلیل از شصت و پنجمین سالروز ولادت رهبر شهید استاد عبدالعلی مزاری، محفل با شکوهی را تدارک داده است.

     اعضای انجمن خوشنویسان معاصر کویته، از عموم رهروانان صدیق رهبر شهید چشم انتظار شرکت در این محفل را دارند.

مکان: ملت شادی هال – جنرال موسی خان هزاره رود - هزاره تاون کویته

زمان: روز یکشنبه 10/6/2012 میلادی، راس ساعت 3 بعد از ظهر

+ نوشته شده در 2012/6/6ساعت 1:45 PM توسط عبدالله رفیعی |

    حملات تروریستان بر هزاره های کویته متوقف نشده است و همچنان ادامه دارد. به تاریخ 24/5/2012م، تروریستان در اثر حمله بر یک تن از هزاره ها به نام امیر محمد در ساحه سریاب رود وی را به شهادت رساندند. به تاریخ 30/5/2012 میلادی تروریستان مسلح سوار بر موترسایکل در اثر حمله بر شخصی به نام علی محمد در زمانی که وی از کارش به طرف خانه بر می گشت در ساحه جواینت رود حوالی ساعت هفت شب، وی را به شهادت رساندند.

     به تاریخ 1/6/2012م، تعدادی از ساکنان هزاره تاون بخاطر شرکت در جلسه کویته یک جهتی کونسل، در حینیکه از اسپنی رود عبور می کردند، با یک موتر مشکوک بر خورده بودند. موتر مشکوک در زمان عبور قافله هزاره تاون، با سرعت زیاد خود را با یکی از موترهای قافله زده بود، در همین اثنا دو تن از جوانان هزاره شامل جلوس که مسلح بودند و موتر سایکل سوار، بدون درنک بر سرنشینان موتر مشکوک شلیک کرده بودند، که در نتیجه موتروان کشته و همراهش توسط پولیس دستبند زده شده و دستگیر گردید بود. بعد از تحقیات پولیس معلوم شد که فردی که کشته شده است، پسر مولوی عطا الله یکی از وزرای اسبق بلوچستان مربوط به جمعیت علمای اسلام بوده است. پولیس در تحقیقات بعدی اش راپور اش را طوری نشر کد، که از موتر وزیر اسبق، کدام اسلحه و یا شی مشکوکی را به دست آورده نتوانسته است، لهذا پولیس دو نفر از جوانان هزاره ها را به نام تروریست متهم نموده و دستگیر نمود. روز بعد از حادثه  مولوی های اهل تسنن به خاطر اعتراض به کشته شدن مولوی امداد الله پسر وزیر اسبق  در نقاط مختلف شهر تظاهرات نموده و در ضمن از طریق رسانه ها مسوول حمله بر پسر وزیر اسبق را همان دو تن از جوانان هزاره ها نامزد کردند. تحقیقات پولیس در این مورد ادامه دارد، تا دیده شود که مساله به کجا خواهد رسید...

     به تاریخ 2/۶/2012م، زمانی که یک تن از هزاره های کویته از کراچی برگشته و از ترمینال  "صدا بهار" واقع دبل رود به طرف منزلش بر می گشت مورد حمله تروریستان قرار گرفته و به شهادت رسید. قابل یادآوریست که در این حادثه برادر شهید اندکی زخمی گردیده بود و نیز موتروان حامل شان که ازبک بود، نیز به خاطر همخوانی قیافه اش با هزاره ها به شهادت رسید.

     امروز 3/۶/2012م، روز یک شنبه، در حالی که وزیر اعظیم پاکستان آقای گیلانی در بلوچستان است و روی مسایل بلوچستان و امنیت این ایالت صحبت می کند، نیز تروریستانی موتر سایکل سوار بر دوکانی ولدنگ کاری که واقع در سرکی رود است و مربوط به شیعیان قندهاری حمله کردند و در نتیجه چهار تن از شیعیان قندهاری، یک تن از کارگران پشتون و یک پشتون دیگری که از آن ساحه عبور می کرد و یک پولیس را که در همان نزدیکی در حال اجرای وظیفه اش بود، به شهادت رساندند.

+ نوشته شده در 2012/6/4ساعت 0:31 AM توسط عبدالله رفیعی |

       به اطلاع دانش آموزان و خصوصا فارغان صنوف دوازدهم رسانده میشود، اینکه کشور ترکیه در سال جاری، بورسیه های تحصیلی اش را برای دانش آموزان افغانستانی و پاکستانی از طریق آنلاین (انترنیتی) ارایه میدارد. آنعده از دوستانی که خصوصا شهادتنامه های شانرا در دست دارند و مایل اند تا بورسیه تحصیلی ترکیه را حاصل نمایند، لطفا الی تاریخ 1/6/2012م، فورمه درخواست شانرا با استفاده از سایت بورسیه کشور ترکیه "سایت اسکالرشیپ ترکیه" تکمیل نمایند. قابل یاد آوریست که دانش آموزان بعد از باز کردن این سایت، از قسمت بالایی سمت راست آن جهت آسانی کار زبان انگلیسی را انتخاب کنند و بعد جهت اخذ معلومات بیشتر در مورد بورسیه از قسمت سمت پایینی سمت چپ، اول روی لینک Anatolian Scholarship کلیک نموده و بعد از به خوانش گرفتن آن و کسب معلومات، حالا برای شان اکاونت از قسمت بالایی سمت راست، درست نموده و بعد فورمه نه صفحه ای را خانه پری نمایند.

     بورسیه های ترکیه نه تنها برای فارغان صنف دوازدهم، بلکه برای کسانی که لیسانس دارند و یا ماسترا گرفته اند، نیز می باشد. آنها نیز می توانند از طریق همین سایت فورمه ها را خانه پری نموده و درخواست کسب بورسیه برای ادامه تحصیل شان نمایند.

    دوستان می توانند، برای اخذ معلومات بیشتر در این مورد از طریق سایت ایچ دی پی نیز کمک بگیرند و نیز با استفاده از آدرس ها و شماره های افراد زیر خواهان همکاری شوند:

+ نوشته شده در 2012/5/27ساعت 8:42 PM توسط عبدالله رفیعی |

">

     فیلم کوتاه انیمیشن مهدی بختیاری به نام "نجات"، در جشنواره فیلم های کوتاه پولیسی افغانستان که توسط وزارت داخله و موسسه "یو این دی پی" برگزار شده بود، مقام نخست را از آن خود کرد. قابل یادآوریست که در جشنواره مجموعا پانزده قطعه فیلم کوتاه مستند، داستانی و انیمیشن از فیلم سازان افغانستانی راه یافته بودند، که با موضوع های: نمایش قهرمانی، شهامت، از خود گذری و پایمردی نیروهای پولیس ملی کشور در رویارویی با چالش های گوناگون، به منظور تغییر نگرش مردم نسبت به نقش و عملکرد نیروهای پولیس به رقابت پرداختند.

      جشنواره به تاریخ بیست و هفتم ثور 1391ه ش، با برگزاری یک مراسم ویژه از سوی وزارت امور داخله ی جمهوری اسلامی افغانستان به همکاری برنامه ی انکشافی سازمان ملل متحد،  در هوتل کابل سرینا گشایش یافته بود و سپس پانزده فیلم کوتاهی که در مورد نیروهای پولیس ملی افغانستان، ساخته شده بودند، درنقاط مختلف شهر کابل، از طریق سینما، شبکه های تلویزیونی و لوحه های تبلیغاتی چهار راه ها به مدت پنج روز نمایش داده شده بودند و در نهایت مراسم ویژه ی اختتامیه ی جشنواره فیلم های کوتاه پولیس، شام یکشبنه در باغ بابر شهر کابل، با حضور شمار زیادی از مقام های دولتی به شمول لوی پاسوال غلام علی وحدت معین تامیناتی وزارت امور داخله، مل پاسوال عبدالواسیع روفی سرپرست معینیت پالیسی و استراتیژی و برخی دیگر رییسان و جنرالان این وزارت، نمایندگان مردم در شورای ملی، اعضای جامعه مدنی، رسانه ها و فیلم سازان، برگزار گردیده بود، که در آن ضمن سپاسگذاری از فیلم سازان و سینماگران، فیلم های نمایش داده شده، مورد بررسی قرار گرفته و از میان آنان در بخش انیمشن، فیلم کوتاه نجات انیمیشنی ساخته مهدی بختیاری  به عنوان فیلم برتر، مقام اول جشنواره را به دست آورد.     

     مهدی بختیاری متولد سال  ۱۹۸۸م، است. وی دیپلوم در گرافیک دارد و نیز محصل سال دوم رشته علوم سیاسی است. مهدی بختیاری زمینه کاری اش شامل انیمیشن٬ ‌گرافیک دیزاین٬ کارگردانی٬ طراحی کرکتر٬ کامیک استریپ٬ استوری بورد و کارتون است. وی فعالیت حرفه ای خود را از سال ۲۰۰۵م، بعنوان تصویربردار و ادیتور آغاز و فعلا در حیطه فعالیتهای هنری شخصی و همکاری با تعدادی از نهادهای فرهنگی بسر می برد. انیمیشن نجات نخستین تجربه انیمیشن دوبعدی جدی او بود که خوشبختانه با ارسال به اولین جشنواره٬ این فلم مقام اول را آن خود کرد.

     مسوولین وبلاگ کویته، کسب مقام اول را برای مهدی بختیاری، خانواده و دوستان وی تبریک گفته و از بارگاه متعال برایش آرزوی موفقیت های مزید در راستای کارهای هنری می کند.

+ نوشته شده در 2012/5/23ساعت 8:5 PM توسط عبدالله رفیعی |

نبشته: ع. ر

     این نبشته نه مقاله تحقیقی است و نه هم حماسی، بلکه یاد داشت کوتاه به قسم محصول از تجریه ایست، که در جریان حوادث اخیر کویته کسب شده است و بازگو کردن آن وظیفه وجدانی در قبال سرنوشت جمعی مردم ماست. چنانچه از عنوان نبشته معلوم است، در قالب چند سطری کوشیده می شود، تا حاصل بزرگ نمایی های بیش از حد عده ای را بازگو کنم، که دشمن جان جوانان ما شده است.

     به تاریخ ۲۳/۴/۲۰۱۲م، صبح، زمانی که یک موتر پولیس در حال گذر از سرک "بای پاس" بود، متوجه یک موتر مشکوک سفید رنگ از نوع "تو دی" شده بود. پولیس ها با اشاره به این موتر، امر توقف آنرا داده بودند، اما سرنشینان موتر سفید که دو تن بوده اند، بدون اعتنا به موتر پولیس به راهشان ادامه داده بودند. این بی اعتنایی را پولیس ها پذیرفته نتوانسته و به تعقیب موتر پرداخته بودند، اما بازهم سرنشینان موتر سفید حاضر به ایستاد کردن موتر شان نشده بودند، تا اینکه بعد از چند دقیقه تعقیب و گریز، سرنشینان موتر سفید رنگ، بر پولیس ها شلیک کردن را شروع نموده بودند. پولیس ها چون صحنه را اینگونه دیده بودند، موضوع را فورا به مراجع بالاتر شان اطلاع داده بودند، پولیس ها بعد از کسب امر از مقامات بالا، تعقیب شانرا همچنان ادامه می دهند. دقایقی بعد زمانی که صحنه بر موتر سفید رنگ تنگ میشود، سرنشینان آن از سرک پای باس به طرف پایین یعنی ساحه کرانی به راه شان ادامه می دهند. در همین قسمت موتر های کمکی پولیس، ایف سی و ای تی ایف به صحنه می رسند. موتر سفید رنگ زمانی که می بیند، تعقیب شان جدی است و راه فرار توسط موتر نیز مسدود شده است، از موتر شان پیاده شده و در ضمن شلیک کردن بر پولیس ها به فرار شان با پای پیاده ادامه می دهند. در جریان شلیک سرنشینان موتر سفید رنگ، یک مرمی به دست یکی از پولیس ها اصابت می کند. در همین اثنا نیروهای انتظامی ایف سی، ای تی ایف و پولیس هر سه شان بر دو نفر فراری شدیداً شلیک نموده و در نتیجه آنها را جابجا می کشند.

     بعد از کشته شدن هر دو تن سرنشینان موتر سفید، پولیس هویت آنها را به نام "دو تن از تروریستان نامعلوم" نشر کردند. بعد از ظهر همان روز یکی از روسای ساحوی پولیس نیز طی کنفرانس مطبوعاتی اش، در حالی که از کشته شدن دو تن تروریست اظهار خرسندی می کرد، هویت تروریستان برایش مجهول بود. در این میان، عده ای از مسوولان صفحات فیسبوکی مردم ما، نیز آگاهانه یا ناآگاهانه کشته شدن دو تن از تروریستان را یک دست آورد بسیار بزرگ دانسته و کسی را که این دو تروریست را کشته بودند، یکتن از پولیس های هزاره به نام محمد حسین معرفی کردند. در حالیکه بدون شک در جریان آنقدر شلیک توسط سه نیرو، نمیتوان مشخصا گفت، که توسط شلیک های کی دو تروریست کشته شده است. از طرف دیگر طبق قانون خود نیروهای انتظامی برای به خطر نیافتاندن زندگی نیروهای شان، آنها هیچگاه نام کسی را که با شلیک کردنش مجرمین کشته میشوند، افشا نمی کنند، اما مسوولان بعضی صفحات مردم ما تا حتی با دیزاین نمودن بعضی پوستر ها بیش از حد به بزرگ نمایی پرداخته و به فکر اینکه دشمنان مردم ما همه شان نابوده شده اند، یکتن از پولیس های مردم ما را که در جریان تعقیب کردن تروریستان، توسط موتر پولیس شامل سرنشینان موتر پولیس بود، معرفی کردند.

     تا حتی روزنامه های رسمی پاکستان نیز از هویت آنها آگاهی نداشتند و در گزارش های شان نوشته بودند، که در جریان زد و خورد با پولیس، دو تن تروریست کشته شده اند. قرار گزارشها، فردای آنروز حوالی ساعت یازده بجه قبل از ظهر بالآخره رییس پولیس شهر کویته از طریق برادران هر یک از آنها که در پولیس اند، آگاهی یافت، که افراد کشته شده، یک تن اش سخنگوی لشکر جهنگوی بلوچستان با نام مستعار "علی شیر خدا حیدری" که تحت تعقیب پولیس قرار داشت و جایره ازبین بردنش یک ملیون کلدار بود و دیگرش مسوول عملیات بلوچستان لشکر جهنگوی به نام "نصیر احمد ریسانی" که وی نیز تحت تعقیب پولیس قرار داشت و جایره ازبین بردنش یک ملیون کلدار بود، می باشند.

     پس فردای کشته شدن علی شیر حیدری با نصیر احمد ریسانی، سخنگوی جدید لشکر جهنگوی اینبار با نام مستعار ابوبکر صدیق از طریق تلفون با مرکز رسانه های شهر کویته تماس گرفته و در ضمن تایید کشته شدن دو نفر از دوستانشان، شدیداً اخطار دادند که انتقام خون دوستان شانرا از پولیس ها خواهند گرفت. در این میان کسی را که ما خود با بزرگ نمایی بیجا و غیر مسوولانه خویش به حیث مسوول کشتار آنها معرفی کرده بودیم، مسلما در راس هدف آنها قرار داشته است.

     بعد از چند حمله بر پولیس ها، به تاریخ 17/5/2012م، صبح اعضای لشکر جهنگوی بر موتری مربوط به پولیس که محمد حسین نیز در آن بود، حمله کردند. در اثر این حمله دو تن پولیس کشته و سه تن دیگر زخمی شدند. در میان زخمی شدگان محمد حسین نیز قرار دارد، اگرچه در اثر این حمله تروریستان، محمد حسین شهید نشد، ولی سخنگوی لشکر جهنگوی در بیانیه دیروز 18/5/2012م، اش از طریق رسانه ها چاپی کویته همچون دنیا، مشرق و غیره اعلان داشته است، که انتقام خون دوستان شانرا از پولیس های باقی مانده نیز خواهند گرفت.

     حادثه بالا و بزرگ نمایی های بیجای مردم ما نمایانگر اینست که ما تا هنوز شرایط زمانی و جغرافیایی خویش را دقیق درک نکرده ایم. هر زمان و مکان بدون شک شرایط لازمه خودش را می خواهد. در این وضعیت که ما قرار داریم و می دانیم که بر نزدیک ترین دوستان خود اعتبار نمیتوانیم، پس چه لازم است که با بزرگ نمایی های بیجای خویش، انگیزه حمله دشمن را هرچه بیشتر بر جوانان خویش با بیرف ساختن شان مبذول نمایم. دیگران می کشند، ولی منکر می شوند. ما نا کشته، مسوولیت می پذیریم. شاید عده ای از دوستان ادعا کنند، که مطرح کردن اینگونه موضع به منظور روحیه دادن به هزاره های شهر کویته است، ولی دوستان گرامی نباید فراموش کرد، که تا حتی در صفحات فیسبوک دشمنان ما حضور پر رنگ دارند و بدون شک سو استفاده می کنند. از جمله کاربران فیسوک و صفحات الکترونیکی و خصوصا مسوولین صفحات اجتماعی خواهشمندم، بعد از سنجیدن عواقب نوشته ها و عکسها گرفته توسط شان، به نشر مطالب بپردازند، تا بتوانند گره ای از مشکلات مردم ما باز نکنند، نه آنکه خدا ناخواسته بر مشکلات مردم ما نا آگاهانه بیشتر افزایند. تجربه ای که از بزرگ نمایی و تحریک انگیزه دشمن در مورد جواد ضحاک کسب کردیم و در نهایت سبب شهادت ضحاک شد و همچنان تجربه ایکه سبب به خطر افتادن زندگی محمد حسین شده است، بس است. نباید در این وضعیت حساس با نشر عکس و یا نام های کسانی که طوری در دفاع از مردم ما در راس اند، عامل به خطر افتادن زندگی و آینده آنها و فامیل های شان گردیم...

منابع:

1.        روزنامه های مشرق، جنگ و دنیا

2.        سایت پولیس بلوچستان

3.        یاد داشت های نگارنده

+ نوشته شده در 2012/5/19ساعت 8:57 PM توسط عبدالله رفیعی |

     بعد از امنیت نسبی چند روزه متاسفانه امروز سه شنبه، 2012/05/15م، بازهم تروریستان، هزاره های شهر کویته را به سوگ نشاندند. ساعتی قبل در جاینت رود نزدیک دفتر پاسپورت دو تن دیگر، از هزاره های کویته که در انتظار باز شدن دفتر پاسپورت بودند، مورد حمله تروریستان سوار بر موتر سایکل قرار گرفتند، که در نتیجه آن هردوی شان جابجا شهید شدند و نیز یکتن دیگر به شدت زخمی گردیده است. شهدای حادثه هم اینک به امام بارگاه نچاری انتقال داده شده است و مردم سوگوار در امام بارگاه نچاری جمع اند. قرار بعضی گزارش ها هر دوشهید، با هم برادر اند.

     تروریستان مثل تمام حوادث قبلی بعد از انجام عمل زشت و بزدلانه شان از صحنه فرار کرده اند و نیروهای انتظامی نیز مثل گذشته بعد از حادثه به صحنه رسیده و تلاش شانرا برای دستگیری عاملان حادثه شروع کرده اند، تلاشی که هیچ وقت نتیجه نداده است و تا هنوز توسط نیروهای انتظامی عاملان هیچ یک از حادثه ها دستگیر نشده اند.

+ نوشته شده در 2012/5/15ساعت 11:26 AM توسط عبدالله رفیعی |

 

     روز جمعه 4/5/2012م، حزب دموکراتیک هزاره، در سلسله تظاهرات بین المللی اش بخاطر دفاع از حقوق انسانی هزاره ها و خصوصا محکوم کردن نسل کشی هزاره ها در کویته، جلسه ای بزرگ مردمی را در هزاره تاون راه اندازی نموده بودند. در جلسه عده ای کثیری از مردم کویته شرکت کرده بودند. جلسه تقریبا حوالی ساعت پنج بعد از ظهر به وقت کویته، با تلاوت کلام الله مجید شروع شد. سپس آقای سردار ساحل اولین کسی بود که به سخنرانی پرداخته و روی علت کشتار هزاره های کویته روشنی انداختند.

     آقای زمان دهقان زاده دومین سخنران جلسه بودند، ایشان در سلسله سخنانشان یکی از عوامل عمده مساله کویته را در فعالیت های گسترده سازمان های استخباراتی کشور به خاطر کسب بعضی منفعت های شان دانستند. به گفته وی سازمانهای استخباراتی می خواهند با نسل کشی هزاره ها به چندین هدف شان برسند. اولا آنها می خواهند مردم را از دموکراسی متنفر نموده و زمینه به قدرت رسیدن دوباره ارتش را مساعد سازند. دوما آنها می خواهند با بد نام کردن مبارزان ملی، گرایش مردم را به طرف جنگ های مذهبی بیشتر نمایند و سوما می خواهند با راه اندازی جنگ های فرقه گرایانه، پاسخ کشتار ها را به نام فرقه گرایی و متهم کردن هردو طرف، به گردن یکدیگر شان بیندازند. وی یاد آور شدند که ما باید مبارزه نموده و در قسمت آگاهی و بیداری اجتماعی و سیاسی مردم خویش هرچه بیشتر تلاش کنیم، تا چوب سوخت جنگ های منفعتی دیگران نشوم.

      بعد از وی محترم حسن رضا سکرتری اطلاعات حزب به سخنرانی پرداختند. ایشان جمله شان را با سخنی از بابه مزاری "در افغانستان شعار ها مذهبی و جنگ های نژادی است" شروع کردند. ایشان یاد آور شدند که راه ما راه بابه است و مبارزه ما ملی و برای هزاره ها است. آقای حسن رضا در ضمن یادآوری از سابقه جنگ های فرقه گرایانه در پاکستان، در مورد کارکردهای حزب دموکراتیک هزاره گفتند، که ما تلاش ما بر این بوده است، که روابط بین مذاهب و اقوام مختلف در شهر کویته را دوستانه سازیم و جنگ را تا اندازه زیاد کنترول نموده و نگذاریم که دشمن به هدف شان رسیده و جنگ قومی و مذهبی را شروع کنند. به گفته ایشان کسانی در تلاش اند، که با شدت بخشیدن به جنگ های مذهبی، ما را در بین اقوام شهر کویته تنها کنند، ولی ما همیشه تلاش کرده ایم، که جلو آنرا بگیریم...

     آقای میرزا حسین هزاره، سخنران بعدی بودند، ایشان در ضمن سخنان دیگر، بر مبارزه آگاهانه تاکید کرده و یاد آور شدند که ما زمانی حقوق خویش را گرفته میتوانیم که صدای خود را بلند کنیم و صدا مردم ما را فقط یک حزب منظم سیاسی می تواند در سطح ملی و بین المللی بلند کند. ایشان از مردم درخواست کردند که از یگانه حزب سیاسی شان حمایت کنند و با کمک به حزب شان در اخذ حقوق مردم تلاش نمایند.

     آخرین سخنران جلسه آقای عبدالخالق هزاره، رییس حزب دموکراتیک هزاره بودند، آقای عبدالخالق هزاره، اولا از حضور گسترده مردم قدردانی کردند و دوما تشکر و سپاس از هزاره های جهان به عمل آوردند که در قبال نسل کشی هزاره های کویته خاموش ننشستند و صدای اعتراض شانرا از اکثر نقاط جهان بر ضد نسل کشی هزاره های کویته به گوش جهانیان رساندند. ایشان اظهار خرسندی کردند که جای شکر است که امروز صدای مردم ما جهانی شده است و رسانه ها مجبور شده اند که از ما صحبت کنند و سازمانهای حقوق بشری نیز به رییس جمهور پاکستان نامه های اعتراضی بنویسند. آقای هزاره در سلسله سخنانشان در باره علت کشتار هزاره های شهر کویته یاد آور شدند که متاسفانه در کویته فقط هزاره ها نسل کشی میشوند و دلیل اش را اینطور بیان کردند که مبدا جنگ فرقه ای پنجاب بود، جایی که شیعه و سنی بر یکدیگر می تاختند، ولی اینک در آنجا جنگی نیست، ولی به نام فرقه گرایی، در کویته اینک فقط هزاره ها به شدت نسل کشی میشوند. آقای هزاره مشکل اصلی ساحه بلوچستان را مبارزه بلوچها دانست، که از آن آمریکا نیز حمایت کرده است. به نظر وی بعد از آن که آمریکا از آزادی خواهان بلوچ حمایت کرد، دولت پاکستان بیش از همه حساس شد، زیرا جای پا یافتن آمریکا در افغانستان و بلوچستان برای پاکستان و ایران هردو زنگ خطر جدی است. آقای هزاره در سلسله سخنانشان یاد آور شدند که بعد از انکه پاکستان تا اندازه ای در مساله افغانستان بعضی از چیز ها را از دست داده است، اینک از تاکتیک های استفاده می کند، تا مقامش را دوباره احیا کند و یکی از این تاکتیک ها رشد دادن هرچه بیشتر فرقه گرایی و استفاده ابزاری از آن خاصتا در کویته است. پاکستان با راه اندازی جنگ های فرقه گرایی به دنیا می خواهد بفهماند که در بلوچستان تلاش آزادی طللبانه وجود ندارد، آنچه است فقط جنگ های فرقه گرایی است. آقای هزاره با تاکید یاد آوری کردند که دشمن می خواهد ما را استفاده ابزاری نموده و به نام جنگ فرقه گرایی به طرف خانه جنگی ببرد، اما ما نباید نا آگاهانه قربانی توطیه شویم و فریب بخوریم. همچنان ایشان یاد آور شدند که مساله بلوچستان یک مساله پیچیده است و جریانهای مختلف در آن دخیل اند، لهذا ما باید از فریب و نیرنگ های خاین های داخلی نیز هوشیار باشیم، ما باید روی محور منفعت ملی هزاره ها اتحاد نمایم و اصل برای ما منفعت ملی مردم ما باشد... به گفته آقای هزاره در صورت وخیم شدن اوضاع ممکن جنگ های بزرگ خونین بین پشتونها و بلوچها و یا هم جریان های دیگر پس مانده باشد، لهذا ما باید بی طرف و اعتبار خویش را حفظ کنیم، تا در آینده با اعتبار سهم خویش را در امنیت این منطقه بازی بتوانیم. امروز دشمن، ما را بزدلانه  هدف قرار داده و فرار می کند، ولی اگر ما ناخواسته داخل جنگ فرقه گرایی شدیم، در آن صورت ما تنها یک طرف و تمام اقوام دیگر در مقابل ما قرار خواهند گرفت و در آن صورت ما متحمل خسارات آن شده نمیتوانیم.

--------------------------------------------------------------------------------------------

یادآوری: دوستان گرامی با معذرت از اینکه بخاطر بعضی مشکلات نتوانستیم این گزارش را به موقع نشر کنیم.

