نوشته: عبدالله رفیعی

     چندیست، که در اثر حملات وحشیانه کوچی نماها، بهسود در آتش می سوزد. آتشی، که دود آن با گذشتن هر روز عمدا غلیظ تر شده و با تاکتیک های صلح و تهدید قبیله سالاران درون دولت آقای کرزی چشم های بیشتری را می آزارد و زمینه یک جنگ تمام عیار جبهه ای را مساعد می سازد.

     در این نوشتار سعی بر آن نیست، که پدیده کوچی گری در کل و گذشته آن مورد بررسی قرار بگیرد، بلکه تلاشی است که طور خلص اهداف شوم پشتونیست ها، که در قالب کوچی گری سعی به برآورده شدنش صورت می گیرد، مورد بررسی قرار بگیرد و نیز راه های مناسب مبارزه ملی هزاره ها برای رهایی از این پدیده شوم، به نظر نگارنده  مورد غور قرار داده شود.

     در قالب کوچی ها و ورود آنها به هزارستان، از آغاز این پدیده تا قبل از روی کار آمدن دولت آقای کرزی بیشتر از همه دو هدف مشخصا تعقیب می گردید، که در نهایت راه به سوی پشتونیزه کردن افغانستان  می برد. یکی از این اهداف، هدف اقتصادی بود، یعنی کوچی ها و کوچی نماها با به فروش رساندن اموالی که از بازارهای پاکستان به ارزان ترین قیمت می خریدند، بر ساکنین هزارستان، سود بزرگی را به جیب می زدند. هدف دومی، عبارت از هدف سیاسی بود، که با تعقیب آن تلاش برای غضب زمینهای هزاره ها و در نهایت حذف کلی هزاره ها به هر طریق ممکن به صورت کلی از افغانستان بود، ولی اینک بر علاوه اهداف ذکر شده بالا، که متاسفانه در برآورده شدن آن تا اندازه ای موفق نیز شدند، هدف خطرناک دیگری نیز گنجانیده شده است.

     هدفی که اینک برجسته تر از دیگر اهداف معلوم می گردد، کشانیدن جنگ از مناطق جنوبی افغانستان، که اکثریت ساکنین آنرا پشتونها تشکیل می دهد، به مناطق مرکزی و صفحات شمال کشور است، که اکثریت ساکنین آنرا هزاره ها، تاجک ها، ازبک ها و دیگر اقوام تشکیل می دهند. با انتقال جنگ از جنوب به شمال در ضمن بر آورده شدن هدف فعلی پشتونها، زمینه تسریع شدن اهداف قبلی آنها، که همانا حذف دیگران و پشتونیزه کردن افغانستان است، نیز هرچه بهتر میسر می گردد.

    پشتونها چندیست، که خود شکار بازی خطرناک خودشان شده است. وطن فروشی های پشتونها، اینک از خودشان قربانی می گیرد. پشتونها امروز تا اندازه ای به طبل خریداران شان می رقصند، که اختیار شان کاملا از دست خودشان رفته است. عده از آنها برای فعلا دموکرات های اند، که علمبردار ورود نیروهای آمریکایی و ناتو به نام مبارزه با تروریسم در افغانستان شده اند. در حالیکه عده دیگر شان تروریست های اند، که آرامش زندگانی جهانیان را به هم زده اند. این دو جریان پشتونی، که تا قبل از این همه آرمانهای دیگر شانرا قربانی پشتونیزم شان می کردند، اینک در مقابل یکدیگر حذف می شوند. از حادثه یازدهم سپتامبر تا به امروز، وحشی گری های پشتونها، آنها را در مناطق جنوبی به کام مرگ فرستاده است و این عمل سبب اندیشه عمیق تیوریسن های پشتون گردیده است، تا چگونه جلو وحشی های سر سپرده های شانرا گرفته و از پشتون کشی جلوگیری کنند.

     پشتونها اگرچه نهایت سعی و تلاش های شانرا در راه برگرداندن آرامش به مناطق جنوبی به کار بسته اند، ولی از قرار معلوم تا اینک به جایی نرسیده اند و تیر شان به سنگ خورده است. پشتونها اینک می خواهند از حربه دیگری برای نایل شدن به هدف شان کار بگیرند. این هدف شان چیزی دیگری نیست، بجز قربانی کردن و بدنام ساختن هزاره ها، برای جلوگیری از کشتار پشتونها و آوردن آرامش در مناطق جنوب افغانستان.

     پشتونها با بازنمودن جبهه جدید جنگ با هزاره ها می خواهند انگیزه پشتونها را در کل، در رابطه با جنگ تغییر دهند. آنها به پشتونها می خواهند تلقی کنند، که بخاطر جنگ های درونی آنها، هزاره ها روز به روز قدرتمند تر و در عرصه های مختلف پیشقدم تر شده اند و به زودی ممکن عنان قدرت را نیز بگیرند و اینک نیز مانع ورود کوچی به مناطق مرکزی و صفحات شمال افغانستان شده اند، لهذا جنگ مقدس برای پشتونها قبل از همه جنگ با هزاره هاست نه با کدام جریان دیگر. تیوریسن های پشتون به این صورت انگیزه های جنگی جریان های با هم مقابل پشتونها را می خواهند، تغییر بدهند و آنها را با یک انگیزه جدید دوباره با هم متحد نموده و معیار ایده آل شانرا دوباره، قبل از همه ارزشها، به پشتونیزم برگردانند.