+ نوشته شده در 2012/5/11ساعت 12:8 PM توسط عبدالله رفیعی |

گزارش از : تجلیل

امروز سه شنبه تاریخ 4/8/2012 جلسه بزرگ هزاره های شهرکویته به سرپرستی سردارسعادتعلی هزاره موسوم به (هزاره یک جهتی کونسل) درهزاره تاون برگزار گردید. درین جلسه تمام احزاب و گروهای سیاسی ، مذهبی و قومی هزاره ها شرکت  کرده بودند. هدف از برگزاری این جلسه اتحاد وهمبستگی میان احزاب و گروهای سیاسی ومذهبی هزاره و شیعه های کویته بود که درین اواخر در اثر تب وتلاشهای یکعده از افراد خیر واگاه جهت یکدست شدن و هماهنگی میان این گروها صورت گرفته است تا در پیشبرد کارها باهم هماهنگی نموده تا علیه وضعیت موجوده فایق آمده ومانع کشتار های سیستماتیک هزاره ها وشیعه های کویته گردند .
این تلاش ها بعداز مدت های زیادی به ثمر نشست و اتحادیه نوی بنام کویته یک جهتی کونسل ساخته شده که در آن تمام احزاب و گروه های مذهی و سیاسی هزاره ها وشیعه ها ی کویته عضویت گرفته و برای پایان بخشیدن به این وضعیت تب وتلاشهای شان را انجام میدهند . حضوری پر شوری مردم و احزاب وگروه های مختلف موجود درمیان هزاره ها رنگ خاص به این جلسه داده بود. 
تمام گروه واحزاب روی برنامه های دفاعی و پایان دادن به وضعیت فعلی هزاره صحبت نموده وازمردم غیور و سربلند هزاره خواستند تا درمقابل حوادث از خود صبر وشکیبایی نشان دهند،زیرا دشمنان کوردل در تلاش هستند که با دامن زدن به مسایل قومی و مذهبی اقوام ساکن وباهم برادر را درین شهر برروی هم بیخزاند و جنگ های فرقه ی و قومی را دامن بزند.
تمام احزاب وگروه های سیاسی ومذهبی اظهار داشتند که ما تلاش داریم که این وضعیت را هرچی سریع تر با همکاری نیروهای امنیتی خاتمه داد و وضعیت عادی و نورمال را در شهر بیاوریم و این فضای ترس و وحشت را که روی برنامه های روزمره و زندگی مردم سایه انداخته است ،برچیده شوند ومردم دوباره به زندگی عادی و دور از ترس و وحشت را ادامه دهند.
مردم آگاه ما باید بداند که بازی چنین دام و تله های دشمنان بزدل را نخورند وما تا آخرین توان خود تلاش می نمایم که صلح، آرامش و امینت را برای تمام شهروندان این شهر آورده ودرکناری هم به عنوان اقوام باهم برادر زندگی نمایم.






+ نوشته شده در 2012/5/9ساعت 1:4 AM توسط عبدالله رفیعی |

     با تاسف امروز یک شنبه 6/5/2012م، حوالی ظهر در ساحه مستونگ محمد علی به شهادت رسید. شهید محمد علی که صاحب یک دوکان تایر موتر فروشی است، در ساحه دشت، که مربوط به ساحه مستونگ می شود، زمانی که در نزدیکی یک پترول پمپ قرار داشت، مورد شلیک گلوله تروریستان قرار گرفته و جابجا به شهادت رسید.

     به شهادت رسیدن محمد علی نمایانگر اینست که تروریستان از ریختاندن خون هزاره های شهر کویته راضی نمیشوند و هر فرصتی که بدست شان برسد، از آن استفاده نموده و جان هزاره ها را می گیرند. اگرچه داخل شهر کویته این روزها به شدت توسط نیروهای انتظامی امنیت تامین است، ولی با آنهم مردم اعتبار شانرا بر نیروهای انتظامی از دست داده اند. روزی قبل قاضی القضات پاکستان، محترم افتخار چوهدری نیز ایف سی بلوچستان را مورد انتقاد شدید قرار داده و گفت، که مردم قبل از این نام ایف سی را با احترام یاد می کردند، ولی اینک مردم ایف سی را به حیث متهم می شناسند و این نمایانگر اینست، که ایف سی حیثیت اش را از دست داده و اعتبار مردم بر آن ساقط شده است.

+ نوشته شده در 2012/5/7ساعت 2:3 AM توسط عبدالله رفیعی |

انجمن محصلین هزاره (شعبه استانبول) نسبت به رسالت فرهنگی و علمی خویش در صدد است تا با حضور جمعی از روشن اندیشان و اهالی نظر با تاکید بر کشتار سیستماتیک هزاره ها در کویته پاکستان، نشست علمی تحت عنوان " آسیب شناسی جامعه هزاره و راهکارهای برون رفت" به تاریخ 13 می 2012 در شهر استانبول- ترکیه برگزار نماید.

نشست اول

1- عبدالخالق هزاره ( رئیس حزب هزاره دموکراتیک )

تاثیر حزب هزاره دموکراتیک پارتی در کنترل اوضاع و واکنش دولت پاکستان به مسئله هزاره ها


2- دکتر حمزه واعظی ( نویسنده و تحلیلگر)

ریشه های اجتماعی- سیاسی و مذهبی بحران در پاکستان


3- محمد اسحاق فیاض ( نویسنده و تحلیلگر)

تاریخ هزاره ها و روابط هزاره ها با سایر اقوام در پاکستان


4- حیدر محقق ( مسئول امور مهاجرین در سفارت جمهوری اسلامی افغانستان در ایران)

ریشه یابی عوامل مهاجرت هزاره ها به پاکستان و ایران و پیامد های آن


پرسش و پاسخ


11:50 صرف طعام


نشست دوم

1- احمد بهزاد ( نماینده مردم هرات در مجلس نمایندگان افغانستان )

عوامل آسیب شناختی جامعه هزاره در افغانستان، پاکستان و ایران


2- دکتر عبدالله محمدی ( عضو هیئت علمی دانشگاه آردهان- ترکیه)

بحران کوچی ها در افغانستان و روابط هزاره ها با کوچی ها


3- محمد عزیز صادق زاده ( نماینده آیت الله محقق کابلی در اروپا)

سنت ها و چالش های دوران جدید


3- دکتر عالیه یلماز ( نویسند و تحلیلگر)

مشکلات اجتماعی – سیاسی و تحصیلی زنان در افغانستان


4- رضا کاتب ( نویسنده و تحلیلگر)

افغانستان پس از 2014

پرسش و پاسخ

15:30 وقفه چای و شیرینی

جمع بندی موضوعات ارائه شده و ارائه اعلامیه نهایی

16:15 سخنرانی اختتامیه

تماس:

www.alakayn.com

info@alakayn.com

+905073143631
: مکان AVRASYA BİR VAKFI
(Avrupa Asya Birliği Türk Ekonomik, Sosyal ve Kültürel Araştırmalar Vakfı)

Fatih Mah. Dalyan Sok. Dalyan Apt. No:19 K.Çekmece/İST

+ نوشته شده در 2012/5/6ساعت 8:39 PM توسط عبدالله رفیعی |

قوماي سربلند حزب دموكراتيك هزاره (Hazara Democratic Party) و شبكه ي سراسري مردم هزاره،

ما ضمن ارج نهادن به فراخوان انسان دوستانه و قوم گرايانه ي شما مبني بر برپايي راهپيمايي هزاره هاي سراسر دنيا در مدت زمان تعيين شده (ده روز)، بايد به اطلاع شما رسانيده شود كه به تأخير افتادن چنين «اكسيوني» در كابل كه حكم مركزيت را براي تمامي هزاره هاي دنيا (چه به لحاظ تراكم نفوس و چه موقعيت سياسي ـ اجتماعي) دارا مي باشد، هرگز ناشي از بي مبالاتي و يا سهل انگاري نبوده و هم اكنون نيز تمامي امكانات و تداركات آن آماده ومهيا مي باشد.

تنها مشكل عمده اي كه باعث عقب افتادن راهپيمايي از روز جمعه ي گذشته (27 اپريل) به جمعه ي آينده گرديد، عدم صدور جواز راهپيمايي در روز جمعه ي گذشته به دليل وضعيت بي ثبات امنيت در پايتخت پس از رشته عمليات هاي نظامي اخير طالبان و نيز همزماني روز راهپيمايي ما با 8 ثور بود كه طي آن تمامي نيروهاي امنيتي كشور به خاطر اقدامات تروريستي سال هاي گذشته در چنين روزي، به حالت آماده باش كامل (احضارات نمبر يك) قرار دارند.

گرچه امكان صدور محوز براي روزهاي بعدي (وسط هفته) ممكن بود، اما بنابه درخواست مكرر دانشجويان و نيز كساني كه در ادارات دولتي و يا موسسات خارجي مشغول كار هستند، ما برپايي آن را در وسط هفته به اين علت كه عده ي زيادي از قوماي ما از شركت در آن باز مي ماندند، صلاح نديديم.

بنابراين و با اطمينان كامل به شما قول مي دهيم كه راهپيمايي همبستگي جهاني هزاره ها كه به منظور اعلام همدردي و پشتيباني از هزاره هاي قرباني تروريزم در كويته ي پاكستان همه روزه در نقاط مختلف جهان صورت مي گيرند، در كابل نيز در روز جمعه 15 ثور 1391 مصادف با 4 مي 2012 برپا خواهند خواهد شد.

با پوزش از تأخيري كه صورت گرفته و تمامي مشتاقان آن را در كابل با سرگرداني مواجه ساخت.

نهاد برگزاري
راهپيمايي مردم هزاره ي كابل
شنبه 9 ثور 1391

+ نوشته شده در 2012/4/29ساعت 1:21 PM توسط عبدالله رفیعی |

بسم الله الرحمن الرحیم

اطلاعیه

برادران وخواهران گرامی!


مدتی است که هزاره های کویته مورد آماج حملات سیستماتیک تروریستی قرار گرفته است. صد ها نفر تا کنون جان خود را از دست داده است و صدها نفر در غم از دست دادن عزیزان خود به ماتم نشته است. کویته یک پارچه اضطراب، وحشت و به گورستان مردم بی گناه هزاره مبدل شده است.
حملات هدفمندانه  و بزدلانه ای تروریستان تحت حمایت برخی دولت مردان پاکستان موج اعتراضات جهانی را برانگیخته، هزاران هم سرنوشت فریاد عدالت خواهانه ی خویش را در سراسر جهان بلند می کنند. تا کنون هیچ دولت و یا سازمان بین المللی حتی سازمان های به اصطلاح طرف دار حقوق بشر این جنایت ضد بشری را محکوم نکرده است.


بنابر این ازهمه ی شما برادران وخواهران گرامی صمیمانه تقاضا مینمایم تا درتظاهرات بزرگ سراسری در کنار هم صدای اعتراض خویش را در پیوند با کشتارمظلومانه مردم بی دفاع ما در کویته پاکستان به گوش جهانیان رسانیده وخواهان پایان جدی این کشتار بی رحمانه گردیم.


 زمان: دوشنبه 30.04.2012 ساعت 2 الی 4 .
 مکان: مقابل وزارت خارجه دانمارک

 Ministry of foreingn affairs of Denmark
 Asiatisk plads 2 1448 K.B .K

+ نوشته شده در 2012/4/27ساعت 12:49 PM توسط عبدالله رفیعی |

     به گزارش رسانه ها و اهالی کرانی رود، امروز پنج شنبه مورخه 26/04/2012 حدود ساعت 7:00 شام انتحار کننده ای در حالیکه مواد انفجاری در تن داشت می خواست هزاره های هزاره تاون را مورد حمله قرار دهد، اما خوشبختانه این انتحارگر به هدف نرسید، بلکه توسط نیرو های امنیتی از پا در آورده شد. این واقعه زمانی رخ میدهد که شخص انتحار کننده در سرک عمومی کرانی در حالیکه مشکوک به نظر میرسیده توسط افرادی متوقف شد، این شخص بعد از این که هدف شوم اش فهمیده شده بود توسط مردم محل با سنگ و چوب مورد لت و کوب قرار میگیرد. در همین اثنا شخص اننحار کننده می خواست خود را انفجار دهد، ولی کوشش اش ناکام می ماند بعد از این که واسکت انتحاری اش منفجر نمی شود، کوشش می نماید تا با نارنجک حمله نمایید اما این تلاشش نیز ناکام می ماند.
 
     قرار بعضی گزارش ها زمانی که وی میخواهد نارنجک را به طرفی پرتاب کند، نارنجک در دست اش منفجر شده و قسمتی از دستش را قطع می کند. چون هردو تلاشش برای حمله انتحاری ناکام می ماند رو به فرار می شود، اما نزدیک پترول پمپ سرک کرانی توسط ماموران امنیتی پولیس از پا در آورده می شود. حدس آن می رود که هدف این انتحار کننده حمله بالای بازار سبزی هزاره ها و یا میدان والیبال بوده است که هر دو در کنار سرک عمومی کرانی واقع هستند و جمعیت کثیری در این محل حضور دارند. گفته شده مواد انفجاری که در تن این شخص بوده توسط تیم عملیات خنثی سازی بمب نیرو های امنیتی خنثی شده است و مقدار مواد جا سازی شده در واسکت وی دوازده کیلوگرام بوده است. با این حالت تمام نیرو های امنیتی در منطقه به حالت آماده باش کامل در آمده اند تا از وقوع حملات و حادثات دیگر جلوگیری شود.
 
     قابل یادآوریست که در روز دو شنبه ۲۳/۴/۲۰۱۲م، دو نفری که توسط ایف سی و پولیس در حوالی هزاره تاون بعد از تبادل آتش از بین رفته بودند، یکی شان سخنگوی بخش بلوچستان لشکر جهنگوی با نام مستعار "علی شیر حیدری" و دیگرش نیز یکی از افراد مهم این تنظیم به نام نصیر ریسانی بودند. بعد کشتن این دو شخص توسط پولیس، سخنگوی جدید این تنظیم، به نام "ابوبکر صدیق، طی تماسی با رسانه های گفته بود، که انتقام خون دوستان شانرا از پولیس خواهد گرفت.
+ نوشته شده در 2012/4/27ساعت 1:29 AM توسط عبدالله رفیعی |

 

نبشته: محمد عارف خراسانی_دانشجوی علوم سیاسی

جبر زمان و سردی زمستان سخت هزارستان را می رنجاند. مردم در تنگنایی وضعیت اجتماعی و نابسامانی روزگار قرار داشتند. برای هزارستانی ها گذر از کوههای دشوار گذر و راه های مواصلاتی خطرآفرین، در اوج سرمای زمستان دشواری ها را چند برابر می کرد. از سوی دیگر مالیات بی حد و حصر حکومت های خودکامه و جابر مردم را بیشتر به فقر و فلاکت می کشاند و دامنه فقر و تنگ دستی هر روز گسترش و شدت می یافت. مردم در مناطق غیر قابل زرع، مجبور به پرداخت مالیات هنگفت برای حکومت مستبد بود. همچنان قروض کوچی ها و سود چند برابر آن، دیگر حتی لقمه نانی را در خانواده های هزاره ها به سختی می توان یافت کرد. خانواده ی فقیر و بی بضاعت، بنام خانه آته کلو در یکی از قریه جات هزارستان می زیست. آته کلو در جنگ های مقاومت و آزادی خواهانه سه ساله هزارها کشته شده بود. از او همسر، دو بچه و یک دختر کوچک به جای ماند. بعد  از مرگ آته کلو این خانواده ی بی سرپرست را، ناداری و ناچاری بیشتر رنج می داد. پسر بزرگترش تازه جوان و تمام مشکلات خانوادگی را عهده دار شد. سردی هوا و برف باری های پی هم اقلیم هزارستان همه جا را زیر پوشش قرار داده بود. از طرف دیگر مدتی شده بود، که چیزی برای خوردن در خانه اش باقی نمانده بود. او که از شدت گرسنگی به تنگ آمده بود، از مادرش خواست اگر کمی نان خشک در خانه هست برایش بیاورد. از مادرش لقمه نانی خواست: آبَی! آبَی!!! اَگَ اَگُو کورمَک نان اَستَ بَیرُو، بِخِی از گُشنَگِی دل مه غَرق موشَه، چند روز شُدَ که اِد نان نخوردُم.

 مادر بچه ها مقدار آردی را در میان کمبوچه (خورجین) در عقب بسترهای خواب از دید بچه ها پنهان کرده بود. او که  سختی های زندگی، بویژه ناداری را با تمام جسم و جان لمس کرده بود. برای احتیاط از خطر مرگ بچه های کوچکش در فصل سرمای زمستان آن را ذخیره کرده بود.

مادر پیرش با تمام دلهره به پسر تازه جوانش جواب نمانده داد... گفت: بَچَی  نَمندَه، دِگَه خَیرَ که اِی زَووستو اِمسال سولچِی نَکنَه. دَ روی قورخ اِد خاک خدا نَمندَه. اِمسال مُو کَی آرد کِدِی، چیزی که بود کوچی ووجِ قرضِی خو بُرد، کَمَک روغون زَرد که اِشتَه دُم بَیلَه مالیهَ حُکومت شُد. خاک دَ روی مه شونهَ اَزِی باد چیز خاک خدا رَ بُوخرِی؟؟؟

پسر تازه جوان که خود را سرپرست خانواده اش بعد از پدرش احساس می کرد، با آه سردی، خود را به دیوار خانه تکیه داد. او که از شدت گرسنگی رنج می کشید، لحظه ی با شکم خالی در فکر عمیق فرو رفت. با خود می اندیشید، پدرم برای دفاع آزادی ما و مردم ما، خود را قربانی کرد. اکنون من باید خود را برای خانواده ام قربانی نمایم. مادر پیرم که نمی تواند، برای من و خواهر و برادر کوچک ام چیزی تهیه کند؛ خود باید کمر همت را ببندم. او بدون در نظر داشت سرمای زمستان و کوه های دشوار گذر و مملو از برف پوشیده در اوج سرمای زمستان راهی سفر شد، تا بتواند لقمه نانی برای خانواده اش تهیه کند.

در تقسیم بندی فصول سال و دوازده ماه، هزاره ها همانند سایر مردم دنیا برای هر ماه واژه خاص بکار می برند. به طور نمونه ماه اول بهار را، ایرانیها "فروردین"، در تقویم فرنگی "آوریل" (دهه دوم و سوم "حمل" و دهه اول "ثور") و تقویم افغانستان که برگرفته از عربی است، به آن "حمل"، و هزاره ها به آن "اِید" می گویند. ماه دوم زمستان در تقویم هزارگی بنام ماه سیابار( دلو) یاد می شود. ماه سیابار اوج سردی و خنک در فصل زمستان است. موقعیت جغرافیایی هزارستان باعث شده که چهار فصل در آن به خوبی پدیدار شود و راه های موصلاتی هزارستان به مدت 5_6 ماه بر روی رهگذران آن مسدود می ماند. شدت سردی در ماه "سیابار" (دلو) به حدی زیاد می شود، که هزاره ها به آن واژه هولناک یعنی "سیاقار" می گویند. در طول زمستان و به ویژه در این ماه تمام مناطق هزارستان با مناطق همجوار اش از شدت بارندگی و راه بندان برف مسدود است. سفر در طول این مدت غیر ممکن است. هر کسی که در این مدت زمان سفری را به خارج و مناطق دور دست هزارستان پیش گیرد، به منزل رسیدن شان ناممکن می شود.  پسر تازه جوان آمد پیش مادرش، تا از او اجازه خواسته و خداحافظی نماید. وقتی پیش مادرش آمد گفت: آبَی! ما مورُم کار کَدُ، زَووستو هوش تو باشهَ اَمِی یارَ از آغِیل بَلدِ شِی اَگو کورمَک نان پیدا کو بِیدِی، تا سُولچِ نَکنَ خو، ما مورُم کار کَدُ. آبَی! آر وقت که پول سامو کَدُم، بَخیر از رای خو آرد خَریدَ پَس مَیوم؛ آبَی! تو دووا کَنو خو، فِکر خو سون اَمزِی زَووستو کَلو بِیگر. آبَی جان! راستی مورُم خوب کار نوم، تا که خوب غَدر پَیسَ سامو کَنوم؛ وَقتِ که اَمادُم بخیر از رای خو آرد خَریدَ و آرچِ پَیسَ که مَند، اَووردَ دَ دِست تو مِیدُم خو؛ آبَی مَذَبشِ آو بوبرَ تو اَم بَلدِ مه یک خاتو کَنو خو. ازو باد که بَلدِ مه  خاتو کَدِی، دِگَ تو اِد کار نَکو، تمام کارا رَ خاتون مه مونَ خو آبَی. تو دِگَ قرار دَ بَلِ سُرخِ چارقَد شیشتَ سنگ خو بِرشُو، دِگَ دِست خو دَ اِد کار خانه نَزو خو!. دِگَ نه نان پوختَ کو، نه آو بَیرو و نه آلاف شِو کو، اَمِی بلای خو ام نَگِی خو. تمام کارا رَ بِرِی تو سامو مونَ.

مادرش که در دل هزاران درد بی کسی  و ناداری را چشیده بود به آرزوهای پسرش گوش می داد. مادرش به طرف پسر تازه جوانش خیره خیره نگاه می کرد و با دل پر از خون و لبان تبسم آمیز به پسرش گفت: خو! آبَی بَلَی بور تو شُونَ، شُمو دو چِیم آتِ خو اَستید. آر دُختر رَ که تو ناخو اِشتی، اَمورَ بَلدِ تو مِگرُم.

او نمی خواست، پسرش را از خود دور کند، اما از راه ناچاری به او اجازه سفر را داد و پسرش را در آغوش گرفت. این لحظه جدایی برای مادر و پسر بسیار مشکل تمام می شد، نمی دانم چگونه مادرش این پسرش را در این فصل خطرناک و سرمای بیش از حد اجازه سفر را داد؟؟؟

مادر خطاب به پسرش کرد و گفت: بَچَی! آبِی بَلابور، نادِر تو  شونَ، هوش تو طرف خود تو باشَ، توخ که اِیلَ اِیلَ اَلدینگ اَلدینگ نَشنِ خو. اَزِی زیاد دِگَ خود تو مُفامِی یالِ شُکر خدا رَ هوشیار شُدِ جای آتِ خو تو مَندِ. چار طرف بِخِی سِیال و اودورزادِ تو اَستَ.  اونُنَ قَرضِی کوچی باز مَندَ، یک سِیرَ که دوسِیرَ سَنگ خاتون کوچی ام نارِشتَ مَندَ ما بَیلَ اَمورَ مِرشُوم تا تو پَسکِی مَیی. دَ خانه ام یَک کورمَک نان بَلدِ دوایی پیدا نَموشَ چیز خاک دَ سَرخو باد کَنی اَزِی باد...

پسر بعد از خداحافظی با مادر و خواهر و برادر با دل ناخواسته قریه اش را ترک کرد. او که نه خرچی و توشه ی داشت و نه شکم سیر و نه تجربه مسافرت، خود را در عمق اقیانوس کوهای سر به فلک کشیده بابا و برفهای فراوان انداخت. از سرنوشت این تازه جوان و غمدیده ی روزگار کسی احوالی نداشت، که سرانجام چی خواهد شد. وقتی خود را در میان دنیایی از برف و سردی دید، دیگر نمی دانست سرنوشت اش به کجا خواهد انجامید؟؟؟ هر لحظه خطر مرگ بیشتر می شد و غیر از برف و خنک زمستانی اقلیم سرد هزارستان چیزی را نمی دید. هوا کم کم تاریک شد و سرما و برودت همچنان شدت می گرفت. کار به جای رسید که دیگر توان حرکت در وجودش باقی نماند و خود را بالای دنیای از برف انداخت و برای همیشه در خواب رفت... بعد از چند روزی خبر مرگ این پسر تازه جوان به گوش مادر، خانواده و قریه اش رسید. مادر دیگر نمی داند در کدام دنیایی قرار دارد، اما با زمزمه این شعر جواب همه ی پرسش ها و دلداری های مردم اهالی، دوستان و فرزندانش را می داد. او با خود زمزمه می کرد:

سیابار سیاقار کَمبوچَ پاس بار     بَچَی رَفتَ نار آبَی بُوخرَ زار

+ نوشته شده در 2012/4/25ساعت 0:23 AM توسط عبدالله رفیعی |

به گزارش تلویزیون آج، امشب 22/4/2012م، دقایقی قبل حوالی ساعت یازده شب، سه تن از تروریستان که دو تن شان مربوط تحریک طالبان و یکتن شان مربوط به لشکر جهنگوی است از ساحه قبرستان هزاره تاون بعد از تبادل آتش با نیروهای انتظامی، توسط ایف سی دستگیر شدند. قرار گزارش تلویزیون اسم های تروریستان دوست محمد محسود، امداد کرد و لوهار عالم محسود است. اینک ایف سی تروریستان را بعد از دستگیر نمودن به جای نامعلومی انتقال داده است.

بعد از به شهادت رساندن دو تن از برادران، که دیروز توسط تروریستان صورت گرفت، توسط جوانان و نیروهای انتظامی سه تن از تروریستان بعد از تعقیب با اسلحه های شان دستگیر شدند. همچنان شب گذشته بعد از نشاندهی آن سه تن، دوازده تن دیگر نیز توسط پولیس دستگیر شده بودند. دستگیری سه تن از تروریستان امشب، از قبرستان هزاره تاون، که به گفته شبکه آج از کراچی برای به انجام رساندن عمل تروریستانه بزرگ شان به کویته آمده بودند، خبری خوبی برای مردم ماست. دستگیری این تروریستان سبب شده است، که هزاره تاون از یک حادثه بزرگ تروریستی در امان بماند و از طرف دیگر مردم را امیدوار بسازد که تلاش و فشار همه جانبه شان بر حکومت و نیروهای انتظامی، آنها را مجبور کرده است، تا در مقابل تروریستان اقدام نمایند و در تامین امنیت مردم ما هر چه بیشتر کوشا باشند.

+ نوشته شده در 2012/4/23ساعت 0:47 AM توسط عبدالله رفیعی |

    

     شهدای دیروز 21/4/2012م، هر دو برادران، هر یک بوستانعلی و حسین علی که هر دو از کارگران کان کوله بودند، حوالی ساعت سه بعد از ظهر دیروز با حضور عده ای کثیری از مردم در حالی که بارش به شدت می بارید، در میان اشک و افسوس مردم به خاک سپرده شدند. این دو برادر که از کوه بخاطر رخصتی به خانه آمده بود، در حالی توسط تروریستان به شهادت رسیدند که با موترسایکل شان از ساحه هزاره تاون بالا، به طرفی روان بودند.

     ترویستان بعد از اینکه این دو برادر را مورد شلیک قرار داده بودند، به فکر اینکه هر دو شهید شده اند، از محل حادثه با فکر آرام در حال فرار بودند، که دفعتا با حضور عده ای از جوانان زمینه فرار شان سلب می شود. با نشاندهی یکی از برادران که به شدت زخمی بوده و دیگر شاهدان، تروریستان تعقیب شان جدی میشود. ترویستان ناگزیر موتر سایکل شانرا رها نموده و پیاده فرار کردن را شروع می کنند، که مورد تعقیب جدی تر جوانان قرار می گیرند. ترویستان که عرصه را بر خودشان تنگ می یابند، خود شانرا داخل یکی از کوچه ها می کنند، اما جوانان تعقیب آنها را رها نمی نمایند. در همین وقت پولیس و ایف سی نیز به محل حادثه می رسند، که بعد از آن جوانان با پولیس و ایف سی به صورت مشترک داخل کوچه شده و خانه به خانه به تعقیب تارگیت کیلر ها می پردازند، تا در نهایت آنها را با اسلحه های شان دستگیر می کنند. پولیس، تروریستان را که توسط شاهدان شناخته می شود، با خود به طرف نامعلومی انتقال می دهد. بعد از تحقیقاتی که پولیس از آنها انجام می دهد، تروریستان یک نفر دیگر از دوستان دیگرش را نیز افشا می کنند، که پولیس حوالی ساعت سه بعد از ظهر آن دوست وی را نیز دستگیر کردند. سخنگوی ایف سی نیز به صورت رسمی دستگیری سه تن را تایید نموده است.

     قرار گزارش تلویزیون ای آر وای، پولیس و ایف سی بعد از نشاندهی این سه تروریست، شب هنگام بر ساحه های مختلف عملیات انجام داده و در نهایت دوازده تن دیگر را نیز دستگیر کرده اند. اگرچه نام های سه تن از تروریستان اولی در روزنامه های امروز آمده است، ولی در مورد هویت دوازده نفر دیگر تا هنوز نیرو های انتظامی چیزی نگفته اند.

+ نوشته شده در 2012/4/22ساعت 1:53 PM توسط عبدالله رفیعی |

از دیرباز تاکنون و در بحبوحۀ بیش از یک قرن استبداد وحاکمیت زور، فرهنگ وملیت هزاره تحریف وانکار شد؛ به تکرار زیر تیغ نسل کشی های جلادان قرار گرفته و دردناکترین ضربات برخاسته از ضمیر تاریک وسیاه تعصب وتحجر را بر پیکرۀ هویت اتنیکی خود متحمل شد. از نابود سازی مستقیم وهدفمند کتب وآثار تاریخی ، تحریف واژه ها واصطلاحات قومی تا کشتار هزاره های بخون تپیده کویته پاکستان اعم از زن ومرد ، پیر وجوان و خرد وکلان، خود دلیل بارز موجودیت سیاستمردانی زبون است که چنین کشتار ددمنشانه وسیستماتیک را راهبری می کنند؟! غافل از آنکه پایان شب سیه سپید است ومردم غیور وصبور هزارستان هر چند که درد ورنج غربت را با قطره قطره خونشان احساس نموده و تن رنجورشان از زخمه صد نیرنگ بازیگران زر و زور جریحه دار بی مهری دایه های مهربانتر از مادر شده است، چشم به دستان مهربان هم نوعانشان دوخته اند تا مرگ ظلمت و طلوع روشنایی را جشن بگیرند چرا که:

بنی آدم اعضای یکدیگــرند                    که در آفرینش زیک گوهرند

چو عضوی بدرد آورد روزگار                     دگر عضوها را نماند قـــرار

برادر وخواهر هم سرنوشت!

کویته به حیث یکی از سه نقطه ی اساسی در سرنوشت سیاسی_فرهنگی هزاره ها اهمیت مکانی_تاریخی دارد: بامیان  مهد تمدن کهن ومعرف مردم ما از لحاظ تاریخی، غرب کابل نقطه عطف  تاریخ معاصر هزاره و جبهه احیای هویت ملی  و کویته صدای رسا مردم ما در دوران کنونی است. کویته در سوگ بلخ و بامیان تا یکه ولنگ و بهسود همانند من وتو سر به زانوی غم گذاشته و غم شریک دردهای ما بوده و خواهد بود. اما خواهر، برادر، پدر و مادر همدرد و هم آواز! هزاره امروز در کویته درگذار سختترین وضعیت تاریخی اش قرار دارد، کشتار هدفمندانه وزنجیره ی هزاره ها در کویته در سال 2004 با کشته شدن 11 سرباز هزاره آغاز، و در سال 2009 به اوج خود رسید،اما به طور مقطعی وبا فشار ناشی از تظاهرات جهانی هزاره ها بر حکومت پاکستان به مدت کوتاهی متوقف شد. لیکن آنانیکه پایبند به هیچگونه قانون و باوری نیستند در سال2011 کشتار هزاره های کویته را، بار دیگر پر رنگ تر از پیش از سر گرفتند که متاسفانه در طول اندک زمانی بیش از هفتصد نفر شهید و صدها تن زخمی  به جای گذاشت.

اینک دستان زر و زور، بازی دیگری آغاز نموده و با شروع دو باره این فاجعه بشری  در کویته برما و شماست که با سردادن ندای عدالتخواهی، همدردی خویش را با هزاره های مظلوم و خونین سینه کویته پاکستان اعلام داشته و دَین انسانی خود را ادا نماییم .

برادران و خواهران هم سرنوشت و محروم بامیانی!

بیایید در اعتراض به این کشتار وحشیانه در یک راهپیمایی حق خواهانه  با مردم بی دفاع کویته همصدا شویم و به گوش جهان و جهانیان برسانیم که مردم ما هیچ گاه خواهان جنگ و بی ثباتی نیست و نمیباشد. امروز کودکان یتیم و بازماندگان شهدای کویته چشم انتظار من و تو است؛ هزاره های کویته  نه تنها زنده وار زندگی کرده بودند، بلکه در طول تاریخ برای ما پشتوانه  محکمی نیز بوده اند....

وعدۀ ما: روز سه شنبه پنج ثور/  24 اپریل/ از ساعت 9:30 الی ختم راه پیمایی.

مسیر حرکت: از مسجد رهبر شید بابه مزاری(ره) الی مقابل دفتر کمیسیون مستقل حقوق بشر و یونما.

ستاد برگزاری مراسم راهپیمایی

+ نوشته شده در 2012/4/22ساعت 11:35 AM توسط عبدالله رفیعی |

 

پیام هزاره دموکراتیک پارتی به هزاره های جهان، برای برگزاری تظاهرات های بین المللی در  عکس العمل به نسل کشی هزاره های کویته

     هزاره های کویته پاکستان، کسانی اند که از زیر ظلم، استبداد، کشتار و نسل کشی عبدالرحمان در حوالی سال های 1890م، از هزارستان به سوی پاکستان به شکل کتلوی جهت یافتن پناگاهی امن سرازیر شده اند. قابل یادآوریست که توسط عبدالرحمان، به نوشته مورخان 62% از هزاره های که در آن دوره اکثریت را در افغانستان تشکیل می دادند، نسل کشی شدند و عده ای از باقی مانده های شان جهت نجات حیات شان به سوی آسیای میانه، ایران و پاکستان فرار کردند.

     هزاره ها از 1890م، بدینسو در کویته – بلوچستان و نقاط دیگر پاکستان ساکن اند. هزاره ها از نگاه برخورد فرهنگی شان با دیگران، نظافت و پاکی، لیاقت و شایستگی، مردانگی و ایثار، صداقت و ایمانداری شان نه تنها در پاکستان بلکه در تمام نقاط جهان زبانزد و الگو برای همگان است.  در جمله صفات برجسته هزاره ها در طول تاریخ زندگی شان در پاکستان، نقش داشتن شان در حوزه های مختلف، خصوصا در حوزه علمی و برخورد برادرانه و انسانی شان با اقوام دیگر ساکن بلوچستان و مسالک مختلف است. هزاره ها همیشه با دیدگاه احترامانه به تمام مذاهب و اقوام دیگر ساکن بلوچستان نگرسته است و همیشه به آن ارج گذاشته است.

     هزاره های که همیشه به اقوام و پیروان مذاهب مختلف احترام داشته است، با تاسف تقریبا از ده سال بدینسو است که به خاطر اهداف سیاسی جریانهای مختلف داخلی و بین المللی با ابزار افراط گرایی مذهبی مورد نسل کشی قرار گرفته اند. ما بر این باوریم که دشمنان هزاره ها در مقابل داشته های ارزشمند هزاره ها و دست آورد های شان تنگ نظرانه برخورد می کنند و با دو دیدگاه به طرف هزاره ها می بینند:

      1. جریانهای مختلفی که در پی مقاصد سیاسی شان اند، هزاره های ساکن شهر کویته را در راه رسیدن به مقصود شان مزاحم می پندارند.

      2. جریانهای می خواهند، از هزاره ها به حیث یکی از مناسب ترین ابزار برای رسیدن به هدف های مختلف سیاسی شان استفاده کنند.

دشمنان هزاره با دیدگاه ها بالا، بدون هراس و بازخواست، به شکل بی رحمانه به جان هزاره ها افتاده اند و اینک به کشتار زنجیره ای شدید می خواهند، هزاره ها را نسل کشی کنند.

     حکومت فعلی، که فاسد، نا اهل و غیر موثر است، در قبال نسل کشی هزاره ها نه تنها سکوت نموده است، که بعضی اوقات در ضمن به تمسخر گرفتن نسل کشی هزاره ها، هزاره ها را برعکس موازین اسلامی، اخلاقی، حقوقی و انسانی مسوول حوادث دانسته و بجای دفاع از هزاره ها، خود شانرا متهم می کند. حکومت نا اهل تا هم اینک تا حتی یک تن از افراطیونی را که مسوول کشتار بیشتر از 600 تن از هزاره های کویته است، را دستگیر نتوانسته و یا دستگیر نکرده است.

     نسل کشی هزاره ها در روزهای اخیر با شدت هرچه تمام تر ادامه پیدا کرده است و این در حالیست که بعد از هر حادثه سخنگوی لشکر جهنگوی (ابزاری که جهت کشتن هزاره ها استفاده میشود)، در ضمن قبول مسوولیت کشتار هزاره ها، تهدید به کشتار بعدی را با ذکر جایگاه اش اعلان می کند. در آخرین گفت و گویی علی شیر حیدری، سخنگوی لشکر جهنگوی با مرکز رسانه های کویته، که در روزنامه مشرق 14/4/2012م، به نشر رسیده است، تهدید کرده است، که تا اواخر سال 2012م، کویته را به قتلگاه مردم ما مبدل خواهد کرد.

     با در نظرداشت گذشته، اینک هزاره های کویته به این باور رسیده اند که سکوت و عمل نکردن حکومت فعلی به وظیفه اش و در مقابل تروریستان افراطی، آنها را به آن حدی جرات بخشیده است، که در این شهر جنگل، بعید به نظر نمی رسد که هزاره ها شاهد فاجعه های شدید تر باشند. سکوت و باور ما از قراین و شواهد مبنی بر اینست که چون بعضی ها از داخل این حکومت نا اهل در هماهنگی با تروریستان قرار دارند، لهذا اعتبار ما را نسبت به این حکومت ساقط کرده است و ما نگزیریم خود با کوشش هر چه بیشتر و استفاده از هر منبع و وسیله ای مفید جهت نجات مردم خویش تلاش کنیم و مانع چوب سوخت شدن هزاره های کویته جهت به هدف رسیدن دیگران گردیم.

     هزاره دموکراتیک پارتی، اینک بر این باور است، که یکی از راه ها مناسب در وضعیت فوق اضطراری فعلی اتکا به توان و قدرت ملی و بین المللی خود هزاره ها جهت انسداد کشتار هزاره های کویته می باشد، لهذا همانطوری که تظاهرات بین المللی اول اکتوبر هزاره های جهان تاثیر به سزایی بر دولتمردان پاکستان داشت و آنها را مجبور کرد، تا از تمام قدرت و توانشان جهت جلوگیری از نسل کشی هزاره ها اقدام کنند و برای مدتی مانع کشتار مردم ما شوند، اینک نیز هزاره ها می توانند با برگزاری تظاهرات های بین المللی شان، البته با استفاده از تجارت گذشته و رفع نواقص تظاهرات های قبلی، فشار های شدید تری را بر دولتمردان پاکستان وارد کنند، تا آنها به وظیفه شان در قبال هزاره های که به این کشور مالیه می پردازند و حق زندگی در یک فضای امن را دارند، عمل نموده و مانع نسل کشی هزاره ها شوند. ما پیشنهاد می کنیم، که تظاهرات ها در ضمن مقابل سفارت های پاکستان، در مقابل دفاتر رسانه های مهم و دفاتر سازمانهای حقوق بشری نیز صورت بگیرد. در ضمن اگر تظاهرات کنندگان بتوانند، با تهیه آمار کشتار هزاره ها و عکس های حوادث، آنها را نیز به آدرس های وزرای خارجه، مراکز رسانه ها و سازمانهای حقوق بشری برسانند، تاثیر تظاهرات شان بیشتر خواهد شد. همچنان اگر در جریان تظاهرات ها بر شعار ها بیشتر دقت شود و پلاکارت ها دارای شعار های متناسب با اهداف تظاهرات کنندگان باشد، بهتر است. به حیث پیشنهاد ما می خواهیم تقاضا کنیم، که در بعضی از پلاکارت ها و بعضی ماده های قطعنامه ها، اگر از افتخار چوهدری، قاضی القضات پاکستان جهت رسیدگی به مساله هزاره ها نیز درخواست صورت بگیرد، ارزشمند است.

+ نوشته شده در 2012/4/20ساعت 8:2 PM توسط عبدالله رفیعی |

با کمال تأسف ما در اين اواخر شاهد وقوع قتل عام هاي خونين افراد بي گناه مردم هزاره در شهر کويته بلوچستان هستيم که طي آن صدها نفر جان باخته و يا زخمي گرديده اند.
 ما اين نوع حملات وحشيانه دهشت افگنان و آدمکشان جنايت پيشه به جان افراد بيگناه را به شدت تقبيح و محکوم نموده و با خانواده هاي داغدار شهدا، مردم شريف و سربلند کويته و حزب دموکراتيک هزاره پاکستان ابراز همدردي مي‌نماييم.
 حمله به جان مردم و افراد بي گناه، جز نسل کشي سيستماتيک و دامن زدن به تعصبات نژادي و فرقه اي و در نتيجه ناامن ساختن منطقه و گسترش بحران در سطح بين المللي چيزي ديگري بوده نمي تواند. آنچه در کويته پاکستان اتفاق مي‌افتد بدون شک يکي از نمونه‌هاي عيني جنوسايد ميباشد.
 ما از وقوع اين گونه کشتارها به شدت متأثر هستيم و از حکومت جمهوري اسلامي پاکستان مي خواهيم که دست دهشت افگنان را از يک چنين اعمال وحشيانه کوتاه نموده و عاملان آن را دستگير نموده و به محاکمه بکشانند.
 ما از مجامع بين المللي و سازمان ها و نهادهاي دفاع از حقوق بشر مي خواهيم که به فرياد قربانيان چنين رويدادهاي خشونت بار گوش فرا داده و اقدامات لازم عملي را در جهت تأمين امنيت آنان و توقف کامل جنايات عليه مردم روي دست گيرند.
 بارديگر وقوع اين رويداد را به همه مصيبت ديدگان تسليت گفته و از مردم عزتمند و سرافراز هزارة کويته اخصاً حزب دموکراتيک هزاره پاکستان مي خواهيم که از دست زدن به هر نوع اقدامات خشونت آميز پرهيز نموده، براي بيرون رفت از وضعيت اسفبار کنوني از شيوه‌هاي معقول مدني استفاده نمايند.

حزب وحدت اسلامي افغانستان
 کابل - 27 حمل 1390 هجري خورشيدي

+ نوشته شده در 2012/4/20ساعت 0:24 AM توسط عبدالله رفیعی |

     در تازه ترین حملات تروریستان بر هزاره های کویته، امروز دو شنبه ۱۶/۴/۲۰۱۲م، حوالی ساعت چهار بعد از ظهر بر دوکانی در کواری رود، یک تن شهید و یک تن دیگر به شدت زخمی شد. تروریستان توانستند از صحنه فرار کنند و پولیس مثل همیشه منطقه را محاصر کرده است، تا تروریستان را به دام اندازند، ولی تا هنوز یک تن از قاتل های بیشتر از ۶۰۰ نفر را دستگیر نتوانسته است.

     همچنان امروز در حمله دیگری، بر موتر تاکسی مربوط به هزاره ها حینکه از علمدار رود به طرف هزاره تاون در حرکت بود، در قسمت اسپنی رود - نزدیک پل بینظر حمله صورت گرفت، اما خوشبختانه تروریستان نتوانستند به هدف شوم شان برسند. تاکسی با فرار از صحنه بدون کدام زخمی و یا شهید دادن به هزاره تاون رسید.

+ نوشته شده در 2012/4/16ساعت 8:20 PM توسط عبدالله رفیعی |

مردم هزاره در سراسر جهان!

در اعتراض به کشتار وحشیانه و سیستماتیک مردم هزاره در پاکستان و ادامه تبعیض و حملات وحشیانه کوچی ها به جان و مال مردم هزاره و غصب زمین های شان در افغانستان، حزب دموکراتیک مردم هزاره و شبکه سراسری مردم هزاره بصورت مشترک از تمام اقشار جامعه هزاره در سراسر جهان می خواهد تا با برپایی تظاهرات گسترده و فراگیر، نسبت به این جنایات سیستماتیک اعتراض کنند.

ما از همه اقشار جامعه هزاره، زن و مرد، پیر و جوان می خواهیم با اتحاد و همبستگی صدای مردم هزاره را به گوش جهانیان رسانده و فشار سیاسی لازم را بر حکومت های پاکستان و افغانستان برای پایان جنایات سیستماتیک وارد کنند.

تظاهرات جهانی مردم هزاره می تواند مقابل دفاتر سازمان ملل و سازمان های بین المللی حقوق بشر و یا با توجه به شرایط مقابل دفاتر رسانه های بزرگ ملی و بین المللی برگزار شود.

جامعه هزاره در سراسر جهان می تواند مانند بازوی دیپلماتیک نیرومند برای دستیابی به حقوق انسانی هزاره ها عمل کند.

بنابراین ما از تظاهرات کنندگان در سراسر جهان می خواهیم، به پوشش خبری تظاهرات اهمیت خاص دهند. به این منظور از هماهنگ کنندگان و برگزار کنندگان تظاهرات می خواهیم با رسانه های ملی، منطقه ای و بین المللی در کشوری که زندگی می کنند، در تماس باشند.


طرح فرستادن ده ها هزار نامه به وزرای امور خارجه کشورهایی که در آن تظاهرات برگزار می شود!


ما بزودی نامه ای همگانی را روی وب سایت های رسمی شبکه سراسری مردم هزاره و حزب دموکراتیک مردم هزاره منتشر خواهیم کرد. از تمام تظاهرات کنندگان می خواهیم در جریان این تظاهرات جهانی، این نامه اعتراضی را بصورت جداگانه امضا نموده و آن را همراه با دو تایم لاین (Timeline) از جنایات سیستماتیک علیه هزاره ها در پاکستان و افغانستان، در پاکت جداگانه قرار داده و در پایان تظاهرات به وزیر امور خارجه کشوری که در آن تظاهرات برگزار می شود ارایه کنند.
 در این نامه ما از وزرای امور خارجه کشورها می خواهیم با احضار سفرای پاکستان و افغانستان، خواستار توقف کامل جنایات علیه مردم هزاره شده و برای جبران خسارت کوشش کنند. با این روش ما در کنار تظاهرات جهانی، ده ها هزار نامه اعتراضی را به امضای اقشار مختلف مردم هزاره به آدرس وزارت امور خارجه کشورهای مختلف ارسال خواهیم کرد.

شرکت کنندگان در تظاهرات جهانی مردم هزاره می توانند این نامه را دو بار امضا کنند تا یک نسخه آن به بخش حقوق بشر سازمان ملل متحد نیز ارسال شود.
 بیاد داشته باشیم که هر کدام از ما در هر کشوری که زندگی می کنیم، مانند سفیر مردم هزاره در همان کشور می باشیم.
 حضور پر شور و گسترده مردم هزاره در سراسر جهان در اعتراضات هماهنگ، می تواند علاوه بر عمیق کردن اتحاد و همبستگی بین المللی ما، افکار عمومی جهان را نیز بصورت جدی متوجه وضعیت مردم هزاره در پاکستان و افغانستان کند.

شبکه سراسری مردم هزاره
www.HazaraPeople.com
حزب دموکراتیک مردم هزاره (پاکستان)
www.hdp.org.pk

+ نوشته شده در 2012/4/16ساعت 8:3 PM توسط عبدالله رفیعی |

 

    در عکس العمل به حادثه دیروز، که طی آن نه تن از هزاره های کویته توسط تروریستان به شهادت رسیدند، حزب هزاره دموکراتیک درخواست "منع آمد و رفت وسایل نقلیه" را برای امروز ۱۵/۵/۲۰۱۲م، در شهر کویته و شاهراه های بین المللی که از کویته می گذرد کرده بود. همچنان تحریک نفاذ فقه جعفریه نیز خواهان هرتال برای امروز شده بود.

۱. امروز "منع آمد و رفت وسایل نقلیه" در شهر حاکم است و از طرف دیگر دوکانهای و بازار نیز بسته می باشد. تا هم اینک کدام حادثه شدید دلخراش شنیده نشده است، اما در اوایل صبح عده ای از دوکانداران در بازار می خواستند از این درخواست هزاره ها را، مد نظر نگرفته و دوکانهای شانرا باز کنند، که مورد عکس العمل شدید هزاره ها قرار گرفتند و دوباره دوکانهای شانرا بستند. همچنان به گزارش تلویزیونها تظاهرات کنندگان در مقابل شفاخانه عمومی شهر نیز دست به شلیک نمودن های شدید هوایی زدند.

۲. امروز وزیر اعلی بلوچستان اسلم ریسانی، یک جلسه فوق العاده ای را برای بررسی وضعیت کویته و کشتار هزاره ها برگزار کرده بود و از طریق سکرتری داخله اش از هزاره ها نیز دعوت کرد بود، که در جلسه شرکت نمایند، ولی هزار ها درخواست وی را نپذیرفته و اظهار داشتند، که ما بر وزیر اعلی بلوچستان اعتماد نداریم و وزیر اعلی را مسوول کشتار مردم خویش می دانیم، آنها تاکید کردند، که خواهان استعفی فوری وزیر اعلی می باشند. اگر وزیر اعلی استعفی نداده و یا به صورت جدی دست به عمل موثر نشود، هزاره ها حق دارند، که پلان آینده شانرا اعلان نمایند. عبدالخالق هزاره یاد آور شدند، که خواست ما روشن و مشخص است و ما دیگر گفتگویی با وزیر اعلی نداریم. حکومت باید فورا بر ضد تروریستان عملیات هدفمند و موثر انجام دهد و هسته های آنها را از بین ببرد.

۳. دیشب لشکری ریسانی، برادر ارشد وزیر اعلی فعلی بلوچستان که ریس اسبق حزب مردم پاکستان در بلوچستان بود، از برادرش اسلم ریسانی خواست، که از جایگاه اش استعفی بدهد، زیرا حکومت وی ناکام شده است.

۴. از طرف دیگر دختران و خانم ها نیز امروز تظاهرات بزرگی را راه انداخته بودند، تا در مقابل پوسته پولیس بروری رفته و فریاد و خشم شانرا به نیروهای انتظامی و جهانیان برسانند، ولی بخاطر وضعیت نامناسبت امنیتی اجازه رفتن در مقابل پوسته پولیس بروری را نیافتند، لهذا آنها بر سرک های هزاره تاون حرکت نموده و با حضور رسانه ها اعتراض شانرا به گوش جهانیان رساندند.

+ نوشته شده در 2012/4/15ساعت 4:39 PM توسط عبدالله رفیعی |

فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان کشتارهای سازمان یافتۀ هزاره ها را در کویته بلوچستان پاکستان بشدت تقبیح می نماید

فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان تکرارکشتارهای دسته جمعی هزاره هارا در کویته بلوچستان محکوم، وضمن ابراز همبستگی وغم شریکی عمیق وهمه جانبه بابرادران هزاره درهر جاییکه باشند، این مصیبت بزرگ را غم ومصیبت مشترک تمامی خلق های محکوم منطقه، خصوصاً تورکان مقیم درکشورهای افغانستان، ایران وپاکستان اعم از هزاره، ازبیک، تورکمن وغیره قلمداد نموده، با ابرازتسلیت عمیق به همه برادران هزاره،ارواح آن شهدای مظلوم را در نزد پروردگاررستگار، واتحاد آگاهانۀ جمیع خلق های محکوم را در راستای خنثی سازی اینگونه اعمال جنایتباراستدعا مینماید.

 امید برآن داریم که این عملکردهای دشمنان صلح وآرامش مردم بیگناه هزاره در بلوچستان بی پاسخ باقی نمانده، ودرسی باشد برای بیداری واتحاد واقعی وآگاهانۀ تمامی خلق های تحت ستم درسراسر منطقه ، وایجاد سنگر های مطمئن مبارزاتی در هر گوشۀ جهان.

 پس بیایید همه باهم، در هر کجایی که قرارداشته باشیم، صدای اعتراض خودرا برعلیه این فجایع وعاملین آن بلند نموده، در راه متحد سازی اقوام وملیت محکوم، صادقانه ودرعمل تلاش نماییم، تا بتوانیم مانع از گسترش بیشتردامنۀ این فجایع، دربرابرمردم هزاره ودیگران شویم.

هیچ جنایت پیشه ای در جهان بخودی خود دست از جنایت بر نمیدارد، مگر اینکه سنگر ضد جنایت وبیداد گری را در برابر خود نیرومند وبر پا احساس نکند .

 ما همیشه نیازمند چنین اتحادی در جهت برهم ریزی بنیاد بیداد وجنایت بودیم وهستیم، وبا همه توان خود در کنار بردران هزارۀ خود قرارداریم وخواهیم داشت.

 هیئت رهبری فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان
اروپا پانزدهم ماه فیبروری 2012 میلادی

+ نوشته شده در 2012/4/15ساعت 11:14 AM توسط عبدالله رفیعی |

بسم الله الرحمن الرحیم

خواهران وبرداران عزادار و مردم خداجوی هزاره در سراسر جهان!

حوادث تلخ واندوه بار کشتار زنجیره ای و هدفمند مردم بی گناه هزاره در شهر کویته پاکستان تراژیدی انسانی و غم انگیزی است که باعث آزار وجدان هر انسان منصف و آزاده است. کشتار بی رحمانه مردم ملکی هزاره در روز های جمعه و شنبه  با کمال تاسف نشان دهنده تداوم فاجعه انسانی گسترده در این شهر است. من این کشتار کور و بی رحمانه و عملیاتهای نفرت انگیز تروریستی را بار دیگر محکوم کرده و توجه دولت جمهوری اسلامی پاکستان را به حفظ جان شهروندان بی گناه هزاره در شهر کویته جلب می نمایم. تروریزم و نفرت نژادی پدیده های شوم روزگار ماست و با کمال تاسف شهروندان بی دفاع هزاره در کویته یکی از اصلی ترین قربانیان این پدیده شوم و ضد بشری می باشد. امیدوارم که دولت پاکستان با اتخاذ تدابیر مناسب به این خشونت و قساوت نفرت انگیز، که مایه آزار وجدان بشری است پایان دهد. به خانواده های قربانیان از صمیم قلب تسلیت می گویم و برای شهدای مظلوم این حادثه فردوس برین و غفران و رحمت الهی را تمنا می کنم.

ومن الله توفیق

حاجی محمد محقق

شنبه  26.1.1391

کابل

+ نوشته شده در 2012/4/15ساعت 1:47 AM توسط عبدالله رفیعی |

     شهادت انسان های مظلوم طی روزهای اخیر را در کویته پاکستان برای خانواده های شهداء تسلیت عرض نموده، از خداوند منان برای همه آنان اجر جزیل مسئلت می نماییم. درضمن کشتار و قتل عام جاری در کویته پاکستان را بشدت محکوم نموده و از مقامات پاکستانی میخواهیم جهت توقف این نسل کشی و کشاندن عاملان آن به پای میز محاکمه سریعاَ اقدام کنند. همینطور انجمن هزاره های هالند منحیث یکی از نهاد های پرنفوذی مردمی و فعال در امور فرهنگی و اجتماعی “هالندی” از مقامات در وزارت خارجه هالند تقاضا مندیم تا موضوع کشتار و نسل کشی هزاره ها را در پاکستان و همچنین تعبیض کشنده نژادی علیه هزاره ها را در افغانستان از مجرای دیپلوماتیک با سفارت های پاکستان و افغانستان در شهر لاهه درجریان گذاشته و جهت رفع چالش های مرکبار علیه هزاره ها در هر دو کشور موضوع را جداَ پیگیری نمایند.

     حکومت های مستبد و گرو های تروریستی در طول تاریخ و از آغاز تاسیس افغانستان دست به تبعیض کشنده نژادی علیه هزاره ها زده، جنگ های متعدد را تحمیل کرده و تعداد زیادی از هزاره های بیگناه را به شهادت رسانده و خیال خام و واهی نابودی فزیکی هزاره ها را در سر می پروراندند، این در حالی است که هزاره ها، امروز آگاه تر از همیشه و محدوده های سکونت جغرافیائی شان در خارج از افغانستان پردامنه تر شده و آوازه های تابناکی از صلحدوستی، عقلانیت و مدنیت پذیری خود را در سراسر جهان گسترانیده است.
     امروز نیز حکومت نژادگرای حاکم بر افغانستان و گروه های تروریستی و جنایت پیشه در افغانستان و پاکستان در برابر هزاره های صلحدوست و انسانیت گرا صف آرایی کرده و مصیبت های هولناک را پدید آورده است.