     از قرار معلوم راه اندازی این جنگ، که از طرف یک عده خاصی خصوصا افغان ملیت ها صورت گرفته است، هم اینک تاثیر اش را گذاشته است و اینک از طرف سور خلقی، طالبان و تا حتی میانه رو های پشتون همچون آقای مجددی حمایت جدی میشود. حمایت آقای مجددی از کوچی ها طی سخنانی از کرسی مشرانو جرگه، خود مهر تایید بر عملکرد های کوچی ها است و از طرف دیگر فرمان ریاست جمهوری، که در آن ذکر از پرداختن خسارت به کوچی ها شده است، خود بر حق دانستن کوچی ها می باشد. پشتونها آگاهانه کوچی نما ها را به منطقه فرستاده اند و تصمیم ندارند، که آتش جنگ را خاموش نمایند، بلکه به هر قیمتی تصمیم ادامه آن را دارند، تا با کشتار هزاره ها، زمینه آرایش دوباره خودشانرا مساعد سازند و یا حد اقل با ادامه این جنگ می خواهند تمرینی داشته باشند برای ارزیابی حملات آینده شان و از طرف دیگر اگر هزاره ها دست به مقاومت مسلحانه و جبهه این بزنند، آنها را تروریست، جنگ طلب و جنگ افروز معرفی نموده و با اردوی ملی و نیروهای بین المللی شدیدا سرکوب نمایند و به این صورت جنگ را به داخل هزارستان و صفحات شمال بکشانند.

     سوال اینجاست، که دشمنان قسم خورده ما راه اندازی و ادامه جنگ هدف شان است، ولی وظیفه ما چیست و ما با این پدیده شوم کوچی گری چگونه باید دست به مبارزه بزنیم، تا سرزمین، عزت، جان، مال و ناموس خویش را حفظ نمایم. به نظر صاحب قلم، در راه مبارزه با این پدیده شوم باید یک حرکت ملی از طرف هزاره سراسر جهان با همکاری دیگر اقوام و جریانهای مدنی به صورت یک پارچه، هوشیارانه و مدبرانه در سه جریان زیر همزمان تا نجات دایمی از پدیده شوم کوچی گری صورت بگیرد:

·         ایجاد هماهنگی، انسجام و اتحاد در بین خود هزاره ها و با اقوام غیر پشتون:

     ما باید نیک بدانیم، که این جنگ فقط و فقط جنگ هزاره های بهسود با کوچی نما ها نمی باشد، بلکه کوچی نماها می خواهند، برای ورود به هزارستان و صفحات شمال به حیث دروازده ورود از بهسود استفاده نمایند. و این هزاره های بهسود است، که اینک سپر بلا برای حفظ هزارستان و صفحات شمال شده است، لهذا اگر هزاره های سراسر جهان، تاجک ها، ازبک ها و دیگر اقوام کوچک و بزرگ می خواهند، در آینده مصون بمانند، باید پشتبانی فوری مادی و معنوی شانرا از هزاره های بهسود دریغ ننمایند. از طرف دیگر لازم است، که متوجه خاینین و معامله گران نیز از همه بیشتر اینک بود، زیرا سر سپردگان به دشمن، متاسفانه هیچگاه به خود نمی آیند و از هر جریانی برای بی اتفافی و به بیراهه کشاندن مبارزات استفاده می نمایند و اینک نیز تلاش های شانرا به شدت درین راستا ادامه می دهند.

·         اعتراضات مدنی:

     یکی از روش های دموکراتیک و کم هزینه برای برآورده شدن اهداف مشخص در تمام جهان امروزه همانا اعتراضات مدنی می باشد، لهذا اعتراضات مدنی جاری، هرچه شدید تر شده و دامنه  آن وسیع تر گردیده و در هماهنگی با جریانهای مدنی ملی و بین المللی و هزاره های سراسر افغانستان و جهان به سطح رسانه های بین المللی و تظاهرات جهانی ظاهر گردد. بدون شک این اعتراضات اگر نفوذ در گوش های کر دولت مداران نکند، کشور های دخیل در مسله افغانستان را مجبور به دخالت در این مسله خواهد کرد، تا فشار مطلوب را بر دولت آقای کرزی وارد آورند، که جلو وحشی گری های کوچی نماها را گرفته و به حل دایمی این مسله اقدام نمایند. البته این اعتراضات تا زمانی ادامه یابد، که مسله شوم کوچی گری این بار برای همیش خاموش گردد، در غیر آن اگر منظور فقط بیرون راندن کوچی موقتا از ساحه باشد، سودی قابل ملاحظه ای ندارد.

·         پتشبانی از جبهه فعلی مقاومت و تشکیل جبهه های جدید مقاومت:

     در قانون جنگ هر قدر دشمن دست آورد داشته باشد، به همان اندازه طلب اش بیشتر می شود، لهذا با کمک مالی هر یک از هزاره های در کل و اشخاص متمول و با احساس به صورت خاص جبهه مقاومت پشتبانی، انگیزه دهی و قدرتمند تر گردد، تا در ضمن جلوگیری از پیش روی کوچی نماها در موقع ضرورت ضربات دندان شکن را به دشمن وارد نمایند، تا دشمن کاملا میدان را بدون حریف و خالی تصور نکند و حاضر به قبول حقوق حقه مردم ما گردد.

                                                                                                             و من الله توفیق

+ نوشته شده در 2010/5/28ساعت 9:17 PM توسط عبدالله رفیعی |