     همین گروهی های تروریستی و آدم کش طی کمتر از یک سال گذشته در کویته پاکستان دست به قتل‌عام ده ها انسان مظلوم هزاره زده، فامیل های بیشماری را عزا دار، آسایش و امنیت مردم را در آن شهر برهم زده است و اکنون نیز قتل و کشتار هزاره ها در کویته پاکستان بشدت جریان دارد. حکومت و مقامات امنیتی پاکستانی نیز هیچگونه اقدامی برای جلوگیری از نسل کشی جاری هزاره ها انجام نمی دهند.

      بنا به تظاهرات و اعتراضات هزاره ها در سالی که گذشت. در افغانستان پاکستان و بیشتر از پنجاه شهر، درکشور های مختلف جهان، چهره‌ي خونخوار گرگهاي آدم کش از پشت پرده‌ بيرون آمده و خطری حضور و جنایات بیشتر اين جنایت کاران تروریست را در نقاط امن افغانستان و پاکستان، به غافلان و مسامحه‌كاران جهانی دخیل در مبارزه علیه تروریزم گوشزد كردند. اما متاسفانه غفلت و مسامحه‌كاری جامعه جهانی و همچنین عدم تحرک کافی شخصیت های مطرح سیاسی هزاره تبار، امروز یکبار دیگر شاهد کشتار و ترور های زنجیرئی انسان های مظلوم در کویته پاکستان هستیم.

     تروریستان و نژادگرایان آدم کش که روزی در عرصه مقاومت غرب کابل پدر معنوی هزاره ها “استادعبدالعلی مزاری” و یاران دلاورش را به شهادت رساندند، بنابر معتبرترین اسنادی پذیرفته شده تاریخی، در دوران حکومت امیرعبدالرحمن جابر بیشتر از چهارصدهزار میهن دوست ترین خانواده و عزیز ترین فرزندان افغانستانی را بخاطر تبار هزاره گی شان شهید کردند… و امروز نیز با تجهیزات و امکانات سازمان های اسخباراتی و شعار های اسلامی، مسلمانان صلحدوست و فداکار به وطن و جغرافیای مسکونی را به خاک و خون می کشند، بدانند و آگاه باشند استقامت و مدنیت جزو فرهنگ و افتخار ماست و ایثارگری، فداکاری و جانفشانی در راه میهن و انسانیت از اصول اصلی فرهنگ هزاره، میراث نیکان و خواست پدر معنوی آنان “شهید مزاری” است.

     گروه های تروریستی به سرکرده گی طالبان و حامیان کشوری و بین المللی شان این نکته را آویزه گوش خود کنند که به رغم همه این جنایت های وقیحانه، عزت و شرف انسانی در افغانستان و منطقه همچنان پایدار و استوار خواهد ماند و به زودی با قلم، اندیشه، خردورزی و اعتراضات مدنی، میهن پرستان و انسان گرایان واقعی، سنگر های کلیدی افکار جهانی یکی پس از دیگری فتح و حاکمیت نژادگرا و تروریست پرور در افغانستان و منطقه بیشتر از بیش رسوا و منزوی خواهد شد.

      بی تردید تاریخ سئوال سختی را از حاکمان کنونی افغانستان و پاکستان و حامیان آنان که این گونه در برای قتل عام و کشتاری هم مسلکان، هموطنان و هم نوعان خود دم فرو بسته اند، خواهد پرسید و روسیاهی و ننگ این سکوت تاسف بار برای همیشه بر پیشانی آنها حک خواهد شد.


      ما همراه و هم صدا با مردم شریف و مظلوم در کویته پاکستان و افغانستان ضمن همدردی و همراهی کامل، اعلام می داریم که لبیک گویان، گوش به صدای ضعیف و نحیف شما بوده و آماده ایم تا صدای باشیم درکنار صدای شما و آماده گی کامل برای ایجاد امواجی از اعتراضات مدنی و تظاهرات را در نقاط مختلف کشور هالند داریم.

اداره انجمن هزاره های هالند

امستردام- 13 اپريل

+ نوشته شده در 2012/4/15ساعت 1:37 AM توسط عبدالله رفیعی |

      شهدای حادثه امروز ۱۴/۴/۲۰۱۲م، حوالی ساعت چهار و نیم بعد از ظهر با حضور عده ای کثیری از برادران و خواهران در قبرستان هزاره تاون در میان اشک، اندوه عظیم و شعارهای ضد تروریستان، رییس جمهور پاکستان، وزیر اعظم پاکستان، وزیر اعلی بلوچستان و حکومت نا اهل و ناکام حاکم بر پاکستان و بلوچستان به خاک سپرده شدند. حادثه تاسف بار امروز که در نتیجه آن نه تن به شهادت رسیدند و عده ای زخمی شدند، در حالی به وقوع پیوست که از تعهد و وعده گورنر بلوچستان همراه با تحصن کنندگان دیروز در مقابل ساختمان گورنر و وزیر اعلی بلوچستان به نمایندگی ایچ دی پی، هجده ساعت نگذشته بود. دیروز سکرتری وزارت داخله وعده سپرده بود، که پلان امنیتی جدیدی را ترتیب نموده و به اجرا گذاشته است، اما پلان جدید امنیتی نیز نتوانست مانع کشتار مردم بی دفاع و دست خالی کویته شود.

     حادثه امروز، مثل گذشته توسط اکثر از احزاب فعال سیاسی پاکستان، مثل حزب نواز شریف، متحده قومی مومنت و احزاب دیگر ملی و مذهبی داخل بلوچستان و پاکستان به شدت محکوم شد. از جمله وزیر اعلی بلوچستان خودش نیز آنرا محکوم کرد. وزیر اعلی بلوچستان در سخنانی یاد آور شد، که حوادث کشتار هزاره ها در کویته بیانگر ناکامی نیروی انتظامی است. وی نیز مثل گذشته دستور داد که از تمام نیرو برای دستگیری عاملان حادثه باید استفاده شود.

     از طرف دیگر در عکس العمل به حادثه امروز، جوانان خشمگین در ضمن مسدود کردن راه ها، یک موتر دولتی را در داخل هسپتال به آتش کشیدند و قرار گزارش تلویزیونها شلیک های خیلی زیاد توسط جوانان در مقابل هسپتال و در مرکز شهر نیز صورت گرفت. همچنان تظاهرات کنندگان امروز در مقابل تهانه بروری نیز تحصن نموده و نیروهای انتظامی را به خاطر نا اهلی شان با شعار های تند محکوم نمودند. در نتیجه این وضعیت آشفته و بحرانی مکاتب و دانشگاه ها بعد از حادثه فورا تعطیل شدند و مراکز تجارتی نیز مسدود گردید. همچنان به گفته سکرتری داخله آقای نصیب الله بازی برای کنترول وضعیت نیروهای اضافی ایف سی طلب شده است.

      تحفظ عزاداری کونسل در ضمن محکوم کردن شدید این حادثه، در عکس العمل به آن هفت روز را عزای عمومی اعلان کرده است. همچنان بلوچستان شیعه کانفرانس نیز چهل روز را عزای عمومی اعلان نموده است. بر علاوه محترم سردار سعادت علی هزاره خواهان نفاذ فوری حکومت نظامی در بلوچستان برای جلوگیری از حادثه کشتار هزاره ها و شیعیان شهر کویته شده است. به گزارش تلویزیون وش محترم قیوم نظر چنگیزی نیز تاکیده کرده است، که شانه های مردم ما از برداشتن جنازه ها خسته شده است، مسوولیت این نا اهلی حکومت به دوش خودش خواهد بود و ما دیگر گفتگویی با نمایندگان حکومت نخواهیم داشت.

     هزاره دموکراتیک پارتی نیز در ضمن محکوم کردن شدید این حادثه، حکومت وقت و نیروهای انتظامی را متهم به دست داشتن به این حوادث کرده و بیان داشته است که می خواهند در کویته جنگ داخلی را راه اندازند. ایچ دی پی، مسوولیت عواقب این کشتار را به عهده حکومت وقت انداخت. همچنان این حزب، فردا ۱۵/۴/۲۰۱۲م را پهیه جام هرتال "منع رفت و آمد وسایل نقلیه" در شهر کویته و شاهراه های بین المللی که از کویته می گذرد، اعلان کرد.

+ نوشته شده در 2012/4/14ساعت 7:41 PM توسط عبدالله رفیعی |

     در سلسله کشتار شدید هزاره های کویته، امروز شنبه ۱۴/۴/۲۰۱۲م، دقایقی قبل حوالی ساعت نه و نیم صبح،  نه تن دیگر در یک کشار زنجیره ای به شهادت رسیدند. کشتار هزاره های کویته در هفته اخیر به شدت اضافه شده است و هر روز هزاره به شکل وحشیانه کشتار می شوند.

     حادثه غمبار امروز از شلیک نمودن بر موتر تاکسی هزاره ها بر بروری رود شروع شد. قرار گزارش های اولیه در این شلیک هفته تن شهید و یک تن به شدت زخمی شد. سپس به گفته پولیس شلیک کنندگان در مسیر حرکت شان به طرف بازار، در سبزل رود باز هم دو تن دیگر را مورد شلیک قرار داده و هردو  را قرار گزارش های اولیه به شهادت رساندند و در سلسله این حادثه یک تن دیگر را که گفته میشود، پولیس می باشد در ساحه شالگوت به شهادت رساندند.

     این حوادث در حالیست که دیروز حزب هزاره دموکراتیک تحصن بزرگی را در مقابل ساختمان گورنر و وزیر اعلی بلوچستان انجام داد و در گفتگویی با اعضای ایچ دی پی گورنر بلوچستان در ضمن تذکر ناکامی حکومت وقت، وعده سپرد که با قدرت تمام و با به حرکت آوردن نیروهای مختلف از کشتار هزاره ها جلوگیری خواهد کرد. در غیر آنصورت حکوت را ساقط نموده و ارتش را به میدان خواهد آورد.

     اما به گزارش خبرنگاران تلویزیون ها در دستگاه های امنیتی و تاکتیک های شان کدام تغییری قابل ملاحظه دیده نمی شود و دستگاه های امنیتی فقط با اندکی اضافه نمودن به اعضای شان در همان موقعیت های قبلی قرار دارند و تماشاگر کشتار هزاره ها می باشند.

     شهدا و زخمی ها به شفاخانه عمومی شهر انتقال داده شده بود، که بازماندگان شهدا و زخمی ها به علاوه تعداد کثیری از مردم خشمگین خود را فورا به شفاخانه رساندند. زخمی حادثه که وضعیت صحی اش بسیار وخیم می باشد، به شفاخانه نظامی "سی ایم ایچ" انتقال داده شده و شهدا حادثه را مردم در حال انتقال دادن به امام بارگاه پنجتن، ابوطالب و امام بارگاه بروری بالا می باشند.

     از طرف دیگر به گزارش تلویزیون ها هم اینک در مقابل شفاخانه بولان شلیک های شدید به گوش می رسد و از طرف دیگر در ساحه بولان و سرک روبروی آن عده ای از موتر ها سوختانده شده است و مردم به شدت خشمگین اند. پولیس از ترس شدت خشم مردم و از شرم نا اهلی اش، در ساحه دیده نمی شود...

     قابل یادآوریست که دیروز ۱۳/۴/۲۰۱۲م، نیز در حینیکه تحصن هزاره ها در مقابل ساختمان گورنر بلوچستان ادامه داشت، یکتن در عبدالستار رود، که چوکیدار بایسکل (سایکل استند) بود، به ضرب گلوله شهید شد.

+ نوشته شده در 2012/4/14ساعت 11:26 AM توسط عبدالله رفیعی |

 

    حزب هزاره دموکراتیک، مطابق به تقسیم اوقات اعلان شده اش، امروز 13/4/2012م، با به حرکت آوردن هزاره های کویته بزرگترین راهپیمایی و تحصن را در تاریخ زندگی هزاره های کویته، بر ضد کشتار هزاره های شهر کویته در مقابل ساختمان گورنر و وزیر اعلی ایالت بلوچستان انجام داد.

     جهت شرکت در راهپیمایی و تحصن امروز، از هزاره تاون حوالی ساعت نه و نیم صبح، مردم حرکت شانرا با موترسایکل ها و موتر های شان شروع کردند. در مسیر راه دوکانها تماماً توسط نیروهای انتظامی بسته شده بودند و امنیت راه را نیروهای مختلف انتظامی به عهده گرفته بودند. با آنکه بخاطر نبود وسایل نقلیه تعداد زیادی از مردم در هزاره تاون ماندند، اما عده ای کثیری که وسایل نقلیه داشتند، حوالی ساعت ده صبح به علمدار رود رسیدند.

     در علمدار رود، که راهپیمایان مهرآباد در انتظار رسیدن مظاهره کنندگان هزاره تاون بودند، به مجرد رسیدن راهپیمایان هزاره تاون، حرکت شانرا به طرف گورنر هاوس و وزیر اعلی هاوس که در مرکز شهر رو به روی هم واقع است، شروع کردند. در طول راه امنیت را نیروهای انتظامی و گروپ انظباط حزب هزاره دموکراتیک به عهده گرفته بودند. با آنکه به خاطر شرکت عده ای کثیری از مردم احتمال بی نظمی می رفت، ولی با مدیریت سالم گروپ انظباط حزب، راهپیمایان بدون کدام مشکلات و یا خشونت راه شانرا به طرف هدف شان پیمودند. در طول راه به خاطر موجودیت تعداد عظیم از مردم، بر سه موتر جهت شعار دادن لاسپیکر ها آنها نصب شده بود، اما باز هم بخاطر نرسیدن صدا در اکثر قسمت ها اعضای حزب بدون لاسپیکر شعار می دادند و مردم پاسخ.  شعار ها عموما بخاطر اینکه پاکستانی ها آنرا بفهمند به زبان اردو داده می شد. اکثر شعار ها قرار ذیل بودند:

1.        نا اهل حکومت مرده باد.

2.        نیروهای انتظامی ایالتی مرده باد.

3.        حکومت، سرپرستی تروریستان را ترک کن.

4.        این خون، خونی کیست، حکومت عیاش جواب بده.

5.        امنیت امنیت، خواست مردم ما

6.        تارگیت کیلنک هزاره را متوقف کن.

7.        نسل کشی هزاره ها را متوقف کن.

8.        سرپرستی ترویستان را ترک کنید، ترک کنید.

9.        مرگ بر افراطیون.

10.     فرقه واریت مرده باد.

11.     دهشت گردی مرده باد.

12.     سرپرستی فرقه گرایی را ترک کنید، ترک کنید.

13.     امنیت و آرامش، خواست هر انسان است، خواست هر انسان است.

14.     تروریسم یک علاج دارد، عملیات بر ضد شان.

     اهلیان اکثر از رسانه های داخلی، در طول راه با گرفتن تصاویر و ثبت نمودن این راهپیمایی، آنرا به صورت مستقیم نشر می کردند. راهپیمایان که در راس شان، آقای عبدالخالق هزاره و دیگر اعضای مرکزی حزب هزاره دموکراتیک قرار داشتند، حوالی ساعت یازده و چند دقیقه به مقصد شان رسیدند و در آنجا همه جابجا نشسته و بدون کدام شعار دادن به صورت ساکت تحصن شان را جهت ابراز خشم و تنفر شان از حکومت وقت و تروریسم شروع کردند. در همین زمان اکثر از رسانه ها مصاحبه های شانرا با اعضای حزب هزاره دموکراتیک انجام داده و آنرا برای بینندگان شبکه های شان نشر می کردند.

     حوالی ساعت یک ظهر، گورنر بلوچستان، نماینده گانی را فرستادند و از آقای عبدالخالق هزاره دعوت نمودند، تا داخل ساختمان رفته و با وی صحبت کنند، ولی دوستان حزب رفتن آقای عبدالخالق را مناسب ندانسته و رد کردند. بجای وی اعضای دیگر حزب به نمایندگی جنرل سکرتری حزب محترم آقای احمد علی کهزاد رفته و با گورنر صحبت کردند.

     گورنر بلوچستان محترم آقای مگسی، در ضمن اظهار همدلی و همدردی با هزاره ها، یاد آور شدند که تامین امنیت وظیفه کابینه ایالتی است، که متاسفانه ناکام است و به وظیفه اش رسیدگی نمی تواند. وی اظهار داشتند که از اختیارات خودش استفاده نموده و در ضمن هدایت دادن جدی به وزیر اعلی، سازمانهای ایالتی را نیز موظف می کنند، که از آخرین قدرت شان در قسمت حفاظت هزاره ها، اقدام فوری نمایند. همچنان آقای مگسی در صحبتی با تلویزیون "آج" یاد آور شدند، که حکومت ایالتی ناکام شده است و وی شدیداً نگران است، که این کشتار هدفمند، که حتی یک نفر از عاملین اش دستگیر نمیشود، در نهایت به جنگ داخلی و کشتار منتهی نشود. همچنان گفتند، که وزرا با گرفتن رای به حکومت می رسند، ولی بعد از رسیدن به حکومت مردم از یاد شان می رود. وزیر اعلی باید به صورت فوری کریک داون (عملیات هدفمند) بر ضد تروریستان را شروع کند. وی علاوه کردند، که ارتش کماکان مجبور می شود که در مساله دخالت کند، ولی یک چیز را بیاد داشته باشیم، که دخالت ارتش برای حکومت مردمی سنگین خواهد بود.                                                                                                                     

     حوالی ساعت یک و ده دقیقه محترم حجت الاسلام آقای اسدی و قیوم نظر چنگیزی صدر هزاره قومی جرگه نیز در تحصن شرکت نموده و در کنار دیگر تحصن کنندگان پهلوی آقای عبدالخالق هزاره و دیگر اعضای مرکزی حزب نشستند. قابل یادآوریست که از هیچ حزب دیگر پاکستانی در تحصن، برای همدلی با هزاره ها شرکت نکردند.

     حوالی ساعت 1:40 دقیقه، آقای کهزاد با دیگر اعضای مرکزی حزب از ملاقات برگشته و مستقیما با مردم مخاطب شدند. آقای کهزاد در سخنانش در ضمن تشکر از تشریف آوری آقای اسدی و چنگیزی، از شرکت عظیم مردم در این وضعیت حساس و بحرانی و رعایت نزاکت های تظاهرات مدنی توسط مردم، تقدیر به عمل آوردند. وی در سلسله سخنانش گفتند، که حزب وظیفه اش رساندن صدای مردم به جهانیان است و یک حزب زمانی موفق است، که مثل امروز مردم به صورت بسیار گسترده در صحنه حضور یابند...

     سپس، آقای سردار ساحل قطعنامه تحصن را به خوانش گرفتند که با صدای بلند توسط مردم پذیرفته شد. قطعنامه دارای پنج ماده، قرار ذیل بود:

1.        تروریستان به سرپرستی حکومت وقت مردم ما را کشتار می کنند، ما آنرا محکوم می کنیم.

2.        ما با تمام شهدا و فامیل های شان اظهار همدردی نموده و می خواهیم با آنها به صورت جدی کمک شود.

3.        ما می خواهیم که کمبودات پولیس بر طرف شده و بر تعداد شان جهت حفاظت مردم ما علاوه گردد.

4.        از داخل نیروهای انتظامی کسانی که مشکوت و آلوده اند، برطرف شده و جای شان به افسران با ایمان سپرده شود.

5.        از تمام سازمانهای داخلی و بین المللی، دادگاه عالی کشور و رسانه ها خواهشمندیم تا سکوت ننموده وظیفه شانرا در قبال مردم بی گناه ما انجام دهند.

     در دقایق آخر تحصن، آقای عبدالخالق هزاره به سخنرانی شروع کردند. وی به زبان اردو کوتاه اما جدی سخنرانی نموده و گفتند که تحصن امروز ما بر ضد حکومت ایالتی و تمام نیروهای انتظامی است، که به وظیفه شان درست عمل نمی کنند. تحصن امروز بر ضد وزرای است که از   تروریستان و اختطاف گران حمایت می کنند و ما توسط تحصن امروز نفرت خود را از آنها اظهار می داریم. تحصن امروز نشان می دهد، که مردم ما به صورت پی در پی قربانی فرقه واریت می شوند و این مساله نشان می دهد، که سیاست خارجی کشور ناکام است. تحصن امروز نفرت مردم ما را از برادری کشی و پالیسی  های غلط حکومت که عامل دست به گریبان شدن اقوام با هم برادر و پیروان مسلک های مختلف میشود، نشان می دهد. تحصن امروز ما بر ضد حکومت سود خور و رشوت خور است، که تا سود ببرد، مردم قربانی میشود. تحصن امروز ما سیلی محکم بر صورت حکومت وقت است، که در روز روشن مردم ما کشته میشوند، ولی آنها کاری نمی توانند. تحصن امروز سوالی از حکومت است، که آیا باز هم می خواهید حکومت کنید؟ آیا شرم نمی خورید؟ تحصن امروز ما پیامی برای وزیر اعلی است که در سن شصت سالگی موتر سایکل چهل لک روپیه ای خریده و بدون شرم خوردن در اسلام آباد رانندگی می کند، ولی از بلوچستان خبر ندارد. تحصن امروز ما نمایانگر این است، که ما برادری با اقوام مختلف می خواهیم و آنها نیز بیایند و در کنار ما و در جلوگیری از این کشتار وظیفه شانرا انجام دهند. تحصن امروز ما بیانگر این است که ما کویته را با خون و عرق خود آباد کردیم، اینک نمی خواهیم آنرا خراب کنیم. تحصن امروز ما پیامش اینست که ما کویته را رها نمی کنیم و حضور گسترده مردم در تحصن امروز بیانگر اینست که ما نمی ترسیم و انگیزه ما را کسی خورد نمی تواند.  تحصن ما برای اینست که اگر حکمران های نا اهل کاری نکنند، تاریخ آنها را ملامت و شرمنده خواهد کرد. تحصن ما برای اینست که بر ضد تروریستان عملیات مشخص انجام داده شود و شهر به گهواره امن، چیزی که همه می خواهند تبدل شود. تحصن ما بیانگر اینست که ما مسوول کشتار کسی نیستم، نه ما قاتل بوده ایم و نه ما قتل می کنیم. ما قوم متمدن و پر امن هستیم، کسانی که می خواهند با پلان، مسوولیت خون کسانی را به گردن ما اندازند، ناگام خواهند شد... در آخر سخنانش وی تذکر دادند، که از رسانه ها، اقوام دیگر در داخل بلوچستان، نهادهای مدنی، سازمانهای حقوق بشری و دادگاه عالی کشور جداً خواهشمندم تا وظیفه وجدانی و انسانی شانرا در قبال هزاره های انجام دهند...

     بعد از سخنان آقای عبدالخالق هزاره، اختتام تحصن اعلام شد و سپس مردم باز هم راهپیمایی کنان از مقابل پارلمان بلوچستان و ساختمان دادگاه عالی بلوچستان گذشته و راهپیمایی شانرا در مقابل دفتر حزب هزاره دموکراتیک، ساعت سه بعد از ظهر به اختتام رساندند.

 

+ نوشته شده در 2012/4/13ساعت 8:5 PM توسط عبدالله رفیعی |

     در حادثه امشب۱۲/۴/۲۰۱۲م، که دقایقی قبل اتفاق افتاد، متاسفانه یکی از زخمی های حادثه که در شفاخانه سی ایم ایچ انتقال داده شده بود، نیز به شهادت رسید و به این صورت تعداد شهدای امشب قندهاری بازار و لیاقت رود به سه تن رسید. متاسفانه گزارشهای های حادثه باز هم حاکیست که تعداد زخمی ها بیشتر است. هم اینک جنازه های شهدا به امام بارگاه نچاری انتقال داده است.

     کشتار هزاره های کویته که در این اواخر به شدت چندین برابر ادامه پیدا کرده است، در این اواخر عموما حوالی ساعت هفت و هفت و نیم شب دوکانداران هزاره را در داخل شهر کویته، قربانی اش ساخته است. در آخرین حادثه شش تن از دوکاندارن در پرنس رود به تاریخ ۹/۴/۲۰۱۲م، مورد کشتار قرار گرفتند. همچنان به تاریخ ۳/۴/۲۰۱۲م، نیز حوالی ساعت هفت و نیم شب سه تن در قسمت های میکانیکی رود مورد حمله تروریستان قرار گرفته و به شهادت رسیدند.

     قرار است حزب هزاره دموکراتیک در سلسله اعتراضات زنجیری ملی و بین الملی اش، فردا با برگزاری یک تحصن بزرگ مردمی در مقابل ساختمان گورنر و وزیر اعلی بلوچستان، اعتراض شدید مردم هزاره را در عکس العمل به کشتار شان به رخ حکومت نا اهل وقت برساند.

+ نوشته شده در 2012/4/12ساعت 10:7 PM توسط عبدالله رفیعی |

     دقایقی قبل حوالی ساعت هفت و نیم شب پنجشنبه ۱۲/۴/۲۰۱۲م، باز هم در اثر حمله ترویستان بر یکی از دوکانداران هزاره در قندهاری بازار، یک تن شهید و یکتن دیگر به شدت زخمی شده است. قرار گزارش های اولیه تلویزیونهای خصوصی پاکستان، شهید حادثه و زخمی حادثه که وضعیت صحی اش به شدت وخیم است، به شفاخانه عمومی شهر انتقال داده شده اند. همچنان دقایقی بعد از این حادثه در حوالی لیاقت بازار، قرار گزارش های اولیه در اثر شلیک، یک تن از هزاره های دیگر نیز به شهادت رسیده است.

     کشتار هزاره های کویته که در این اواخر به شدت چندین برابر ادامه پیدا کرده است، در این اواخر عموما حوالی ساعت هفت و هفت و نیم شب دوکانداران هزاره را در داخل شهر کویته، قربانی اش ساخته است. در آخرین حادثه شش تن از دوکاندارن در پرنس رود به تاریخ ۹/۴/۲۰۱۲م، مورد کشتار قرار گرفتند. همچنان به تاریخ ۳/۴/۲۰۱۲م، نیز حوالی ساعت هفت و نیم شب سه تن در قسمت های میکانیکی رود مورد حمله تروریستان قرار گرفته و به شهادت رسیدند.

     قرار است حزب هزاره دموکراتیک در سلسله اعتراضات زنجیری ملی و بین الملی اش، فردا با برگزاری یک تحصن بزرگ مردمی در مقابل ساختمان گورنر و وزیر اعلی بلوچستان، اعتراض شدید مردم هزاره را در عکس العمل به کشتار شان به رخ حکومت نا اهل وقت برساند.

+ نوشته شده در 2012/4/12ساعت 9:2 PM توسط عبدالله رفیعی |

     محترم عبدالخالق هزاره، رییس حزب هزاره دموکراتیک در اعتراض به دوباره شروع شدن کشتار سیستماتیک هزاره های کویته، به تاریخ ۱۰/۴/۲۰۱۲م، طی یک کنفرانس مطبوعاتی از عموم هزاره های جهان و ملت های عدالت خواه خواستار برگزاری تظاهرات های جهانی دوباره، جهت همبستگی شان با هزاره های کویته شدند. تقسیم اوقات تظاهرات های بین الملل را وی قرار ذیل اعلان نمودند:

+ نوشته شده در 2012/4/12ساعت 8:1 PM توسط عبدالله رفیعی |

     گزارش های تازه حاکی از آن است که متاسفانه تعداد شهدای حادثه شش تن و زخمی ها سه تن می باشند. اگرچه در دقایق اول تلویزیون ها پاکستانی تعداد شهدا را چهار تن ذکر می کردند، ولی اینک تایید شده است که تعداد شهدا شش تن اند و سه تن دیگر زخمی شده اند.

----------------------------------

گزارش اولیه حادثه که ساعتی قبل نشر شده بود:

با تاسف زیاد یکبار دیگر در سلسله ی کشتار هزاره های کویته، باز هم امروز دو شنبه ۹/۴/۲۰۱۲م، تروریستان مسلح بر مغازه دارن هزاره دقایقی قبل حوالی ساعت ۷:۳۰ شب حمله نموده و عده ای را به شهادت رساندند.

     قرار گزارش تلویزیونها در اثر این حمله ترویستان که بر دو موتر سایکل سوار بودند، بر مغازه داران هزاره که در مقابل دوکانهای شان در پرنس رود (مرکز شهر کویته) نشسته بودند، چهار تن شهید و سه تن دیگر زخمی شده اند، اما بعضی شاهدان می گویند، که ترویستان داخل دوکانهای آنها شده و با شلیک نمودن سبب شهید و زخمی شدن آنها شدند. شهدا و زخمی ها هم اینک در سول هسپتال اند.

     سلسه کشتار هزاره ها در این اواخر به شدت ادامه دارد و تا هنوز هیچ حربه ای نتوانسته است که جلو ترویستان را بگیرد و مانع کشتار هزاره ها در شهر کویته شود. هم اینک نیز جوانان خشمگین در مقابل شفاخانه عمومی دست به تظاهرات شدید زده اند و خواهان گرفتاری و به سزای اعمال رساندن تروریستان اند. قابل یادآوریست که در تظاهراتی که در قبال حادثه ۲۹/۳/۲۰۱۲م، صورت گرفته بود، پولیس بر تظاهرات کنندگان حمله نموده و دو تن دیگر را آنها به شهادت رسانده بودند و در ضمن آن عده زیادی را دستگیر نموده بودند، که از جمله آنها سه تن را تا هنوز رها نکرده اند.

     پولیس در مورد حادثه امروز می گوید، که این حادثه یک حادثه کشتار هدفمند است. اما سوال اینجاست، در حالیکه جاده پرنس، یکی از شلوغ ترین سرک های داخل شهر است و پولیس نیز در این روزها به حالت آماده باش است و از آن ساحه هر لحظه عبور می کند، چگونه چنین حادثه های اسفناک به وقع می پیوندد؟

+ نوشته شده در 2012/4/9ساعت 9:17 PM توسط عبدالله رفیعی |

نوشته: مجیب احمد، ریس دفتر آج نیوز - کویته

برگردان: عبدالله رفیعی

منبع: سچ تی وی

 بعد از آنکه برای پارلمان بلوچستان تحفه چوری آمد، سکوت مطلق حکم فرما شد و آن وزرای که قبل از این، از بیانیه دادن بر ضد کشتار هدفمند خسته نمی شدند و خواهان از بین بردن دهشت افگنان بودند، طوری خاموش شدند که انگار آنها را مار گزیده باشد. به تاریخ دوم اپریل حوالی ساعت سه بعد از ظهر، زمانیکه جلسه پارلمان جاری بود و وزرا سخنرانی می کردند و در چند قدمی طرف مقابل ساختمان پارلمان، قاضی القضات پاکستان "افتخار چوهدری" در ساختمان دادگاه عالی بلوچستان مصروف بررسی پرونده های مختلف بود، دفعتاً تعدادی زیادی از خانم ها که به طرف ساختمان پارلمان و دادگاه عالی می آمدند، دیده شدند. این خانم ها اعضای اناث حزب هزاره دموکراتیک بودند، که بر ضد کشتار هدفمند به شدت اعتراض می کردند. این خانم ها در سرک بین ساختمان پارلمان و دادگاه عالی موضع گرفتند و در همین دوران تعدادی از خانم های خشمگین شروع به پرتاب کردن چوری های شان به سوی پارلمان نمودند، در حالیکه یک گروپ شان ساختمان پارلمان را گردنبدی از جنس چوری، پوشاندند. این خانم های می گفتند، که بخاطر نا اهلی این حکومت در طول یکسال بیشتر از هفتصد تن از هزاره ها کشته شده اند، ولی اینها حتی خود را تکان نداده اند. وزیر اعلی بلوچستان تا حتی گفته است، که برای ورثای حوادث، وی کاری دیگری نمیتواند، وی فقط دستمال کاغذی (Tissue Paper) فرستاده می تواند. در پاسخ به این گفته وزیر اعلی، ما امروز آمده ایم که به حکومت بلوچستان چوری تحفه بدهیم که آنرا در دست هایشان نموده و در خانه های شان آرام بنشینند. در جامعه قبیلوی بلوچستان بر روی سرک آمدن خانم یک حرف بزرگ است، در چنین حالتی تحفه دادن به حکومت قابل تامل و قابل فکر کردن است. سنت حاکم بر پارلمان بلوچستان این است، که! اگر کسی در مقابل پارلمان بلوچستان تظاهرات می کند، وزرا می آیند و حرف آنها را می شنوند و برای آنها تسلی حل کردن مشکل شانرا می دهند، ولی وزرا بعد از دیدن خشم و غضب خانم ها جرات بیرون آمدن را نکردند و فقط در داخل پارلمان در مورد چوری به گفت و گو پرداختند. اعضای پارلمان بلوچستان تمام شان وزیر یا مشاور اند، اپوزسیون اصلا وجود ندارد و زیر اعلی چهار سال است که آنرا ندیده است. حکومت در تصمیم گیری اش کاملاً آزاد است و کسی نیست که مانع اش شود، ولی بازهم امنیت نیست. دهشت گردی باشد، اختطاف و یا کشتار هدفمند، اصلا نشانی از متوقف شدنش نیست. با آنکه اعضای پارلمان به صورت مکمل از حکومت پشتبانی می کنند، ولی با آنهم حکومت در تسلط یافتن بر اوضاع ناکام است. وزیر اعلی در آخرین دوره اش، یک هفته در کویته ماند و برای برگرداندن امنیت و آرامش چندین جلسه اعلی برگزار نموده و حکم تشکیل دادن یک ماستر پلان را داد. به پولیس و دیگر نیروهای انتظامی حکم داد، تا بر ضد دهشتگردان به صورت جدی عمل کنند، بعد خودش دوباره به اسلام آباد برگشت، از جایی که مثل گذشته وی تلاش خواهد کرد تا حکومت اش را به پیش ببرد. قاضی القضات پاکستان، در دوران بررسی پرونده های بلوچستان از اتارنی جنرال و چیف سکرتری بازخواست کرد، که تسلط حکومت بر منطقه در کجاست؟ مردم بی گناه را از اتوبوس ها پیاده نموده و کشتار می کنند، حوادث اختطاف به شدت جریان دارد، ولی کسی چیزی نمی گوید. بلوچستان می سوزد، ما نمیتوانیم خاموش باشیم. اگر یک آمر امنیت را آورده و پنج سال حکومت کرده می تواند، پس چرا حکومت جمهوری چنین کاری نمیتواند؟ در نتیجه برهم شدن قاضی القضات یک مساله شفاف شده است، که از تسلط حکومت و حکومت داری خوب در بلوچستان نشانی نیست. کسانی که در رسانه های ظاهر می شوند و خود را با غم و درد بلوچستان شریک می دانند، زیاد اند، ولی هیچ کسی نیست، که برای حفظ جان و مال بلوچستانی ها اقدامی کند. وضعیت بلوچستان به مثل آن طفل معصومی است، که مادراندر وی شب و روز او را لت و کوب می کند. و زمانی که طفل به پدرش شکایت می کند، بازهم زیاد تر لت و کوب می گردد. امروز بلوچستان می سوزد. جدایی طلبی شدید تر می شود. در همچون یک حالت، حکومت مسوولیت دارد که وضعیت را درست کند و مردم را حفاظت کند. قبول داریم که یکصدو شصت ارب روپیه حکومت خرچ نموده و برای مردم آب، برق، صحت و بعضی سهولیات دیگر تامین می کند و بیشتر مصرف اضافی نمیتواند، ولی چند ارب دیگر را مصرف نموده و امنیت را آورده می تواند. حد اقل برای مردم حق زندگی کردن را داده می تواند.

+ نوشته شده در 2012/4/6ساعت 11:11 AM توسط عبدالله رفیعی |

     کشتار هزاره ها در کویته پاکستان به شدت ادامه دارد، وضعیت اینک به اندازه ای نگران کننده است، که تروریستان بدون کدام ترس و واهمه داخل دوکانهای هزاره ها در داخل شهر شده و آنها را به شهادت می رسانند. در آخرین حمله تروریستان دیشب باز هم سه تن از مردم ما به شهادت رسیدند.

     قرار گزارش ها دیشب ۳/۴/۲۰۱۲م، حوالی ساعت هفت و نیم شب، تروریستان در دوکان چپلی دوزی ایکه در نزدیک امام بارگاه کلان در پرنس رود واقع است، داخل شده و با شلیک نمودن دو تن از هزاره ها را به نام های باقر، ساکن هزاره تاون و رضا ساکن مهرآباد به شهادت رساندند. همچنان اندکی بعد در میکانکی رود، تروریستان داخل یک دواخانه شده و در آنجا نیز با شلیک نمودن اکبر علی بلتستانی را که از شیعیان منطقه گلگت بلتستان است به شهادت رساندند. بر علاوه آن دیشب اندکی بعد تر از حوادث ذکر شده در بالا، بر موتری تاکسی ایکه حامل مسافران اش از مهرآباد به طرف هزاره تاون بود نیز حمله کردند.

     حمله بر موتر تاکسی زمانی صورت گرفت که موتر، از مهرآباد به طرف هزاره تاون در حرکت بود و رد شده از اسپنی رود در حوالی گنج رسیده بود. در اثر این حمله، قرار گزارش ها فقط یک نفر زخمی سطحی شده است، ولی خوشبختانه به دیگران کدام آسیب نرسیده است.

     در مجموع این حملات و حملات قبلی، ترویستان عامل بعد از به انجام رساندن عمل زشت و ناجوانمردانه شان، از محل متواری شده است و تا هنوز هیچ کدام از آنها دستگیر نشده اند. در اعتراض به سکوت، بی توجهی، بی تفاوتی و نا اهلی حکومت وقت، اگرچه بخش اناث حزب هزاره دموکراتیک تا حتی چوری های شانرا به اعضای پارلمان تحفه دادند، و جا داشت که اعضای پارلمان از شرم و خجالت وظیفه های شان را ترک کنند و یا مصمم به اجرای وظیفه شان در تامین امنیت مردم گردند، ولی باز هم سکوت. نا اهلی و مرگ وجدان حکومت وقت به اندازه ای رسیده است که اینک تروریستان داخل مغازه های مردم در داخل مرکز شهر شده و آنها را به شهادت می رسانند.

+ نوشته شده در 2012/4/4ساعت 11:22 AM توسط عبدالله رفیعی |

     در واکنش به شروع شدن دوباره کشتار سیستماتیک هزاره های کویته، امروز دو شنبه 2/4/2012م، اعضای بخش طبقه اناث حزب هزاره دموکراتیک، با برگزاری تظاهراتی اعتراضی و نمادین در مقابل پارلمان ایالتی پاکستان، در حینیکه جلسه پارلمان جریان داشت و قاضی القضات (افتخار چوهدری) پاکستان نیز در کویته آمده و در ساختمان ایالتی قوه قضاییه، روبروی ساختمان پارلمان جلسه داشت، چوری های شانرا از دست های شان کشیده و با پرتاب بر دروازه ساختمان پارلمان و بستن به آن و گفتن اینکه اگر از مردم ما حفاظت نمی توانید، این چوری های را به دست های تان نموده و در خانه های تان بنشینید، اعتراض شدید شانرا بیان کردند. آنها با فریاد و بلند کردن پلاکارت ها خشم شانرا ابراز داشتند، که تروریستان بزدل قبل از این مردان را کشتار می کردند، اما اینک کشتار زن ها را نیز، که نشان از بی غیرتی و بزدلی شان است، شروع کرده اند، ولی اعضای پارلمان باز هم خاموش اند و بجای اجرای وظیفه شان در قبال هزاره ها و تامین امنیت آنها، خاموشانه به آن نگاه می کنند...

     دیروز نیز حزب هزاره دمکراتیک یک جلسه ای بزرگ تعزیتی را در علی آباد برگزار کرده بود، که در آن تعداد کثیری از مردم شرکت کرده بودند. در جلسه دیروزی سخنرانان جلسه مجموعا در ضمن محکوم نمودن عمل زشت تروریستان و نا اهلی حکومت وقت و نیروهای انتظامی، پیرامون علت های کشتار هزاره ها در کویته نظرات شانرا بیان کردند. سخنرانان تاکید کردند، که ایچ دی پی یک حزب سیاسی است و وظیفه دارد، تا شعور سیاسی مردم خویش را با آگاه کردن آنها از جریان های جاری، بلند ببرد. همچنان سخنرانان تاکید کردند، که مردم باید آگاهانه با موضوع برخورد کنند و نگذارند که کسانی از مردم ما به خاطر اهداف خاص خود شان به حیث چوب سوخت استفاده کنند و یا کسانی نا آگاهانه و بدون معرفت از وضعیت، مردم ما را در یک جنجال و مشکلات بزرگتر گرفتار کنند. بر علاوه، سخنرانان طرح شان را در مورد اتحادی که با حقایق روز، سازگاری دارد بیان کردند، آنها یاد آور شدند که اتحاد به معنی واقعی اش، باید به شکل تقسیم کار و سپردن کار به اهل کار صورت بگیرد. اگر هر کس در جای خودش وظیفه اش را به درستی انجام دهد و منافع علیای مردم را جداً در نظر بگیرد، اتحاد به شکل واقعی اش، شکل گرفته است و این راه و روش اتحاد می تواند، زمینه های بیرون رفت، مردم ما را تا اندازه ای از مشکلات کنونی مساعد سازد...

     قابل یادآوریست که به اتهام، به شهادت رساندن دو تن از جوانان معترض مردم ما و زخمی کردن تعداد دیگر شان، که در روز به شهادت رسیدن شهدای  29/3/2012م، توسط پولیس به وقوع پیوست، ریس پولیس ناحیه بروری با تلاش بزرگان هزاره از کارش برکنار شده است و قرار است بر ضد وی، بخاطر اینکه چرا اجازه شلیک نمودن بر روی معترضان آرام را داده است، به شکل قانونی برخورد صورت بگیرد. از طرف دیگر تا هم اینک متاسفانه سه تن از جوانان معترض رها نشده اند.

 

+ نوشته شده در 2012/4/2ساعت 10:22 PM توسط عبدالله رفیعی |

 

     شهدای حادثه دیروز، امروز ۳۰/۳/۲۰۱۲م، با یک روز تاخیر بخاطر رهایی دستگیر شدگان تظاهرات کنندگان دیروز، حوالی ساعت دو بجه بعد از ظهر با حضور عده ای کثیری از مردم به خاک سپرده شدند. نتیجه تاخیر تدفین اگرچه باعث رهایی عده ای از تظاهرات کنندگان شد، ولی با تاسف سه نفر را نیروهای انتظامی به بهانه اینکه بر ضد آنها "ایف آی آر" نوشته شده است، آزاد نکردند. نیرو های انتظامی وعده سپرده اند، که سه نفر باقی مانده را نیز به زود ترین فرصت رها می کنند، اما اینکه آیا این آزادی به صورت حتم خواهد بود یا نه، الله اعلم.

     از طرف دیگر در پاسخ به درخواست دیروزی حزب هزاره دموکراتیک و دیگر احزاب مهم بلوچستان جهت هرتال نمودن، امروز اکثریت دوکانهای داخل شهر و تمام دوکانهای هزاره تاون و مهر آباد بسته بودند و همچنان مکاتب و کورس ها نیز به خاطر احترام به خون شهدا تعطیل کرده بودند. اعضای حزب هزاره دموکراتیک در ضمن عملی کردن درخواست هرتال شان، امروز حوالی ساعت سه بعد از ظهر در زمانی که مجلس ایالتی بلوچستان جلسه داشت، در مقابل ساختمان مجلس ایالتی بلوچستان تجمع نموده و خشونت و غصه شدید شانرا در قبال کشتار هزاره ها با شعار دادن ها، بلند کردن پوستر ها و سخنرانی ها بیان کردند. در جمله شعار ها، "مرگ بر فرقه گرایی، مرگ بر دهشت گردی، حکومت ایالتی ناکام مرده باد، نااهل نیروهای انتظامی مرده باد، مردم را محافظت کنید، تارگیت کیلنک هزاره ها را متوقف کنید و غیره" فریاد زده می شد. همچنان سخنرانان در ضمن محکوم کردن کشتار هدفمند، و کشتار مردم بی گناه، خواهان دستگیری و به پنجه قانون گرفتن هرچه زودتر قاتلان شدند...

+ نوشته شده در 2012/3/31ساعت 0:13 AM توسط عبدالله رفیعی |

    شهدای حادثه دیروز ۲۹/۳/۲۰۱۲م، که در آن و در عکس العمل به آن هشت نفر شهید شده بودند، تا هم اینک دفن نشده اند. مردم که شب جنازه های شهدا را به قبرستان هزاره تاون برده بودند، آنها را دوباره به امام بارگاه ولیعصر برگشتاندند. مردم خواست شان این است که باید کسانی که توسط پولیس دستگیر شده اند، رها گردند و بعد از آن، آنها شهدا را تدفین خواهند کرد. قرار گزارش تا هم اینک پولیس عده کثیری از دستگیر شدگان را رها کرده اند، ولی سه نفر را پولیس و عده ای را که (ایف سی) با خود برده بود، را تا هنوز رها نکرده اند و آنها را به اتهام کشتن یک نفر پولیس جدی گرفته اند. مردم نیز به صورت جدی خواهان رهایی آن سه نفر و کسانی را که ایف سی برده است، نیز می باشند. سردار سعادت علی هزاره در حال گفتگو با مقامات ارشد نیروهای انتظامی است، تا آنها نیز رها گردد و بعد از آن عمل تدفین صورت بگیرد. هم اینک عده کثیر از مردم به شمول سران نهاد های مختلف فعال کویته، در امام بارگاه ولیعصر جمع و منتظر نتیجه گفتگو سران هزاره با پولیس اند. از طرف دیگر مردم نگران خراب شدن جنازه های شهدا در این هوای کماکان گرم شهر کویته نیز می باشند.

     به درخواست ایچ دی پی و دیگر احزاب مهم بلوچستان، که از درخواست ایچ دی پی حمایت کردند، امروز شهر کویته هرتال عمومی است. دوکانهای شهر و داخل هزاره تاون بسته و از طرف دیگر بخاطر همدردی با شهدا و بازماندگان شهدا، مکاتب، کورس ها و تیویشن ها نیز تعطیل است. قرار گزارش ها در اسلام آباد و کراچی نیز در محکوم کردن عمل زشت تروریستان تظاهرات هایی صورت گرفته است.

 

+ نوشته شده در 2012/3/30ساعت 1:37 PM توسط عبدالله رفیعی |

     بعد از حادثه تاسف بار امروز ۲۹/۳/۲۰۱۲م، که در نتیجه آن شش تن توسط تروریستان به شهادت رسیدند، مردم خشمگین دست به تظاهرات بسیار شدید زدند. متاسفانه تظاهرات به خشونت گرایید و در نتیجه آن دو تن دیگر شهید، عده ای زخمی و تعدادی زیادی را نیروهای انتظامی با زور با خود به حوزه پولیس بردند، که تا هم اینک آزاد نشده اند.

     وابستگان شهدا و اهالی هزاره تاون، جنازه ها را تقریبا حوالی ساعت هفت و نیم شب به قبرستان هزاره تاون انتقال دادند، تا دفن کنند. البته قرار بود که اسرای مردم ما قبل از دفن شدن شهدا، آزاد گردند، ولی بعد از آنکه مردم متوجه شدند که دستگیر شدگان آزاد نشده اند، تدفین را به تعویق انداختند.

     تا هم اینک که ساعت تقریبا ده و نیم شب است، شهدا تدفیق نشده اند، بخاطری که دستگیرشدگان را پولیس آزاده نکرده اند. سردار سعادت علی هزاره با تعدادی از بزرگان دیگر هزاره در حال گفتگو با پولیس اند، که دستگیر شدگان بی گناه را آزاد کنند، ولی تا هنوز موفق به رهایی آنها نشده اند. مردم نیز تصمیم بر این دارند، که تا دستگیر شدگان آزاد نشده است، شهدا را دفن نکنند.

+ نوشته شده در 2012/3/29ساعت 11:24 PM توسط عبدالله رفیعی |

     در عکس العمل به سلسه ی کشتار های اخیر و خصوصا امروز پنجشنبه ۲۹/۳/۲۰۱۲م، که در نتیجه آن شش تن شهید شدند، تظاهرات کنندگان خشمگین به شدت بیش از حد تظاهرات می کردند، اما اینک تظاهرات شان آرام شده است و صدای شلیک به گوش نمی رسد.

     قابل یاد آوریست که بعد از حادثه صبح امروز، وابستگان، نوجوانان و ساکنان هزاره تاون و مهرآباد به شدت تمام دست به تظاهرات زدند، که در ادامه تظاهرات شان به خشونت انجامید. در دورانی که تظاهرات ادامه داشت، نیروهای انتظامی با زور می خواستند که تظاهرات کنندگان را رانده و سرک ها را باز کنند، که با مقاومت تظاهرات کنندگان روبرو شدند. در نتیجه، در قسمت فیصل تاون، اول شلیک های شدید هوایی شروع شد و بعد از آن برای چند ساعت برخورد هایی صورت گرفت که حاصل آن شهادت دو تن از تظاهرات کنندگان و یک تن پولیس و زخمی شدن یک تعداد زیادی از مردم شد. همچنان در این تظاهرات لاستیک های موتر و موتر سایکل، یکدانه موتر سایکل، یکدانه رکشه و یکی از کالج ها به آتش کشیده شد، اما اینک وضع آرام است.

     از طرف دیگر تظاهرات و تحصن اعضای حزب هزاره دموکراتیک در بازار نیز به اختتام رسیده است. در تظاهرات ایچ دی پی صدر تاجران رحیم کاکر نیز شرکت کرده بود و در گفتگویی حمایت همه جانبه اش را از تظاهرات کنندگان اعلان نموده و خواهان دستگیری عاملین حوادث شدند.

     جنازه های شهدای حادثه صبح به علاوه دو تن از تظاهرات کنندگان اینک در امام بارگاه ولیعصر است، تا بعد از غسل دادن آماده به خاک سپردن شوند. عده ای کثیری از مردم در امام بارگاه، شفاخانه بروری جمع اند و همه شان خشم گین از عملکرد ناکام نیروهای انتظامی در گرفتاری اشراری که مردم ما را به سوک می نشانند.

     آقای خالق هزاره، رهبر حزب هزاره دموکراتیک صبح در ضمن توقع به خشونت کشیده نشدن تظاهرات، اعتراض کنندگان، خواهان هرتال برای فردا "جمعه" شده بود، که اینک احزاب مهم بلوچستان همچون جمهوری وطن پارتی، پشتونخوا ملی عوامی پارتی و دیگر احزاب از آن حمایت نموده و آنها نیز خواهان هرتال برای فردا شده اند. از طرف دیگر شیعه علما کونسل نیز در ضمن محکوم نمودن شدید این حادثه، سه روز را عزای عمومی اعلان کرده است.

     همچنان آقای اشرف زیدی صدر شیعه کانفرانس بلوچستان، هم اینک در پریس کانفرانسی همراه با سردار سعادت علی، صدر اتحاد تاجران بلوچستان، صدر هزاره جرگه و آقای اسدی در ضمن محکوم نمودن شدید حادثه امروز، از بی تفاوتی حکومت به شدت انتقاد نموده و گفت که با یک پلان مشخص هزاره ها در کویته کشتار می شوند و به نمایندگی از جمع از وزیر اعلی بلوچستان، آقای ریسانی خواست تا جهت حل شدن مساله باید یک جرگه بزرگ را که مشتمل بر نمایندگان اقوام و احزاب مختلف است برگزار کند. به علاوه وی از هرتال فردا حمایت کردند.

+ نوشته شده در 2012/3/29ساعت 6:8 PM توسط عبدالله رفیعی |

     در اعتراض به حادثه صبح امروز ۲۹/۳/۲۰۱۲م، که در نتیجه آن شش نفر شهید و هفت نفر زخمی شده اند، جوانان راه  ها را مسدود کرده اند و می خواهند که صدای اعتراض شانرا به رخ حکومت نا اهل ایالتی برسانند. اما متاسفانه ایف سی و پولیس بجای همدلی با تظاهرات کننده گان، بر روی مردم عادی شلیک نمودن را شروع کرده اند... صدای شدید شلیک به گوش می رسد و قرار گزارش تلویزیونها یک نفر پولیس بعد از زخمی شدن، کشته شده است، ولی از تلفات دیگر تا هنوز اطلاعی در دست نیست. اهالی هزاره تاون همه نگران جوانان دست خالی شان اند، که از یک طرف در مقابل تروریستان بزدل و نامرد قرار گرفته اند و از طرف دیگر نیروهای انتظامی بجای همدلی با آنها، بر روی شان آتش گشوده اند. وضعیت شهر کویته وخیم است و در چندین نقاط شهر هزاره ها دست به تظاهرات زده اند.

     از طرف دیگر اعضای حزب هزاره دموکراتیک پارتی هم اینک در مرکز شهر (منان چوک) تجمع نموده اند و با شعار دادن و بلند کردن پلاکارت هایی صدای اعتراض شانرا بلند نموده اند. قندهاری بازار و دوکانهای ساحه منان چوک و دوکانهای هزاره تاون همه مسدود اند.

     حزب هزاره دموکراتیک در ضمت محکوم نمودن شدید این حادثه و گرفتاری فوری قاتلان مردم ما، فردا را تعطیل عمومی در تمام شهر کویته اعلان کرده است، که این درخواست ایچ دی پی، توسط اکثریت احزاب سیاسی بلوچستان حمایت گردیده است.

+ نوشته شده در 2012/3/29ساعت 2:12 PM توسط عبدالله رفیعی |

     کشتار هزاره ها در کویته یکبار دیگر با شدت بیشتر شروع شده است. در ادامه حملات روزهای اخیر که به صورت متفرقه چندین تن شهید و زخمی شده اند، امروز پنجشنه ۲۹/۳/۲۰۱۲م، حوالی ساعت هشت صبح زمانی که یک موتر سوزکی حامل مسافران از هزاره تاون به طرف مهر آباد می رفت، در اسپنی رود، نزدیکی های پوسته (ایف سی) مورد حمله تروریستان قرار گرفت، که در نتیجه آن تا هم اینک شش تن شهید و هفت تن زخمی شده اند. در بین شهدا یک زن و یک نفر دختری متعلم که از سرک در عین زمان عبور می کرد، می باشند.

    شهدای حادثه، تعداد شان به سول هسپتال و یک تن شان به هسپتال بولان انتقال داده شده است. زخمی های حادثه اکثر شان به شفاخانه نظامی شهر (سی ایم ایچ) انتقال داده شده اند، که وضعیت صحی شان بسیار وخیم است و نیاز شدید به خون دارند.

     جوانان خشمگین، در اعتراض به غفلت نیروهای انتظامی و کشتار قومای شان، راه بروری را بسته و شعار های ضد بی حسی و غفلت حکومت و نیروهای انتظامی می دهند. از طرف دیگر حزب هزاره دموکراتیک در ضمن به شدن محکوم نمودن این حادثه تاسف بار، امروز ساعت یازده بجه خواهان برگزاری تضاهرات در مرکز شهر (میزان چوک) شده است. از طرف دیگر این حزب از عموم شهریان کویته خواسته است، که فردا تعطیل نموده و دوکانهای شانرا در تمام شهر کویته باز ننمایند.

     قابل توجه است، که در این روزها حملات بر هزاره های شهر کویته به شدت دوباره شروع شده است. در جایی به نام کلی شابو به تاریخ 18/3/2012م، پدر و پسری از اهل تشیع مورد حمله ترویستان قرار گرفت که هردو شهید شدند. به تاریخ 22/3/2012م، دو تن از پولیس ها به نام های لیاقت علی و نعمت الله در حالی که مصروف چک نمودن موترها بودند، مورد حمله ترویستان قرار گرفته و شهید شدند. به تاریخ ۲۶/۳/۲۰۱۲م، در پودگلی چوک یک تن را شهید و یک تن را زخمی کردند. دیروز ۲۸/۳/۲۰۱۲م، بر کارگران کان کوله در زمانی که به طرف منزل شان بر می گشتند، حمله صورت گرفت، که در نتیجه آن یک تن زخمی شد.

سوزکی متاثره

موتر سایکلی که در اعتراض حادثه سوختانده شده است

+ نوشته شده در 2012/3/29ساعت 11:39 AM توسط عبدالله رفیعی |

     امروز ۲۸/۳/۲۰۱۲م، حوالی ساعت ۳ بجه بعد از ظهر، زمانی که تعدادی از کارگران کان کوله به طرف شهر کویته بر می گشتند، در نزدیکی های کویته، ساحه ای به نام دشت مورد کمین  تروریستان مسلح که تعداد شان چهار نفر گزارش شده است، قرار گرفتند، که در نتیجه یک نفر شان زخمی شد.

     به گفته سرنشینان موتر حامل کارگران، آنها با موتر شان که از نوع موتر های خورد "آلتو" است، از طرف کان کوله به طرف کویته بر می گشتند، که در راه مورد کمین تروریستان قرار گرفتند. به گفته سر نشینان، ترویستان که مسلح بودند، می خواستند موتر آنها را متوقف کنند، ولی چون موتروان بجای ایستاد نمودن موتر، بر سرعت آن افزود، لهذا در زمان رد شدن از کنار تروریستان آنها بر موتر شلیک نمودند، که در نتیجه چندین مرمی به موتر اصابت نمود و نیز فقط یکی از سرنشینان را زخمی کرد.

     موتروان بعد از فرار از صحنه، مستقیما خودش را به شفاخانه بولان رساند، تا فرد زخمی ضایع نگردد. هم اینک فرد زخمی را به شفاخانه نظامی شهر (سی ایم ایچ) انتقال داده اند و قرار گزارش وضعیت صحی اش زیاد خراب نمی باشد.

     سلسله ترور و کشتاز هزاره های کویته یکیار دیگر بعد از توقف چند هفته ای، به شدت شروع شده است. دو روز قبل نیز ترویستان یک تن را زخمی و یک تن دیگر را شهید ساخته بودند و امروز نیز تصمیم به انجام رساندن کشتار پنج تن از سرنشینان موتر دیگر را داشتند.

+ نوشته شده در 2012/3/28ساعت 6:23 PM توسط عبدالله رفیعی |

     در اثر حمله ترویستان موتر سایکل سوار بر دوکان "ولدنگ کاری"، که در قسمت پودگلی چوک واقع است، امروز، دو شنبه 26/3/2012م، حوالی ساعت سه بعد از ظهر یک تن شهید و یک تن دیگر زخمی شد. ترویستان بعد از انجام عمل ناجوانمردانه شان از محل متواری شدند.

     متاثرین حادثه بعد از انتقال به شفاخانه بولان مورد بررسی داکتران قرار گرفتند، که بعد از آن شهید حادثه به امام بارگاه ولیعصر واقع هزاره تاون بلاک نمبر یک، انتقال داده شده است، تا بعد از رسیدن اقارب نزدیک اش به خاک سپرده شود. زخمی حادثه در حالیکه وضعیت اش بسیار وخیم است، به شفاخانه نظامی شهر کویته (سی ایم ایچ) انتقال داده شده است و داکتران تلاش دارند، که وی را از مرگ نجات دهند.

     قابل یادآوریست که این روزها با به وقوع پیوستن بعضی از حوادث در شهر کویته وضعیت به شدت بحرانی است. سه روز قبل بخاطر جلوگیری از کدام حادثه، حکومت برای یک روز سرویس موبایل ها را مسدود کرده بود. از قومای شریف شهر کویته خواهشمندیم، تا بیش از حد محتاط باشند.

+ نوشته شده در 2012/3/26ساعت 6:34 PM توسط عبدالله رفیعی |

نبشته: رهگذر

روزگار ما روزگار لامذهبی و بی دینی و بی ایمانی نیست. همه دیندار، معتقد و متعهد در دین و باور های دینی شان اند. همه خدای واحد و بی نیاز را می پرستند و از او استعانت می جویند (اِیَّاکَ نَعٌبُدُ وَاِیَّاکَ نَسٌتَعِیٌنٌ) هیچ گونه تفاوتی درعبودیت و آفرینش من(مرد) و تو (زن) وجود ندارد. اما نمی دانم چرا خدا از چشمان گروه من برای من (مرد) مهربان رحمن و رحیم و برای تو (زن) قهّار و جبّار وسرکوبگر است و قهرش همیشه دشنه ی است که  بر جگر تو فرو می رود یا ترا زنده بگور می کنند و یا بنام تجدد و مدرنته مانند کالاهای تجارتی دست بدستت می کنند و یا هم با زور و فشار تو را در خانه های نمناک و شکننده زندانیّت می کنند تا گناه زن بودنت را بپردازی و در نهایت بپوسی.

خداوند همه را هدایت کرده و شعور داده است اما شعور و وجدان  گروه من مجموعه از عقده ها و کینه هاست که نسبت به تو شکل می گیرد. شعور من از من اصل می سازد و از تو فرع (شورای علما افغانستان در اعلامیه خود با استناد به آیه‌های اول و سی و چهارم سوره نسا نوشته شده است در خلقت بشر مرد اصل و زن فرع می‌باشد و نیز قوامیت از آن رجال است"bbc") فضایل را بمن می بخشد و رذایل را بتو، مرا سرچشمه اخلاق و خوبی ها و ترا سرلوحه فساد و آلودگی ها قلم داد می کند؛ من استعداد قاضی شدن دارم و تو نداری، چون مادر هستی و یک مادر هیچ گاهی دوست ندارد پروردۀ شیره جان و استخوانش را جلوی چشمانش سر به نیست و تحقیر کند.

مادر و  خواهر! 

شعور گروه و طبقه من بیمار است با خود غریبه است و از گروه تو بیزار؛ دوست ندارد یک کلمه با تو بگوید و بشنود. زیرا اصل است و این اصلیّتش به او اهلیّت بخشیده و بتو به چشم نا اهل زل می زند. همین است که حضور ترا مایه سرافگندگی و شرمندگی دانسته و لکه پاک نشدنی و سیاه بختی در دامن تاریخ (مرد) عنوانت می کند. آری شعور من هنوز برهنه و بدوی است و در بدویت و برهنگی و فردیت، خودش را سرآمد هستی و توانا در مدیریت زمان یافته است. پس چگونه و با کدام منطق خودشکنی کنم و حقیقت هستی ترا در ذهن و روان مسموم شده ام درک کنم؟ و بدتر از همه چقدر بی شرمانه دهن کج کرده و تو را (جنس دوم) خطاب می کنم. در حالیکه میدانم تو بستر آرامش برای ذهن و روان نا آرام و پرتشویش و گندیدۀ من هستی، زیرا آفرنیش ما از جنس واحد و بی مانند است (آیة‹1› سوره نساء). و من بی تو ناقص و نا مکمل.

مادر و خواهر!

شعور من، فروشی، خریدنی، معامله گر، چاپلوس، لشم زبان، درغگو و ثناگو، التماس گر، رشوه بده، رشوه بگیر و متملّق است تا هیچ دادگاهی مرا از نا پاکی و خون خوری و حق کشی و انواع خیانت و جنایت و در زندگی و قانون گریزی باز ندارد. اما سکوت تو در برابر این همه نا برابری ها از تو آفریدۀ بی اراده و وابسته ساخته است و از گروه من خود سر و برهنه که حتا با دین تو داد و ستد می کند. دین که در بدو ظهور دست نجاتش را بسوی تو کشید و گفت که آنها را زنده بگور نکنید و روزی از این دختران سوال خواهد شد که به کدام گناهی کشته شده اند؟ (وَإِذَااٌلٌمَوٌءُدَةُ سُـإِلَتٌ‹8› بِأَیِّ ذَنٌبٍ قُتِلَتٌ‹9› سوره تکویر) دین که برتریت و رستگاری را در پرهیزگاری و تقوا جستجو می کند نه در جنسیّت و ساختارهای ظاهری و فزیکی، دین که برده و آزاده، غنی و فقیر سیاه و سفید، عرب و عجم را در زیر یک پرچم آورد و امت واحده را سر لوحۀ حرکت شان می داند و زن و مرد را تکیه گاه یکدگر. چگونه در برابر تو قرار گرفته و از تو یک مشت موجود بی مصرف و ناکار آمد تصویر می کند؟ تو که مادری! و بهشت بهترین موعود الهی در زیر پای تو قرار گرفته است، چرا از چشم انداز تیم من ناقص العقل و سیاه سر و همیشه شایستۀ تنبیه و سرزنش؟

مادر و خواهر!

گروه من، با سواد جهل طلب، دانشمند ژست پسند، روشنفکر مصرف گر، عالم و آخند و متجدد محافظه کار و مصلحت طلب، مقلّد و پادو و پوک و پوفیوز، خالی و خیالی و عصبی و خشن  که از آب دهن دیگران زبان می چرخانند و از استادان شان، بلی قربان، چشم و سر تکان دادن را خوب می آموزند، و برای اینکه از چشم خدای قدرت شان نیافتند از اعتقادات تو از مذهب تو و از ازرش های انسانی و خدادادی تو نیز استفاده ابزاری می کنند. و برای میخکوب کردن و در بند کشیدن و سکوت و جمود ماندن تو، گاهی ابزار شان توجیهاتی اند که بظاهر از بطن و متن کتاب هدایت (قرآن) و سنّت پیامبر و فرهنگ محلٌی و عنعنوی می کشند. تا قبای مشروعیت بر جهل کاری ها و دغل کاری های شان بکشند. و از تو حیوان حرف شنو و خانگی و فرمان بردار و بی فکر و تهی مغز  و اشباع کننده لحظه های عیش و عشرت بسازند و بس. و گاهی متعهد به سازمان ها و قانون های بین المللی دفاع از تو و حقوق تو می شوند تا اگر مورد حق کشی و بی عدالتی قرار گرفتی، داد رسی و داد خواهی کنند و تو غافل از اینکه با استفاده از همین قانون بر تو ظلم و بی انصافی روا می دارند، بازاریّت می کنند در نایت کلب ها غم و غصه ات را به شادی و سرور بدل می کنند مسابقه زیباترین ها برگزار می کنند عریان شدن و برهنگی ات را نشانۀ پیشرفت و ترقی تو می شناسند. در مارکیت ها می کشندت  تا قانونی عروسک خوشگذرانی های گروه من باشی. آری این چهره های اطو شده و شسته درگذر زمان و گوناگونی مکان خوب می دانند که چگونه رنگ دیگر بگیرند. و لباس نو بربدن تا خِرخِره غرق در کثافت کاری های شان کنند. همین است که شب ها ملا عمری اند و از تاریک خانه ها  فتوای در حصار زیستنت را  صادر می کنند، و روزها نکتایی پوش دموکرات و فداییان سرا پا قرص آزادی و دموکراسی، چون در هر دو صورت هدف و غایت در بند کشیدن تو و گروه تو هست یا با استفاده از سازمانهای جهانی و بین المللی و یا با تکیه بر شرع  بکمک فقه دانان شکم پرست و نا اهل.

+ نوشته شده در 2012/3/22ساعت 11:49 AM توسط عبدالله رفیعی |

عید آمد و غم از دل و از خانه تکانید

گردی بزدایید و غباری بفشانید

با خرمن گل دامن تر آمده نوروز

هشدار که او را ز در خانه مرانید

هر کوی و کناری گذر عشق هویداست

خود را به تماشای گل و سبزه رسانید

در حلقه یاران سخن از خیر و صلاح است

نیک است همی خود را در آن حلقه کشانید

هر چند نرسید قافله عمر به مقصود

اما پس از این مرکب عمر نیک دوانید

دنیا که در ان غلغله ی شادی  و شور است

"پیکی بدوانید و پیامی برسانید"

پیران کهن را ز ره لطف نیکو دار

یاران جوان را عسل تازه چشانید

محمودی زدستان خدا شْکر و شکر نوش

با گوشه ی ابرو زبرش دل بستانید

                                محمودی 26/12/1390 کابل

+ نوشته شده در 2012/3/21ساعت 2:2 PM توسط عبدالله رفیعی |

گزارش از: تجلیل

عکس از: طاهر

     امروز یکشنبه تاریخ 18/3/2012م، انجمن هنری ترنم موجودیتش را در میان سایر انجمن های فعال در شهر کویته طی کنسرت با شکوه فرهنگی و هنری اعلان نمود. این انجمن که تازه در کنار سایر انجمن ها آغاز به فعالیت نموده است، با استقبال گرم و پرشورمردم روبرو شد.

     کنسرت توسط یکتن از فرهنگیان شناخته شده و فعال در بخشهای مختلف فرهنگی محترم نسیم جاوید گردانندگی می گردید. حضور نسیم جاوید روحیه ی عالی را به جوانان فرهنگی بخشیده بود و وی همچنان از تمام فرهنگیان خواستند که همه دست به دست هم داده و فعالیت شان را گسترده تر و منظم تر به پیش ببرند.

     در افتتاح این انجمن شخصیت های مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و هنری و مدیران مکاتب و استادان شرکت ورزیده بودند که هر کدام از این فعالان عرصه های مختلف به نوبه خود حمایت و پشتبانی خود را از انجمن هنری ترنم اعلان نمودند و از مردم خواستند، که هنرمندان و جوانان شان را مورد حمایت و پشتبانی مالی و معنوی قرار بدهند تا جوانان به شکل خوبتر برنامه هایشان را به پیش ببرند.

     آغاز کنسرت توسط آهنگ زیبای داود سرخوش و هنرنمایی دانش آموزان لیسه عالی رابعه بلخی شد. شور و هیجان حاضرین در تالار به جذابیت و زیبای محفل بیشتر افزوده بود. سپس سخی جهانگیر به عنوان رییس انجمن هنری ترنم در جایگاه حضور به هم رسانیده و در ضمن تبریک سال نو، حاضرین در تالار را خوش آمدید گفت و با یک نگاه کلی و گذرا راجع به پیشینه هنر در جامعه هزاره روشنی انداخته و از شاهکار های بزرگ هنری هزاره ها چون شمامه و صلصال یاد آوری نمود و افزود که این شاهکارهای هنری و تاریخی بیانگر استعداد هنری مردم ما است که توسط یکعده از کوردلان تاریخ به نابودی کشانیده شد. و همچنان از هنرمند محبوب هزاره شهید سرور سرخوش نیز یاد اوری نموده و افزود که وی کسی بود که گامش را در عرصه هنر موسیقی هزارگی برداشت و کارهای بزرگ وارزنده ای را نیز به ثمر رسانید که متاسفانه توسط یکعده از متعصبین به شهادت رسید. سرور سرخوش نه تنها که یک هنرمند بود بلکه حنجره بزرگ برای فریاد دردها بود که در طول تاریخ  بر مردمش روا داشته شده ولی متاسفانه صدایش را تا ابد در گلو خاموش ساختند .

     صدر تاجران بلوچستان، که به حیث مهمان ویژه دعوت شده بود، باحضورش در جایگاه انجمن هنری را با تشویقهای مادی ومعنوی شان حمایت نموده و افزود که همانطوری که یک دوکتور و معلم درجامعه لازمی و ضروری می باشد هنرمند نیز لازمی و ضروری بوده که با حمایت مردم میتواند مسوولیت را که بر عهده آنها سپرده شده به وجه احسن به پیش ببرند. همچنان افزود که دمبوره نه تنها که یک آله خوبی موسیقی هست بلکه بیانگر هویت فرهنگی و تاریخی مردم ما نیز می باشد  که از مدت ها به این سو درمیان هزاره ها نواخته شده و می شود.

     در ادامه احمدعلی کهزاد جنرال سکرتری حزب هزاره دموکراتیک، که به عنوان صدر مجلس در محفل دعوت شده بودند، در جایگاه حضور یافت و از انجمن هنری ترنم اعلام حمایت نموده و از مردم خواست که جوانان شان را در عرصه های مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و هنری حمایت نمایند؛ زیرا هنر جزی لاینفک زندگی بشر بوده که بیانگر دردهای و امیال انسانها می باشد که به شکلهای مختلف تبارز می کند.

     بعد کنسرت توسط آهنگ زیبای که توسط طالب مظفری اجرا شد، ادامه یافت و زینب ترنم با خوانش مقاله اش راجع به هنر و دیدگاه دانشمندان درباره هنر روشنی انداخت که مورد استقبال گرم حاضرین در تالار قرار گرفت.

صفدر سروش که خود عضوی برجسته ی این انجمن می باشد با دمبوره دست داشته اش با آهنگ زیبای

"زیبا هزارستو یه او ملک آتیگویه

سرفخر ازمونویه یک راه برویم هزاره جات درد های موپک درمویه

دردهای موپک درمویه"

و آهنگ زیبای دیگری را که به پیش واز و استقبال از سال نو خورشید ی و بهار نوروزی تهیه نموده بود، خدمت حاضرین تقدیم نموده و نوروز شان را تبریک گفت و هنرمندان جوان دیگر هر یک آقایان نصرالله شریفی، رضا سرخوش، ضیا سلطانی، عارف شاداب و سخی یوسفی که هر کدام عضو انجمن فرهنگی ترنم می باشند، ادامه محفل راهمچنان گرم و پر شور نگهداشتند.

     درقسمت بعدی این کنسرت فرهنگی و هنری از شاعران شناخته شده و مطرح جامعه هزاره کویته دعوت به عمل آوردند که شعرهای زیبای شان را به خوانش بگیرند. حضور عزیز فیاض وخوانش شعرهای زیبایش این محفل را زیباتر و رنگین تر ساخت و این شاعر جوان و با استعداد باخوانش شعر نوروز:

"موگیه نوروز امد نوروز کجایه

نوروز هر روز دغم خو مبتلایه

پارسال پنج ماه بود درسنگ سفید

امسال شش ماه موشه تلی سیاه یه"

مورد تشویق و تمجید بیش از حد حاضرین قرار گرفت و همچنان قادر نایل شعرهایش را که با لهجه هزارگی نوشته شده بود به خوانش گرفت و بعد از وی شاعر دیگری به نام نبی حجازی شعرهای زیباش را به لهجه هزارگی و زبان دری به خوانش گرفت که مورد استقبال گرم مردم قرار گرفت.

    در قسمت بعدی محترم سخی جهانگیر در جایگاه حاضرشده و از تمام مهانان حاضر قدردانی و تشکری نموده و این احساسش را در تار وپود موسیقی گنجانیده بود که با اجرای آهنگهای زیبایش بیشتر مهمانان را پذیرایی نمود و اختتام محفل را بدست دو هنرمند مستعید وجوان که از مهاجرت برگشته اند، سپرد.   موسی منجی و شبانه منجی که با حضور شان بر شکوه هر چه بیشتر این کنسرت افزوده بودند، بعد از عرض تبریک سال نو و تاسیس انجمن هنری با اجرای آهنگ های زیبای شان برنامه را اختتام بخشیدند.

کنسرت به روایت تصویر

 

 

 

 

+ نوشته شده در 2012/3/19ساعت 9:2 PM توسط عبدالله رفیعی |

    برای دوست داران دمبوره نام صفدر سروش، یکی از آوازخوانان فولکلوریک مردم ما آشناست. محترم سروش از سالها بدینسو است که با نواختن دمبوره و آوازخوانی هایش غم و اندوه را از دل های مردم ما زدوده و انگیزه اتحاد و همبستگی را به جوانان تزریق می نماید. وبلاگ کویته مصاحبه ای را با وی انجام داده است، که اینک خدمت خوانندگان گرامی تقدیم است.

کویته بلاگفا: سروش گرامی لطفا در مورد خودتان برای خوانندگان گرامی کویته بلاگفا معلومات ارایه کنید.

صفدر سروش: اسمم صفدر سروش، متولد 1340 ه ش، در ولایت دایکندی – ولسوالی خدیر قریه سنگچلگ و سومین فرزند فامیل ام می باشم.

کویته بلاگفا: از چه زمانی به هنر رو آوردید؟

صفدر سروش: پدرم مرحومم خود دمبوره نواز بود، لهذا میتوان گفت که من با دمبوره بزرگ شده ام. اما به طور رسمی در نوجوانی به این هنر بیشتر علاقه مند شده و به تمرین آن پرداختم.

کویته بلاگفا: سروش گرامی میتوانید از خاطره های شیرین و تلخ زندگی هنری تان با ما بگویید.

صفدر سروش: در زندگی هنری ام خاطره های زیادی دارم. خاطره های تلخ من این است که من دمبوره را در یک شرایط بد و تاریک آموختم، هرگز چندین بار شکسته شدن دمبوره ام را توسط آخوند های تنگ نظر نمیتوانم فراموش کنم. اما خاطره های شیرینم این است، که در مواقع اجراات هنری ام در کنسرت ها و محافل مورد تشویق و تقدیر علاقه مندان هنر قرار می گیرم.

کویته بلاگفا: احساس تان در مورد دمبوره چیست؟

ص. سروش: دمبوره یک آله موسیقی دلنواز و با پیشنه تاریخی است، لهذا نواختن آن در ضمن علاقه به هنر، نمایانگر عشق به هنر و فرهنگ پر بار ماست. من در یک جمله دمبوره را عاشقانه دوست دارم و آنرا مینوازم.

کویته بلاگفا: سروش گرامی آیا گفته می توانید که در مدت چند وقت نواختن دمبوره را یاد گرفتید.

صفدر سروش: تقریبا در مدت پنج سال توانستم که با دمبوره کمی آشنایی پیدا کنم، اما اینک هم مطمین به درست نواختن آن نیستم. چون هنر موسیقی همچون بحر بی پایان است که انتها ندارد...

کویته بلاگفا: اولین آهنگی را که اجرا کردید، کدام آهنگ است و تا هم اینک چند البم دارید.

صفدر سروش: اولین آهنگم به نام "خالق شهید" است که در هال تنظیم نسل نو هزاره مغل اجرا کردم. و بعد از آن آهنگ های زیادی را اجرا نموده ام که در مجموع تا هم اینک سه البم هنری به نام های. 1. آواز کوهستان 2. برار مسافر 3. منجی، دارم.

کویته بلاگفا: خواندن کدام آهنگ ها را بیشتر دوست دارید.

صفدر سروش: آهنگ های هزاره گی.

کویته بلاگفا: کدام آهنگ های تان بیشتر مورد علاقه شنوندگان قرار گرفته است.

صفدر سروش: از جمله آهنگهایم "برار مسافر"، "هزاره که شدی شیعه و سنی نداره" بیشتر از دیگران اش مورد پسند علاقه مندانم قرار گرفت.

کویته بلاگفا: آیا در راستای فعالیت های هنری تان با شما کسی همکاری مالی کرده است.

صفدر سروش: بلی یک تعداد از دوستان همرایم همکاری کرده اند، که من در اینجا از آنها تشکری می کنم.

کویته بلاگفا: آیا علاقه مند به ادامه فعالیت هنری هستید.

صفدر سروش: بلی و بدون شک حدالمقدور تلاش می کنم، تا در این راستا حرکت خود را ادامه بدهم.

کویته بلاگفا: سروش گرامی آیا هنر موسیقی، از طرف مردم ما مورد تشویق قرار می گیرد.

صفدر سروش: در این مورد باید بگویم، که اولا در افغانستان تشویق هنرمندان خیلی کم است و فرهنگ تشویق نسبت به هنرمندان را ندارند. و دوما خصوصا مردم خودم در این مورد متاسفانه بیشتر بی تفاوت اند.

کویته بلاگفا: سروش گرامی بدون شک دمبوره جایگاه خاص تاریخی اش را در فرهنگ مردم ما دارد، می خواهم بپرسم که دید مردم ما در مورد حفظ و ارتقای این هنر به نظر شما چیست؟

صفدر سروش: آلات موسیقی فلکلوریک هزاره گی از قبیل دمبوره، غیچک، سرنی و چنگ بسیار سابقه طولانی تاریخی دارد. اما متاسفانه کسی در غنا بخشیدن آنها تلاش جدی به خرچ نداده است و اینک نیز بی تفاوت اند. و اگر این بی تفاوتی ادامه پیدا کند، می ترسم از آن روزی که این آلات موسیقی فقط نام شان در بعضی کتابهای تاریخ گرفته شود.

کویته بلاگفا: سروش گرامی شما یکی از هنرمندان سابقه دار مردم ما می باشید، پیام شخصی خودتان برای آنعده از دوستانی که جدیدا وارد عرصه هنر می شوند، چیست؟

صفدر سروش: پیامم اینست که جوانان عزیزی که تازه به هنر موسیقی رو می آورند، باید توجه کنند که اصالت هنر را حفظ نموده و ناپخته با خواندن آهنگ های مبتذل که سبب سر افگندگی مردم ما شوند، به میدان نیایند. بجای آن اندکی بیشتر زحمت کشیده و با دست آورد های هنری عالی و آموزنده در عرصه موسیقی پا بگذارند.

کویته بلاگفا: سروش گرامی در آخر اگر کدام گفتنی دیگری داشته باشید.

صفدر سروش: با تشکر فراوان از کویته بلاگفا که فرصت گفتگو با علاقه مندانم را برایم مساعد ساخت. امیدوارم که چنین فعالیت های ارزشمند شانرا همیشه ادامه داده و با هنرمندان دیگر نیز چنین مصاحبه های را انجام دهند، تا زمینه معرفی شدن هنرمندان هرچه بیشتر مساعد گردد.

کویته بلاگفا: سروش گرامی با تشکر فراوان از شما که وقت تانرا در اختیار ما گذاشتید.

                                                         ---------------------

                       دوستان عزیز، آهنگهای آقای سروش  و دیگر هنرمندان را می توانید

از طریق لینک زیر بشنوید

هزاره ویدیو

+ نوشته شده در 2012/3/18ساعت 11:33 AM توسط عبدالله رفیعی |

نویسنده: علی همدم

تعریف حق:حق عبارت از یک سری آزادی های معنوی و چیزهای مادی است که خداوند برای بنده گانش داده و حق پدیدۀ است از طرف خداوند و یا قدرت مافوق الطبیعت است، پس حق عبارت از یک نعمت خداوندی است که برای بنده گانش از طرف خداوند داده شده است.

در 10 سال اخیر مسألۀ حقوق زن یکی از مباحث بسیار داغ در رسانه ها، نهادهای حقوقی و اجتماعی بوده است که حقوق زن در کل دارای دو جنبه است:

1: آنکه جامعه حقوق آنها را در اختیار آنها قرار دهد.

2: آنکه زنان بتوانند حقوق خود را مالک شوند و از آن محافظت کنند.

اما مباحث امروزه روی نکتۀ اول در افغانستان متمرکز اند. اول اینکه زنان در کل در افغانستان فاقد خودباوری اند که خود باوری از کلمات "خود" و "باور" ترکیب شده اند که معانی معادل آن عبارت اند از اعتماد به نفس، عزت نفس، حرمت خود، احساس ارزش به خود و تصویر از خویشتن را گویند.

ریشه های ضعف خودباوری در زنان افغانستان:

1: برخورد مردها با زنان:بر خورد مردها با زنان در جامعۀ افغانستان یک برخورد مسالمت آمیز نمیباشد چون افغانستان یک جامعه یا یک مملکت مرد سالارمیباشد، که تا همین لحظه مرد سالاری در افغانستان رواج دارد.

در جامعۀ که مرد سالاری حاکم باشد عمومأ به زنها یک چهرۀ خدمه داده میشود و اکثر از مردها، جنس مذکر ویا اهل ذکور این طبقۀ از جامعه را خدمه فکر میکنند و میگویند که زنها خادم مردان است، قسمکه قبل از 10سال در افغانستان هر مردیکه هفتۀ یکبار زن خودرا چوبکاری نمی کرد آن مرد، مرد گفته نمیشد و در صورتیکه زنان از مردان پیروی و متابعت نمیکردند در این صورت زنان باید جزایی میشدند چون فکر میشد که زنان خادم مردان اند.

2: عدم حضور در اجتماع: زنان در افغانستان اکثرأ خانه نشین اند و در اجتماع حضور چشم گیر ندارند. زمانیکه زنان خانه نشین شدند درین صورت به آن خودباوری که نیاز دارند هیچ وقت نمیرسند و از احوالات روز و دنیا بی خبر میمانند به این خاطر دلیل دوم ضعف خودباوری در زنان افغانستان عدم حضور در اجتماع اند.

3: خشونت علیه زنان: در جامعۀ افغانستان و بعضی ممالک اسلامی وغیر اسلامی دیگر همرای زنان با خشونت رفتار میکنند و میگویند که زنان در ذات خود از مردان پایین تر و ضعیف تر آفریده شده اند، که این امر در اکثر اوقات به نفع سیاستمداران جوامع مرد سالار، خود مردها و جامعۀ مرد سالاری میباشد. این جوامع برای تحفظ منافع خود و حفظ احترام خود از طرف زنان و حفظ قدرت خود در برابر زنان کوشش میکنند تا این نظام غیر عادلانه را در جامعه حفظ و نگهداری کنند. در صورتیکه هیچ زن در نفس خود پایین تر و ضعیف تر خلق نشده اندقسمیکه گفته اند:"پس پشت هر مرد مؤفق دست یک شیر زن درتاریخ بشری بوده است" که این ادعا را تاریخ ثبوت میکند و گواهی میدهد که زنها ضعیف خلق نشده بلکه زنان در نفس خود خیلی قوی و با قدرت خلق شده اندو بازهم تاریخ شاهد است که انقلاب که در اروپا واقع شد از طرف زنان پایه گذاری شده بود و بعد از آن مردها آمدند و با زنان انقلاب را به مؤفقیت رساندند پس در این جا ما نتیجه میگیریم که زن بدون مردنامکمل است و مرد بدون زن، و در صورتیکه مرد و زن شانه به شانه حرکت کنند میتوانند جامعۀ بشری را به اوج شگوفایی برسانند، قسمیکه ما در اروپا شاهد این واقعه بودیم و این ادعا در اروپا ثابت شده است.

4: تجاوز جنسی بالای زنان: یکی از عوامل دیگر که زنان را به ضعف خودباوری دچارکرده عبارت از مسألۀتجاوز جنسی است که ما شاهد تجاوزات جنسی بیشمار در افغانستان بودیم که تا حتی برای حفظ قدرت خود در برابر زنان به دختران شش ساله نیز رحم نکردند و تجاوز نمودند که عاملین شان بعد از قید یک ماه یا دو ماه در زندانها رها شدند و آزادانه زنده گی خودرا ادامه میدهند که پس پشت این مسأله دستهای گوناگون کار میکنند. این امرخطرناکترین مسأله برای زنان در افغانستان میباشد.  

هر زنی که بالایش تجاوزجنسی صورت گرفته باشد دیگر به هیچ صورت در اجتماع حضور پیدا نمیکنند مگر استثنأ که بازهم عدم حضور زنان در جامعه عدم اعتمادبه  نفس را افزایش میدهد.

در اینجا برای ما یک سؤال خلق میشود که آیا زنان فقط در افغانستان به خودباوری نیاز دارند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

به نظر بنده و نظر بعضی از تحلیل گران حقوقی "نه خیر" زنان فقط در افغانستان به خود باوری نیاز ندارند بلکه در اکثر از ممالک دنیا طبقۀ زن به خود باوری لازم برای کسب و حفظ حقوق شان نیاز دارند.

در تاریخ بشر هیچ حقی بدون قربانی دادن حاصل نشده است پس زنان در تمام دنیای مرد سالاری وعلل الخصوص در افغانستان باید قربانی های بیشماری را بدهند تا به حق که میخواهند برسند.

راه حل:بنده برای حل این معضله راههای ذیل را پیشنهاد میکنم که نسبتأ معقول تر به نظر میرسد:

1: افزایش خویشتن داری مردان:یکی از عوامل که خودباوری زنان را نابود میکنند تعرض به زنان است. حالا بسا زنان شایسته در افغانستان وجود دارند اما از ترس عزت خود به میدان قدم گذاشته نمیتوانند که مبادا بالایش تجاوز شود، مبادا بالای عزت اش سایۀ سیاه افگنده شود و مبادا نام و عزتش لکه دار شود.

2: افزایش خودآگاهی فردی و اجتماعی: زمانیکه این طبقه درک کردند و آگاه شدند میتوانند فعالیتهای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و علمی کنند. این خود آگاهی به مطالعه، تحقیق، کوشش، تلاش، تحمل کردن مشکلات و دادن قربانیهای بیشمار نیازدارند.هرچه اطلاعات این طبقۀ ما زیاد شد به همان اندازه خودباوری واعتماد به نفس اش افزایش می یابد و هر قدر خود آگاهی افزایش یافت به همان اندازه به اصل هدف نزدیکتر میشوند در نتیجه به هدف خود رسیده میتوانند.

                                                                                                          والسلام

منابع:

مجلۀ پیام یاسین شمارۀ22

www.porsjoo.com

www.arghir.blogfa.com

+ نوشته شده در 2012/3/10ساعت 8:37 PM توسط عبدالله رفیعی |

+ نوشته شده در 2012/3/8ساعت 9:16 PM توسط عبدالله رفیعی |

     به اطلاع علاقه مندان کتاب، دوستان اهل مطالعه و خاصتاً کسانی که به داستان های فولکلوریک علاقه دارند، رسانیده میشود اینکه  پنجمین اثر نویسنده پر کار مردم ما استاد عبدالغفور ربانی که مجموعه ای از داستانهای فولکوریک هزاره ها می باشد به نام "سرخ کاکلتو و ماه پیشانه" به نشر رسیده است.

مشخصات کتاب:

نام کتاب: سرخ کاکلتو و ماه پیشانه

گرد آورنده: عبدالغفور ربانی

صفحه آرایی: محمد کبیر رضایی و عبدالله رفیعی

تایپ:علی رضا رضایی و فاطمه کریمی

طرح روی جلد:استاد سعیدی  و شوکت علی سالار

نوبت چاپ:اول

سال انتشار:2012 میلادی

تیراژ:500

قیمت:100 روپیه

مرکز پخش: استشنری های شهر کویته

     دست اندرکاران وبلاگ کویته به چاپ رسیدن پنجمین اثر گرانبهای استاد ربانی را به خودش و دوستداران کتاب تبریگ گفته و از خداوند منان برایش آرزوی توفقیات بیشتر در این راستا می کند. در ضمن مطالعه این اثر گرانبها را برای تمام دوستان اهل مطالعه سفارش می نماییم.

+ نوشته شده در 2012/3/7ساعت 8:23 PM توسط عبدالله رفیعی |

چه خوب بود آفتاب دهر می ماند

وکشتی درخروش بحـر می ماند

چــــراغ افروز ظلمت های دوران

فروغش درفضای شهر می ماند

خوش الحان بلبل باغ عــدالت

نوایش با صفیر و جهر می ماند

ســــــــــــــرود آبشار مهربانی

به بزم جویبار و نــهر می ماند

کهن پشمینه پوش مرد رنجور

برای مردم این شهر می ماند.

                              رمضان محمودی/ کابل

+ نوشته شده در 2012/3/5ساعت 6:54 PM توسط عبدالله رفیعی |

نویسنده : مهــدی هــزاره

در تاريخ حوادث های به وقوع پيوسته اند که هر کدام شان در مقياس هاي مختلف از ارزش هاي ويژه اي برخوردار بوده اند. يکي از اين حوادث مهم ، ظهور ابرمردي به نام مزاري بود که در قلب خراسان زمین ظهور کرد مزاری از نسل آفتاب و مردان شاهان تاریخ بود که عصای موسی وقرآن خاتم النبیّن وذولفقارعلی وحلم حسن و خون حسین در رگ داشت.
او آفتاب وار تابیدن را شروع کرد درزمانی که مردم این سرزمین غرق در ظلم، دکتاتوری، استبداد، نا برابری، جاهلیت و تعصباتی مذهبی و قومی قرار داشت.
آری !
بابه مــزاری بعد از قرن ها با شعاری عدالت خواهی و برابری از بین ملیت های مظلوم و بی دفاعی برخاست، که قرنها در زیری ظلم، نابرابری، محرومیت قتل عامهای بزرگ زندگی میکرد، و سالها دکتاتوران زمان این مردم را فقط ریسمان به دوشان و بردگانی ساخته بود که در بازار های هندوستان و دیگر کشور های همسایه به فروش میرسید. و در مراکز کشور فقط برده وارانه زندگی میکرد و جوالی گیری را فقط لیاقت مردان وکالاشوی و برده گی را لیاقت زنان این مردم میدانیست. و جّباران این زمان از زمینهای پدری و اموال شخصی خود این مردم، مالیات جمع مینمود و آنقدر روحیه این مردم را با قتل عام های عظیم و تصرف های زمین هایش، سوختاندنی خانه هایش و هزاران جنایات دیگر بر این مردم شکسته بود که اکثر مردم توان حرف زدن و هیچ انگیزه ای دفاع از حق و حقوق خود نداشت به جز از چند تا شاه مردان تاریخ و دلیران بومی هزارستان که با خونی پاکش غرور پاک و بلند هزاره را زنده نگهداشتند.
شهید ملی استاد عبدالعلی مزاری بعد از سالها زندگی کردن درکنار مردمش و آشنا شدن با اکثر از نقاط هزارستان، وادار شد تا برای به وجود آوردن یک تغسیر و هویت بخشیدن هزاره ها و انگیزه دادن مردمش برای به دست گرفتن سرنویشت خود شان، افغانستان را ترک گفته به قصد فراگیری علم و دانیش بیشتر راهی دیار بیگانه شود. مزاری بعد از سالها تحقیق و مطالعه آشنای کامل با سیاست های آنروز پیدا کرده و در اوج تنش های جهادیون برگشت و جوان مردانه در کناری برادرانش به جهاد شروع کرد تا پیروزی را نصیب این سرزمین نمود.
مزاری اولین مرد در تاریخ هزارستان بود که برای یک اتحاد سرتاسری حزب وحدت را به وجود آورد و برای همه درس داد که دیگر هزاره بودن جرم نیست و مزاری میگفت: "در قبال سرنوشت تان حساس باشید نگذارید تا دیگران سرنوشت تان را انتخاب کند"
مکتب و خط مزاری عدالت و برادری بود او همیشه میگفت ما باید هم پذیر باشیم از حذف کردن همدیگر نمیتوانیم برادرانه درکناری هم زندگی کنیم
آری!
استاد شهید عبدالعلی مزاری تندیس عدالت و برادری بود او خواستار صلح و باثباتی در افغانستان بود
او همیشه میگفت: " وحدت ملی را در افغانستان من یک اصل میدانم" ای کاش رهبران آن زمان فکر و اندیشه ای این رهبر کبیر و عدالت خواه را درک کرده بود و دست از ظلم و پایمال کردن حقوق مظلومان برمیداشت و برای آزادی و برپاکردن صلح در افغانستان میجنگید.
بابه مزاری بعد از حذف شدن ملت هزاره از حکومت آنوقت نهایت کوشش کرد تا با مذاکرات این مسایل را حل کند امّا چون هزاره بودن جرم بود ، وهزاره ها حق انتخاب کردن سرنوشت شان را نداشتند و هیچ احترام هم قایل نبودن به هزاره ها و در پس کوچه های کابل هزاره های مظلوم و بی دفاع را بطوری علنی در روزی روشن میکشتند و همۀ مردم را وحشت زده کرده بودند و حتّی مردان برای نان پیدا کردن برای اهل و عیالشان برون رفته نمیتوانیستند، بابه مزاری وقتی دید دیگر کسی به هزاره ها توجه ندارد آمد در غرب کابل با یارانش جوان مردانه با ظالمان جنگید و تا آخرین لحظه در کنار مردمش بود او همیشه میگفت: "من هیچ وقت از خدا نخواسته ام که شمارا در معرکه بیگذارم و خودم نباشم بلکی من از خدا خواسته ام در کناری شما مردم باشم و خونم در کناری شما بریزد."
آری واقعا مزاری تاآخرین لحظه ای عمرش در کنار مردمش بود و به قولی که داده بود وفادار ماند و انقلاب حسینی را زنده کرد و حسین (ع) وار شهادت را بایاران با وفایش برای به وجود آوردن عدالت وگرفتن حقوق مظلو مان تاریخ پذیرفت.
امیرکاروان بار سفر بست دل پیرو جوان از ماتمش سوخت
بنازم غیرت آن پیر چالاک که عهد خویش را تا مرگ نشکست
بابه مزاری با خون سرخش در رگ رگ مردم هزاره و مظلومان تاریخ الگوی ماند که مکتبش را مکتب عدالت و آزادی باید نامید و خودش را پدری عدالت. در تاریخ افغانستان وقتی اگر نگاه داشته باشیم به تعهد و صداقت او ، به خط وحرکت او ، به تفکر و عملکرد او، به دور اندیشی و مقاومت او باید گفت مزاری رهبر کبیر ملی در افغانستان و تندیس عدالت در جهان است.
جوانان با غرور و با احساس ملت مظلوم هزاره!
اینک هفده سال (17) میشود از استاد شهید عبد العلی مزاری جدا شده ایم در این هفده سال حوادث گوناگون به وقوع پیوسته است که از هر لحاظ برای افغانستان به عنوان یک کشور جنگ زده ، و فقیر از  اهمیت تاریخی برخوردار است. جامعه ء بین المللی در افغانستان حضور نیرومند سیاسی و نظامی دارد. افغانستان رخ به سوی یک تغییر خوردن دارد، که اگر این تدبیر درست باشد کشور از خواب غفلت بیدار شده است . تغییرات علمی وسیاسی و فرهنگی و اقتصادی به وجود آمده است. اما با تمام اینها ما در وضعیت خیلی حساس بسر میبریم . افغانستان روزهای سخت و دشواری سیاسی را تجربه می کند. نیروهای واپسگرا در هیئت القاعده و طالب هر روز در جنوب ، شرق و جنوب غرب کشور تقویت میابد با کمک کشورهای همسایه که هیچ وقت در افغانستان صلح را نمیخواهد. ما شاهد هستیم که در این روز ها با بهانه گرفتن آتش زدن قرآن توسط نیروهای آمریکای عملیات انتحاری و تظاهرات ها شدت یافته و ده ها قربانی را درپی داشته است. اما مناطق هزاره جات که مکان امنی به شمار میروند ، با دریغ که از لحاظ باز سازی نه تنها مورد بی مهری قرار گرفته ، بلکه اعمال تبعیض آشکارا در این مناطق مشهود است. فقط برای ثبوت این واقعیت اگر یکبار به شهر تاریخی و تمدنی بامیان نگاهی انداخته شود ، همه چیز هویدا میگردد واین خود میتواند به عنوان مشت نمونه ء خروار در سراسر هزاره جات تعمیم داده شود.
جوانان با احساس و دور اندیش!
جامعه ء ما بیش از هروقت دیگر نیاز به همآهنگی و انسجام دارد. این انسجام از هر طریق که برای ما میسر باشد ، نباید از آن جلو گرفت، زیرا زمان ما نیاز های خود را دارد و باید این سعه ء صدر در وجود هادیان و رهبران این جامعه ریشه گرفته باشد تا نسل فرهنگی وسیاسی این جامعه در کنار سایر جوامع ، بستر کاری نیرومندی را ایجاد نموده و همگام با نهادهای سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی مربوط به این جامعه فرازهای از آرمان های استاد مزاری را در ابعاد وسیع آن تبلور داده و زمینه های عملی آنرا مساعد سازد. ایجاد بستر های جدید نباید به معنای تقابل جدید تعبیر گردد. اگر به ماهیت قضیه نگاه نماییم ما به این بستر ها نیاز داریم. چون در افغانستان همه به گونه ای حرکت های شان را در ابعاد گو ناگون مسیر داده اند تا در عرصه ء سیاست به غیبت تسلسل حضور شان دچار نگردند.
نکته ء دیگر ناگفته نباید بماند که مزاری شهید بمثابه یکی از مدافعان سختکوش وآگاه ء وحدت ملی در افغانستان است و او بار ها در طی صحبت های خویش تاکید داشت که آنهای که به تفرقه قومی ، مذهبی و سمتی دامن میزنند، خاینین ملی اند. مزاری فقید منوط به همه ای ملیت ها و اقوام افغانستان است و محدود نمودن مزاری به ملیت و یا قوم خاص، جفای به راه و اندیشه ی اوست زیرا رهبران تاریخ ، رهگشایان نه یک قوم ، نه یک ملت بلکه هادیان بشریتی است که در نبرد آزادی و عدالت در جهت شکستاندن زنجیرهای استبداد و دکتاتوری کوشیده اند.
درود به روان پاک رهبرکبیر شهید استاد مزاری!
درود به همه رهروان راه ء عدالت و آزادی!
                                                                                                 والسلام علیکم

+ نوشته شده در 2012/2/29ساعت 10:57 PM توسط عبدالله رفیعی |

 

     به اطلاع علاقه مندان کتاب، دوستان اهل مطالعه و خاصتاً فعالان فعالیت های سیاسی و سازمانی هزاره ها رسانیده میشود اینکه  کتاب جدید استاد عبدالغفور ربانی به نام "دفتر دوم، جریان های سیاسی – ایدولوژیک و قومی هزاره ها " به نشر رسیده است. چنانچه از عنوان کتاب مشهود است، در آن جریان های سیاسی – ایدولوژیک و جریان های قومی هزاره ها به بحث گرفته شده است. به عبارت دیگر استاد در کتابش تاریخچه تشکیل تشکل های هزاره ها را با چالش ها و دست آوردهای آنها از روز تشکیل شان تا به امروز مورد تشریح قرار داده است.

مشخصات کتاب:

نام کتاب: دفتر دوم (جریانهای سیاسی – ایدولوژیک و قومی هزاره ها)

نوشته: عبدالغفور ربانی

صفحه آرایی: عبدالله رفیعی

تایپ: عبدالله رفیعی و محمد کبیر  رضایی

طرح روی جلد: شوکت علی سالار

نوبت چاپ: اول

سال انتشار: 2012 میلادی

تیراژ: 1000

قیمت:200 روپیه

تعداد صفحات: 201

مرکز پخش: هنر استشنری واقع علی آباد - کویته

     دست اندرکاران وبلاگ کویته به چاپ رسیدن این اثر گرانبهای استاد ربانی را به خودش و دوستداران کتاب تبریگ گفته و از خداوند منان برایش آرزوی توفقیات بیشتر در این راستا می کند.

+ نوشته شده در 2012/2/26ساعت 5:18 PM توسط عبدالله رفیعی |

     تقریبا دو سال قبل حاصل گفتگویم را با روح الله حسنی که در جریان یک نمایشگاه نقاشی صورت گرفته بود، از طریق وبلاگ کویته به نشر سپرده بودم. روح الله در آن گفتگو یاد آور شده بود که "ما از نسل بزرگترین هنرمندان جهانیم" لهذا باید با تلاش و جدیت راه آنها را ادامه دهیم و مردم خویش را به حیث یک ملت فرهنگ دوست، خلاق، هنرمند و صلح دوست به جهانیان معرفی کنیم.

     امروز از طریق دوستان و انجمن نقاشان آگاه شدم که روح الله حسنی با قدم های استوار به طرف هدفش قدم بر می دارد، روح الله حسنی اینک برنده مسابقه جهانی سال 2012 م، (ریور آف وردس) در رده سنی خودش شده است. بعد از سر زدن به سایت و صفحه فیس بوک (ریور اف وردس) بر خرسندی ام بیش از حد افزوده شد، زیرا آنجمن (ریور آف وردس) با تلاش زیاد عکسی را از روح الله جان یافته و در ضمن یاد آور شدن از کامیابی اش، عکس وی را برای ارتباط یافتن با وی و اعطای ویزه جهت شرکت در مراسم اعطای جایزه در 23 اپریل واشنگتن نیز نشر کرده بود.

     این هم عکس اثر روح الله حسنی که وی را به کامیابی رساند و از طریق صفحه (ریور اف وردس) نشر شده است.

     دست اندرکاران وبلاگ کویته در ضمن تبریک گفتن این کامیابی روح الله حسنی را به خودش، فامیل گرامی اش و استادانش از خداوند بزرگ آرزوی کامیابی های بیشتر را برایش می کند. و در آخر جهت شناخت بیشتر از وی، نوشته ای را که در این وبلاگ تقریبا دو سال قبل نشر نموده بود، باز نشر می کند.

------------

ما از نسل بزرگترین هنرمندان جهانیم

     روح الله حسنی، یکی از هنرمندان کم سن و سال، ولی با انگیزه است، که از 2007 میلادی بدینسو نقاشی را تمرین می کند. وی را میتوان از جمله هنرمندانی دانست، که در ضمن تلاش بر هرچه زیبا و هنر مندانه ترسیم نمودن اثرهایش، دوست دارد، که اثرهایش پیام های بزرگ نیز داشته باشند. نقاشی نمودن را عشق خودش و ترسیم نمودن آثار باستانی  هزارستان را وظیفه اش می داند. اکثر از اثرهایش، نقش های درست شده توسط، اسلاف خودش است، که در گذشته خلق شده اند. نقاشی از بامیان، تندیس های بودا و چهره های مردم خودش را از همه بیشتر می پسندد.

     تا هنوز روح الله حسنی اثرهایش را در چهار نمایشی، که از طرف انجمن نقاشان غلغله برگزار شده، گذاشته است. و نیز امسال ،دومین سالی است، که اثرهایش را در رقابت بین المللی نقاشان سراسر جهان "ریور آف دی ورد" فرستاده است. وی از تشویق مردمش رضایت دارد. تشویق مردمش را بهترین انگیزه برای ادامه راهش می داند.

     روح الله حسنی خودش را از نسل بزرگترین هنرمندان جهان می داند. به گفته وی گذشتگان ما تندیس های عظیم بودای بامیان، شهر غلغله، شهر ضحاک و گنجینه های هنری بزرگ دیگر را در هزارستان و سراسر جهان پدید آوردند. اثر های که توسط نیاکان ما پدید آمده اند، اگرچه توسط دولت های فاشیستی چندین بار بصورت دقیق و پلان شده تخریت گردیدند، ولی با آنهم همان مقدار اندک از آنها، که باقی مانده است، جهانیان را به تعظیم وا می دارد. همانگونه که نیاکان ما با هنر زندگی شانرا زیبا و در شکل گیری تمدن گذشته و امروزی سهم گرفتند، ما نیز چون از نسل آنهایم، باید راه آنها را ادامه دهیم. ما باید بدون آنکه در انتظار کسی بنشینیم، سرزمین خود را دوباره مثل گذشته به مرکز فرهنگ و تمدن جهان مبدل سازیم.

     روح الله حسنی دوست دارد، که نقاشی هایش پیام خودباوری، انگیزه دهی ویاد آوری از دست آوردهای گذشتگان خودش را داشته باشد. وی می خواهد توسط نقاشی هایش، مردمش را به جهانیان بحیث یک ملیت فرهنگ دوست، خلاق، هنرمند و صلح دوست معرفی کند.

+ نوشته شده در 2012/2/21ساعت 11:23 PM توسط عبدالله رفیعی |

نوشته: سلیم ایج علی و م سلیم جاوید

ترجمه: ع. تلاش

منبع: سایت نشنل جیوگرافیک

     مخمصۀ فعلی نژادی و مذهبی اقلیت ها در افغانستان و پاکستان قابل یک نگرانی شدید است و برای جامعۀ جهانی لازم است که متوجه پیچیده گی های متعدد و رقابت ها در منطقه باشد. در این نوشته من با  سلیم جاوید، فعال حقوق بشر از قوم هزاره ای باشنده کویته پاکستان و فارغ التحصیل رشتۀ طب از کشور چین شریک می باشم تا تاریخچۀ مختصری این جامعه ای تهدید شده را بیان نماییم و چالش های که فعلا متوجه این جامعه هست را به رشته تحریر در آوریم.

منشاء و هویت

     هزاران سال است که آسیای میانه بعنوان یک جادۀ متقاطع برای اقوام مختلف بوده است.  مثلا وجود زبانهای گوناگون و فرهنگ های متنوع در منطقه شاهد این حقیقت است، اما بدبختانه جهان غرب فقط در دهه  گذشته و آنهم از طریق نزاع های افغانستان به این مسله پی برده است. چنانچه اگر ناتو از منطقه خارج شود مخمصۀ و مشکلات اقلیت های بومی سزاوار توجه و تحقیق بیشتر می باشد.

      شاید آسیب پذیر ترین اقلیت، مردم هزاره باشند. هزاره ها ازلحاظ فیتوتایپ، مشابهت به مغول ها دارند و امکان دارد که ارتباط اتنیکی هم داشته باشند، چنانچه از ریشه یابی [Etymology] نام های مردم هزاره و لغات هزارگی ظاهر است. احتمالاً زمانیکه مغول ها قسمت های جنوب آسیای مرکزی را در قرن 12 فتح کردند، ازدواج های گسترده بین اینها و اقوام قدیم چون اولاده های امپراطور کوشانیان بودایی و بعدا فارس ها صورت گرفته باشد. ریشۀ نزدیک کلمه  "هزاره" با واژه فارسی هزار می تواند نمایانگر این باشد که "هزاره"  مشتق از  "هزاره"  ای دسته های هزار نفری در نیروی نظامی مغول ها باشد که بعد از فتوحات گسترده از میدان جنگ فراتر رفته و شکل هویت بخود گرفته باشد.

      اما بعضی ها به این باورند که هزاره ها  قرنها قبل از حملات مغول ها در افغانستان موجود بوده اند. یک رهنورد چینی به نام [Tauchaun] در جون 644 میلادی دربارۀ مردمی بنام(Hosalo)  نوشته است که مشابه به چینی ها بوده و در هزاره جات سکونت داشته اند. چون حرف "R" در الفبای چینی وجود ندارد لذا (Hosalo) میتواند متبادل ‘Hozora’ و یا ' Hazara’ ' باشد.

     حالا بیش از 5 میلیون نفر خود را هزاره می خوانند که جمعیتی عظیم شان در افغانستان زندگی می کنند که تقریباً   20  فیصد یا بیشتر از نفوس آن کشور را تشکیل میدهند و به همین ترتیب نزدیک به میلیون نفر جمعیت شان در پاکستان سکونت دارند. جمعیت قابل ملاحظۀ آنها در کشور ایران نیز میباشد اما چون با قوم خاوری آمیخته شده است آمار دقیق آنرا نمی توان تعیین کرد. بزرگترین جمعیت پراکندۀ خارجی هزاره ها  در استرالیا می باشد که به مهاجرین افغانی، بنا بر اساس روابط کهنۀ شان با کارگران افغانی در مستعمرۀ انگلیس، خوش آمدید می گفت. حتی حالا به احترم این میراث یکی از مهم ترین خطوط راه آهن استرالیا بنام  "The Ghan" یاد می شود.

به حاشیه رانده شدن و فتح

     تبعیض علیه هزاره توسط نویسندۀ آمریکایی افغانی الاصل خالد حسینی در رمانی بنام  The Kite Runner  بصورت نیشدار به تصویر کشیده شده است. ریشه های شکنجه هزاره ها عموما به شکاف های بین الفرقه ای اسلام و دین اکثریت در منطقه ارتباط دارد. اگر چند آمار جامع وجود ندارد، اما منصفانه است که بگوییم اکثریت هزاره ها شیعه دوازده امامی هستند -- با اقلیت های سنی مذهب و اسماعیلی، در حالیکه اکثریت پشتون ها سنی هستند. در داخل صفوف پشتون ها گروپ های متعددی از پشتون ها نیز شیعه میباشند مخصوصاً در میان قبیلۀ اورکزیی. براساس اسنادی درکتاب  ثناءهارون Frontier of Faith, دراواخر قرن نوزده و اوایل قرن بیستم  صحنه های متعددی جنبشهای ضد شیعه در افغانستان درج شده است، که در این میان شخصی برجسته ای بنام ملا محمود آخوند زاده جبهه های ضد شیعی را رهبری می کرده که منجر به مقابله خونین بین او و شیعه های اورکزیی و بالآخره منتج به رانده شدن شیعه ها از منطقه در سال 1929  شد.  در مقابل این زجر و شکنجه بریتانیا از  اقلیت شیعه اورکزیی پشتبانی می کرد با وجودیکه سرداران قبیلوی مخصوصاً (آفریدی ها) نسبت به ارادۀ انگلیس خیلی ها مشکوک بودند و کوشش شان در آن بود تا با ترویج ساختن سیستم ملایی برای حل نزاع ها از مداخله انگلیس جلوگیری نمایند.

     باشنده گان هزاره جات، قسمت های مرکزی افغانستان، تا اواخر قرن نوزدهم نیمه مستقل بودند تا اینکه امیر عبدالرحمان خان پادشاه افغانستان، به کمک ملا های سنی که حکم جهاد را علیه شیعه ها صادر کرده بودند، سرزمین هزاره ها را تصرف کرد. مطابق به تاریخ نویس افغان میر غلام محمد غبار، ارتش امیر و سربازان قبیله ای تقریباً 60%  هزاره ها را قتل عام کردند، بیشترین زمین های حاصل خیز شان را مصادره و تعداد زیاد شان را به غلامی گرفت.  در نتیجه  تعدادی زیادی از هزاره ها به کویته پاکستان و مشهد ایران مهاجر شدند. نفوس باقیمانده شان در افغانستان از آن روز به بعد به آزار و اذیت و تبعیض اجتماعی حکمرانان افغان مواجه بوده اند.

      تقریبا بعد از یک قرن، جبر و ظلم؛ نفاق و نزاع و آنهم در موجودیت نیروهای خارجی نیز صورت پذیر شده است. در ماه مارچ 1979  هزاره ها یک تهاجم قوی علیه دولت کمونیست افغانستان راه انداری نمودند و فقط در چند ماه سرزمین شان(هزاره جات) را پس گرفنتد، ولی از سال 1980   به بعد گروهک ها و احزاب مختلف هزاره برای تسلط یافتن بر هزاره جات با هم جنگیدند تا اینکه  در سا ل1988    حزب وحدت  را تشکیل دادند.

دهشت طلبان و عواقب آن

      بعد از جنگ افغان-روسیه و متعاقبا جنگ ها داخلی ، طالبان در سال 1996  قدرت را در کابل بدست گرفت که  این خودش در حقیقت نمایانگر آغاز موج تازه ای از آزار و اذیت و سرکوبی ها علیه هزاره ها بود. طالبان از سال 1998 تا 2002 هزارها مردم هزاره را در مزار شریف(1998)، بامیان(1998-1999)، یکولنگ(جنوری)2001  و جاهای دیگر قتل عام نمودند. دیده بان حقوق بشر قتل عام هزاران  هزاره های شیعه بوسیلۀ طالبان را  دربین این سالها را بطور مستند ثبت نموده است.

      ملا منان نیازی والی مزارشریف فتویی را صادر کرده بود که " هزاره ها مسلمان نیستند و کشتن آنها گناه ندارد". . اکثریت برین باور است که سیاست رسمی طالبان این بوده که هزاره ها را به حاشیه برانند، زمین های شان را مصادره و آنها را مجبور به تبعید نمایند.

     هزاره ها و همچنان اقلیت های دیگر قومی و مذهبی سقوط  دولت طالبان را از صمیم قلب استقبال نمودند.  زمانیکه قانون اساسی افغانستان برای اقلیت های زجر دیده، بشمول هزاره ها یک تحفظ قانونی را نوید داد اوضاع  نسبت به  دوران طالبان خیلی بهتر شد، اما متاسفانه نارضایتی اقلیت ها و خشونت حتی در دوران حکومتی به اصطلاح دموکراتیک حامد کرزی هم ادامه یافت. در سال 2004 طالبان 16 نفر از هزاره ها را در مناطق جنوب –مرکزی افغانستان از موتر های شان پیاده ساخته و به قتل رساندند. از سال 2007  به اینطرف صد ها نفر شان توسط کوچی های که ظاهرا متحد طالبان به شمار می آیند در بهسود قتل عام شدند.  در مورد کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان یک گزارشی از حوادثات وحشتناک در منطقه تهیه نموده است.

ناتو در کدام جهت راون است؟

     بعد از حضور ده ساله ناتو به رهبری آمریکا و در آستانۀ خروج شان، علایم شوم شکنجه علیه هزاره های شیعه وسیعاً به چشم می خورد.  در 7 دسامبر 2011 در حملات همزمان انتحاری تقریباً 70 شیعه در کابل و مزارشریف کشته شدند که اکثریت شان هزاره بودند. لشکر جنگوی العالمی که از شاخه های طالبان پاکستانی و از نگاه روابط تاریخی متعلق به سازمان استخبارات پاکستان است و فعالیت شان تحت نظریه "عمق استراتژیک" نا آرام ساختن افغانستان برای بدست آوردن هدفهای نظامی بر ضد هندوستان  میباشند این حملات را بر عهده گرفت، گرچند بعداً آنرا رد نمود.

     حملات مشابهی از سال 1999 تا کنون بالای هزاره های شیعه پاکستانی صورت گرفته است که زندگی  تقریباً بیشتر از 700  نفر بی گناه را گرفته و صد ها نفر زخمی و معلول بر جای گذاشته است.   بدترین حملات که جهان را لرزاند زمانی بود که 29 مسافر هزاره  را در 20 سپتامبر2011 در منطقۀ بنام مستونگ از بس پیاده و به صف ایستاد نموده و یکی به یکی به قتل رساندند. در 4 اکتوبر 2011  در علاقۀ بنام اختر آباد 13 نفر از هزاره ها را بعد از شناسایی به قتل رساندند. تقریباً تمام این حملات و قتل هدفمند را لشکر جهنگوی به عهده گرفته است که چند روز پیش از قتل عام شبنامه ای را به آدرس هزاره های کویته انتشار داده بود که تمام شیعه ها مستحق کشتن هستند و ما پاکستان را از وجود مردمان ناپاک ، پاک می سازیم.

      گروپ حقوق اقلیت ها در لندن (MRG) هزاره را به عنوان "اقلیت که بیشتراز همه تهدید می شود" شناسایی کرده اند. هزاره ها چه در افغانستان و چه در پاکستان بخاطر مسایل مذهبی و قومی به شدت آزار و اذیت شده اند و  لذاست که، بالخصوص؛ از گفتگوی صلح با طالبان با میانجیگری کشور قطر وحشت دارند.  ممکن است این گفتگو ها منجر به آزاد شدن رقیق ترین و بی رحم ترین قومندانان طالبان ضد هزاره شوتد.  مثلاً ملا محمد فضل که در زندان گوانتانامو بسر میبرد و فرماندار و  نایب وزیر وفاع سابق رژیم طالبان بوده و بخاطر حمله بالای هزاره های شیعه ها شهرت دارد.

     برای غالب آمدن صلح در افغانستان و پاکستان تامین امنیت برای اقلیت هزاره ضروری است.  ایالات متحده و دیگر کشور های علاقه مند نباید دربارۀ امنیت این اقلیت که تحت آزار و اذیت بوده اند در گفتگوی صلح با طالبان سازش نمایند .  هزاره ها دارنده یک فرهنگ مهم بومی است که قرن ها است باقی مانده و همیشه مورد تهدید قرار گرفته است و در عین حال همگی باید در صدد ترویج هماهنگی مذهبی و قومی باشند، اما مسؤلیت تامین حقوق بنیادین انسانی هزاره ها مربوط به کشور های افغانستان، پاکستان و متحدین آنها است که مدعی حمایت از  پلورالیزم صلح آمیز است.

+ نوشته شده در 2012/2/3ساعت 0:19 AM توسط عبدالله رفیعی |

گزارش از: ع. تلاش

عکس از: یونس بخشی

     هزاره های کویته خونبارترین و پرفاجعه ترین سال را پشت سر گذاشتند و مدتی بود که از آن ترس و لرز و فاجعۀ قتل عام های هزاره می گذشت و اوضاع امنیتی اندکی بهتر شده بود که ناگهان در آستانۀ برگزاری سومین سالروز شهادت جانگداز رهبر شهید، شهید حسین علی یوسفی که هر سال تحت قیادت حزب هزاره دموکراتیک برگزار می شود، شهادت سه تن از عزیزان دیگر ما، همه را یکبار دیگر غم آلود ساخته و در سوگ فروبرد.

     روز پنج شنبه مطابق به 26/01/2012 سال جاری میلادی، بعد از تدفین پیکر شهدا در قبرستان مهر آباد که با حضور گستردۀ مردم برگزار شد و رهبر حزب هزاره دموکراتیک، معاونین و جنرل سکریتری حزب جناب احمد علی کهزاد بعد از حضور در مراسم تدفین پیکر شهدا و ادای احترام و گل پاشی بر مزار رهبر اسبق حزب هزاره دموکراتیک، شهید حسین علی یوسفی سومین سالروز ایشان را درهزاره کمیونتی هال واقع در مهری آباد برگزار نمودند. که در آن تعدادی کثیری از مردم، نخبه گان هنری، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و دانش آموزان مکاتب و دانشگاه ها و بزرگان قوم شرکت داشتند.

      مراسم با تلاوت قرآن مجید شروع و با دکلمۀ شعرها دربارۀ حسین علی یوسفی ادامه و با سخنرانی های اعضا،  شخصیت های حزب، جنرل سکریتری حزب جناب احمد علی کهزاد و رهبر حزب محترم جناب عبدالخالق هزاره به پایان رسید، که هر کدام به نوبت خود آرمانها، اندیشه ها و اهداف شهید حسین علی یوسفی را بیان نموده و برای تداوم و بقای آرمان های شهید  و به عمل پیاده کردن آن تدابیری را گوش زد ساختند.

     به ادامۀ همین جلسه روز یک شنبه مورخ 29/01/2012 م، در ماشاالله هال واقع در سرک عمومی علی آباد، اتحادیه محصلان هزاره (HSF) سیمناری را به مناسبت سومین سالگشت شهید حسین علی یوسفی برگزار نمود که در آن محترم عبدالخالق هزاره، رهبر حزب سیاسی هزاره دموکراتیک، احمد علی کهزاد جنرل سکریتری و پروفیسور غلام حسن و معلم دهقان زاده، ریس ایچ ایس ایف عصمت الله نیازی و دیگر اعضای برجسته حزب و کارکنان حزب، دانش آموزان مکاتب و دانشگاه ها، شخصیت های علمی، سیاسی و فرهنگی، بزرگان قوم و تعدادی از خانم ها در حالی که سردی هوا به شدت آزار دهنده بود،  حضور پر رنگ یافته بودند.

     سمینار روز دوم با تلاوت قرآن کریم شروع شد. در ادامه عصمت الله نیازی صدر(HSF) طی سخنانی اولاً سومین سالروز رهبر شهید را تسلیت گفته و از تشریف آوری مردم قدر دانی و تقدیر به عمل آورد. او از شهید حسین علی یوسفی به عنوان یک شخصیت برجسته یاد نمود که ابتکارات و خدمات وی برای قوم هزاره فراموش نا شدنی است و جوانان در آینده آرمان های وی را برای بقای این قوم ادامه خواهند داد. او با ابراز سپاس و تشکری مجدد از شرکت گستردۀ مردم به سخنان خود پایان داد. در ادامه داکتر عارض یک تن از اعضای انجمن داکتران هزاره تاون به نمایندگی از تعدادی از اعضای پارلمان افغانستان سومین سالروز شهادت حسین علی یوسفی را تسلیت گفت و در ضمن پیام تسلیت نمایندگان پارلمان هزارۀ افغانستان را به خوانش گرفت.

     معلم زمان دهقان زاده یک تن از اعضای حزب هزاره دموکراتیک سخنران دوم این سیمنار بود که با عرض تسلیت شهادت حسین علی یوسفی سخنانی را در رابطه به قدامت تاریخی اقوام و اهمیت آن در زندگی امروز ایراد نمود. و از سیاست های منفی دولت مردان پاکستان و ایران در قبال حقیقت قوم هزاره شدیداً انتقاد نمود. ونیز اشاره نمود که تعدادی که نفوس شان اندک اند در سایۀ قوم هزاره از زندگی مرفع و راحتی برخوردار اند اما هرگز بزرگی و رهبریت هزاره را نمی پسندند که برای این کار آنها از طرف بیگانگان راهنمایی می شوند. او علاوه ساخت برای اینکه ریشۀ این بدبختی ها برچیده شود و مردم هزاره از نگاه شعور سیاسی و فرهنگی رشد نماید باید به تعلیم اهمیت داد. او با این جمله سخنان خود را نقطۀ پایان داد " نسل جوان آیندۀ این مردم هستند و باید با علم و تکنالوجی روز مصلح شوند."

     در ادامۀ جلسه جناب پروفیسور غلام حسن یکی از اعضای دیگر (HDP) به سخنرانی پرداخت وی سخنانش را با شعری دربارۀ شهید حسین علی یوسفی آغاز کرد و با شرح یک حدیث از پیامبر اسلام حضرت محمد(ص) که فرموده است: "اصل دین و عقل صلاح آن است" سخنانش را ادامه داد. وی از بعضی رواج و رفتار های نامشروع اجتماعی عمیقاً انتقاد و آنرا خارج از چوکات وجدانی و عقلانی خواند و در جای جای سخنانش از شهید حسین علی یوسفی به عنوان یک فرد بزرگ یاد نمود . وی در نقطۀ پایانی سخنانش تاکید بر عملکرد هزاره بر مبنای عقل و هوشیاری کرد و تاکید نمود که رفتار ها و کارکردهای ما در هر عرصه ای باید مطابق به حدیث ذکر شدۀ پیامبر اسلام باشد.

     جناب احمد علی کهزاد جنرل سکریتری حزب هزاره دموکراتیک چهارمین سخنران سمینار بود. وی در ابتدا به قرآت پیام تسلیت که به مناسبت شهادت حسین علی یوسفی  از طرف  استاد محقق رهبر حزب وحدت مردم افغانستان و عضو پارلمان افغانستان پرداخت و ضمن تشکری از استاد محقق و استاد خلیلی سومین سالروز شهادت حسین علی یوسفی را تسلیت گفت. وی در ادامه اظهار داشت که ما باید معنی چنین گردهمایی را عمیقاً درک کنیم و به پیمان که با شهید حسین علی یوسفی می بندیم در آینده پای بند باشیم. وی از عدم همکاری یک تعداد مردم انتقاد کرد و همه را به همکاری همگانی دعوت نمود. وی وضعیت فعلی هزاره های کویته را دشوار و خطرناک توصیف کرد و برای جلوگیری از آن بیداری بیشتر مردم را خواستار شد. او نفاق و کینه ورزی میان طایفه های مختلف هزاره را نقطۀ ضعف آنان دانست و آنرا غیر منطقی خواند و خاطر نشان ساخت که ما مردم هزاره در اتنخابات آیندۀ پاکستان باید حضور تاثیر گذار داشته باشیم و نباید به سیاست و وعده های دروغین بیگانگان اعتبار نمایم ، چرا که آنها در گذشته و حال امتحان خود را داده اند. وی تاکید کرد که در صورت اتحاد مردم هزاره و حمایت شان از حزب می توان در ایجاد یک موقعیت و وضعیت خوب در آینده برای هزاره ها در پاکستان موفق شد و با تشکری از شرکت مردم در سیمنار به سخنان خود پایان داد.

     آخرین سخنران سمینار جناب عبدالخالق هزاره رهبر حزب هزاره دموکراتیک بود. ایشان در ابتدا سومین سالروز شهادت حسین علی یوسفی را تسلیت و از حضور پر شور مردم در سیمنار تشکر به عمل آورد. وی در ضمن آگاه ساختن مردم از اوضاع فعلی کویته نسبت به شهادت همۀ شهدا بخصوص شهدای چند روز اخیر اظهار تاسف نمود. در ادامه بیان داشت که اگر ما به خوبی راه و آرمان های شهید یوسفی را جامۀ عمل بپوشانیم دیگر این قتل عام های هزاره های کویته صورت نخواهد گرفت. وی با بیان اینکه هر فردی که در جامعه زندگی می کند مسؤل است و وظیفه دارد که مسؤلیت اش را اجرا نماید و گر نه در غیر آنصورت نا هماهنگی های در جامعه بوجود خواهد آمد که پی آمد های بدی را در بر دارد که یکی آن این است که همیشه توقع میرود تا دیگران برای ما کاری انجام دهند که نشان غلامی یک قوم را رونما می سازد. وی در سلسله سخنانش واضح نمود که بخاطر بقای هزاره باید قربانی ها داد و فداکاری ها نمود که نمونه اش رهبر شهید حسین علی یوسفی است. او هم چنان از کم کاری و کمک نکردن همه جانبۀ مردم انتقاد نمود و اظهار داشت وقتی یک حزب سیاسی به تمام معنی برای مردم خدمت را در پیش گرفته است پس مردم لازم است که از زحمات و فداکاری های شان حد اقل حمایت کنند و با همکاری بیشتر مردم باید اعضای حزب تشویق به ادامه کار شوند. از طرف دیگر از طایفه گرایی که در بین مردم ایجاد خلا می نماید شدیداً انتقاد نمود و تذکر داد که این پدیده باید از بین برود. در بخشی دیگر سخنانش بیان داشت که مردم باید در حال و آینده هوشیار باشند و نباید به نماینده گان بیگانه اجازه دهند که بار دیگر از مردم استفاده سیاسی نمایند. و باید خادم و خیانت کار تشخیص داده شوند و از همه مهمتر باید حق را از ناحق تشخیص دهند. وی با تاکید مکرر در زمینۀ همکاری مردم با حزب مردمی هزاره دموکراتیک با یادآوری این نکته که تا اتحاد، یکی شدن و اعتماد بر نیروی خودما تضمین نگردد، مشکلات ما به انجام نمی رسد، سخنانش را خاتمه دادند.

+ نوشته شده در 2012/1/30ساعت 5:54 PM توسط عبدالله رفیعی |

پيام استاد محمد کريم خليلي معاون رييس جمهور و رهبر حزب وحدت اسلامي افغانستان به مناسبت تجليل از سومين سالگرد شهادت شهيد حسين علي يوسفي رهبر حزب دموکراتيک هزاره در ايالت بلوچستان پاکستان

هيأت محترم رهبري حزب دموکراتيک هزاره و اعضا و هواداران آن، مردم آگاه و سربلند کويته بلوچستان!
سه سال پيش از اين روز، دست خون¬آلود تروريزم، يکي از چهره¬هاي فعال سياسي و شخصيت سرشناس جامعه هزاره در ايالت بلوچستان پاکستان، مرحوم حسين علي يوسفي را به شهادت رساند.
فقدان وي براي مردم سربلنده و آگاه کويته بلوچستان و جامعه روشنفکري و سياسيون آن خطه يک ضايعه بزرگ به حساب مي آيد.
فرا رسيدن سومين سالگرد شهادت ايشان را تسليت مي¬گويم و براي خانواده محترم آن شهيد و اعضا و هواداران حزب دموکراتيک هزاره آروزي موفقيت ميکنم.
شهيد يوسفي در زمان حياتش تلاشهاي زياد و خستگي¬ناپذيري را در جهت احياي هويت مردم ستمديده و رنج کشيده هزاره انجام داد. او تنها يک روشنفکري که صرفاً به کارهاي تيوريک مشغول باشد نبود؛ بلکه در صحنه¬هاي عمل نيز سهم فعال و ماندگاري را به خود اختصاص داد.
تلاشها و فعاليتهاي وي براي ايجاد وحدت و همبستگي ميان نيروهاي فکري و سياسي جامعه هزاره قابل قدر است. اميدوارم که شهادت وي نيز بارقه آگاهي و بيداري را در ميان نسل جوان اين مردم ايجاد نمايد.
شهادت استاد شهيد عبد العلي مزاري رهبر فقيد حزب وحدت اسلامي افغانستان و شهيد حسين علي يوسفي و دهها تن از فعالان سياسي و چهره هاي شناخته شدة ديگر در افغانستان و پاکستان، اين موضوع را به اثبات مي¬رساند که تروريزم يک پديده بين المللي است و در پيشبرد آجندايش مرز نمي¬شناسد.
اميدوارم که کشورهاي منطقه و جهان، بيش از پيش به اين بعد از ابعاد ماهيت تروريزم توجه و دقت نموده و هماهنگي هاي به وجود آمده در جهت مبارزه با اين پديده را بيشتر از گذشته تحکيم بخشند.
بار ديگر فرارسيدن سومين سالگرد شهادت شهيد حسين علي يوسفي رهبر فقيد حزب دموکراتيک هزاره را تسليت گفته و براي خانواده و رهروان آن شهيد، آرزوي موفقيت مي¬نمايم.


محمد کريم خليلي
معاون رييس جمهور و رهبر حزب وحدت اسلامي افغانستان
کابل - 5 دلو 1390 هجري خورشيدي

 -----------------------------

----------------------------

پیام حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان به مناسبت سومین سالگرد شهادت حسین علی یوسفی رهبر فقید حزب دموکراتیک هزاره در پاکستان

درست سه سال از شهادت المناک شهید حسین علی یوسفی رهبر دلسوز وخردمند حزب دموکراتیک هزاره در پاکستان می گذرد اما فقدان حضور او مصیبت و اندوه بزرگی است که هنوز بر شانه های احساس جامعه ی هزاره سنگینی می کند. شهید حسین علی یوسفی مبارز هدفمند و روشنفکر خردمند بود که با ترویج مبارزه مدنی و تکثیر اندیشه های انسانی در جامعه، در خدمت ارزش های انسانی و آرزوهای برحق مردم خود قرار داشت که برای تحقق این آرزوها با تمام توان تلاش و مبارزه کرد. شهید یوسفی با توجه به ضرورت جامعه و نیازمندیهای مردم، مبارزه مدنی را به عنوان بازتاب صدا و آرزوهای مردم انتخاب کرد و خود با درک عمیق از درد مردم و فهم دقیق از آرمانهای مردم، در راس این مبارزه قرار گرفت. شهید یوسفی در جریان زندگی پربار خود علاوه بر ترویج مبارزه مدنی، کارهای ارزشمندی را در عرصه های فرهنگ و اندیشه نیز به انجام رسانید که این خدمات ارزنده، او را علاوه بر سیاست مدار متعهد، در جایگاه روشنفکر، هنر مند و نوسینده متعهد نیز قرار میدهد. از همین رو فقدان حضور او نه تنها در عرصه سیاست و مبارزه مدنی، بلکه در عرصه های فرهنگ و هنر نیز مصیبت سنگین و ضایعه جبران ناپذیر برای جامعه پیرامون او می باشد. اما بدون تردید با شهادت حسین علی یوسفی، پرچم افکار و اندیشه او بر زمین نخواهد ماند و آرزوهای انسانی او توسط دوستان و همسنگران او تحقق پذیر خواهد گردید.

اکنون که سه سال از شهادت خونین او می گذرد، حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان با ابراز تاثر و اندوه عمیق، سومین سالگشت شهادت این شهید شاهد را به خانواده، دوستان، همسنگران و تمامی جامعه هزاره تسلیت عرض نموده و امیدوار است که دوستان و همسنگران آن شهید، با الهام از افکار و آموزه های او، آرزوهای او را تحقق پذیر نموده و چراغ اندیشه ی او را روشن نگهدارند. همانگونه که آموزه های رهبر شهید استاد عبدالعلی مزاری الهام بخش مبارزه ی عدالت خواهی قرار دارد، امیدوارم که تلاشها و مبارزه ی شهید حسین علی یوسفی نیز الهام بخش یاران و دوستان او قرار گرفته و تحقق ارزشهای مدنی را امکان پذیر نماید. متاسفانه حوادث و رخدادهای خونین سالهای اخیر بیانگر این واقعیت است که جامعه هزاره در معرض دسایس و توطئه های پیدا و پنهان بسیار قرار دارد و به همین دلیل در مقاطع مختلف آماج حملات خونین تروریستی قرار داشته اند. شبکه های تروریستی و حلقات دهشت افگن همچنان هر ازگاهی از میان جامعه هزاره قربانی می گیرند و مصیبت جدیدی را بر دوش این مردم تحمیل می کنند. لذا شرایط موجود و نیازمندیهای جامعه هزاره اقتضاء می کند که مردم با حفظ انسجام و درک مصالح عالیه خود، نسبت به سرنوشت جمعی این جامعه توجه جدی مبذول داشته و در برابر دسایس و توطئه های دشمنان این مردم و شبکه های دهشت افگن هوشیار و حساس باشند. حساسیت و همبستگی جامعه هزاره بهترین گزینه در برابر دسایس و توطئه های دشمنان این مردم می باشد که با توسل به آن، آرمان شهدای این مردم تحقق پذیر گردیده و سعادت و خوشبختی این جامعه تامین خواهد گردید.

والسلام

حاجی محمد محقق رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان،

نماینده و ریس کمیسون فرهنگی و دینی پارلمان افغانستان

کابل 3 دلو 1390 مطابق با 23 جنوری 2012

+ نوشته شده در 2012/1/29ساعت 1:49 PM توسط عبدالله رفیعی |

     در آستانه فرارسیدن سومین سالروز شهادت، شهید حسین علی یوسفی رهبر اسبق حزب هزاره دموکراتیک قرار داریم. دست اندرکاران وبلاگ کویته سومین سالروز شهادت این رهبر فرزانه، دلیر و اندیشمند مردم ما را به تمام آزاده گان و ملیت های مظلوم و تحت ستم و آنانی که در راه اعتلای فرهنگ، کلتور، حیثیت، شعور سیاسی و ادب ملی شان بدون کدام چشم داشت به صورت شبانه روزی تلاش می کنند، تسلیت می گوید و از بارگاه متعال استدعای بهشت برین و شادی روح را برای شهید یوسفی و جمیع شهدای مردم ما دارد.

     قرار است به مناسبت گرامی داشت از سومین سالروز شهادت وی از طرف حزب هزاره دموکراتیک، در مهر آباد به تاریخ 26/1/2012م، یک مراسم پر شکوه در کریم شادی هال واقع علمدار رود از ساعت 3 بعد از ظهر برگزار گردد و در آن رهبران مرکزی حزب سخنرانی نمایند، همچنان اتحادیه محصلان هزاره (ایچ ایس ایف) نیز سمیناری را به این مناسبت ترتیب نموده اند، که قرار است به تاریخ 29/1/2012م، در هزاره تاون - ماشاالله هال واقع علی آباد برگزار گردد. دوستان مطلع باشند.

     قابل یادآوریست که دوستان می توانند جریان مراسم مهرآباد را به صورت آنلاین (از طریق انترنیت به صورت مستقیم) توسط سایت حزب هزاره دموکراتیک پارتی نیز مشاهده نمایند. جهت مشاهده جریان مراسم بر روی لینک زیر کلیک کنید:

مشاهده آنلاین مراسم سومین سالروز شهادت شهید حسین علی

 

+ نوشته شده در 2012/1/24ساعت 8:29 PM توسط عبدالله رفیعی |

مطالب جدیدتر
مطالب قدیمی‌تر